گروههای خودسر، امنیت منطقه و تحریم
گفتوگو با علی یونسی
کد خبر: ۱۲۵۸۹۴
| | 8852 بازدید

تا اجراي قانون براي همگان لازمالاجرا و نهادينه نشود، پديده خودسر همچنان وجود خواهد داشت. بسياري در مقام عمل به آن، در فكر فرار و بدل و راه گريز و كلاه شرعي و قانوني هستند و در اين بين گاهي بدآموزيهايي هم به نام دين و اخلاق صورت ميگيرد
ميگويد اين روزها حال و حوصله مصاحبه را ندارد و سكوت را بر همهچيز ترجيح ميدهد هرچند با اصرار درخواست گفتوگو را بهدليل مشي اعتدالي روزنامه ميپذيرد. حجتالاسلام علي يونسي كه در پرونده كاري خود رياست سازمان قضايي نيروهاي مسلح، دادستاني تهران و وزير يكي از مهمترين وزارتخانهها يعني وزارت اطلاعات را دارد در گفتوگو با «ملت ما» به عارضههاي سياسي شدن مسئولان قضايي و امنيتي اشاره ميكند و ضمن بررسي پرونده گروههاي خودسر ميگويد كه اين افراد را بايد مهار كرد، نه قلع و قمع. او كه اكنون مشاور رييس قوه قضاييه است در تحليلش از اوضاع منطقه معتقد است تهديد نظامي، خيلي نزديك نيست.
شايد براي خوانندگان «ملت ما» مهم باشد كه علي يونسي وزير پيشين اطلاعات، اين روزها را چگونه ميگذراند و چرا اين همه از انجام مصاحبه گريزان است؟
مصاحبه و اظهارنظر حال و حوصله ميخواهد و اين روزها سكوت و انزوا مطابق حزم و احتياط است. من هم مانند بسياري از دلسوزان جمهوري اسلامي، مصلحت را در سكوت ميدانم. اين مصاحبه هم بخاطر روزنامه جديدالانتشار «ملت ما» كه توسط كساني كه از مشي منطقي و اعتدالي برخوردارند، انجام شد.
چرا احتياط و سكوت؟
فضاي سياسي كشور مهآلود است و هر گونه اظهارنظر چه بسا به گونههاي نادرست تفسير و تعبير شود. در سال گذشته بعضي از شخصيتهاي دلسوز نظام، مردم را به وحدت دعوت كردند، چيزي كه هميشه نظام و كشورمان به آن نيازمند است ولي فورا از سوي برخي گروههاي افراطي مورد آماج حمله و اهانت قرار گرفتند كه منظور از وحدت چيست؟ در حالي كه موضوع وحدت از واضحات و محكمات سياسي است نه از متشابهات؛ مخصوصا در شرايط تهديد خارجي نياز به انسجام ملي و وحدت داخلي از هر چيز ديگر بيشتر است.
الان در كجا اشتغال داريد و چه فعاليتي ميكنيد؟
بعد از فراغت از كار وزارت اطلاعات، عمده وقت خود را به مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام و مشاورت قوه قضاييه اختصاص دادم. البته بعد از اتمام دوره رياست آيتالله شاهرودي، بهكار مشاورت دعوت شدم.
عضو حزب سياسي خاصي هم هستيد؟
من عضو هيچ حزب و گروه سياسي نيستم و فعاليت سياسي براي امثال من، منع قانوني داشت. من عضويت و فعاليت ماموران امنيتي و نظاميان را در احزاب سياسي غيرقانوني ميدانم.
مگر شما عضو بنياد باران و گروه حقاني نيستيد؟
نه؛ اولا من عضو باران نيستم. ثانيا باران ظاهرا يك جريان فرهنگي است نه سياسي؛ و گروه حقاني بهعنوان يك گروه سياسي، وجود خارجي ندارد. البته من افتخار تحصيل در مدرسه حقاني را دارم و با اكثر فارغالتحصيلان آن مدرسه رفيق هستم.
دليل منع قانوني براي مقامات مذكور چيست؟
اين منع قانوني بخاطر اهميت مشاغل فوقالذكر است، زيرا اگر آن مقامات هوادار يا عضو يكي از احزاب باشند، بيطرفي آنان زير سوال خواهد رفت حتي گاهي يك اظهارنظر جانبدارانه و بيهنگام، مسووليت آنان را لوث خواهد كرد. اگر شما با كسي اختلاف داشته باشيد و كارتان به دادگاه بكشد، از مقام دادگاه چه انتظاري داريد؟ غير دادرسي بيطرفانه و قانوني؛ حالا اگر يكي از اعضاي دادگاه با طرف مخالف شما، كمي محبتآميز حرف بزند، شما چه فكري ميكنيد؟
مهمتر از آن، اگر شما عضو يك حزب يا گروه سياسي باشيد و قاضي محكمه عضو يا هوادار حزب رقيب شما باشد، چطور؟ بنابراين هركس كه در مقام دادرسي، بازرسي، نظارت، كنترل و رسيدگي قرار گيرد، بايد از هر نوع حب و بغض، پيشداوري و موضعگيري له يا عليه سياسي پاك و مبرا باشد. عرصه سياسي كشور همانند بازي فوتبال است كه اگر يك لحظه داور بازي به سمت و سوي يك تيم، تمايلي نشان دهد، اصل بازي زير سوال ميرود و ضرورت بيطرفي براي مقامات امنيتي و ماموران آن خيلي بيشتر است زيرا اگر چنان نباشد، دوست را به جاي دشمن عوض ميكنند و به جاي توليد امنيت، ناامني توليد خواهند كرد و اگر مرز بين دوست و دشمن شكسته شود، اطمينان و اعتماد مردم خدشهدار خواهد شد. پديده خودسري در چنين فضايي بازتوليد ميشود.
منظورتان از خودسر چيست و آيا فاجعه كهريزك، حمله به كوي دانشگاه و شهرك سبحان در تعريف خودسر ميگنجد؟
من هر عمل غيرقانوني و بدون دستور از مافوق را عمل خودسر ميدانم. فاجعه قتلهاي زنجيرهاي و بازداشتگاه كهريزك و حمله به كوي دانشگاه و حمله به منازل برخي افراد را از آن نوع ميدانم. زيرا آن اقدامات هم غيرقانوني بودند و هم مقامات مافوق از آن تحاشي و بيزاري جستند.
به نظر شما ريشه عمليات خودسرانه در چيست؟
ريشه عمليات خودسرانه در منزلت و جايگاه قانون است. از آن زمان كه قانون تصويب و لازمالاجرا شد، هرگز اجراي آن جدي تلقي نشد. يعني از مشروطه تاكنون؛ و تا اجراي قانون براي همگان لازمالاجرا و نهادينه نشود، پديده خودسر همچنان وجود خواهد داشت. بسياري در مقام عمل به آن، در فكر فرار و بدل و راه گريز و كلاه شرعي و قانوني هستند و در اين بين گاهي بدآموزيهايي هم به نام دين و اخلاق صورت ميگيرد كه مزيد بر علت شده است و سعي دارند از بالاي قانون عبور كنند. در فاجعه كهريزك اگر مقامات قضايي و پليس به وظيفه خود عمل ميكردند، لازم نميشد عاليترين مقام كشور براي تعطيل كردن آن، وارد عمل شود و اگر تعطيل نميشد شايد دهها روحالاميني ديگر كشته ميشدند.
انگيزه و نيت افراد خودسر در ارتكاب اعمال مجرمانه چيست؟
به نظر من غالب افراد خودسر، داراي حسننيّت و انگيزه مذهبي هستند. البته افراد ماجراجو، شياد و مجرمان حرفهيي هم داخل آنها ميشوند و از پوشش گروههاي خودسر در جهت نيل به اهداف ديگر خود استفاده ميكنند و براي خود حاشيه امنيتي ايجاد ميكنند.
شما با طرح انگيزههاي مذهبي مرا به ياد انجمن حجتيه انداختيد. آيا اينگونه عناصر با آن انجمن ارتباطي دارند؟
تا آنجا كه من ميدانم و به ياد دارم، انجمن حجتيه هرگز عمليات نظامي و خشونتآميز نداشتهاند. البته شباهتهاي تشكيلاتي و سازماني بين آنها وجود دارد. مثلا گروه تروريستي كه آقاي رازيني را ترور كرد از نظر رفتار و گفتار، شبيه انجمن حجتيه بودند اما به انجمن ربطي نداشتند و اگر كسي اطلاعات لازم را نداشته باشد، همه را يك جور ميبيند.
شما روند برخورد با جريانهاي خودسر را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
افت و خيز داشته است. ولي هميشه گروههاي خودسر از قديم وجود داشته است و كم و بيش هم برخورد وجود داشته است و من ريشه آن را در بيمنزلتي يا كممنزلتي قانون ميدانم و راهعلاج قطعي و اصلي آن هم در عزم جدي سياسي، فرهنگي و قانوني است و نقش قوهقضاييه بيش از همه موثر است. البته من معتقدم بايد آنها مهار شوند، نه قلع و قمع.
حاجآقا باتوجه به اشراف شما به اوضاع منطقه، وضع امنيت منطقه و تهديداتي كه وجود دارد را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
متاسفانه تهديد وجود دارد. كافي است شما مصاحبهها و اظهارات مقامات نظامي خودمان را ملاحظه كنيد. كمتر مقام نظامي است كه در مصاحبهها و اظهارات خود به تهديدات خارجي اشاره نكند.
نظر شما چيست؟ نگران كدام خطر هستيد؟
من شديدا از تحريمهاي انجام شده و تشديد آن و آثار سوء مترتب بر آنها نگرانم؛ متاسفانه در اين هنگام كه كشور بيش از هر وقت ديگر نياز به انسجام و وحدت دارد، برخي از عناصر و گروههاي افراطي و تندرو مدام بر طبل تفرقه و اختلاف ميكوبند و با روشهاي تنگنظرانه و دشمنساز خود، بسياري از نخبگان و مديران سابق كشور را به حاشيه راندهاند و هر روز هم دايره مشمول خوديها را تنگتر ميكنند.
اما درباره تهديد نظامي، من آن را خيلي نزديك نميدانم. اگر چه احتمال ضعيف است ولي محتمل بسيار مهم و قوي است و تدابير لازم پيشگيرانه طلب ميكند. امريكا و رژيم صهيونيستي در مناطقي كه خود آتش جنگ آن را افروختهاند، خوشبختانه گرفتار شدهاند و تاكنون هر جا كه امريكا وارد جنگ در منطقه شده است، نتايج آن به نفع كشور ما تمام شده است و اين بخاطر حضور موثر جمهوري اسلامي در رقابتهاي منطقهيي است. كشورهايي مثل عراق، افغانستان، فلسطين و لبنان، محل رقابتهاي منطقهيي و بينالمللي است. خوشبختانه جمهوري اسلامي دست برتر را دارد. اين برتري منافع اساسي امنيتي، اقتصادي و فرهنگي ما را در درازمدت تضمين كرده است. اگرچه متاسفانه ممكن است بعضيها از سر لجبازي يا عكسالعمل افراطگريهاي سياسي نتوانند يا نخواهند اين حقيقت را قبول كنند كه نفوذ جمهورياسلامي در اين كشورها چه قدر به نفع كشور ماست و گاهي اين نفوذ را بيش از هر عامل و علتي، معلول كمكهاي اقتصادي ميپندارند. در حالي كه نقش كمكهاي اقتصادي در مقايسه با تاثير گرايشهاي فرهنگي و سياسي بسيار كمرنگ است. امروز به يمن نفوذ ايران در عراق، هم رفع تهديد امنيتي شده است و هم همه بازار عراق بهعنوان يك فرصت طلايي براي صادرات كشورمان تبديل شده است و اين آيا منافعي نيست كه از اين كشور نصيب ايران شده است. آيا جنگ تحميلي صدام عليه كشور ما، هجوم مواد مخدر و طالبان در افغانستان كافي نيست كه ما را مجبور كند كه با تمام توان، در نفوذ همهجانبه خود بكوشيم؟!
هر كجا كه در اين كشورهاي منطقه ما كوتاه بياييم، رقبا يا دشمنان جاي ما را خواهند گرفت و آن را به پايگاهي عليه نفوذ فرهنگي و اقتصادي ما تبديل خواهند كرد. ضديت و دشمني بعضي اقوام يا مسلكهايي مثل وهابيت و حتي ناسيوناليسم افراطي عرب، مثل حزب بعث و غيره، ريشه عميق تاريخي و ايدئولوژيكي يا ژئوپليتيكي دارد. البته پيروزي جمهورياسلامي هم بر سوءظن و دشمني آنان افزوده است. بنابراين ما هميشه بايد گروهها و دولتها و گرايشهاي همسوي خودمان در منطقه مثل حزبالله لبنان، فلسطين و عراق را تقويت كنيم. اين سياستي بوده كه در تمام ادوار گذشته و در دولتهاي آقايان هاشمي و خاتمي، با قدرت و دقت معمول بوده و با پشتوانه يك شناخت عميق و كارشناسي، از تهديدات بالفعل و بالقوه و درك منافع درازمدت كشورمان صورت گرفته است و هيچ دولتي قادر نيست اساس آن را تغيير دهد. من بهعنوان يك ايراني از استقبال خوب لبنانيها از مقامات ايراني هميشه احساس غرور كردهام. چرا ما جايگاه تاريخي ايران اسلامي را در منطقه بانفوذ تمدن و فرهنگ ايراني، كسب نكنيم. ميدانيد منطقه نفوذ تمدن و فرهنگ ايران زمين شامل شبه قاره هند، آسياي ميانه، شمال چين، همه خليجفارس، قفقاز شمالي و جنوبي، آسياي صغير، بينالنهرين و... ميشود و اين يعني همه فرصتهاي بالقوه فرهنگي، اقتصادي و سياسي كه اگر درست عمل كنيم بار ديگر عظمت، مجد و عزت ايران اسلامي را احيا كردهايم.
منظور من دخالت در ساير كشورها يا طمع ارضي نيست، بلكه بهكارگيري فرصتها و نفوذ فرهنگي و تاريخي در جهت صلاح و منافع كشورمان است. بعد از فروپاشي شوروي، انتظار ميرفت كه همه آسياي ميانه و قفقاز، محل عرضه كالاي اقتصادي و فرهنگي كشورمان ميشد، ولي متاسفانه چنين نشد و رقباي منطقهيي و بينالمللي جاي ما را گرفتند.
منبع: روزنامه ملت ما
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


