گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۲۴۰۵۵
| | 3811 بازدید
كيهان
«نگاه از چهار زاويه» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن ميخوانيد:
آمريكاييها پس از سناريوي ساختگي حادثه 11 سپتامبر- 20 شهريور 80- كه زمينه ساز حمله نظامي به افغانستان در سال 2001 و لشكركشي به عراق در 2003 بود چون تبعات غيرقابل پيش بيني استفاده از گزينه نظامي عليه ايران را بخوبي برآورد كرده بودند و ميدانستند ايران اسلامي، افغانستان يا عراق نيست به حربه نخ نما شده تحريمها متوسل شدند و دوره جديدي از تحريمهاي اقتصادي را از آن تاريخ بر ضد ايران به تصويب رساندند. البته از همان ابتدا كه دور جديد تحريمها از سوي آمريكا بطرفيت ايران كليد خورد چون سابقه اين داستان تكراري به اوايل پيروزي انقلاب اسلامي برمي گشت و از سال 1980 براي اولين بار گزينه تحريم به كار گرفته شد ناظران و تحليلگران سياسي معتقد بودند كه در فرجام كار ايالات متحده از درخت تحريمها ثمرهاي نخواهد چيد كه تا به امروز نيز چنين شده است.
اما در ادامه پروژه آمريكايي تحريمها بر ضد ايران كه با گذشت زمان به پروسهاي ناموفق مبدل گشته و هر روز اين مسئله آشكارتر ميشود باز هم ايالات متحده بر سنت معمول و نامعقول خود پافشاري كرده و هفته گذشته رييس جمهور آمريكا 8 تن از مقامات كشورمان را مشمول تحريم به اصطلاح بين المللي اعلام كرد.
جالب اينجاست كه اين 8 مقام ايراني به اين دليل مشمول محروميت و تحريم قرار گرفتهاند كه در مبارزه با اغتشاشات بعد از انتخابات رياست جمهوري سال 88 و مهار جنگ نرم و فتنههاي فتنه گران و آ شوبگران- كه رد پاي مثلث آمريكا و انگليس و صهيونيسم به وضوح در آن ديده شد- نقش ويژه و برجستهاي را ايفا كردهاند.
با اين اقدام باراك اوباما بار ديگر نقاب از چهره كنار زده و صريحاً با صدور اين فرمان تحريم اعلام ميكند كه 8 مقام ايراني (محصولي- نجار- رادان- مرتضوي- اژه اي- مصلحي- تائب و جعفري) حق مسافرت به كشورهاي خارجي و آمريكا را نداشته و اموال آنها در خارج از كشور مصادره و افراد مذكور از نظر بين المللي ممنوع المعامله و مشمول ضبط و مصادره اموال ميباشند!
هرچند داستان بلند و بي نتيجه تحريمها طي 30 سال گذشته نتوانسته در عزم و اراده ملت ايران خدشهاي وارد كند و عموم مردم بخوبي و با بصيرت از بي خاصيتي تحريمها باخبرند اما اين نوشته درصدد است تا از 4 منظر سياسي، ديپلماسي، حقوقي و اقتصادي علت تحريم اخير آمريكاييها عليه 8 مقام ايراني را واكاوي كند.
مردم سالاري
«از استيضاح نترسيم» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم کوروش شرفشاهي است كه در آن ميخوانيد:
مدتي است که نمايندگان در واکنش به عملکرد دولت، بحث بازخواست را جدي گرفته و به ابزارهاي گوناگون قانوني متوسل ميشوند اکنون در هر جلسه علني مجلس يکي از وزرا براي پاسخ به سوال نمايندگان حاضر ميشود و تا کنون دو وزير بازرگاني و امور خارجه درکابينه دهم از مجلس کارت زرد گرفتهاند اما نمايندگان مردم در خانه ملت همچنان اصرار دارند که تغيير محسوسي پس از طرح سوال رخ نميدهد لذا به ابزارهاي قانوني جدي تر استيضاح متوسل شدهاند اما اشکال اينجاست که هر از چند گاهي با امضاي نمايندگان، طرح استيضاح مطرح ميشود اما پس از مدتي و بدون آن که هيچ تغييري در رفتار وزارتخانه صورت گيرد استيضاح با کم شدن امضاها رنگ ميبازد. اکنون سوال اينجاست که چرا وزرا از استيضاح تا به اين اندازه هراس دارند که لابيهاي گستردهاي را در مجلس آغاز ميکنند.
نکته مهمتر آن است که استيضاح بايد تابع شرايط خاصي باشد بدين معنا که نمايندگان امضاکننده بايد اطلا عات و آمار دقيق از عملکرد نادرست وزير داشته باشند که بحث استيضاح را مطرح کنند. اما چه اتفاقي ميافتد که در عرض يک هفته تا نهايت يک ماه هم اين آمارها رنگ ميبازد و عملکرد اشتباه توجيه پذير ميشود. چرا حتي برخي از نمايندگان دولت گراي مجلس از نمايندگان امضاکننده ميخواهند که استيضاح شان را پس بگيرند به عنوان مثال مگر در بحث معضل واردات بي رويه همه کشور درگير نيست؟ مگر کشاورزي در همه استانها مشکل ندارد؟ مگر استخدام معلمان حق التدريس يا پرستاران ويژه استان تهران است؟ و مگر هر يک از نمايندگان مردم در خانه ملت، نماينده کل کشور نيستند؟
نکته بعدي آن است که طي ماههاي اخير بارها از هيات رئيسه به دليل اعلا م وصول نکردن استيضاح انتقاد شده و در نادرترين اتفاق، پس گرفتن امضاي استيضاح وزير آموزش وپرورش بود زيرا استيضاح اعلا م وصول شده بايد به جريان بيفتد مگر هيات رئيسه از حقوق نمايندگان دفاع نميکند؟
مهمتر آن که چرا بايد از استيضاح تا بدين حد وحشت داشت؟ اگر وزير مربوطه براي عملکرد خود توجيه دارد و ميتواند نمايندگان مردم را قانع کند، آيا بهترين مکان براي توجيه عملکرد ها، صحن علني مجلس و حضور در بين نمايندگان مردم نيست؟
رسالت
«دهه 90، دهه تجاري کردن علم و توليد فناوريها» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
رهبر معظم انقلاب روز گذشته در ديدار نخبگان ضمن تاکيد بر اهميت علم به عنوان يک محاسبه دقيق و تشخيص عميق در چشم انداز نظام مقدس جمهوري اسلامي فرمودند: "تا سال 1404 بايد بتوانيم 20 درصد درآمد کشور را از تجارت محصولات علمي تامين کنيم." معني فرمايش معظم له اين است که در مقايسه با حدود 100 ميليارد دلار درآمد ارزي هر ساله کشور اعم از درآمدهاي نفتي و غير نفتي طي 15 سال آينده حداقل 20 ميليارد دلار ميبايست از طريق تجارت محصولات علمي تحصيل شود.
اين رقم به اضافه 20 درصد درآمدهاي داخلي رقمي حدود 60 ميليارد دلارمي شود که در طول تاريخ ايران بي سابقه است. البته ايران و ايرانيان در چند سده گذشته توليد کننده مطرح علم و فناوري بودهاند اما اين حجم از درآمدزايي از محصولات علمي و برقراري پيوند مستمر بين دانش و ثروت کمتر در ايران اتفاق افتاده است. در واقع تجارت محصولات علمي و ابتناي ماليه عمومي بر علم يکي از مولفههاي درآمدزايي جديد است که مبتني بر محاسبات دقيق و تشخيصات عميق و انيق در چشم انداز نظام جمهوري اسلامي قرار گرفته است.
منظور از توليد ثروت از دانش اين است كه در نظام واره دانايي انسان بتواند با توليد محصولات علمي قيمت افزوده آنها را افزايش دهد تا در دنياي رقابتي از استانداردهاي لازم برخوردار باشد و مطلوبيت خود را براي مشتريان حفظ نمايد.
امروزه دانش مهم ترين دارايي يک کشور است و سرمايههاي فکري (Intellectual Capital) ابزار اصلي توسعه و پيشرفت محسوب ميشوند. عصر ما عصر گذار از اقتصاد منابع محور به اقتصاد دانش بنيان است. لستر تارو در کتاب ثروت آفرينان مينويسد:" پايههاي قديم کاميابي، فروريخته است. در تمام طول تاريخ بشر، منشأ کاميابي دستيابي به منابع طبيعي مانند زمين، طلا و نفت بوده است.
ناگهان ورق برگشته و دانش به جاي آن نشسته است. اين عصر، عصر صنايع انسان ساخته بر پايه دانايي و تواناييهاي مغزي است.بيل گيتس، ثروتمندترين مرد دنيا، مالک چيزهاي ملموس نيست: نه زمين دارد، نه طلا، نه نفت، نه کارخانه، نه فعاليت صنعتي ديگر و نه ارتش و سپاهي. اين نخستين بار در تاريخ بشر است که ثروتمندترين مرد دنيا فقط دانش دارد و بس.سومين انقلاب صنعتي دارد عناصر سازنده هرم ثروت را به ترتيبي جديد از نو ميچيند. کسي به درستي نميداند که قاعده بازي چيست. برندگان کساني خواهند بود که ماهيت هرم ثروت را در اقتصادي متکي به دانش، زودتر دريابند.."
واقعيت همين است در اين عزيمت پرشتاب، نظام دانايي حرف اول را ميزند و دانش محوري مقدمه اقتدار، رفاه، پيشرفت و آباداني است. يعني بر خلاف گذشته که سرمايه، منابع طبيعي، نيروي کار و ... فاکتور اصلي در پيشرفت کشورها به حساب ميآمد در قرن بيست و يکم در کنار ساير عوامل دانش و تکنولوژي عامل اصلي توسعه و جبران عقب ماندگيها به حساب ميآيد.
تهران امروز
«علوم انساني و لزوم طرح ايدههاي نو» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكترمصطفي ملكوتيان است كه در آن ميخوانيد:
اشاره رهبر معظم انقلاب اسلامي به لزوم اهتمام محققان علوم انساني و اجتماعي به ارائه ايدههاي نو، نكتهاي بسيار شايسته و درخور توجه است. آشكار است كه از نظر موضوع، ماهيت و پيچيدگي تفاوتهاي آشكاري ميان علوم انساني و اجتماعي و علومي كه اصطلاحا علوم دقيقه يا علوم محض خوانده ميشوند مانند فيزيك، شيمي و علوم تجربي وجود دارد و در حالي كه موضوع علوم محض، جهان طبيعت و ماده بيجان يا جنبههاي جسمي جانداران است، موضوع علوم انساني و اجتماعي، عامل انسان و رفتارهاي بشري است و به همين دليل به نتيجه رسيدن تحقيق در علوم انساني و اجتماعي بسيار مشكلتر از علوم دقيقه است. شايد مهمترين دلايل وجود نظريههاي متعارف و زياد در موضوعات علوم انساني و اجتماعي به اين واقعيتها برميگردد كه:
1 - در علوم انساني و اجتماعي ادغام موضوعي بسيار گستردهاي وجود دارد و براي تحقيق در يك مسئله گاهي بايد وارد حيطه علوم مختلف از جمله جامعهشناسي، روانشناسي، اقتصاد، سياست و... گرديد.
2 - برخلاف علوم دقيقه، در علوم اجتماعي و انساني آزمايشگاه دراختيار نداريم و نميتوانيم بلافاصله درستي و نادرستي يافتههاي خود را به بوته آزمايش بگذاريم و بدين ترتيب فرضيهها و نظريهها روي هم انبار ميشوند.
3 - با توجه به اينكه موضوع علوم انساني – اجتماعي عامل انسان و رفتارهاي اوست و انسان داراي جنبههاي غيرمادي مانند اراده، انديشه، اختيار، حافظه، احساسات، خيالات و... است، برخلاف موضوع علوم محض كه طبيعت بيجان است، امر پژوهش و تحقيق در اين علوم مشكلتر جلوه ميكند.
حال بهرغم لزوم توجه به اين واقعيت يعني سختي پژوهش و تحقيق در علوم انساني – اجتماعي و رفتاري در مقايسه با علوم دقيقه و محض، بايد به واقعيت تلخي اشاره كنيم كه كمتر مورد موشكافي و دقت قرار گرفته است؛ تحقيقات در علوم انساني و اجتماعي در كشور ما در سالهاي گذشته مسيري مستقل و پويا نداشته و نتوانسته آنچنان كه شايسته يك جامعه انقلابي - اسلامي و مستقل است رشد نمايد و در مقايسه با پيشرفتهاي علمي در علوم مقابل چندان پيشرفتي نداشته است.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
در ميانه هفته، كه زمين و زمان در غم ماتم صادق آل محمد(ص) سوگوار بود، جاي خالي يك جنبش فرهنگي به تاسي از حركت موج آفرين دوران امامت امام جعفر صادق عليه السلام احساس شد. دوشنبه اين هفته يعني 25 شوال 1431، سالروز شهادت شيخ الائمه، رئيس مذهب جعفري روزي است كه مدافع حقانيت تشيع و ناشر معارف صحيح اسلام در سن 65 سالگي در سال 148 هجري قمري شربت شهادت را نوشيد و براي هميشه تاريخ، حجت را بر شيعيان تمام كرد كه لحظهاي از پاسداري فرهنگ حياتبخش شيعه باز نايستند و "فرهنگ" را فداي "سياست" نكنند.
آن حضرت عمر شريف خود را وقف نهادينه كردن معارف ديني و تربيت شاگرداني كردند كه حاضر نشدند مسائل فرهنگي را فداي شرايط اجتماعي و مناصب اقتصادي كنند و لذا جهاد علمي و مبارزه با بدعتهاي اجتماعي را بر آرامش شخصي ترجيح دادند.
امام جعفر صادق(ع) در حوزه فرهنگي دانشگاه بزرگي را تاسيس كردند كه هزاران شاگرد در آن تربيت يافته و امروز با 36 هزار حديثي كه از آن امام به يادگار مانده، فضائل و مناقب فقه جعفري در جهان نورافشاني ميكند. ايشان از هر فرصتي در دوران عمر پربركت خويش براي دفاع از دين و حقانيت تشيع و نشر معارف استفاده برده و استدلالهاي متين و استوارشان در مناظرات، راههاي جديدي در مقابل ديدگان بشريت ميآفريد. ايشان در كليه صفات نيكو و سجاياي اخلاقي سرآمد بود از جمله آنكه مخالفين آنحضرت به اين فضيلت امام صادق(ع) اعتراف دارند كه در تمام عمر، حتي كلمهاي نادرست از ايشان صادر نشد و از اين رو حضرتش را ميزان صدق، نيكوكرداري و اخلاق لقب دادند. پس چه شايسته و نيكو خواهد بود كه امروز نيز 14 قرن پس از دوران امامت ناشر معارف حقه الهيه، پيروان آنحضرت به اقامه فضائل علمي جعفريه و مناقب اخلاقي صادقيه در حوزههاي مختلف اجتماعي همت گمارند و در تربيت انسانهاي شايسته و متخلق و شكل دهي جامعه به سمت صفات نيكو و سجاياي رفتاري كوشا باشند.
يكي از مناسبتهاي هفته جاري، روز نيروي انتظامي بود. هدف از اين روز كه پس از انقلاب اسلامي در تقويم كشور قرار داده شده، تقدير از تلاشهاي مرزداران و حافظان امنيت جامعه و تلاش براي ارتقاء امنيت عمومي است. به طور مسلم، يكي از مولفههاي اساسي پيشرفت و پويايي هر نظام سياسي، موفقيت در مسير ايجاد آرامش و امنيت اجتماعي است كه براساس آن، ساير اركان سياسي، فرهنگي، اقتصادي و علمي قادر خواهند بود به كاركردهاي اصلي خود ادامه دهند. قطعاً بدون تامين امنيت مناسب اجتماعي، ساير بخشهاي يك نظام سياسي نخواهند توانست توقعات عمومي را برآورده سازند. از اين رو هر چند پس از انقلاب اسلامي به رغم توطئههاي گوناگون دشمنان نظام، كشور از امنيت مناسبي برخوردار بوده ولي تا رسيدن به سطح قابل قبول و تامين رضايت عمومي كه در آن مردم احساس آرامش كامل كرده و بزهكاران و نااهلان احساس ناامني كنند، فاصلههاي ناپيموده زيادي وجود دارد كه نيازمند همت و تلاش مضاعف دست اندركاران نيروي انتظامي است. به همين دليل اين روزها ارتقاء امنيت اجتماعي و برخورد با افراد لاابالي، اشرار و مفسده جو كه حريم عمومي امنيتي و اخلاقي جامعه را خدشهدار ميكنند به يك مطالبه ملي تبديل شده كه مسئولان وزارت كشور و نيروي انتظامي بايد به طور جدي در جهت تامين آن بر آيند.
در اين هفته سفر چند ساعته رئيسجمهور سوريه به تهران و رايزني با مقامات جمهوري اسلامي ايران براي تحكيم مقاومت اسلامي عليه تهديدات صهيونيستي و موضوعات منطقهاي از اهميت ويژهاي برخوردار بود. آقاي بشار اسد در اين سفر به حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي رسيد و حضرت آيتالله خامنهاي در اين ديدار خواستار شتاب بيشتر روند جذب همكاريهاي ايران و سوريه به عنوان دو كشور خط مقدم مبارزه با توسعهطلبيهاي رژيم صهيونيستي شده و تاكيد كردند تلاشهاي مقامات آمريكايي براي از بين بردن محور مقاومت در منطقه به نتيجه نخواهد رسيد كه از جمله آنها به شكست انجاميدن آخرين تلاشهاي اوباما براي برقراري مذاكرات سازش است.
سياست روز
«دانشگاهها؛ كانون نخبهپروري» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم دكتر سيد عبدالعزيز رضواني است كه در آن ميخوانيد:
يكم) نسبت دانش و توانائي
انديشمندان جهان اسلام از ديرباز رابطه مستقيمي بين دانائي و توانائي ترسيم ميكردند. با مطالعه اجمالي روند ظهور تمدن اسلامي ميتوانيم رابطه مستقيم اين تمدن و شكوفائي دانش مسلمين را دريابيم. شهيد مرتضي مطهري، محمدرضا حكيمي، علي دواني، جلال همايي، علي اكبر ولايتي، موسي نجفي، كريم مجتهدي، رضا داوري اردكاني و... هريك آثاري درباره دانش مسلمين يا تمدن اسلامي دارند كه ميتوان در ضمن آنها شكوفائي توأمان تمدن اسلامي و علوم مختلف را مطالعه كرد.
دوم) كانون تقليد
دانشگاههاي ايران، به عنوان مراكز علمي نوين، حدود يك قرن است كه پديد آمدهاند. البته اگر تاسيس دارالفنون را مبدأ شكلگيري دانشگاههاي نوين در ايران بدانيم، عمر اين مراكز به بيش از يك و نيم قرن ميرسد. با اين وصف، تا پيش از انقلاب اسلامي، مديريت حاكم بر دانشگاهها به گونهاي بود كه اين مراكز به كانون تقليد محض علمي از مدرنيته تبديل شده بودند.
مديريت مراكز علمي، با گذراندن جوانان نخبه از مراحل تحصيلات كارشناسي و گاه كارشناسي ارشد، شرايطي را فراهم ميكردند كه آنان ناگزير شكوفايي استعدادهاي خود و طي تحصيلات تكميلي را تنها در هجرت به غرب ببينند. به علاوه در علوم و فنون و نيز دانشهاي عقلي، حكمي و كلامي فضايي را فراهم ميكردند كه فارغالتحصيلان گرفتار باورهاي بشرمدارانه و ناسوتي مدرنيت گردند. اگر هم دانشجوياني بودند كه ميخواستند دامن از اين دام فراهم چينند بايد به حلقههاي علمي غير رسمي علامه طباطبائي، علامه جعفري، شهيد مطهري، شهيد مفتح و... راه يابند. البته همين نور فروزان چراغي كه اين انديشمندان در حلقههاي علمي خود برافروختند، راه انقلاب اسلامي و تاسيس نظام فكري-سياسي را روشن كرد و بسياري از جوانان دانشجو را به انقلاب اسلامي رهنمون ساخت.
سوم)دانشگاه و توليد علم
پس از انقلاب اسلامي، با وجود تلاشهاي وافر، گروهي كمخرد پرادعا كه بر مناصب وزارت علوم و ستاد انقلاب فرهنگي و... راه يافته بودند، كوشيدند همچنان دانشگاه را كانون مقلد پروري نگه دارند. اينان از يك سو ميكوشيدند دانشگاهها به دروس، رشتهها، سرفصلها و محتواي ناسازگار با آزادانديشي و انديشههاي اسلامي مشغول بمانند و از سوي ديگر با اتكا به دستگاههاي تبليغاتي چندرسانهاي و پرهياهو، مباحث مرتجعانه پوزيتويستي، ابطالگرايانه، دهريزده و... را به خورد دانشجويان ما ميدادند.
آفرينش
«يک قطر ديگر در راه است» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
با اعلام جديد وزير نفت عراق، حسين شهرستاني در مورد ذخاير نفتي اين کشور، اين کشور جايگاه جهاني کشور مان را در ذخاير نفتي در سطح جهان و همچنين سازمان اوپک از آن خود کرد . شهرستاني ذخاير نفتي در ميدانهاي نفتي عراق را در مجموع دست کم 143/1ميليارد بشکه نفت اعلام کرد که بيش از 24 درصد بيشتر ازآماري است که تا کنون به حساب ميآمد .
در اين راستا اينک اين کشور در فهرست بين المللي کشورهاي داراي ذخاير نفت پس از عربستان سعودي، ونزوئلا و کاناد از مقام پنجم به چهارم رسيد و در سازمان اوپک نيز پس از عربستان و ونزوئلا جايگاه سوم را از آن خود کرد .درواقع اين اعلام جديد وزير نفت عراق در مورد ذخاير نفت اين کشور بي شک تاثيرات مهم کوتاه مدت وبلند مدت داخلي وخارجي در اين کشور و منطقه وهمچنين کشور ما بر جاي خواهد گذارد تاثيراتي که بيشک بر توانايي اين کشور در ابعاد اقتصادي وسياسي خواهد افزود و روند جلب سرمايه گذاري خارجي را در بخش انرژي اين کشور گسترش خواهد داد .
در اين بين بايد ياد اور شد که عراق در دو سال گذشته کوشيده تا با ديپلماسي انرژي قدرتمندي تقريبا تمام شرکتهاي بين المللي و فعال در حوزه نفت را به اين کشور گسيل دارد روندي که با سرمايه گذاري افزون قرار است روياي رقابت با عربستان درزمينه توليد نفت را با توليد 12 ميليون بشکه تحقق بخشد روندي که بيشک در سالهاي اينده ايران را در زمينه توليد نفت پشت سر خواهد گذارد و متنابع با آن سهميه اين کشور را در سازمان کشورهاي توليد کننده نفت(اوپک) افزايش خواهد داد .
علاوه بر اين بايد دانست که از انجا که کشور عراق در نزديکي مرز ايران داراي 12 ميادين نفتي مجنون، سيبا، سندباد، هويزه، الشهابي، م، جريا پيکا، چيا سرخ، نفت خانه و..و ما نيز داراي 7 ميدان نفتي مشترک با اين کشور به نامهاي دهلران، پايدار غرب، نفت شهر، يادآوران، آزادگان، اروند و آذر هستيم هر گونه فعاليت نفتي اين کشور در حوزه اکتشاف نفت وگاز افزايش توليد وصادرات بويژه در ميدانهاي مشترک با ايران و ميدانهايي نزديک به مرز با ايران مسلما بر روي منافع ملي واقتصادي کشور تاثير خواهد گذارد .
بطور مثال برنامه افزايش توليد و اکتشاف نفت در عراق جايگاه اين کشور را در اوپک تقويت کرده و سهم صادراتي اين کشور را افزون ميکند در اين حال اگر اين برنامه افزايش توليد از ميدانهاي مشترک با ايران باشد تاثيري دوچندان و منفي بر روي منافع ما ميگذارد و اين يعني تکرار تجربه تلخ بهره برداري از مخازن مشترک با ديگر همسايه جنوبي امان قطر که سالهاست به زيان کشورمان ادامه يافته است.
آرمان
«دلايل عدم تشکيل دولت در عراق» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم احمد بخشايشي است كه در آن ميخوانيد:
عدم تشکيل دولت باعث ميگردد نفوذ بيگانگان در عراق افزايش يافته و مردم به اين نتيجه خواهند رسيد که تأمين امنيت نيازمند دموکراسي استبداي و ديکتاتور افرادي مانند صدام حسين است و گروههاي سياسي در عراق لياقت و مردمسالاري در تشکيل دولت را ندارند.خاورميانه دو جبهه را در خود ميپروراند: يکي جبهه مقاومت که از دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران بوده و نفرت از آمريکا و فرهنگ سلطه و خواست ملتها را دنبال ميکند.اعضاي اين جبهه عبارتند از :
ايران اسلامي (که رهبري جبهه را در دست دارد)،عراق که پس از اشغال در مديريت گروههاي شيعه به شکل مدل دموکراسي انجمني به سر ميبرد و همچنين حزبالله لبنان و حماس در غزه.دراين ميان جبهه سازش به رهبري عربستان سعودي نيز تلاش ميکند به مدد ارسال چندين ميليارد دلار به عراق و راهاندازي گروههاي ترور و افراط، روند سياسي عراق را مطابق منافع خود بپيچد. جبهه اخير بقاي خود و حفظ موازنه ثبات در خليجفارس را در حمايت ايالات متحده آمريکا ميبيند.اين جبهه به دنبال حضور ايالات متحده آمريکا در منطقه بوده ،از رشد جبهه اسلامگرا در مقام عمل ناراحت است و علاقهاي به مردمسالاري و انتخابات ندارد. اعضاي اين جبهه عبارتند از: عربستان سعودي ،اردن،مصر،کويت و امارات. اعضاي اين جبهه به دنبال سازش و صلح در خاورميانه با اسراييل هستند . آنها اعتقاد دارند مقاومت اسلامي به جز خشونت، ترور و ناامني دستاورد مثبتي براي منطقه به ارمغان نميآورد. در مقابل جبهه مقاومت بر اين باور است که حتي طرحهاي صلح خاورميانه به واسطه مواضع مقاومت و انتفاضه بوده است به نحوي که از ديرباز رابطه مستقيمي بين مقاومت و طرحهاي صلح وجود داشته است. شش ماه از انتخابات پارلماني در اسفند ماه 1388 ميگذرد و هنوز دولت جديد در اين کشور شکل نگرفته است. دلايل ذيل را ميتوان براي بحران عدم تشکيل دولت ذکر کرد.
1-انتخابات عراق نشان داده است که سرنوشت مردم منطقه به دست خودشان تنظيم ميگردد. درست است که هر دو جبهه مقاومت و سازش به همراهي نيروهاي اشغالگر يعني ايالات متحده آمريکا به عنوان مانع در تشکيل دولت عمل ميکنند ولي هيچکدام از دو جبهه و به خصوص نيروهاي آمريکايي و جبهه سازش نتوانستهاند معادلات خود را بر مردم عراق تحميل کنند. اين در حالي است که در پنجاه سال گذشته هر طرحي را که نيروهاي آمريکايي اراده مينمودند، ميتوانستند به راحتي در منطقه پياده کنند. ليکن تاکنون نيروهاي اشغالگر توسط جو بايدن معاون رئيسجمهوري آمريکا طرحهاي متعددي را براي تشکيل دولت عراق به نخستوزيري اياد علاوي رهبر فراکسيون العراقيه در ائتلاف مالکي با يکي از دو ائتلاف شيعه يعني دولت قانون به رهبري نوري مالکي و ائتلاف ملي به رهبري حکيم مطرح نمودند اما همگي با شکست مواجه شده است.
2-با عنايت به مدل حاکم بر کشور عراق که مدل دموکراسي قوميتي ناميده ميشود و در ادبيات سياسي با عنوان دموکراسي انجمني شناخته ميشود،اولاً:اين مدل براي کشورهاي ناهمگن از لحاظ قومي و نژادي بسيار باارزش است و در درازمدت ميتواند نوعي ثبات سياسي را به ارمغان آورد.ثانياً،طبق اين مدل رياست مجلس به اهل سنت ،رياستجمهوري به کردها و نخستوزيري به گروههاي شيعي ميرسد.طبق اين مدل، مجلس با حضور نمايندگاني از گروههاي متفاوت و به نسبت جمعيت شکل ميگيرد.
دنياي اقتصاد
«بدهكاران بزرگ بانكي را چرا معرفي نميكنيد؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمد صادق جنانصفت است كه در آن ميخوانيد:
سيدشمسالدين حسيني وزير اقتصاد و سخنگوي دولت در آخرين گفتوگوي خود با رسانهها، نكاتي را از روزگار امروز كسب و كار ايرانيان در سطح كلان و در سطح ميانه، يادآور شد كه برخي از آنها جاي بحث بيشتر دارد.
يكي از بحثهاي وي كه اتفاقا مورد توجه رسانههاي گوناگون قرار گرفت، عبارت «حتما، شايد بشود» بود كه درباره قيمت هر ليتر بنزين پس از اجراي قانون هدفمند شدن يارانهها مطرح كرد. برخي تحليلگران باورشان اين است كه سخنگوي اقتصادي دولت و وزير اقتصاد نيز احتمالا در جريان قيمت تعيين شده اين كالاي حساس قرار ندارد و اطلاعاتش كافي نيست.
برخي تحليلگران نيز ميگويند، اين احتمال وجود دارد كه قيمت بنزين هنوز در هيات وزيران نيز تصويب نشده است كه داوري رييس مجلس اين گزينه دوم را تقويت ميكند، اما نكته بسيار مهمي كه شايد از شدت تكرار، اهميت آن ناديده گرفته شده است، خبري بود كه وزير اقتصاد درباره «مطالبات معوقه بانكها» داد و تاكيد كرد: «وقتي درباره افراد بدهكار بانكي از چند نفر نام برده ميشود، منظور بيشتر شخصيتهاي حقوقي هستند كه از جمله شركتهاي دولتي هم جزو آنها هستند» . به اين ترتيب وزير اقتصاد و سخنگوي دولت، آب سردي بر آتش روشن شده توسط جرياني ريخت كه ميخواهند از اين داستان به زيان بخش خصوصي شعلهور كنند. درباره مطالبات معوقه بانكها كه رقم آن به 50 هزار ميليارد تومان رسيده و برخي معتقدند اين رقم غير از وجوه اداره شده است كه با محاسبه اين وجوه، مطالبات بسيار بيشتر از رقم ياد شده ميشود، طرح دو نكته ضروري است.
يكم: اكنون كه سخنگوي اقتصادي دولت يكگام در ابهامزدايي به جلو برداشته و صراحتا بدهي شركتهاي دولتي را بخشي از مطالبات معوقه ميداند، ميتواند و بايد كار را ادامه داده و اسامي همه بدهكاران بزرگ را به اطلاع افكار عمومي برساند.
اين اقدام ضرورت است و چيزي نيست كه دلبخواه باشد. شهروندان مستاصلي كه پول خود را به بانكها دادهاند، آيا نبايد بدانند كدام شخصيت حقوقي(دولتي يا خصوصي) دسترنج آنها را با قيمتهاي ارزان از بانكها گرفته و حاضر به استرداد آن نيست؟ در حالي كه بدهكاران كوچك بانكي زير شديدترين فشارهاي روحي و رواني از طرف بانكها قرار دارند و با شنيدن صداي گويندهاي كه آنها را زير ضرب قرار ميدهد تا بدهي ماهانه 100 تا 200 هزار تومان خود را بدهند، آيا شهروندان نبايد از نام و نشان بدهكاران بزرگ مطلع باشند؟
جهان صنعت
«تاخت و تاز به ادبيات» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم محمدحسين مهرزاد است كه در آن ميخوانيد:
چندي است که پس از روي کار آمدن دولت دهم شاهد به کار بردن ادبياتي از سوي دولتمردان هستيم که نه تنها درخور شان و جايگاه آنان نيست بلکه امروزه اينگونه سخن گفتن در بين عوامالناس هم جايي ندارد.
روز گذشته حاجيبابايي، وزير آموزشوپرورش که به تازگي از تيغ استيضاح رهانده شده است در جمع خبرنگاران گفت: يکبار به فرهنگيان افطاري داديم، گفتند از کجا آوردي؟ از قبر جنابعالي.
جاي تعجب نيست. وقتي رييس دولت از لولو سخن ميگويد و جاي سوخته ، توقعي از وزرا نبايد داشت.
جالب آنجاست که سوالي که حاجيبابايي پاسخ داده از محورهاي سوالاتي است که نمايندگان مجلس از او پرسيدند. همان نمايندگاني که هنوز هم مماشات ميکنند و يکييکي امضاهايشان را از پاي برگه استيضاح پس گرفتند تا امروز شاهد باشند اينگونه بر حرمتشان تاخت و تاز ميشود.
«نگاه از چهار زاويه» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن ميخوانيد:
آمريكاييها پس از سناريوي ساختگي حادثه 11 سپتامبر- 20 شهريور 80- كه زمينه ساز حمله نظامي به افغانستان در سال 2001 و لشكركشي به عراق در 2003 بود چون تبعات غيرقابل پيش بيني استفاده از گزينه نظامي عليه ايران را بخوبي برآورد كرده بودند و ميدانستند ايران اسلامي، افغانستان يا عراق نيست به حربه نخ نما شده تحريمها متوسل شدند و دوره جديدي از تحريمهاي اقتصادي را از آن تاريخ بر ضد ايران به تصويب رساندند. البته از همان ابتدا كه دور جديد تحريمها از سوي آمريكا بطرفيت ايران كليد خورد چون سابقه اين داستان تكراري به اوايل پيروزي انقلاب اسلامي برمي گشت و از سال 1980 براي اولين بار گزينه تحريم به كار گرفته شد ناظران و تحليلگران سياسي معتقد بودند كه در فرجام كار ايالات متحده از درخت تحريمها ثمرهاي نخواهد چيد كه تا به امروز نيز چنين شده است.
اما در ادامه پروژه آمريكايي تحريمها بر ضد ايران كه با گذشت زمان به پروسهاي ناموفق مبدل گشته و هر روز اين مسئله آشكارتر ميشود باز هم ايالات متحده بر سنت معمول و نامعقول خود پافشاري كرده و هفته گذشته رييس جمهور آمريكا 8 تن از مقامات كشورمان را مشمول تحريم به اصطلاح بين المللي اعلام كرد.
جالب اينجاست كه اين 8 مقام ايراني به اين دليل مشمول محروميت و تحريم قرار گرفتهاند كه در مبارزه با اغتشاشات بعد از انتخابات رياست جمهوري سال 88 و مهار جنگ نرم و فتنههاي فتنه گران و آ شوبگران- كه رد پاي مثلث آمريكا و انگليس و صهيونيسم به وضوح در آن ديده شد- نقش ويژه و برجستهاي را ايفا كردهاند.
با اين اقدام باراك اوباما بار ديگر نقاب از چهره كنار زده و صريحاً با صدور اين فرمان تحريم اعلام ميكند كه 8 مقام ايراني (محصولي- نجار- رادان- مرتضوي- اژه اي- مصلحي- تائب و جعفري) حق مسافرت به كشورهاي خارجي و آمريكا را نداشته و اموال آنها در خارج از كشور مصادره و افراد مذكور از نظر بين المللي ممنوع المعامله و مشمول ضبط و مصادره اموال ميباشند!
هرچند داستان بلند و بي نتيجه تحريمها طي 30 سال گذشته نتوانسته در عزم و اراده ملت ايران خدشهاي وارد كند و عموم مردم بخوبي و با بصيرت از بي خاصيتي تحريمها باخبرند اما اين نوشته درصدد است تا از 4 منظر سياسي، ديپلماسي، حقوقي و اقتصادي علت تحريم اخير آمريكاييها عليه 8 مقام ايراني را واكاوي كند.
مردم سالاري
«از استيضاح نترسيم» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم کوروش شرفشاهي است كه در آن ميخوانيد:
مدتي است که نمايندگان در واکنش به عملکرد دولت، بحث بازخواست را جدي گرفته و به ابزارهاي گوناگون قانوني متوسل ميشوند اکنون در هر جلسه علني مجلس يکي از وزرا براي پاسخ به سوال نمايندگان حاضر ميشود و تا کنون دو وزير بازرگاني و امور خارجه درکابينه دهم از مجلس کارت زرد گرفتهاند اما نمايندگان مردم در خانه ملت همچنان اصرار دارند که تغيير محسوسي پس از طرح سوال رخ نميدهد لذا به ابزارهاي قانوني جدي تر استيضاح متوسل شدهاند اما اشکال اينجاست که هر از چند گاهي با امضاي نمايندگان، طرح استيضاح مطرح ميشود اما پس از مدتي و بدون آن که هيچ تغييري در رفتار وزارتخانه صورت گيرد استيضاح با کم شدن امضاها رنگ ميبازد. اکنون سوال اينجاست که چرا وزرا از استيضاح تا به اين اندازه هراس دارند که لابيهاي گستردهاي را در مجلس آغاز ميکنند.
نکته مهمتر آن است که استيضاح بايد تابع شرايط خاصي باشد بدين معنا که نمايندگان امضاکننده بايد اطلا عات و آمار دقيق از عملکرد نادرست وزير داشته باشند که بحث استيضاح را مطرح کنند. اما چه اتفاقي ميافتد که در عرض يک هفته تا نهايت يک ماه هم اين آمارها رنگ ميبازد و عملکرد اشتباه توجيه پذير ميشود. چرا حتي برخي از نمايندگان دولت گراي مجلس از نمايندگان امضاکننده ميخواهند که استيضاح شان را پس بگيرند به عنوان مثال مگر در بحث معضل واردات بي رويه همه کشور درگير نيست؟ مگر کشاورزي در همه استانها مشکل ندارد؟ مگر استخدام معلمان حق التدريس يا پرستاران ويژه استان تهران است؟ و مگر هر يک از نمايندگان مردم در خانه ملت، نماينده کل کشور نيستند؟
نکته بعدي آن است که طي ماههاي اخير بارها از هيات رئيسه به دليل اعلا م وصول نکردن استيضاح انتقاد شده و در نادرترين اتفاق، پس گرفتن امضاي استيضاح وزير آموزش وپرورش بود زيرا استيضاح اعلا م وصول شده بايد به جريان بيفتد مگر هيات رئيسه از حقوق نمايندگان دفاع نميکند؟
مهمتر آن که چرا بايد از استيضاح تا بدين حد وحشت داشت؟ اگر وزير مربوطه براي عملکرد خود توجيه دارد و ميتواند نمايندگان مردم را قانع کند، آيا بهترين مکان براي توجيه عملکرد ها، صحن علني مجلس و حضور در بين نمايندگان مردم نيست؟
رسالت
«دهه 90، دهه تجاري کردن علم و توليد فناوريها» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
رهبر معظم انقلاب روز گذشته در ديدار نخبگان ضمن تاکيد بر اهميت علم به عنوان يک محاسبه دقيق و تشخيص عميق در چشم انداز نظام مقدس جمهوري اسلامي فرمودند: "تا سال 1404 بايد بتوانيم 20 درصد درآمد کشور را از تجارت محصولات علمي تامين کنيم." معني فرمايش معظم له اين است که در مقايسه با حدود 100 ميليارد دلار درآمد ارزي هر ساله کشور اعم از درآمدهاي نفتي و غير نفتي طي 15 سال آينده حداقل 20 ميليارد دلار ميبايست از طريق تجارت محصولات علمي تحصيل شود.
اين رقم به اضافه 20 درصد درآمدهاي داخلي رقمي حدود 60 ميليارد دلارمي شود که در طول تاريخ ايران بي سابقه است. البته ايران و ايرانيان در چند سده گذشته توليد کننده مطرح علم و فناوري بودهاند اما اين حجم از درآمدزايي از محصولات علمي و برقراري پيوند مستمر بين دانش و ثروت کمتر در ايران اتفاق افتاده است. در واقع تجارت محصولات علمي و ابتناي ماليه عمومي بر علم يکي از مولفههاي درآمدزايي جديد است که مبتني بر محاسبات دقيق و تشخيصات عميق و انيق در چشم انداز نظام جمهوري اسلامي قرار گرفته است.
منظور از توليد ثروت از دانش اين است كه در نظام واره دانايي انسان بتواند با توليد محصولات علمي قيمت افزوده آنها را افزايش دهد تا در دنياي رقابتي از استانداردهاي لازم برخوردار باشد و مطلوبيت خود را براي مشتريان حفظ نمايد.
امروزه دانش مهم ترين دارايي يک کشور است و سرمايههاي فکري (Intellectual Capital) ابزار اصلي توسعه و پيشرفت محسوب ميشوند. عصر ما عصر گذار از اقتصاد منابع محور به اقتصاد دانش بنيان است. لستر تارو در کتاب ثروت آفرينان مينويسد:" پايههاي قديم کاميابي، فروريخته است. در تمام طول تاريخ بشر، منشأ کاميابي دستيابي به منابع طبيعي مانند زمين، طلا و نفت بوده است.
ناگهان ورق برگشته و دانش به جاي آن نشسته است. اين عصر، عصر صنايع انسان ساخته بر پايه دانايي و تواناييهاي مغزي است.بيل گيتس، ثروتمندترين مرد دنيا، مالک چيزهاي ملموس نيست: نه زمين دارد، نه طلا، نه نفت، نه کارخانه، نه فعاليت صنعتي ديگر و نه ارتش و سپاهي. اين نخستين بار در تاريخ بشر است که ثروتمندترين مرد دنيا فقط دانش دارد و بس.سومين انقلاب صنعتي دارد عناصر سازنده هرم ثروت را به ترتيبي جديد از نو ميچيند. کسي به درستي نميداند که قاعده بازي چيست. برندگان کساني خواهند بود که ماهيت هرم ثروت را در اقتصادي متکي به دانش، زودتر دريابند.."
واقعيت همين است در اين عزيمت پرشتاب، نظام دانايي حرف اول را ميزند و دانش محوري مقدمه اقتدار، رفاه، پيشرفت و آباداني است. يعني بر خلاف گذشته که سرمايه، منابع طبيعي، نيروي کار و ... فاکتور اصلي در پيشرفت کشورها به حساب ميآمد در قرن بيست و يکم در کنار ساير عوامل دانش و تکنولوژي عامل اصلي توسعه و جبران عقب ماندگيها به حساب ميآيد.
تهران امروز
«علوم انساني و لزوم طرح ايدههاي نو» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكترمصطفي ملكوتيان است كه در آن ميخوانيد:
اشاره رهبر معظم انقلاب اسلامي به لزوم اهتمام محققان علوم انساني و اجتماعي به ارائه ايدههاي نو، نكتهاي بسيار شايسته و درخور توجه است. آشكار است كه از نظر موضوع، ماهيت و پيچيدگي تفاوتهاي آشكاري ميان علوم انساني و اجتماعي و علومي كه اصطلاحا علوم دقيقه يا علوم محض خوانده ميشوند مانند فيزيك، شيمي و علوم تجربي وجود دارد و در حالي كه موضوع علوم محض، جهان طبيعت و ماده بيجان يا جنبههاي جسمي جانداران است، موضوع علوم انساني و اجتماعي، عامل انسان و رفتارهاي بشري است و به همين دليل به نتيجه رسيدن تحقيق در علوم انساني و اجتماعي بسيار مشكلتر از علوم دقيقه است. شايد مهمترين دلايل وجود نظريههاي متعارف و زياد در موضوعات علوم انساني و اجتماعي به اين واقعيتها برميگردد كه:
1 - در علوم انساني و اجتماعي ادغام موضوعي بسيار گستردهاي وجود دارد و براي تحقيق در يك مسئله گاهي بايد وارد حيطه علوم مختلف از جمله جامعهشناسي، روانشناسي، اقتصاد، سياست و... گرديد.
2 - برخلاف علوم دقيقه، در علوم اجتماعي و انساني آزمايشگاه دراختيار نداريم و نميتوانيم بلافاصله درستي و نادرستي يافتههاي خود را به بوته آزمايش بگذاريم و بدين ترتيب فرضيهها و نظريهها روي هم انبار ميشوند.
3 - با توجه به اينكه موضوع علوم انساني – اجتماعي عامل انسان و رفتارهاي اوست و انسان داراي جنبههاي غيرمادي مانند اراده، انديشه، اختيار، حافظه، احساسات، خيالات و... است، برخلاف موضوع علوم محض كه طبيعت بيجان است، امر پژوهش و تحقيق در اين علوم مشكلتر جلوه ميكند.
حال بهرغم لزوم توجه به اين واقعيت يعني سختي پژوهش و تحقيق در علوم انساني – اجتماعي و رفتاري در مقايسه با علوم دقيقه و محض، بايد به واقعيت تلخي اشاره كنيم كه كمتر مورد موشكافي و دقت قرار گرفته است؛ تحقيقات در علوم انساني و اجتماعي در كشور ما در سالهاي گذشته مسيري مستقل و پويا نداشته و نتوانسته آنچنان كه شايسته يك جامعه انقلابي - اسلامي و مستقل است رشد نمايد و در مقايسه با پيشرفتهاي علمي در علوم مقابل چندان پيشرفتي نداشته است.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
در ميانه هفته، كه زمين و زمان در غم ماتم صادق آل محمد(ص) سوگوار بود، جاي خالي يك جنبش فرهنگي به تاسي از حركت موج آفرين دوران امامت امام جعفر صادق عليه السلام احساس شد. دوشنبه اين هفته يعني 25 شوال 1431، سالروز شهادت شيخ الائمه، رئيس مذهب جعفري روزي است كه مدافع حقانيت تشيع و ناشر معارف صحيح اسلام در سن 65 سالگي در سال 148 هجري قمري شربت شهادت را نوشيد و براي هميشه تاريخ، حجت را بر شيعيان تمام كرد كه لحظهاي از پاسداري فرهنگ حياتبخش شيعه باز نايستند و "فرهنگ" را فداي "سياست" نكنند.
آن حضرت عمر شريف خود را وقف نهادينه كردن معارف ديني و تربيت شاگرداني كردند كه حاضر نشدند مسائل فرهنگي را فداي شرايط اجتماعي و مناصب اقتصادي كنند و لذا جهاد علمي و مبارزه با بدعتهاي اجتماعي را بر آرامش شخصي ترجيح دادند.
امام جعفر صادق(ع) در حوزه فرهنگي دانشگاه بزرگي را تاسيس كردند كه هزاران شاگرد در آن تربيت يافته و امروز با 36 هزار حديثي كه از آن امام به يادگار مانده، فضائل و مناقب فقه جعفري در جهان نورافشاني ميكند. ايشان از هر فرصتي در دوران عمر پربركت خويش براي دفاع از دين و حقانيت تشيع و نشر معارف استفاده برده و استدلالهاي متين و استوارشان در مناظرات، راههاي جديدي در مقابل ديدگان بشريت ميآفريد. ايشان در كليه صفات نيكو و سجاياي اخلاقي سرآمد بود از جمله آنكه مخالفين آنحضرت به اين فضيلت امام صادق(ع) اعتراف دارند كه در تمام عمر، حتي كلمهاي نادرست از ايشان صادر نشد و از اين رو حضرتش را ميزان صدق، نيكوكرداري و اخلاق لقب دادند. پس چه شايسته و نيكو خواهد بود كه امروز نيز 14 قرن پس از دوران امامت ناشر معارف حقه الهيه، پيروان آنحضرت به اقامه فضائل علمي جعفريه و مناقب اخلاقي صادقيه در حوزههاي مختلف اجتماعي همت گمارند و در تربيت انسانهاي شايسته و متخلق و شكل دهي جامعه به سمت صفات نيكو و سجاياي رفتاري كوشا باشند.
يكي از مناسبتهاي هفته جاري، روز نيروي انتظامي بود. هدف از اين روز كه پس از انقلاب اسلامي در تقويم كشور قرار داده شده، تقدير از تلاشهاي مرزداران و حافظان امنيت جامعه و تلاش براي ارتقاء امنيت عمومي است. به طور مسلم، يكي از مولفههاي اساسي پيشرفت و پويايي هر نظام سياسي، موفقيت در مسير ايجاد آرامش و امنيت اجتماعي است كه براساس آن، ساير اركان سياسي، فرهنگي، اقتصادي و علمي قادر خواهند بود به كاركردهاي اصلي خود ادامه دهند. قطعاً بدون تامين امنيت مناسب اجتماعي، ساير بخشهاي يك نظام سياسي نخواهند توانست توقعات عمومي را برآورده سازند. از اين رو هر چند پس از انقلاب اسلامي به رغم توطئههاي گوناگون دشمنان نظام، كشور از امنيت مناسبي برخوردار بوده ولي تا رسيدن به سطح قابل قبول و تامين رضايت عمومي كه در آن مردم احساس آرامش كامل كرده و بزهكاران و نااهلان احساس ناامني كنند، فاصلههاي ناپيموده زيادي وجود دارد كه نيازمند همت و تلاش مضاعف دست اندركاران نيروي انتظامي است. به همين دليل اين روزها ارتقاء امنيت اجتماعي و برخورد با افراد لاابالي، اشرار و مفسده جو كه حريم عمومي امنيتي و اخلاقي جامعه را خدشهدار ميكنند به يك مطالبه ملي تبديل شده كه مسئولان وزارت كشور و نيروي انتظامي بايد به طور جدي در جهت تامين آن بر آيند.
در اين هفته سفر چند ساعته رئيسجمهور سوريه به تهران و رايزني با مقامات جمهوري اسلامي ايران براي تحكيم مقاومت اسلامي عليه تهديدات صهيونيستي و موضوعات منطقهاي از اهميت ويژهاي برخوردار بود. آقاي بشار اسد در اين سفر به حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي رسيد و حضرت آيتالله خامنهاي در اين ديدار خواستار شتاب بيشتر روند جذب همكاريهاي ايران و سوريه به عنوان دو كشور خط مقدم مبارزه با توسعهطلبيهاي رژيم صهيونيستي شده و تاكيد كردند تلاشهاي مقامات آمريكايي براي از بين بردن محور مقاومت در منطقه به نتيجه نخواهد رسيد كه از جمله آنها به شكست انجاميدن آخرين تلاشهاي اوباما براي برقراري مذاكرات سازش است.
سياست روز
«دانشگاهها؛ كانون نخبهپروري» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم دكتر سيد عبدالعزيز رضواني است كه در آن ميخوانيد:
يكم) نسبت دانش و توانائي
انديشمندان جهان اسلام از ديرباز رابطه مستقيمي بين دانائي و توانائي ترسيم ميكردند. با مطالعه اجمالي روند ظهور تمدن اسلامي ميتوانيم رابطه مستقيم اين تمدن و شكوفائي دانش مسلمين را دريابيم. شهيد مرتضي مطهري، محمدرضا حكيمي، علي دواني، جلال همايي، علي اكبر ولايتي، موسي نجفي، كريم مجتهدي، رضا داوري اردكاني و... هريك آثاري درباره دانش مسلمين يا تمدن اسلامي دارند كه ميتوان در ضمن آنها شكوفائي توأمان تمدن اسلامي و علوم مختلف را مطالعه كرد.
دوم) كانون تقليد
دانشگاههاي ايران، به عنوان مراكز علمي نوين، حدود يك قرن است كه پديد آمدهاند. البته اگر تاسيس دارالفنون را مبدأ شكلگيري دانشگاههاي نوين در ايران بدانيم، عمر اين مراكز به بيش از يك و نيم قرن ميرسد. با اين وصف، تا پيش از انقلاب اسلامي، مديريت حاكم بر دانشگاهها به گونهاي بود كه اين مراكز به كانون تقليد محض علمي از مدرنيته تبديل شده بودند.
مديريت مراكز علمي، با گذراندن جوانان نخبه از مراحل تحصيلات كارشناسي و گاه كارشناسي ارشد، شرايطي را فراهم ميكردند كه آنان ناگزير شكوفايي استعدادهاي خود و طي تحصيلات تكميلي را تنها در هجرت به غرب ببينند. به علاوه در علوم و فنون و نيز دانشهاي عقلي، حكمي و كلامي فضايي را فراهم ميكردند كه فارغالتحصيلان گرفتار باورهاي بشرمدارانه و ناسوتي مدرنيت گردند. اگر هم دانشجوياني بودند كه ميخواستند دامن از اين دام فراهم چينند بايد به حلقههاي علمي غير رسمي علامه طباطبائي، علامه جعفري، شهيد مطهري، شهيد مفتح و... راه يابند. البته همين نور فروزان چراغي كه اين انديشمندان در حلقههاي علمي خود برافروختند، راه انقلاب اسلامي و تاسيس نظام فكري-سياسي را روشن كرد و بسياري از جوانان دانشجو را به انقلاب اسلامي رهنمون ساخت.
سوم)دانشگاه و توليد علم
پس از انقلاب اسلامي، با وجود تلاشهاي وافر، گروهي كمخرد پرادعا كه بر مناصب وزارت علوم و ستاد انقلاب فرهنگي و... راه يافته بودند، كوشيدند همچنان دانشگاه را كانون مقلد پروري نگه دارند. اينان از يك سو ميكوشيدند دانشگاهها به دروس، رشتهها، سرفصلها و محتواي ناسازگار با آزادانديشي و انديشههاي اسلامي مشغول بمانند و از سوي ديگر با اتكا به دستگاههاي تبليغاتي چندرسانهاي و پرهياهو، مباحث مرتجعانه پوزيتويستي، ابطالگرايانه، دهريزده و... را به خورد دانشجويان ما ميدادند.
آفرينش
«يک قطر ديگر در راه است» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
با اعلام جديد وزير نفت عراق، حسين شهرستاني در مورد ذخاير نفتي اين کشور، اين کشور جايگاه جهاني کشور مان را در ذخاير نفتي در سطح جهان و همچنين سازمان اوپک از آن خود کرد . شهرستاني ذخاير نفتي در ميدانهاي نفتي عراق را در مجموع دست کم 143/1ميليارد بشکه نفت اعلام کرد که بيش از 24 درصد بيشتر ازآماري است که تا کنون به حساب ميآمد .
در اين راستا اينک اين کشور در فهرست بين المللي کشورهاي داراي ذخاير نفت پس از عربستان سعودي، ونزوئلا و کاناد از مقام پنجم به چهارم رسيد و در سازمان اوپک نيز پس از عربستان و ونزوئلا جايگاه سوم را از آن خود کرد .درواقع اين اعلام جديد وزير نفت عراق در مورد ذخاير نفت اين کشور بي شک تاثيرات مهم کوتاه مدت وبلند مدت داخلي وخارجي در اين کشور و منطقه وهمچنين کشور ما بر جاي خواهد گذارد تاثيراتي که بيشک بر توانايي اين کشور در ابعاد اقتصادي وسياسي خواهد افزود و روند جلب سرمايه گذاري خارجي را در بخش انرژي اين کشور گسترش خواهد داد .
در اين بين بايد ياد اور شد که عراق در دو سال گذشته کوشيده تا با ديپلماسي انرژي قدرتمندي تقريبا تمام شرکتهاي بين المللي و فعال در حوزه نفت را به اين کشور گسيل دارد روندي که با سرمايه گذاري افزون قرار است روياي رقابت با عربستان درزمينه توليد نفت را با توليد 12 ميليون بشکه تحقق بخشد روندي که بيشک در سالهاي اينده ايران را در زمينه توليد نفت پشت سر خواهد گذارد و متنابع با آن سهميه اين کشور را در سازمان کشورهاي توليد کننده نفت(اوپک) افزايش خواهد داد .
علاوه بر اين بايد دانست که از انجا که کشور عراق در نزديکي مرز ايران داراي 12 ميادين نفتي مجنون، سيبا، سندباد، هويزه، الشهابي، م، جريا پيکا، چيا سرخ، نفت خانه و..و ما نيز داراي 7 ميدان نفتي مشترک با اين کشور به نامهاي دهلران، پايدار غرب، نفت شهر، يادآوران، آزادگان، اروند و آذر هستيم هر گونه فعاليت نفتي اين کشور در حوزه اکتشاف نفت وگاز افزايش توليد وصادرات بويژه در ميدانهاي مشترک با ايران و ميدانهايي نزديک به مرز با ايران مسلما بر روي منافع ملي واقتصادي کشور تاثير خواهد گذارد .
بطور مثال برنامه افزايش توليد و اکتشاف نفت در عراق جايگاه اين کشور را در اوپک تقويت کرده و سهم صادراتي اين کشور را افزون ميکند در اين حال اگر اين برنامه افزايش توليد از ميدانهاي مشترک با ايران باشد تاثيري دوچندان و منفي بر روي منافع ما ميگذارد و اين يعني تکرار تجربه تلخ بهره برداري از مخازن مشترک با ديگر همسايه جنوبي امان قطر که سالهاست به زيان کشورمان ادامه يافته است.
آرمان
«دلايل عدم تشکيل دولت در عراق» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم احمد بخشايشي است كه در آن ميخوانيد:
عدم تشکيل دولت باعث ميگردد نفوذ بيگانگان در عراق افزايش يافته و مردم به اين نتيجه خواهند رسيد که تأمين امنيت نيازمند دموکراسي استبداي و ديکتاتور افرادي مانند صدام حسين است و گروههاي سياسي در عراق لياقت و مردمسالاري در تشکيل دولت را ندارند.خاورميانه دو جبهه را در خود ميپروراند: يکي جبهه مقاومت که از دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران بوده و نفرت از آمريکا و فرهنگ سلطه و خواست ملتها را دنبال ميکند.اعضاي اين جبهه عبارتند از :
ايران اسلامي (که رهبري جبهه را در دست دارد)،عراق که پس از اشغال در مديريت گروههاي شيعه به شکل مدل دموکراسي انجمني به سر ميبرد و همچنين حزبالله لبنان و حماس در غزه.دراين ميان جبهه سازش به رهبري عربستان سعودي نيز تلاش ميکند به مدد ارسال چندين ميليارد دلار به عراق و راهاندازي گروههاي ترور و افراط، روند سياسي عراق را مطابق منافع خود بپيچد. جبهه اخير بقاي خود و حفظ موازنه ثبات در خليجفارس را در حمايت ايالات متحده آمريکا ميبيند.اين جبهه به دنبال حضور ايالات متحده آمريکا در منطقه بوده ،از رشد جبهه اسلامگرا در مقام عمل ناراحت است و علاقهاي به مردمسالاري و انتخابات ندارد. اعضاي اين جبهه عبارتند از: عربستان سعودي ،اردن،مصر،کويت و امارات. اعضاي اين جبهه به دنبال سازش و صلح در خاورميانه با اسراييل هستند . آنها اعتقاد دارند مقاومت اسلامي به جز خشونت، ترور و ناامني دستاورد مثبتي براي منطقه به ارمغان نميآورد. در مقابل جبهه مقاومت بر اين باور است که حتي طرحهاي صلح خاورميانه به واسطه مواضع مقاومت و انتفاضه بوده است به نحوي که از ديرباز رابطه مستقيمي بين مقاومت و طرحهاي صلح وجود داشته است. شش ماه از انتخابات پارلماني در اسفند ماه 1388 ميگذرد و هنوز دولت جديد در اين کشور شکل نگرفته است. دلايل ذيل را ميتوان براي بحران عدم تشکيل دولت ذکر کرد.
1-انتخابات عراق نشان داده است که سرنوشت مردم منطقه به دست خودشان تنظيم ميگردد. درست است که هر دو جبهه مقاومت و سازش به همراهي نيروهاي اشغالگر يعني ايالات متحده آمريکا به عنوان مانع در تشکيل دولت عمل ميکنند ولي هيچکدام از دو جبهه و به خصوص نيروهاي آمريکايي و جبهه سازش نتوانستهاند معادلات خود را بر مردم عراق تحميل کنند. اين در حالي است که در پنجاه سال گذشته هر طرحي را که نيروهاي آمريکايي اراده مينمودند، ميتوانستند به راحتي در منطقه پياده کنند. ليکن تاکنون نيروهاي اشغالگر توسط جو بايدن معاون رئيسجمهوري آمريکا طرحهاي متعددي را براي تشکيل دولت عراق به نخستوزيري اياد علاوي رهبر فراکسيون العراقيه در ائتلاف مالکي با يکي از دو ائتلاف شيعه يعني دولت قانون به رهبري نوري مالکي و ائتلاف ملي به رهبري حکيم مطرح نمودند اما همگي با شکست مواجه شده است.
2-با عنايت به مدل حاکم بر کشور عراق که مدل دموکراسي قوميتي ناميده ميشود و در ادبيات سياسي با عنوان دموکراسي انجمني شناخته ميشود،اولاً:اين مدل براي کشورهاي ناهمگن از لحاظ قومي و نژادي بسيار باارزش است و در درازمدت ميتواند نوعي ثبات سياسي را به ارمغان آورد.ثانياً،طبق اين مدل رياست مجلس به اهل سنت ،رياستجمهوري به کردها و نخستوزيري به گروههاي شيعي ميرسد.طبق اين مدل، مجلس با حضور نمايندگاني از گروههاي متفاوت و به نسبت جمعيت شکل ميگيرد.
دنياي اقتصاد
«بدهكاران بزرگ بانكي را چرا معرفي نميكنيد؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمد صادق جنانصفت است كه در آن ميخوانيد:
سيدشمسالدين حسيني وزير اقتصاد و سخنگوي دولت در آخرين گفتوگوي خود با رسانهها، نكاتي را از روزگار امروز كسب و كار ايرانيان در سطح كلان و در سطح ميانه، يادآور شد كه برخي از آنها جاي بحث بيشتر دارد.
يكي از بحثهاي وي كه اتفاقا مورد توجه رسانههاي گوناگون قرار گرفت، عبارت «حتما، شايد بشود» بود كه درباره قيمت هر ليتر بنزين پس از اجراي قانون هدفمند شدن يارانهها مطرح كرد. برخي تحليلگران باورشان اين است كه سخنگوي اقتصادي دولت و وزير اقتصاد نيز احتمالا در جريان قيمت تعيين شده اين كالاي حساس قرار ندارد و اطلاعاتش كافي نيست.
برخي تحليلگران نيز ميگويند، اين احتمال وجود دارد كه قيمت بنزين هنوز در هيات وزيران نيز تصويب نشده است كه داوري رييس مجلس اين گزينه دوم را تقويت ميكند، اما نكته بسيار مهمي كه شايد از شدت تكرار، اهميت آن ناديده گرفته شده است، خبري بود كه وزير اقتصاد درباره «مطالبات معوقه بانكها» داد و تاكيد كرد: «وقتي درباره افراد بدهكار بانكي از چند نفر نام برده ميشود، منظور بيشتر شخصيتهاي حقوقي هستند كه از جمله شركتهاي دولتي هم جزو آنها هستند» . به اين ترتيب وزير اقتصاد و سخنگوي دولت، آب سردي بر آتش روشن شده توسط جرياني ريخت كه ميخواهند از اين داستان به زيان بخش خصوصي شعلهور كنند. درباره مطالبات معوقه بانكها كه رقم آن به 50 هزار ميليارد تومان رسيده و برخي معتقدند اين رقم غير از وجوه اداره شده است كه با محاسبه اين وجوه، مطالبات بسيار بيشتر از رقم ياد شده ميشود، طرح دو نكته ضروري است.
يكم: اكنون كه سخنگوي اقتصادي دولت يكگام در ابهامزدايي به جلو برداشته و صراحتا بدهي شركتهاي دولتي را بخشي از مطالبات معوقه ميداند، ميتواند و بايد كار را ادامه داده و اسامي همه بدهكاران بزرگ را به اطلاع افكار عمومي برساند.
اين اقدام ضرورت است و چيزي نيست كه دلبخواه باشد. شهروندان مستاصلي كه پول خود را به بانكها دادهاند، آيا نبايد بدانند كدام شخصيت حقوقي(دولتي يا خصوصي) دسترنج آنها را با قيمتهاي ارزان از بانكها گرفته و حاضر به استرداد آن نيست؟ در حالي كه بدهكاران كوچك بانكي زير شديدترين فشارهاي روحي و رواني از طرف بانكها قرار دارند و با شنيدن صداي گويندهاي كه آنها را زير ضرب قرار ميدهد تا بدهي ماهانه 100 تا 200 هزار تومان خود را بدهند، آيا شهروندان نبايد از نام و نشان بدهكاران بزرگ مطلع باشند؟
جهان صنعت
«تاخت و تاز به ادبيات» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم محمدحسين مهرزاد است كه در آن ميخوانيد:
چندي است که پس از روي کار آمدن دولت دهم شاهد به کار بردن ادبياتي از سوي دولتمردان هستيم که نه تنها درخور شان و جايگاه آنان نيست بلکه امروزه اينگونه سخن گفتن در بين عوامالناس هم جايي ندارد.
روز گذشته حاجيبابايي، وزير آموزشوپرورش که به تازگي از تيغ استيضاح رهانده شده است در جمع خبرنگاران گفت: يکبار به فرهنگيان افطاري داديم، گفتند از کجا آوردي؟ از قبر جنابعالي.
جاي تعجب نيست. وقتي رييس دولت از لولو سخن ميگويد و جاي سوخته ، توقعي از وزرا نبايد داشت.
جالب آنجاست که سوالي که حاجيبابايي پاسخ داده از محورهاي سوالاتي است که نمايندگان مجلس از او پرسيدند. همان نمايندگاني که هنوز هم مماشات ميکنند و يکييکي امضاهايشان را از پاي برگه استيضاح پس گرفتند تا امروز شاهد باشند اينگونه بر حرمتشان تاخت و تاز ميشود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


