توضيح ولايتي درباره جنگ و پرونده مك فارلين
دكتر علي اكبر ولايتي، وزير امور خارجه در زمان جنگ در گفتوگويي با راديو گفتوگو به موضوع جنگ و مك فارلين پرداخته است.
از وي سوال شده در تاريخ 26شهريورماه 59، يعني پنج روز قبل از جنگ، صدام به سفارت خود در تهران دستور داد به ايران اعلام كند كه وي قرارداد 75 را قبول ندارد. ما ميتوانستيم در حدفاصل اين چهار روز، كاري كنيم كه جنگ شروع نشود؟
ولايتي در پاسخ گفته است: خير، فقط يك راه داشت، ما نيز متقابلا اعلام كنيم كه قبول داريم قرارداد 75 معتبر نيست و همه شط العرب و اروندرود متعلق به عراق است. تازه بازهم معلوم نبود كه حتما جنگ شروع نشود.
ولي احتمال داشت با پذيرش اين ذلت، اروندرود از دست ايران برود و جنگ شروع نشود. ولي يك احتمال قوي ديگر نيز وجود داشت. قرارداد 75، قرارداد معتبري بود كه طرفين امضا كردند، به تاييد سازمان ملل رسيد و جزء معدود مقررات بينالمللي و مرزي در دنيا بود كه چنين پشتوانه حقوقي و بينالمللي داشت. گفتند كه گرگي با برهاي مشاجره ميكرد و ميگفت چرا آب را گل ميكني؟ من دارم آب ميخورم. بره گفت: قربان، ما كه پايين دست شما آب ميخوريم. آب كه سربالايي نميرود و طبيعتا من نميتوانم آنجا كه شما مصرف ميكنيد را گل كنم. گرگ گفت: آب را گل كردي، با من مشاجره هم ميكني؟ سپس آمد و بره را از هم دريد. اين حكايت گرگي است مانند صدام كه به كشور ما اخطار ميكند ما قرارداد 75 را قبول نداريم.
وي درباره اينكه در جلسه شوراي امنيت پس از سقوط هواپيماي ايرباس، آمريكاييها به ايران هشدار دادند كه شما بايد ظرف مدت سه روز جنگ را تمام كنيد؟ توضيح داده است: اصلا لازم به انجام اين كار نبود، براي اينكه آمريكاييها، كشتي نفتكش ما را زدند و سپس هواپيماي مسافربري ما را ساقط كردند. اين گوياترين سخن آمريكاييها بود. وقتي هواپيماي مسافري شما را با قريب به 290 مسافر ميزنند، يعني ميخواهند بگويند اگر ادامه دهيد، ما هيچ مرزي براي تعرض به شما نميشناسيم و شما مجبور به پايان دادن به اين ماجرا هستيد. ببينيد كه چطور كشتي نفتكش و هواپيماي مسافربريتان را زديم. ديگر از اين پيام كه گوياتر نميشود. اين مهم بود كه آمريكاييها به شكل مستقيم وارد جنگ شدند.
ولايتي درباره موضوع ايران كنترا و ماموريت مك فارلين براي ارسال سلاح به ايران گفته است: من درجريان نبودم. افراد مذاكره كننده، اشخاصي بودند كه بدون ارتباط با وزارت خارجه مذاكره كردند. ولايت فقيه يعني نظام تصميم گرفته بود كه اين كار انجام شود. شايد اگر اين اتفاق به دستگاههاي ديگر منتقل ميشد، قبل از وقوع، برملا ميشد. بر اين اساس، تعداد محدودي در اين مجموعه مطلع بودند و كار را انجام دادند. علاوه بر آن، اين كار يك كار غيررسمي بود و توسط وزارت خارجه آمريكا نيز انجام نشده بود كه وزارت خارجه ايران، طرفشان باشد. همانطور كه از طرف مقابل، افراد غيررسمي اين كار را انجام دادند، اينجا نيز اشخاص غيررسمي، آن را تحويل گرفتند.من دقيقا جزئياتش را نميدانم. در روزنامهها چيزهايي نوشتند، ولي اينكه چه فعل و انفعالاتي شد، دقيقش را بنده در جريان نيستم و نبودم.


