مسئولین آموزش و پرورش بخوانند
مرسوم است هر مدیر جدیدی در آموزش و پرورش با شعار تغییرات جدی پا به عرصه وزارت بگذارد. تغییرات عموما رخ میدهند و از این نظر باید از مدیر محترم تشکر کرد. اما این تغییرات آیا باعث پیشرفت و تعالی آموزش و پرورش شده یا باعث فرسوده تر شدن آن؟ در این نوشتار سعی شده با توجه به صحبتهای مدیران٬ اقدامات عملی آنها مورد بررسی قرار گیرد.
سرانه دانش آموزی
معلوم نیست دقیقا چه مبلغی به عنوان سرانه دانش آموزی به مدارس پرداخت میشود. بر پایه اخبار متناقضی که مسئولان آموزش و پرورش اعلام میکنند٬ سرانه هر دانش آموز از ۱۵ هزار است تا ۲۵ هزار تومان. این مبلغ نامعلوم در طول سال باید به مدارس پرداخت شود که البته هر سال دستخوش تحولاتی میشود. بخشی از آن در سطح وزارتخانه میماند و بخشی در سطح منطقه.
به این خبر توجه کنید: رئیس کمیته آموزش و پرورش مجلس از افزایش 40 درصدی سرانه دانش آموزان در بودجه سال 1389 خبر داد و گفت: سرانه کنونی دانش آموزان 18 هزار تومان است که در سال تحصیلی آینده تا 25 هزار تومان افزایش مییابد. فیروز جایی / مجلس / 11 بهمن 88
مسئولان آموزش و پرورش٬ مدارس را با تعیین سطح برخوردار و نیمه برخوردار و نیازمند٬ به گونهای طبقاتی کردهاند. و حق هر نفر را در صورت ظاهرا برخورداری٬ به مدارس نیازمند میسپارند (سرانه دانش آموزی رقمی است که صرف هزینههای جاری هر دانش آموز همچون پول آب، برق، گاز و... در مدرسه میشود و از سرانه آموزشی وی که رقمی حدود 500 هزار تومان میشود، جدا است. معاون پشتیبانی سازمان آموزش و پرورش شهر تهران با بیان اینکه میانگین سرانه هر دانش آموز در سال تحصیلی گذشته، 18 هزار و 100 تومان بوده است، گفت: پیش بینی ما این است که این سرانه در سال تحصیلی جاری به 20 هزار تومان برسد. فرید بنی عقیل / دی 88 / خبرگزاری مهر) که البته تشخیص این حق از ناحق هم خود بدون معیار است. این امر به گونهای باعث ناراحتی برخی مدیران شده که پیرو همین موضوع این مدیران مجبور میشوند مبلغ مذکور را غیر مستقیم از اولیا دریافت نمایند.
در حالی که سرانه مربوط به آموزش و پرورش و بهداشت و ورزش و فضای فیزیکی مدرسه است و اولیا اگر مبلغی سالانه به مدارس میپردازند برای رسیدن به سطحی مطلوبتر از وضعیت معمولی مدارس عادی است. از طرفی این سرانه میبایست قبل از تابستان یا در اوایل ان به مدیران تحویل شود تا امکان آماده سازی مدرسه برایشان مقدور شود (رئيس سازمان آموزش و پرورش شهرتهران خبر داد : تدابيري انديشيده شده است كه در تيرماه، بخشي از سرانه دانش آموزي به حساب مدارس شهرتهران واريز گردد. جام جم / شهریور 89) و همزمان با شروع تابستان نیز ممنوعیت دریافت شهریه هم عنوان میگردد و عدم واریز این سرانهها و ممنوعیت دریافت شهریه نیز خود دست بندی است که مدیران را به بیانگیزه بودن و بی تفاوتی دچار میکند و این مشکل کجاست؟
فصل آماده سازی و انجام فعالیتهای عمرانی و حتی برنامه ریزی آموزشی و پرورشی٬ تابستان است. اولین نکته آنکه سیستم زمان برنامه ریزی را جا به جا کرده؛ دوم آنکه تاخیر در ابلاغ و اطلاع رسانی و تقسیم بودجه وجود دارد؛ سوم آنکه اجزای سیستم به موقع و هماهنگ کار نمیکند؛ چهارم آنکه بازخوردی از طرف سطوح اجرایی وجود ندارد؛ پنجم آنکه سطوح بالا به نیازهای سطح پایین واقف نیست؛ ششم آنکه سطوح بالا وظیفه تولید و تامین بودجه را در سطوح پایین میجویند؛ هفتم آنکه میزان اختیارات سطوح پایین متناسب با میزان مسئولیتهای آنها نیست و...
حذف کنکور و سرنوشت پیش دانشگاهی
اکنون با دیدن برخی از اخبار نقل شده در روزنامهها تاثیر نمرات درسها در کنکور، بیشتر به کمی بودن و تاثیر نمره تاکید دارد و با وضعیت فعلی مدارس که تاکید بر آزمونها و تست زنی انجام میشود و به آزمونهای گوناگون و بیشمار عنایت دارند و احتمالا با افزایش میزان تاثیر نمرات در کنکورهای بعدی، بر کمی بودن آن هم اصرار میورزند؛ در حالی که قرار است دوره راهنمایی نیز به سمت ارزشیابی توصیفی رود و تاثیر نمرات مستمر در آن زیاد شود و خود مرحله اول از دوره 6 ساله آینده نظام جدید باشد و این همه که با هم سازگاری ندارد (معاون آموزش ابتدايي وزير آموزش و پرورش گفت: ارزشيابي وضعيت دانشآموزان به شيوه توصيفي، تا پايان سال تحصيلي 93ـ1392 در تمام پايههاي مقطع ابتدايي اجرا ميشود. ۲۶ شهريور ۱۳۸۹
و بنا بر نقل٬ مدیرکل دفتر راهنمایی وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: قطعا تا سال 1391 نحوه ارزشیابی در دوره راهنمایی نیز مطابق آنچه که در دوره ابتدایی در حال انجام است تغییر مییابد.
و اینک رئیس و معاونان سازمان سنجش آموزش کشور نیز با تشریح جزئیات برگزاری کنکور سراسری 89 نحوه تاثیرگذاری سوابق تحصیلی در کنکور را تشریح کرده و اعلام کردند: در کنکور 89 تنها نمرات 10 درس سال سوم دبیرستان به میزان 15 درصد تاثیرگذار خواهد بود.) مثلا قرار است سال 91 در راهنمایی اززشیابی توصیفی شود و هنوز تاسال 93 ابتداییها تجربه آن را سپری نکردهاند و اگر به محتوای کتابهای درسی توجه شود، تنها سمت و سوی کتابها در درس علوم و دینی و فارسی کمی جهت مستمر و تحقیقی و توصیفی دارد و عملا در مدارس رویکرد دبیران و آموزگاران متاسفانه توجه به کیفیت در ارزشیابی توصیفی نیست و هنوز برخی از روشهای توصیفی بودن که مورد تاکید آییننامههاست، عملی نشده است و ملاک یکسانی نیز برای اثبات عمیق شدن یادگیری در ابتدایی در دست نیست، جز آزمون مدارس تیزهوشان که درصدی از آزمون خود را توصیفی برگزار میکنند. در حالی که نظام ارزشیابی انتقالی از ابتدایی به راهنمایی در حال حاضر گویای کیفی بودن یادگیری نیست.
حلقه مفقوده برنامهریزی در نظام آموزش عمومی
توجه به دوره ابتدایی و کیفیت بخشی به آن در مسیر ترسیمی وزارتخانه آموزش و پرورش دور از انتظار نیست؛ اما برای دستیابی به آن چه تمهیداتی پیشبینی شده است؟ نقل قولهای متعدد و گاه ضد و نقیض و بدون استراتژی و راهبرد مشخص جز سردرگمی هیچ بهایی ندارد. معاون آموزش ابتدایی وزارت میگوید: مهمترين عنصر در آموزش و پرورش ابتدايي سرمايههاي انساني است و جذب نيروهاي متخصص در حوزه ابتدايي، استفاده از نيروهاي تخصصي تربيت بدني به منظور توجه به تحصيل، تهذيب و ورزش انجام شده است (خبرگزاري جمهوري اسلامي 29 شهریور) تحصیل٬ تهذیب و ورزش سخن گرانبار رهبر معظم انقلاب است٬ اما فاصله عمل مسئولان تا رسیدن به این توصیه چقدر است؟
به نظر میرسد تنها ایجاد معاونت ابتدایی هر چند قابل توجه است، ولی صرفا با همین یک اقدام نمیتوان نیروی متخصص تربیت کرد. به فعل به کار برده شده در قول بالا توجه کنید: «انجام شده است».
تربیت نیروی متخصص، آنهم برای دوره ابتدایی، کاری دشوارتر از تربیت نیروی متخصص در دورههای بالاتر است. در این دورهها روش تدریس به زبان کودکان و خردسالان نیاز به انگیزههایی دارد که صرفا با بیان نمیتوان به آن دست یافت؛ غیر از انگیزه نیاز به دلسوزی و نحوه بیان و زبان آموزی و شناخت روانشناسی کودک و از همه مهمتر عشق به کار با کودکان احساس میشود که با تربیت معلم چند ساله نیز باز هم نمیشد به نیروهای اینگونه دست پیدا کرد و چگونه در عرض چند ماه نیرو تربیت شده است! جذب 40000 حق التدریس که هیچ دوره تخصصی ندیدهاند و محدود به کلاسهای کوتاه مدت بوده است و نیز اکتفا به تجربه چند ساله تدریس آنها شده و هنوز هم به بدنه آموزش و پرورش وارد نشدهاند، نمیتوان تحقق این هدف بزرگ را نوید بخشیم.
در جای دیگر معاون آموزش ابتدایی وزارت میگوید: برنامه ريزي در راستاي استقرار ساختار دوره آموزشي شش سال ابتدايي در حال انجام است. تا آمادگي لازم براي اجرا از سال ۱۳۹۰-۱۳۹۱در حوزههاي مربوط به محتوا، فضا و نيروي انساني فراهم شود (همان منبع 29 شهریور 89 )
به فعل جمله توجه کنید «در حال انجام است!» این جملات به این معناست که برنامه ریزی که معاون محترم از آن یاد میکنند٬ بیشتر به تعیین راه آنهم از نوع خط مشیهای کلی و استراتژیک نه چندان تحقیقاتی است. چون هنوز هم کار گروهها در حال بررسی هستند.
معمولا برای اجرای هر برنامهای نیاز به تعیین جامعه نمونه و آزمایش است، در دوره راهنمایی برای تغییر کتاب فارسی سه سال در جامعه نمونه بررسی انجام شد و در سال بعد کتابها سراسری عملیاتی گردید؛ بنابراین اگر قرار باشد برای یک کتاب درسی سه سال یک دوره تحصیلی را پوشش دهیم، به نظر میرسد تغییر محتوا و فضا و نیروی انسانی به چند سال بررسی نیاز دارد. آیا میتوان در سال یادشده به نقل از معاون دوره ابتدایی، یعنی سال 90 این مهم را به انجام رساند؟ یعنی در مدت کمتر از 2 سال؟! حال آنکه در نقل دیگری ایشان کمبود نیروی انسانی فزایندهای را مثال میزنند (معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش: سال گذشته با وجود بازنشستگی پیش از موعد، در مقطع ابتدایی با 20هزار نفر کمبود نیروی انسانی مواجه شدیم).
آیا یک دوره تربیت معلم در عرض سه سال چند معلم تربیت میکند که بتوان 20000 معلم را تربیت کرد و آیا اصالتا تربیت معلمها فعال هستند!
رئیس کمیسیون آموزش مجلس: مصوبه شورای عالی برای اجرای این طرح کافی نیست. اگر وزیر آموزش و پرورش بخواهد طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی حرکت کند، با مجلس دچار مشکل خواهد شد.» و «عباسپور، با بیان اینکه صحبتهای شفاهی ملاک نیست و طبق مواردی که به ما منعکس شده آموزش و پرورش این طرح را در سال آینده اجرا نخواهد کرد»
با گفته بالا آیا به نظر نمیرسد در سیستم برنامه ریزی کلان تناقض اشکاری وجود دارد؟ در این مورد احساسی عمل کردن نه تنها نمیتواند کیفیت ببخشد، بلکه آن کمیت را نیز فدا خواهد کرد.
کسانی که در امر تربیت نیروی انسانی ید طولانی دارند، مثل آقایان فنی ٬علاقه بندان٬ صافی٬ حداد عادل٬ برقعی و... یا اکنون در آموزش و پرورش و دانشگاهها نیستند و یا سکوت کردهاند و یا در قید حیات نیستند. در حالی که برای تربیت نیرو علاوه بر ماهیت انگیزشی که در گزینش اولیه مد نظر قرار میگیرد٬ بحث اعتقادی و تخصص هم باید مورد توجه باشد٬ که اگر به فرض نیروهای متخصص خارج از سیستم را بخواهیم جذب کنیم، شاید در مدت کوتاهی امکان پذیر باشد، ولی توجه به بحث انگیزش و اعتقاد به این سرعت قابل ابتیاع نیست.
حرف اخر را مدیر کل محترم استان تهران زد:
رئیس آموزش و پرورش شهر تهران با بیان اینکه این سازمان نگرانیهایی در مورد سه مولفه فضا، نیروی انسانی و زیرساختهای فناوری دارد گفت: برای اجرای نظام آموزشی جدید آمادگی کامل داریم!
اما حاصل نگاهی کنجکاوانه به تغییرات انجام شده در ساختار آموزش و پرورش که میخواهد ما را به اجرای نظام جدید! برساند:
نخست آنکه ساختار جمعیتی مدارس را برای تامین نیرو تغییر دادهایم تا به زیرساختهای فناوری توجه شود؛ مثلا مدارس دفترداران خود را که فاقد ماهیت تخصصی و آموزشی هستند و اغلب مدرکی در حد دیپلم یا پایینتر دارند، به معاون اجرایی ارتقا دادهاند و آنها میبایست کار معاونت مدرسه را به عهده بگیرند!
دوم متصدیان سایت و آزمایشگاه رایانه که از دفترداران مدارس میبودند، در برنامه جدید معاون فناوری خواهند شد! بدون آنکه هیچ تخصصی در این زمینه از قبل دیده باشند. در حالی که بسیاری از مدارس فاقد این پستها هستند به دلیل کمبود تعداد دانش آموز و نیز در صورت دارا بودن این تعداد لزوما فاقد نیروی بالقوه برای تصدی آنها هستند، تنها به دلیل آنکه از قبل هیچ نیرویی برای این کار تربیت نشده بود. در مدارس راهنمایی مدتهاست که دبیر هنر٬ متصدی آزمایشگاه٬ متصدی کارگاه٬ متصدی کتابخانه وجود ندارد و اکنون پستهای جدیدی هم به آن افزوده شده بدون تربیت نیرو و پست فاقد نیرو.
اگر منظور مسئولان از «زیرساختها» این موارد باشد که تدوین آن کار آسانی هم هست؛ قانونی که اجرای آن به آینده موکول میشود و موجود و امروزمان را نادیده انگاشتهاند. و قس علی هذا. به همین دلیل به نظر میرسد شتابزده عمل کردن و در مقام مشورت قرار ندادن عوامل درون سازمانی، برنامه ریزی را سست و جاده رشد آموزش و پرورش را بدون زیرسازی آسفالت میکند.
اکنون چراغ راه آینده جز با استفاده از نیروهای کیفی و ارزشی و شایسته به معنای واقعی که هم تعهد و هم تخصص و هم انگیزه داشته باشند روشن نخواهد شد.
* کارشناس بازنشسته آموزش و پرورش
متاسفانه نیروهای جذب شده چندان توانا نبوده و علاوه بر آن در محلهای بکار گیری شده اند که چندان به آن نیاز نیست و یا حتی مازاد میباشند و سیاست حذف ساعت اضافه کار حتی یک ساعت برای همه رشته ها غیر علمی و کاملا غلط میباشد و در اینده زیان این سیاستهای غلط آشکار خواهد شد
جذب کرده و برای کادر آموزشی جایی نمی گذارند.




