صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۲۲۱۳۸
| |
4309 بازدید
كيهان

«ما را كه مي شناسي!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن مي‌خوانيد:
نگارنده آرزو مي كرد كه هرگز ناچار به نوشتن اين نوشته نباشد، اما، امام راحل ما- رضوان الله تعالي عليه- مي فرمود؛ مسئوليت اهل قلم، فقط در مقابل آنچه مي نويسند، نيست بلكه به خاطر آنچه بايد بنويسند و نمي نويسند نيز مسئولند و فرداي قيامت در محضر خدا بازخواست مي شوند. اين وجيزه لبيك به همان توصيه پيامبرانه حضرت امام(ره) است. نوشته اي با استناد به شواهد و دلايل غيرقابل ترديد، در دفاع از ساحت مقدس دو سردار شهيد. باشد خدا بپذيرد و همت و باكري نيز گره از ابرو بگشايند و شاهد باشند ياران از قافله جامانده، رسم وفا از ياد نبرده و در مقابل- با عرض پوزش- «خون فروشي» آگاهانه يا ناخودآگاه كساني كه با آن دو شهيد بزرگوار فقط «پيوند سببي» داشته اند، ساكت و بي تفاوت ننشسته اند.

نگارنده مي داند در پي اين نوشته، شماري اندك و كم شمار و به ناحق ميراث خوار! زبان به ناسزا مي گشايند و قلم به توهم مي دوانند كه چرا حرمت همسران دو سردار شهيد را پاس نداشته اي؟! پاسخ هر چند در متن اين نوشته خواهد آمد، اما به اختصار آن است كه همسران اين دو سردار شهيد اگر قرب و منزلتي دارند- كه داشتند و مي توانستند كماكان داشته باشند- به خاطر «پيوند سببي» با آن بزرگواران بوده است، بنابراين، در صورتي كه معلوم شود نه فقط سر همسويي با همسران شهيد خود ندارند بلكه خون پاك آنان را خواسته يا ناخواسته- و انشاءالله ناخواسته- براي دشمنان اسلام و انقلاب و قاتلان تابلودار همسران شهيد خويش «هديه» مي برند، ديگر همسر شهيد به معناي «همسو با شهيد» نيستند، هر چند كه نام شهيد را در شناسنامه خود داشته باشند! آيا غير از اين است؟! كاش اينگونه نبود، ولي متأسفانه هست!... بخوانيد؛

1- آيا سران فتنه 88 و عوامل ميداني آنها، به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسين(ع) اهانت نكردند؟ وجود مبارك حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا له الفداء را انكار نكردند؟ روز قدس به نفع اسرائيل شعار ندادند؟ روز 13 آبان به حمايت از آمريكا عربده نكشيدند؟ به ساحت ملكوتي امام راحل(ره) اهانت نكردند؟ و تصوير مبارك ايشان را پاره پاره و لگدمال نكردند؟ آشكارا از فرمول ديكته شده مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران پيروي نكردند؟ آيا با منافقين، بهايي ها، سلطنت طلب ها، گروهك هاي كومله، دموكرات، پژاك، عبدالمالك ريگي دست به ائتلاف آشكار و بي پرده نزدند؟! فلان خانم چادري را به جرم اين كه چادر بر سر دارد و حامي اسلام و انقلاب است، با اسلحه سرد و گرم مورد حمله قرار ندادند و پيكرش را با قمه و قداره و در حالي كه شعار مرگ بر ... سر داده بودند، از هم ندريدند؟ فرياد مرگ بر بسيجي! سر ندادند؟ مسجد را به آتش نكشيدند؟ فلان بسيجي موتورسوار را با قمه تكه پاره نكردند؟ فلان مرد داراي محاسن را وادار به سردادن شعار مرگ بر ... نكردند؟ و هنگامي كه از اين شعار خودداري كرد، آيا او را در مقابل چشمان نگران و اشكبار همسر و فرزند خردسالش به قتل نرساندند؟ آيا نتانياهو با افتخار! و آشكارا از فتنه گران به عنوان «بزرگترين سرمايه اسرائيل در ايران» ياد نكرد؟ آيا اوباما، حمايت مالي و سياسي از آشوبگران را يك هدف استراتژيك براي مقابله با ايران اسلامي معرفي نكرد؟ جرج بوش آنها را پياده نظام آمريكا در ايران معرفي نمي كرد؟ آيا تمامي دشمنان اسلام و انقلاب و امام و ايران در حمايت آشكار از سران فتنه به ميدان نيامدند؟ و... و...

اكنون سؤال اين است و پرسش بسيار ساده‌اي نيز هست كه پاسخ آن كمترين نيازي به ذهن هاي پيچيده ندارد. آيا دو سردار شهيد ما - نستجيربالله و با پوزش از روح بلند و ملكوتي آنها- دشمنان امام حسين(ع) و امام زمان(عج) بودند؟! از اهانت به حضرت امام(ره) و پاره كردن و لگدمال كردن تصوير مبارك ايشان خشنود مي شدند؟! از منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و پژاك و كومله و ساير اراذل و اوباش حمايت مي كردند؟! به نفع اسرائيل و آمريكا شعار مي دادند؟! مسجد آتش مي زدند، به همراهي و پيروي از آمريكا و اسرائيل و انگليس افتخار مي كردند؟! و...


رسالت

«چرا همدردي با منافقان!» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد:
مصاحبه سايت ضد انقلابي خودنويس با خانم زهرا رهنورد به لحاظ گونه شناسي اعتقادات سياسي همسر ميرحسين موسوي اهميت دارد. اين مصاحبه كه توسط يك ضد انقلاب فراري صورت گرفته نوعي رونمايي از تفكر سياسي وي در سال‌هاي آغازين انقلاب نسبت به منافقين و شرارت‌هاي خونين آنها در دهه 60 است. مصاحبه خانم رهنورد روي سايت كلمه كه ارگان ميرحسين موسوي است آمده و تمام سايت‌هاي ضد انقلابي هم با آب و تاب آن را نقل كرده‌اند.
خبرنگار از وي مي‌پرسد، "بسياري (دوران طلايي امام) را جور ديگري مي‌بينند بسياري آرمان‌هاي "امام" را بر نمي‌تابند به نظر شما تاكيد زياد بر همين چيزها عامل تفرقه نيست؟"
خانم رهنورد در پاسخ مي‌گويد: "به عنوان يك روشنفكر منتقد كه سر در چاه دانشگاه كرده و ناله‌هاي خود را در آنجا ضبط كرده، يادمان باشد در تفكر و باورهايمان چهارده معصوم داريم و نه بيشتر. پس هيچ فردي را نبايد مطلق كرد اصلا چرا بر اصول و ارزش‌هاي آزاديخواهانه و دموكراتيك توافق نكنيم؟

وي با اشاره به تجربيات 30 ساله خود در انقلاب مي‌افزايد: " امروز به اين نتيجه رسيده‌ايم كه شكوه وحدت رنگين كمان ملت، شهر فرنگ نيست اما از همه رنگ است. چراحق نمي‌دهيد در اين هفت رنگ يا رنگارنگي، موسوي مذهبي دوستدار امام خميني هم صادقانه رنگ خودش را داشته باشد. او كه گفته است من در كنار شما هستم در اين رنگين كمان از ارزشي‌ترين مذهبي‌ها تا باورها و نگرش‌هاي ديگر حضور دارند. آزادي و دموكراسي، رنگ بي‌رنگي‌هاست."
خبرنگار ضد انقلاب سايت خودنويس كه ميزان اعتقاد وي را نسبت به امام(ره) اندازه‌گيري مي‌كند در سئوال بعدي نظر وي را در مورد منافقين هم استمزاج مي‌كند. از خانم رهنورد مي‌پرسد: "چرا سخن گفتن از وقايع دهه 60 سخت است آيا مي‌توان يك گروه را به اين راحتي در تابستان سال 67 سر به نيست كرد آيا سكوت و حتي توجيه به معني قبول داشتنش نيست؟"

رهنورد در پاسخ مي‌گويد: "جنايات و عمليات تروريستي آن گروه كذايي بر كسي پوشيده نيست. اما انتقامجويي طرف مقابل هم خطاي بزرگي بوده است و هيچ كج روي قابل قبول يا اغماض نيست. اما به طوري كه بارها گفته شده از اين جنايت نه آقاي خامنه‌اي و نه آقاي موسوي هيچ يك اطلاعي نداشته‌اند و در حوزه وظايفشان هم نبوده است. البته سكوت و توجيهي هم در كار نيست و آن اقدامات خارج از چارچوب‌هاي حقوقي و ملاحظات اخلاقي بوده كه بارها در نشست‌ها و در پاسخ به سوال كنندگان درباره آن، تقبيح شده است، آن اتفاق لكه‌هاي سياهي است كه به آب زمزم و كوثر، سفيد نتوان كرد."


ابتكار

«جنگ بي خسارت يا دفاع بي غرامت» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم جاماسب محمدي بختياري است كه در آن مي‌خوانيد:
پايان شهريورماه براي ماخاطره‌اي فراموش ناشدني برجاي گذاشت.خاطره‌اي که تاقرن هابراي نسلهاي ايرانيان باقي خواهدماند، خاطره آغاز جنگ تحميلي. جنگ باهم شيريني هاوتلخي هايش يک مقطع از تاريخ کشورمان است.جنگي که ناخواسته برماتحميل شد وعلاوه بر آنکه جان بسياري ازبهترين فرزندان اين سرزمين را ازماگرفت صدها ميليارد خسارت مالي نيزبرماواردکرد.

اين جنگ نه تنهابراي ما يادآور خاطراتي خوشايند و ناخوشايند است بلکه براي جامعه بين المللي يکي ازنقاط سياه تاريخ است،چراکه دراين جنگ تمام اصول اخلاقي وانساني،قوانين بين المللي وحقوق حاکم بر روابط جهاني توسط يک کشورزيرپاگذاشته شد وجهان درمقابل آن سکوت کرد ودم برنياورد وتمام اصول انساني وقانوني توسط کشورديگررعايت گرديد و موردسرزنش قرارگرفت.
کشورعراق باحمله به مرزهاي قانوني وبين المللي ودرنورديدن آنها، ابتدايي ترين حقوق يک ملت يعني حق حاکميت ملي رازيرپاگذاشت وتنهاباسکوت جامعه جهاني مواجه شد.

علاوه برآن به رغم منع کاربردسلاحهاي غيرمتعارف و کشتار جمعي، رژيم حاکم برعراق بابمب‌هاي شيميايي نه تنهانظاميان ايران بلکه شهروندان عادي ايران رانيزموردحملات خودقراردادولي جهاني که سردمداران آن شعارحمايت ازحقوق بشرشان گوش فلک راکرکرده است درمقابل مظالم رواداشته شده لب فروبسته و اعتراضي برنياوردند.برخلاف قوانين حاکم برجامعه بين الملل شهرهاي ايران و مردم بي گناه وبي دفاع موردحمله بمب افكن‌هاي عراقي قرارمي گرفت وجامعه جهاني هر روز نظاره گرشهادت ومجروح وآوارگي دههاغيرنظامي بي دفاع بودنداماصداي اعتراضي از هيچ كجاي گوشه وكنارجهان به گوش نمي‌رسيد.نه تنهادولتهاي جامعه جهاني كه هميشه ومطابق معمول درجهت اهداف و منافع ملي خودگام برمي دارندوبا رويکردهاي مکاتب نظام سرمايه داري اخلاق وانسانيت رابه پاي منافع اقتصادي ذبح ميكنند، بلكه نهادهاي مدني همچون رسانه‌هاي جهاني، مجامع و محافل حقوق بشري نيزسكوت پيشه كردند.

هرچه که بود گذشت و ايرانيان به خاطر نجابت و پيشينه فرهنگي غني و قوي خود آنرا بخشيدند گرچه فراموش نمي‌کنند .زيرا با انتقام از گذشته و غوطه ور شدن در آن راهي به سوي آينده باز نمي‌شود. نسل‌هاي بيدار ايران با اميدواري و پيش به سوي آينده پرسش‌هاي اساسي و ريشه‌اي در ذهن خود دارند که تاکنون پاسخ خود را از هيچ کس دريافت نکرده اند و آن اين است که سرنوشت غرامت جنگي چه شد؟

جنگ هرچه بود براي ما يک دفاع مقدس و تاريخي بود، اما هيچ جريان و گروهي نمي‌تواند با کشاندن هاله‌اي از قداست معنوي پيرامون رخداد‌هاي تاريخي همچون دفاع مقدس اين حق را از شهروندان ايراني دريغ بدارد تا پيگير حقوق حقه خود نباشند.

سازمان ملل متحد و دبير کل وقت آن به رغم همه کاستي‌ها و نارسايي‌ها در مورد جنگ، دولت عراق را به عنوان متجاوز و آغاز گر جنگ معرفي کرده است .دولتي که به عنوان متجاوز معرفي مي‌شود محکوم به پرداخت غرامت جنگي است،خواه هر رژيمي که بر کشور محکوم حاکم باشد،زيرا در حقوق و روابط بين الملل در اينگونه موارد نوع رژيم‌ها به عنوان يک اصل حقوقي در تعهدات بين المللي مد نظر نيست بلکه “اصل”بر تداوم ملت هاست .بر اين اساس دولت فعلي عراق نمي‌تواند از زير بار محکوميت و پرداخت غرامت و ساير تعهدات حقوقي شانه خالي کند .
مسئولين سياسي کشورمان که با واکاوي در گورستان و موزه تاريخ به دنبال اخذ غرامت جنگ جهاني دوم هستند که اينگونه حساسيت‌ها نسبت به منافع ملي در جاي خود قابل تقدير است، بدانند که اخذ غرامت از عراق هيچگاه نه از يادها مي‌رود ونه از حافظه تاريخي ايرانيان محو شدني است.


مردم سالاري

«روابط ايران و روسيه و منتقدان داخلي» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن مي‌خوانيد:
مدودف رسما اعلا م کرده است به ايران پدافند اس - 300 را نخواهد داد و حتي برخي مقامات ايراني ديگر حق ورود به خاک روسيه را ندارند، اين يعني پوست اندازي کرملين در رابطه با تهران و نمايان شدن هويت واقعي منفعت طلبي تزارها در ايران. در اين رابطه از مدت ها پيش برخي کارشناسان با در نظر گرفتن سابقه تاريخي دست اندازي هاي اين استعمارگر پير به خاک ايران اسلا مي و تحرکات مسکو در قبال واشنگتن نسبت به وقوع يک معامله بزرگ و خيانت به  منافع ملي ايران هشدار داده بودند اما دولتمردان  از کنار اين هشدارها بي تفاوت عبور کردند.

زماني که پيمان استارت امضا شد، زماني که روسيه به رغم داشتن حق وتو درکنار چين عليه ايران دست هاي خود را در شوراي امنيت بالا  برد، زماني که روسيه به همراه کشورهاي حاشيه درياي خزر جلسات سري برگزار کرد، زماني که روس ها از راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر  طفره رفت، زماني که روسيه اعلا م کرد به دلا يل فني نمي توانيم به ايران  اس- 300 بدهيم اما طلب پول بيشتر  کردند و چندين و چند بار ديگر کارشناسان گفتند وجه المصالحه آمريکا و روسيه قرار خواهيم گرفت ... .
اما کسي در دولت اين صدا را نشنيد و حتي بر داشتن روابط دوستانه سماجت کردند. کمتر از يک ماه پيش ژنرال ماکاروف هنگام صرف ناهار با گيتس از تعهد روسيه برحفاظت از منافع  بلند مدت آمريکا تاکيد کرد  و مقاماتي از تهران که شام را ميهمان کرملين بوده اند باز هم  به سکوت  خود ادامه دادند.

امروز جالب اينجاست که کسي حاضر به پذيرش  واقعيت نيست و شروع به فرافکني کرده اند. اين موضوع تنها مساله اي نيست که منتقدين  نسبت به وقوع آن در ايران هشدار مي دهند. واردات بي رويه کالا هاي چيني، موازي کاري در عرصه بين المللي، جايگاه و شان مجلس و...

متاسفانه بسياري از مسوولين عينک دودي بر چشم  زده اند و منتقدين را به عنوان عناصر دست نشانده دشمن مي بينند و حتي به عنوان تاکتيک دشمن در داخل نظام  تعبير  مي کند و سياست هاي خود را با آن تنظيم مي کنند.  هيلا ري کلينتون، وزير خارجه ايالا ت متحده در ژستي که ظاهرا  نگران ايران است  از برخي  منتقدين اعلا م حمايت کرد.وي که مشخص نيست چه گروهي را مورد حمايت قرار داده است گويي فراموش  کرده فرزندان انقلا ب اسلا مي که در بهمن 57 به پيروزي رسيد حاضر به معامله  يا وجه المصالحه قرار دادن کوچکترين موضوعي  با غرب نيستند و اگر هم اختلا في است، اختلا ف در داخل خانواده جمهوري اسلا مي است. چه غرب و چه شرق بايد از تاريخ درس بگيرند. اجنبي را به خانه راهي نيست; اگر دستي هم دراز  شود قطع خواهد شد. در اين بين براي برخي بايد تاسف خورد، گروهي که در دادگاه يک جانبه خود منتقدين را محکوم به وطن فروشي مي کنند.
گروهي که تنها خود را وفادار به آرمان هاي امام (ره) تلفي مي کند، گمان نمي برند خود دچار تماميت خواهي شده اند و جمهوريت نظام را دچار خطر مي کنند.


ايران

«منطق مديريت جهاني» عنوان سرمقاله روزنامه ابران به قلم مسعود ابراهيمي است كه در آن مي‌خوانيد:
واژه «جهاني شدن» شايد در اغلب متون علمي به عنوان نگاهي تعريف شود كه قابل ارزيابي از سوي هر تفكري است اما آنچه در اين ميان ما را بر آن مي‌دارد كه نگاه وسيع‌تري را دنبال كنيم، «مديريت جهاني» است كه نه بر طبق جهاني شدن، بلكه مطابق با «جهاني‌سازي» برنامه‌هاي خود را تنظيم مي‌كند. در مديريت جهاني، «برخورداري از اطلاعات جهاني» حداقل انتظار لازم براي شناخت مسائل جهاني به شمار مي‌آيد زيرا مديريت جهاني كنوني كه در چارچوب نهادهاي بين‌المللي همچون سازمان ملل متحد، صندوق بين‌المللي پول و يا سازمان تجارت جهاني مبتني بر انديشه ليبرال دموكراسي شكل گرفته، با مشكلات عديده‌اي مواجه شده و نمي‌تواند حاكميت قبلي خود را بر منابع جهان حفظ كند.

بايد پذيرفت به واسطه بحران به وجود آمده، پارادايم‌هاي متعددي در حوزه مديريت جهاني مطرح شده است: نگرش نو به مديريت دانايي، تعريف تازه از فناوري اطلاعات و ارتباطات و توجه ويژه به فرهنگ فرامليتي از جمله اين پارادايم‌ها به شمار مي‌آيند كه در سفر اخير هيأت ايراني به نيويورك، تبيين اين پارادايم‌ها به خوبي قابل مشاهده بود.
در اين سفر تدابير صورت گرفته براي توجه افكار عمومي به مسائل مورد نظر از طريق رسانه‌هاي امريكايي به عنوان يك رويكرد جديد در عرصه مديريت دانايي و تلفيق عالمانه آن با مديريت نوآوري به شمار مي‌آيد.

آنچه رسانه‌هاي امريكايي را به طمع انداخت كه براي گفت‌وگوي اختصاصي با رئيس جمهور كشورمان سبقت بگيرند، حاكي از تشتتي است كه بر فرهنگ رسانه‌اي امريكا حاكم شده و موضعگيري منفعلانه مقامات امريكايي مبني بر اين كه «چرا بايد اجازه داد كه رسانه‌هاي ايالات متحده با احمدي‌نژاد مصاحبه كنند؟» بيانگر همين تشتت است زيرا امريكايي‌ها علي‌رغم برنامه‌هايي كه براي مديريت جهاني به عنوان نظم نوين مطرح كرده بودند، تاكنون نتوانسته‌اند براي رفع بحران اقتصادي كشورشان گام مهمي بردارند و از سوي ديگر، قدرت نظامي آنان در فضاي كنوني جهان، كاربرد چنداني ندارد.

از اين‌رو تلاش همه‌جانبه آنها براي بحران‌آفريني به منظور فراموش كردن بحران قبلي، بيش از پيش امريكايي‌ها را در باتلاق بحران‌ها فرو مي‌برد و اين مشكل، دقيقاً همان موضوعي است كه طي سال‌هاي اخير از سوي ايران مطرح شده و براي درمان آن رجوع به نسخه «عدالت» را پيشنهاد داده است زيرا در دستور كار مديريت جهاني ارائه شده از سوي امريكا و قدرت‌هاي اروپايي قدرتي منطقي به نام «مقاومت» ناديده گرفته شده است.
چنانچه برخي از كشورها نيز در منطق عدالت جهاني پذيرفته‌اند مقاومت به عنوان يك بازيگر بين‌المللي، طي سال‌هاي اخير توان جابه‌جايي قدرت در سطوح منطقه‌اي و بين‌المللي را دارد و ايستادگي ايران در برابر زياده‌خواهي‌هاي امريكا و اسرائيل از جنس برقراري «عدالت جهاني» و با منطق «مقاومت» است.


سياست روز

«مجلس در راس امور» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد مهدي شير محمدي است كه در آن مي‌خوانيد:
در تاريخ تمدن اسلامي، وجود سازماني به نام ديوان اشراف، همواره در قلمرو حكومت‌ها و ملوك امر نظارت و بازرسي بر اركان مختلف كشور را بر عهده داشتند. تاسيس چنين نهادي از زمان حكومت ظاهري و پنجساله اميرمومنان(ع) به وقوع پيوست. آن حضرت، ناظراني را با عنوان "عيون" كه چشم بيدار حكومت بودند به بخش‌هاي مختلف قلمرو اسلامي اعزام مي‌كردند. در صفحاتي از نهج‌البلاغه آثاري از وظايف و اعمال عيون، ذكر گرديده است.

اهميت نهاد اشراف و بازرسي در تاريخ اسلام چنان وسيع بود كه گاه نظارت "مشرفان" و "عيون" با سريع‌ترين ابزار ارتباطي امكان خبرگيري مركز حكومت از خطاها و انحرافات ماموران حكومتي را فراهم مي‌ساخت. براي نمونه از آخرين موارد اشراف كامل ناظران و گزارش‌هاي سريع آنان به اميركبير مطالب درخور توجه در تاريخ ذكر شده است. يك مامور در راه عزيمت به تهران ظلمي مرتكب مي‌شد و گوسفندي را به جور از چوپاني مي‌گرفت. اما وقتي پايش به تهران مي‌رسيد، همزمان با حكم عزل خويش مطلع مي‌شد اميركبير از جزئيات اين ظلم با خبر است.

اين روزها، تاكيد بر اهميت جايگاه مجلس در نظام جمهوري اسلامي ايران، به ويژه از سوي نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي، مكرر گوشزد مي‌شود. مطالعه گزارش‌هاي بازمانده از مشروح مذاكرات مجلس خبرگان قانون اساسي نيز نشان خواهد داد كه خبرگان انديشمند آن، از آنجائي كه اميدوار بودند اعضاي مجلس شوراي اسلامي امين ملت باشند، دايره نظارتي خانه ملت را بر همه امور كشور گستراندند. به بيان ديگر آنان با درك والائي كه از نقش مردم در نظام جمهوري اسلامي داشتند، بيشتر شأن نظارتي را به قوه‌اي سپردند كه عصاره فضائل ملت است.
حق هم همين است كه خانه ملت به سبب كاركردها و اختياراتش، جايگاهي رفيع و در خور اعتنائي در كشور دارد. مجلس وفق قانون اساسي مي‌تواند چتر نظارتي و تقنيني خود را بر فراز همه امور كشور بگستراند و حتي به اذن مقام معظم رهبري نظارت بر نهادهاي تحت نظارت رهبري را هم در دستور كار خود قرار دهد، چنانكه پيش از اين نيز، در ادوار چهارم و ششم مجلس، دو بار نظارت بر سازمان صدا و سيما صورت پذيرفت. با اين حال كدامين چشم ناظري بر اعمال و رفتار نمايندگان اشراف دارد؟
 

آفرينش

«جايگاه اخلاق در سياست»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن مي‌خوانيد:
در يک سال گذشته  نگاه به اخلاق، سياست ,سياست اخلاقي و اخلاق سياسي در کشور ما بعدي تازه گرفته است و روز  به روز ما شاهد بروز اشکالات در جايگاه اخلاق  بخصوص در بعد سياست هستيم در اين راستا  اکنون فضاي  کشورمان ، بخصوص عرصه سياست در کشور ايران از عدم اعتماد و تهمت و بد اخلاقي در همه سطوح شده  است.

البته از سالها قبل اين روند آغاز شده اما چنين حجمي از بد اخلاقي و تهمت در فضاي سياسي کشور در حالي بي سابقه بوده است که در حقيقت وجه مميزه نظام سياسي کشور ما از ساير نظام هاي سياسي توجه به دين مداري و محور بودن اخلاقيات در سياست و اداره کشور است. در اين راستا ايراد اتهامات و تهمت ها و دروغ ها توسط برخي از سياستمداران و اشخاص ، بسياري را بدين انديشه فرو برده است که آيا امروزه هدف وسيله راتوجيه ميکند وآيا ما مي توانيم براي  گام بر داشتن در راه اهداف سياسي مطلوب خود پاي بر روي اخلاق گذارده و از هر وسيله اي استفاده کنيم ؟
 در واقع سياستمداران بي اخلاق را بايد مصداق افرادي به شمار آورد  که سازوکار رقابت سياسي را نمي دانند و براي پيروزي خود به توهين و افترا و نوعي ماکياوليسم  سياسي متوسل مي شوند در اين راستا اينان علم سياست را با دغل بازي اشتباه گرفته وعملا اخلاق را ابزاري براي اهداف خود مي بينند.

در اين بين چنانچه سياست منهاي اخلاق باشد بدبختي و پيامد هاي ناگواري را براي جامعه به همراه خواهد داشت و پيام آور فريب و نيرنگ، دروغگويي و ظلم و رواج ستمگري، سو»استفاده از بيت المال، گسترش  استبداد و خودکامگي و... در کشور مي شود.

در اين راستا هنگامي که  خطر سياست زدگي و عدم توجه به معيار هاي اخلاقي بر کشور حاکم شود جو بي اعتمادي در جامعه  و ميان توده هاي مردم بوجود مي ايد و اعتماد آنان سلب مي شود که در واقع  رابطه مسئولان جامعه و مردم را متزلزل مي کند.در اين بين اگر کشور ما خود را داعيه دار اخلاق در جهان مي انگارد و سياست را يک وظيفه الهي قلمداد مي کند بايد در راه تثيبت ارزشهاي اخلاقي در کشور بکوشد چه اينکه  حفظ اين مرزهاي اخلاقي امري بس مهم  است.
 

آرمان

«اصلاح شوراي امنيت اجتناب ناپذير است»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم دکتر يوسف مولايي است كه در آن مي‌خوانيد:
بحث اصلاح ساختار سازمان ملل متحد، به ويژه مباحث مربوط به حق وتو و شوراي امنيت از زماني که کنفرانس‌هاي مربوط به تاسيس سازمان ملل متحد در حال برگزاري بود، يعني از سال‌هاي 44 – 1942 که پيش‌نويس‌هاي منشور در حال تهيه بود، مطرح بود. بسياري از کشورها در بحث حق وتو اظهارنظر کردند. کشورهاي کوچک آن زمان چندان موافق اين شکل شوراي امنيت و حق وتو براي اعضاي دائم نبودند. اما تجربه جامعه ملل و ناکامي اين نهاد بين المللي در حفظ صلح و امنيت جهان باعث شد که موسسان سازمان ملل به دنبال راه حلي براي اين خلأ قدرت باشند.

همان‌گونه که مي‌دانيد در شوراي امنيت جامعه ملل همه اعضا از حق راي برابر برخوردار بودند و حق وتو در شوراي امنيت جامعه ملل وجود نداشت. يکي از دلايل شکست جامعه ملل، فقدان يک قدرت برتر براي نظم دادن و جلوگيري از آشوب در نظام بود.
با توجه به اين ضعف جامعه ملل، موسسان سازمان ملل چنين قدرتي را در قالب حق وتو تعريف کردند. يعني کشورهايي که مي توانند ضمانت اجرا براي تصميمات سازمان ملل ايجاد کنند، از حق وتو برخوردار باشند.

اين مباحث بسيار طولاني بوده و بعد از گذشت ده سال از عمر سازمان ملل همواره پيشنهادات درباره ورود نيروهاي جديد به ساختار شوراي امنيت مطرح بوده است. اما مباحث رسمي درباره اين اصلاح ساختار از سال 2000 و بعد از اعلاميه هزاره وارد مرحله جديدي شد. در سال 2000  کوفي عنان، جمعي از کارشناسان را مامور بررسي اصلاحات لازم در سازمان ملل و به خصوص تعديل ساختار شوراي امنيت مي‌کند. نتيجه کار اين هيات تحقيقي در قالب دو طرح الف و ب به مجمع عمومي سازمان ملل متحد ارائه شد که در هر دو پيشنهاد اعضاي شوراي امنيت تا 24 عضو افزايش پيدا مي‌کرد. در يکي از اين طرح‌ها بعضي از اعضا بدون داشتن حق وتو مي‌توانستند براي مدت نامحدود عضويت دائم شوراي امنيت را داشته باشند. مثل ژاپن، هند و برزيل. از ديگر تغييرات پيشنهادي اين هيأت تحقيق، جابه‌جايي‌هاي منطقه‌اي حق وتو بود.

بنابراين مباحث مربوط به اصلاح ساختار شوراي امنيت از سال 2000 تا 2005 به طور جدي در دستور کار مجمع عمومي بوده است اما تا کنون موفق نشده که راي لازم را به دست آورد. چرا که وقوع هر اصلاحي در ساختار سازمان ملل بايد در ابتدا بتواند نظر موافق پنج عضو دائم شوراي امنيت را کسب کند.

جهان صنعت

«آش شله قلمکاري که آشپز ندارد» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مريم باستاني‌ است كه در آن مي‌خوانيد:
سال از نيمه گذشت و منتظران برنامه پنجم هنوز هم روي اين قانون را نديده‌اند . با وجودي که نامه استرداد برنامه با توصيه رهبري از سوي دولت منتفي شد اما اين لايحه هنوز به صحن نرسيده، تا قوانين ديگري که منتظر ابلاغ اين قانون هستند به نتيجه برسد. اينکه زمان‌بندي تصويب و اجراي اين قانون چه زماني تعيين شود خود بحث ديگري مي‌طلبد؛ همين بس که از امروز مشخص است که يک‌چهارم از چشم‌انداز 20 ساله از دست رفت.

سند چشم‌انداز 20 ساله تاکيد دارد که ايران بايد تا پايان سال 1404 به قدرت اول منطقه  در حوزه‌هاي علمي، فناوري و اقتصادي در بين 27 کشور منطقه تبديل شود اما آنچه از شاخص‌هاي کلان اقتصادي برآورد مي‌شود با گذشت يک‌چهارم از زمان‌بندي اين سند پيشرفتي حاصل نشده است.
از سوي ديگر آنچه نقد سياست‌هاي کلان دولت را براي کارشناسان اقتصادي سخت‌تر کرده مشخص نبودن مانيفست دولت در حوزه اقتصادي است. در کشورهاي پيشرفته اگرچه برنامه‌ريزي به سبکي که امروز در کشور ما رايج است، وجود ندارد و دولت‌ها هنگام تشکيل، برنامه خود را براي دوره‌اي که بر سر کار هستند، ارايه مي‌کنند اما اين رويه هم موردنظر دو دولت محمود احمدي‌نژاد نبوده است.

بي‌ترديد رييس‌جمهور که بارها کسوت استادي دانشگاه را در نقدهاي کارشناسي گوشزد مي‌کند، بيش از ديگران مي‌داند که اداره يک کشور 75 ميليوني بدون برنامه دقيق و با چشم‌اندازي که بايد به جايگاه اولي برسد، امکان‌پذير نيست. با اين حال آنچه اين دولت در قالب برنامه ارايه کرده، تکرار سياست‌هاي کلي و سند چشم‌انداز 20 ساله است بدون آنکه مشخص کند راهکارهاي اجرايي اين قانون چيست.

آنچه بسياري از منتقدان اين برنامه عنوان مي‌کنند مدل اقتصادسنجي برنامه است، ايرادي که برخي‌ها به برنامه چهارم نيز وارد مي‌کنند  اين در حالي است که واقعيت چيز ديگري است. برنامه چهارم براساس مدل اقتصادسنجي و اقتصادي نهادگرا تدوين شد اما به دليل حذف ماده 3 اين برنامه و اصلاحاتي که مجلس اعمال کرد جداول کمي برنامه به هم ريخت با اين حال مجلس هفتم بدون توجه به اين به هم ريختگي آن را به دولت ابلاغ کرد.

تدوين‌کنندگان برنامه پنجم هم با ترکيب به‌هم ريخته سازمان مديريت و برنامه‌ريزي که امروز معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي خوانده مي‌شود، برنامه‌اي برگرفته از برنامه چهارم تدوين کرده‌اند که نه روح دارد و نه راهکار اجرايي.معلوم نيست با اين لايحه که مجلس هم آن را تغييرات اساسي داده، چگونه مي‌توان نيمي از مسير چشم‌انداز را پيمود؟ اين برنامه مصداق آش شله‌قلمکاري است که آشپز ندارد!


دنياي اقتصاد

«درباره سرمايه‌گذاري 75 ميليارد دلاري» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمد صادق جنان صفت است كه در آن مي‌خوانيد:
روساي دولت‌ها و اعضاي عالي‌رتبه نهاد دولت در روزها و شرايطي كه احتمال مي‌دهند شهروندان نوعي رخوت و نگراني درباره آينده دارند با هدف دميدن روحيه شادابي و سرزندگي در جامعه، معمولا برخي اخبار خوشحال كننده را منتشر مي‌كنند.

كاهش قيمت كالاهاي پرمصرف، افزايش احتمالي مزد و حقوق، كاهش ماليات، راه‌اندازي يك جاده يا فرودگاه،‌ افزايش اعتبارات تامين اجتماعي براي بازنشستگان و خبرهايي از اين نوع، خبرهاي خرسند كننده‌اي است كه مسوولان دولتي در برخي مواقع ممكن است با همين هدف انتشار دهند. البته در انتشار چنين خبرهايي، همه گوشه و كنارهاي كارديده شده و تلاش مي‌شود هر خبر با جزئيات آن به اطلاع شهروندان برسد. در ايران نيز چنين فضايي بوده و هست و ديده شده است كه مسوولان عالي‌رتبه دولتي براي زنده و بالنده كردن روحيه اميد در ميان شهروندان چنين اخباري را به اطلاع آنها مي‌رسانند.

محمدرضا رحيمي، معاون اول رييس‌جمهوري روزگذشته (به نقل از خبرگزاري فارس) شايد با همين قصد و نيت، گفته است: «به زودي تحول عظيمي در بخش حمل و نقل كشور رخ مي‌دهد و قراردادهايي به ارزش 25 هزار ميليارد تومان براي توسعه راه‌آهن منعقد مي‌شود. اين قراردادها با 4 گروه از نقاط مختلف دنيا براي توسعه راه‌آهن امضا مي‌شود. 50 هزار ميليارد تومان هم در آينده نزديك براي توسعه پارس جنوبي قرارداد منعقد مي‌شود...»

به اين ترتيب، معاون اول در يك گفت‌وگوي كلي، به مردم اميدواري داده است كه 75 هزار ميليارد تومان قرارداد براي توسعه زيربناهاي فيزيكي در دو بخش مهم منعقد خواهد شد. در صورتي كه ميانگين قيمت هر دلار يك‌هزار تومان باشد، به اين ترتيب بايد منتظر قراردادهايي به ارزش 75 ميليارد دلار باشيم. اين ميزان سرمايه‌گذاري احتمالي اگر به بخش حمل و نقل و عسلويه تزريق شود، ركود فعلي به ويژه در عسلويه كه اكنون روزهاي كم رونقي را تجربه مي‌كند، قطعا برطرف مي‌شود. اما اميدوار كردن شهروندان با دادن اين آمار و ارقام حيرت‌انگيز موقعي موثر خواهد بود كه دست‌كم بخشي از جزئيات قابل انتشار نيز به افكار عمومي اطلاع داده شود.

چنين ارقام بهت‌انگيزي در حالي براي قراردادهاي احتمالي بيان مي‌شوند كه متاسفانه در نماگر شماره 58 كه آمار و اطلاعات حساب‌هاي ملي در 3 ماهه سوم سال 1388 است، جاي رقم «تشكيل سرمايه ثابت ناخالص» براي سال 1388 خالي است و اين رقم براي سال 1387 نيز فقط 685,452 ميليارد ريال براي كل سال است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار