سخن از دفاع در الفاظ نمی گنجد
گفتوگوی تابناک با سازنده انيميشن «پرواز در ولايت»
کد خبر: ۱۲۱۵۴۰
| | 5606 بازدید
سرویس دفاع مقدس «تابناک»/ سید حبیب حبیب پور ـ به مناسبت هفته دفاع مقدس، با آقای مسعود صمدی سازنده انیمیشن «پرواز در ولایت» گفتگویی اختصاصی انجام داده ایم که به شرح زیر می آید:
* لطفا خودتان را معرفي کنيد.
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليک يا صاحب العصر و الزمان
ابتدا سلام عرض ميکنيم به ساحت مقدس مولايمان امام زمام (عج) و درود مي فرستيم به روح پر فتوح حضرت امام خميني(ره) و ارواح طيبه پاک شهيدان به ویژه شهيدان دفاع مقدس.
بنده مسعود صمدي، تهيه كننده صداوسيما هستم و فارغ التحصيل رشته کارگرداني سينما از دانشکده هنر که به مدت 25 ساله در زمينه برنامههاي مستند، انيميشن و برنامه اجتماعي تهيه کنندگي و گاهي هم کارگرداني کرده ام و همه آنها از شبکههاي گوناگون سيما پخش شده که البته خداوند محبت کرده و همه اين برنامه ها، يا برنامههاي معارفي بوده و يا در زمينه دفاع مقدس.
ذکر این مهم لازم است که بنده از بچههاي قديم روايت فتح هستم که چند سالي هم در خدمت آنها بودم و در حال حاضر هم مشغول تهيه و توليد انيميشن سه بعدي راه مجنون درباره جاده سيدالشهدا(ع) ويژه دفاع مقدس هستم.
*چگونه شد تصميم به توليد انيميشن ويژه دفاع مقدس گرفتيد؟
بنده با توجه به اينکه به لطف خداوند متعال در دوران دفاع مقدس حضور داشتم و با توجه به اينکه از سال 1371 در زمينه انيميشنهاي کامپيوتري فعاليت داشتم و البته بيشترين برنامههاي انیميشني که تا به حال توليد کرده ام در زمينههاي کارهاي معارفي و اهل البيت (ع) بوده که از جمله ميتوان به برنامههاي حديث نور، صحيفه انقلاب، ظهور که به صورت فول انيميشن سه بعدي تهيه شده، اشاره کرد.
راستش، مدتها در اين فکر بودم که بايد براي نسل جديد و با توجه به تکنولوژي رايانهاي درباره دفاع مقدس برنامهاي تهيه کنم. البته جرقه اين کار از فرمايش حضرت امام خميني(ره) به فکر بنده اه یافت، چراکه حضرت امام (ره) درباره عزيزان جهادگر در دوران دفاع مقدس فرمودهاند: زحمات بي وقفه جهاد اين سنگرسازان بي سنگر، در دفاع از جمله مسائلي است که ترسيم آن در قالب الفاظ نميگنجد.

همين امر باعث شد که بنده به عنوان کسي که در رسانه ملي فعاليت ميکنم، فعاليت هاي اين عزيزان را از قالب الفاظ به قالب تصوير درآورم؛ البته همه ميدانيم که تصاوير مربوط به دوران دفاع مقدس از شبکههاي گوناگون معمولاپخش ميشودولي استفاده ازرايانه به ويژه انيميشنهاي سه بعدي آن هم با حال و هواي دوران دفاع مقدس ميتواند براي مخاطبان کودک و نوجوان جالب باشد و البته براي مخاطبين جوان و بزرگسال و به ویژه عزيزاني که در آن دوران در جبههها حضور داشتند، هم قابل توجه باشد.
برای همین، با دوستانم در ستاد ايثارگران جناب آقاي هدايت الله نواب و محمد دلگرم ارتباط برقرار و قصد خودم را مطرح کردم. اين عزيزان هم طرح جاده سيدالشهدا(ع) را بيان کردند و البته پس از ساعت ها بحث و گفت وگو، تصميم گرفتيم، سناريوي آن را براي يک کار انيميشن بنويسيم، چون اين جاده داراي ويژگي هاي خاصي بود که شايد تاکنون از شبکههاي گوناگون سيما درباره آن هيچ سخنی به ميان نيامده و قطعا هم عنايتي بوده که سيدالشهدا نسبت به اين کار داشتهاند، چراکه بجد بر این باورم، ساخت اين چنين برنامههايي، اگر عنايت اهل بيت(ع) نباشد، اصلا توليد نخواهدشد. البته فيلمنامه توسط يكي از دوستان نوشته شد، ولي به دليل اين كه آن شخص نتوانسته بود، حال و هواي آن دوران را به درستي ترسيم كند و البته حق هم داشت، چون اصلا در آن دوران، هنوز متولد نشده بود؛ بنابراین، بنده تصميم گرفتم فيلمنامه را از نو بنويسم.
شايد باور نكنيد به دليلی که مي خواستم حال و هوا، دقيقا حال و هوای همان دوران باشد، دست کم سی بار آن را بازنويسي كردم تا به اين حالت برسد، چون دوست داشتم به بخش هاي گوناگون آن دوران اشاره داشته باشم.
*در توليد انيميشن «راه مجنون»، شما به چه موضوعاتي توجه داشتيد؟
اتفاقا پرسش جالبي پرسيديد، چون ادامه سخنانم در پرسش قبلي شما بود. راستش در توليد اين انيميشن، مسائل بسیاری برايم اهميت داشت؛ نخست اینکه تلاش کردم همان واقعيت ها و خاطرات و ناگفتههاي جهادگران و رزمندگان دوران دفاع مقدس را به همان ترتيب و ماجرايي که اتفاق افتاده، به صورت انيميشن به تصوير بکشم و البته در آغاز اين فيلم هم اين ماجرا را مطرح کرده ام.
درواقع، فيلمنامه از خاطرات و ناگفتههاي جهادگراني همچون حاج آقا هدايت الله نواب، حاج آقا محمد دلگرم، حاج ناصر ابراهيمي، امير محمدزاده و ... عزيزاني که آن زمان در ساخت جاده سيدالشهدا (ع) حضور داشتند، نوشته شده است.
مسأله دوم، ارتباط آن با زمان حال است؛ يعني عزيزان جهادگري که هم اکنون در ميان ما هستند. در واقع، آن خاطرات از زبان دوستاني نقل شده که هم اکنون از جانبازان آن دورانند.
مسأله سوم، بحث فرهنگ جبههها مطرح است که باید اين فرهنگ به نسل جديد منتقل شود، چراکه نسل حاضر بايد با فرهنگ جبهه آشنا شود؛ عشق، صفا، صميميت، صداقت، يكدلي و ايمان، توكل و ولايت مداري كه در راس تمام اين مسائل بود.

مسأله چهارم بحث طنز فيلمنامه است. هر فيلمي برای جذابيت خود، يک بخش طنز هم درون آن نهفته است. البته سعي کرديم اين بخش طنز هم، همان وقايع طنز زمان جنگ باشد، چون در زمان دوران دفاع مقدس از قشرهاي گوناگونی برای دفاع به جبهه ها مي آمدند که برخی از همين طنز آنها، باعث روحيه دادن به بقيه رزمندگان مي شد و البته بعضيها هم ذاتا طنز بودند.
مسأله پنجم و مهمي که برايمان بسيار مهم بوده و هست، بخش معارف اهل بيت(ع) در آن دوران بود؛ بنابراین، باید حال و هواي آن معارف براي اين نسل روشن شود كه البته عزيزانمان در آن زمان به ياد دارند و قطعا نسل بعدي هم آن را شنيده و يا خواهند شنيد.
مي دانيد بحث مهمي كه بود، اين كه در يک طرف نيروهاي بعث عراقي و لشکر باطل با همه تجهيزات و ادوات جنگي و به اصطلاح تا بن دندان مسلح و در طرف دیگر، رزمندگان اسلام و همان لشکر حق با کمترين ادوات؛ اما با قوي ترين نيروي ايمان و متصل به اهل بيت(ع) مي جنگيدند، چرا كه اگر دوستان به ياد داشته باشند، دشمن بعثي براي حتي يک نفر هم از گلوله تانک استفاده و سعي ميکرد با بهره گیری از سلاح هاي جنگي و حتي شيميايي، جلوی پيشروي و فعاليت جهادگران و رزمندگان را بگيرد، ولي چگونه ميشد که عزيزانمان در جهاد و بسيج باز موفق ميشدند؟! اين همان اتصال به حبل الله و عنايت اهل بيت(ع) و به ویژه ولايتي بود که از جانب ولي زمان (عج) در امام خميني (ره) و به اين ترتيب از طريق ايشان در جامعه طنين انداز بود و البته به حمدالله اين نوع ولايت هم اکنون از طريق مقام معظم رهبري در جامعه همچنان انتشار مي يابد.
در واقع، مسائلي كه مطرح كردم، همان مسائلي بود كه دغدغه من در فيلمنامه بود. براي همين، چندين بار فيلمنامه را بازنويسي كردم.
*شما در پاسخ پیشین خود به اين مطلب، اشاره کرديد که همه چيز بر پایه واقعيتها بوده؛ منظورتان چيست؟
ببينيد، در اين کار انيميشن، تلاش کردم فضاها و ميزانسنها، همان فضاهاي دوران دفاع مقدس باشد؛ يعني اينکه دوستاني که عمليات خيبر را به ياد داشته باشند، در واقع، شاید همان فضا را در ذهن داشته باشند. ما هم سعي کرديم، با توجه به عکس هاي موجود همان ورودي پل خيبر ـ ورودي جاده سيدالشهدا ـ قرارگاه و تپه ها، خاک ريزها و حملات تانکي و هواپيماهاي بعثي عراقي را و همچنين رشادت ها و حتي به نکات ريز هم که در جبهه ها بود، توجه داشته باشيم.
با توجه به قابليت رايانه ها، تلاش کرديم که مخاطبين کودک و جوان ما که اين وقايع را مي بينند، درست و دقيق در همان فضا باشند و عزيزانمان هم که در دوران دفاع مقدس و در همان مناطق بودند، يادآوري از همان دوران باشد. استفاده از ادوات جنگ، چفيه، قمقمه، سيم خاردار، ميدان مين، سربندهاي ياحسين(ع) يامهدي(ع) و يازهرا(س)، آمبولانس ها، وانت ها، تابلوها، همه و همه همان باشد که در فضاي دوران دفاع مقدس ما وجود داشت، به گونه ای که مخاطب فضا را بهتر درك كند. حتي لحظات شهادت، بمباران شيميايي، ايثارگري ها و رشادت ها و داستان هاي مطرح هم بنا بر صحنه هايي باشد که در دوران دفاع مقدس بود.
* «جاده سيدالشهدا(ع)» چه ويژگي داشت که توجه شما را به ساخت آن جلب نمود؟
نخست نام مبارک سيدالشهدا(ع) بود و البته ماجراهايي که ساخت اين جاده داشت. ميدانيد که اين جاده در شرايطي زده شده که دشمن بعث عراق، همه تلاش خود را مي کرد تا جهادگرانمان موفق به انجام آن نشوند، چراکه زدن اين جاده، باعث سقوط حتمي جزاير مجنون شمالي و جنوبي ميشد. حال زدن اين جاده با آن شرايط بمباران ها، تقريبا ناممکن مي شد.

زيبايي اين جاده در اين بود که طول اين جاده، دقيقا 14 کيلومتر، يعني به تعداد چهارده معصوم (ع)و به مدت 72 روز يعني به تعداد شهداي کربلا و در روز سوم شعبان، روز تولدامام حسين ـ صلوات الله ـ به پايان رسيد و نامش هم بود جاده سيدالشهدا؛ شما چنين زيبايي را كمتر مي توانيد در جايي پيدا کنيد.
آيا به نظر شما زيبا نيست؟ خداوند متعال پازلی به اين زيبايي چيده است؛ چرا ما آن را ترسيم نكنيم؟!
*آيا مي توانيد درباره داستان فيلم کمي توضيح دهيد؟
داستان فيلم درباره يکي از جهادگران فني مهندسي قرارگاه کربلاست که در اثر بمباران شيميايي در دوران دفاع مقدس شيميايي شده و دکترها به او مي گويند، باید در يکي از مناطق خوش آب و هوا زندگي کند؛ بنابراین، به دعوت يکي از دوستان زمان جنگ به روستاي آنها ـ که کردنشين هست ـ مهاجرت ميکند. يک شب در آن روستا، باران سختي باريدن ميگيرد و از آنجا که اهالي روستا اطلاع داشتند، اين جهادگر عزيزمان در دوران دفاع مقدس جزو پشتيباني فني مهندسي جهاد بوده، به سراغ او مي رند و از او کمک ميخواهند و اين ماجرا، باعث ميشود كه... و دنباله داستان را هم خودتان در فيلم خواهيد دید.
* درباره داستان فيلم بيشتر توضيح می دهيد؟
اگر اجازه دهيد، بگذاريم مخاطبين عزيز شاهد ماجراي فيلم باشند تا اينکه بنده توضيح بدهم. نبايد اين جمله حضرت امام(ره) را فراموش کنيم که فرمودند زحمات جهادگران... در قالب الفاظ نميگنجد. پس اجازه بدهيم تصوير تا حدي براي ما بيان کند، نه بنده حقير.
* از ساخت و مشکلات انيميشن راه مجنون بگوييد؟
هر کاري که بخواهد در زمينه دفاع مقدس توليد شود، مشکلات خاص خود را دارد؛ اما در انيميشن، مشکلات آن چند برابر است، چراکه بیشتر کسانی که بنده در خدمت آنها بودم، پس از دوران دفاع مقدس به دنيا آمدهاند. حال بنده به عنوان تهيه کننده و کارگردان باید نخست بتوانم فيلمنامه را براي آنها به قول معروف جا بیندازم؛ مثلا دوستاني که قرار بود وسايل مورد استفاده در جنگ را بسازنند، باید از اين وسايل تصوير و عكسي داشته باشند؛ بنابراین، مجبور بودم براي آنها تصاويري از ابعاد گوناگون و از بیشتر وسايل جبهه تهيه کنم. البته همين، جای دارد از دوستانمان در شهرک سينمايي دفاع مقدس تشکر و قدرداني کنم که اين وسايل را در اختيار ما گذاردند تا بتوانيم از زواياي گوناگون، عکاسي کنيم و در اختيار دوستانمان که مشغول ساخت در رايانه بودند، قرار بدهيم.
همچنين در طراحي چهره ها، سعي شده از عکس هايي از زمان جنگ استفاده شود و البته يکي از اين عکس ها، عکس بنده در دوران جواني و در جبهه بود که دوستان آن را طراحي کردند.
*شايد بنده بتوانم حدس بزنم؛ آن نقش اوس محمود نبود که فکر کنم شهيد هم ميشود؟
البته قرار نيست آن را لو بدهم؛ اما آفرين به هوش و ذکاوت شما. درست است و در واقع داستان شهادت ايشان آرزوي قلبي بنده بود که تلاش کردم در انيميشن آن را پياده کنم. به هر حال، مسأله مهم ديگر، ميزانسن فضاي دفاع مقدس بود. هر فضا، بايستي براي دوستان طراح گفته ميشد تا آنها بتوانند طرحي را بنا بر آنچه در جبهه بوده، و در ذهن بنده، آن را رسم کنند و بعد همکارانمان در بخش مدل سازي آن فضا را پياده کنند.

مسأله ديگر، حرکات شخصيتهاي داستان اعم از راه رفتن حرکات دست و صورت، بخش جنگي آن، حرکات زدن ار ـپي ـ جي، مسلسل، لحظات شهادت، يا شيميايي شدن، کار و فعاليت، حرکت لودرها، بلدوزرها و قايقها و همه و همه بايستي يکي يکي براي آنها بازي ميشد تا بتوانند حرکات را همان گونه که بوده، دربياورند. البته خيلي وقت ها، اين اتفاق ميافتد که دوستان عزيز از ساختن اين پلان ها، فرار مي کردند، چون نميتوانستند اين پلان ها را به درستي پياده كنند، ولي به لطف خداوند، ناامید نميشديم و باز هم براي جذب نفرات بعدي و آموزش به آنها اقدام ميکرديم.
*مگر شما به آنها آموزش داديد؟
بله؛ ولي نه آموزش انيميشن، بلکه آموزش جنگ، آموزش دفاع مقدس، بايد براي آنهابازي ميکردم، حرکت ميکردم، راه ميرفتم، ميدويدم، ميپريدم، شيميايي ميشدم، روي قايق مينشستم، آر پي جي ميزدم، شليک ميکردم و حتي حرف ميزدم و در لحظه آخر شهيد هم ميشدم.
منظور از اين آموزش ها، اين بود و شايد براي هر نفري که قرار بود بخش انيميت را انجام دهد، همين کار را مي کردم البته بسياري اوقات، ميشد که پس از اين همه آموزش، برخی از انجام کار عذرخواهي ميکردند و اصلا نمي توانستند با کار ارتباط برقرار کنند تا اينکه سرانجام تيم به هر صورتي بود، يعني همان کساني که خداوند مي خواست در اين پروژه کار کنند، برگزیده شدند.
البته اين را هم بگوييم که بسياري از همکارانمان که در پروژه کار مي کنند وقتي پلاني را انيميت ميکردند، يعني براي شخصيتهاي آن حرکت تعريف ميکردند، روي خود آنها اثر عجيبي ميگذاشت. تصور کنيد کسي که در آن دوران دفاع مقدس نبوده و حالا دارد انيميشن آن را ميزند، دچار تحول و دگرگوني ميشود و حتي گاه آن شخص ميگفت در هنگام کار کردن اشکم درمي آيد و اين حال و هوا برايم خيلي جالب بود.

مثلا يكي از انيماتورهاي پروژه به نام آقاي مالك جعفري كه داشت لحظه شهادت يکي از جهادگران را ميساخت، و جان ميبخشيد و جان ميگرفت، خود او بسيار متأثر شد و اظهار مي کرد که اين صحنه روي خودم اثر عجيبي ميگذارد و شهادت برايم چقدر زيبا تجلي پيدا مي كرد و البته اين از برکات نور هدايت و ولايت و اثرات دوران دفاع مقدس است.
نکته جالبي که در فيلم سينمايي انيميشن راه مجنون وجوددارد، آن است که شخصيت ها و يا به اصطلاح کاراکترهاي داستان فانتزي نيستند، بلکه به صورت چهرههاي واقعي بوده و به اصطلاح به رئال نزديکترند.
شايد يکي از شيوههاي متفاوت اين انيميشن هم همين باشد. همانگونه که پیشنر عرض کردم نه تنها داستان و فضا، بلکه شخصيت ها هم سعي شده به واقعيت و فضاي واقعي نزديکتر باشند.
*يعني شخصيتهاي آن در فضاي واقعي بوده و يا هستند؟
تقريبا بله؛ حتي در يک مورد به يک شخصيت عزيز جهادگري که هم اکنون هم زنده هستند و خداوند به ايشان طول عمر با عزت بدهد و از سرمايههاي دوران دفاع مقدس هم هستند، اشاره دارد.
* ميتوانيد نام او را هم بگوييد؟
نه…بگذاريد در خود فيلم با اين شخصيت آشنا شويم تا بهتر با او ارتباط برقرار کنيد. و در واقع شخصيتهاي داستان تا حدودي در فضاي جنگ حضور داشتهاند و تعدادي از آنها هم هنوز هستند و البته به دليل اينکه ميخواستيم اين فيلم ملوستر و ارتباط بهتري با مخاطب پيدا کند، به اين مسأله نزديک شديم.
* مسائل خيلي جالب بود ميخواستم.....
اجازه بديد. البته تمامي اين مشکلات يک طرف و کمبود مالي هم ازطرف ديگر كه ما را تحت فشار قرار ميداد. چراکه توليد چنين انيميشنهايي با حال و هواي دفاع مقدس بسيار سنگين و حجيم است و زمان زيادي طول ميكشد تا اين پروژه به پايان برسد. مثلا چنين انيميشني با اين حجم، نزديك به سه سال طول ميکشد تا توليد شود حال با اين مبلغ اندک و اين همه نفرات يعني بيش از 50 نفر كه هر كسي در بخشي فعاليت ميكند و همچنين مشكلاتي كه در طول پروژه براي رايانهها رخ ميدهد، واقعا بسيار سخت و سنگين است که بتوانيم چنين پروژهاي را به اتمام برسانيم و البته اميدوارم مسئولان به اين مسأله توجه داشته باشند كه فعاليت در حوزه انيميشن به ويژه در زمينه دفاع مقدس، با اين مبالغ بسيار سخت است و شايد به همين دليل دوستان در اين حوزه وارد نميشوند. واقعا بياييم به اين مسأله اهميت بدهيم و اين پروژهها را با پروژههاي ديگر نسنجيم.
* آيا واقعا ساختن اين نوع انيميشن مقرون به صرفه است؟
واقعا خير. به همين دليل است كه افراد زياد وارد توليد اين نوع انيميشنها نميشوند. چون نهتنها صرفه اقتصادي ندارد، بلكه در بسياري از موارد، باعث نابودي و ورشكستي افراد ميشود. چرا نميخواهيم به اين نوع توليدات به صورت ويژه نگاه كنيم؟ ببينيد تا خود شما وارد توليد نشويد، مشكلات، سختيها و مسائلي كه باعث ميشود تا دائما در استرس باشيد، را درك نميكنيد و آن را درنمييابيد. تازه مشكلات كار يك طرف وعدم پرداخت پول هم يه طرف. ان هم نه يك ماه ويا دوماه بلكه چند ماه. خب چند نفر سعي ميكنند تا به اين عرصه نزديك بشوند. اگر يك بار اين تجربه تلخ را به ويژه در زمينه دفاع مقدس انجام بدهند ديگر رقبتي به انجام آن ندارند. يادم است شخصي ميگفت، ساخت انيميشن كاري ندارد؛ فيلمنامه كه هست، رايانه هم به فور يافت ميشود. يك كاركتر، يه فضا و يه رندر. گفتم: «راست ميگي؟ پس بسم الله برو.» البته اين صحبتها مختصري از سخنان ايشان بود و موجز. بعدها كه رفته بود كاري گرفته بود، به او گفتم چه خبر؟ گفت: «تازه فهميدم كه تو چه ميگفتي. واقعا اين كار مصيبت است!» بله درسته تا آدم وارد اين عرصه نشود، نميتواند سختيها و مشكلات كار را متوجه بشود. شما ميببنيد كساني كه فيلمهاي رئال درست ميكنند، 3 تا 4 ماهه كار را ميبندند، ولی با هزينهاي بيشتر از توليد انيميشن.

البته فشارهاي مالي به علت عدم پرداخت بر اين پروژه ما را با مشكلاتي روبهرو كرده كه گفتن آن شايد درست نباشد؛ ولي اگر اين كار از لحاظ اعتقادات و باورها و انديشههاي دوران دفاع مقدس و به ويژه بحث مهم ولايت براي بنده از اهميت برخوردار نبود، شايد آن را به پايان نميرساندم، ولي من از مسئولان خواهش ميكنم به افرادي كه اين چنين توليداتي دارند، كمك كنند و نگذارند كه اين پروژهها ضربه بخورند. واقعا نميتوان از عواملي كه بيش از چند ماه هزينه خود را دريافت نكردهاند، بخواهيم كار انجام دهند. اين پروژهها با پروژههاي فانتزي و يا هر نوع ديگر متفاوت است. نوعي انگيزه و عشق ميخواهد؛ حال اگر مبلغي هم پرداخت نشود، فكر ميكنيد چند نفر حاضر شوند به اين پروژه ورود كنند؟ به هر حال، اين نباشد كه به علت سهلانگاري فرداي قيامت نتوانيم جوابگوي خداوند متعال و شهدا باشيم.
* شما كه خود از بچههاي روايت فتح بوديد، آيا از فیلمهاي جاده سيدالشهدا (ع) در انيميشن هم استفاده كردهايد و آيا خاطرهاي هم از شهيد آويني داريد؟
البته از فيلمهاي روايت فتح هم استفاده كردهام، اما مهم اين است که کار بايد چگونه باشد تا در كار انيميشن ديده شود. اما درباره آقا مرتضي شايد همه خاطرات زيادي را تعريف کرده باشند، ولي خاطرهاي که براي من هميشه به يادگار مانده و سعي ميکنم آن را هميشه به ياد داشته باشم، آن است که آقامرتضي هر وقت ميخواستند متنهاي روايت فتح را بنويسند وضو ميگرفتند و وقتي يك بار از ايشان پرسيدم، پاسخ داد که خداوند نور کلمات و نوشتار را زياد ميکند و براي همين بود که برنامه روايت فتح به ويژه کلمات و جملات ايشان اثرخاصي بر مخاطب ميگذاشت.
* قسمتهايي از کار شما را ديدم؛ دو نکته برايم خيلي جالب بود. چرا شما ابتدا اين فيلم را تقديم به امام زمان (عج) کرده بوديد و در آخر هم نام مبارک حضرت زهرا(س) را اشاره داشتيد؟
ببينيد شيعه در اصل شعاع نوري از امام خود است. بنده با تمام وجود معتقد هستم هر کاري و يا هر برنامهاي ميسازيم، آن را تقديم کنيم به پيشگاه آخرين کشتي نجات، امام زمان(عج). چراکه محور اصلي دين ما، ولايت است؛ اگر بخواهيم نماز و روزه و خمس و... مورد قبول قرار گيرد بايستي بر محور ولايت باشيم، يعني تبعيت محض از ولي زمانه، نبايد به دنبال اطاعت باشيم؛ بلکه تبعيت ازامام، همه ما ميدانيم که اين کشورصاحب دارد، امام دارد، هدايت و رهبري بدست امام زمان(عج)است. و ما همه وسيلهايم اگر نبود دستي بر بالاي اين کشور، شايد تا به حال با اين همه حوادث و دشمنيها، انقلاب اسلامي تا به حال از دست رفته بود.
همه ما بايد با تمام وجودمان زمينهساز ظهور مولايمان باشيم، بحث اصلي، بحث زمينه سازي ظهور است، پس بايد نسبت به اين مسأله معرفت داشته باشيم. شايد بتوان گفت که بسيج و يا جهاد، يعني معرفت و بسيجي و جهادي؛ يعني کسي که نسبت به امام زمان (عج) معرفت داشته باشد و شايد هم براي همين است که امام راحل فرمودند که خدا مرا با بسيجيانم محشور گرداند.
شايد مرادا ز اين فرمايش حضرت امام، همان معرفت امام زمان (عج) است. شايد افقي كه امام (ره) ترسيم ميكنند، ياور مهدي شدن است. مانبايد ازمسير ولايت دور شويم، بلکه همچنان در مسير ولايت و تابع امام(ع) باشيم که اگر اين منظر در جامعه رواج پيدا کند، بسياري از مشکلات جامعه کاهش پيدا ميکند؛ همان گونه كه با چشم خود در دفاع مقدس ديديم و لمس كرديم. و اين همان نکتهاي است که به محبت خدا سعي شد در اين انيميشن مطرح شود.
آقا اگر ميخواهيد بدانيد که در مسير ولايت امام زمان(عج) هستيد، ببينيد که چطور از ولي زمان خود، يعني مقام معظم رهبري حرف شنوي و تبعيت داريد... الان اين تمرين را داشته باشيد تا انشاءالله در زمان ظهور مولايمان ياد گرفته باشيم كه چگونه رفتار صحيحي داشته باشيم. نه اينکه خود را توجيه کنيم که اگر امام زمان (عج)تشريف بياورند ما از او تبعيت خواهيم کرد. إ....؟ راست ميگويي...؟ مگر ميشود بدون تمرين، نمره بيست بياوري؟ الان وقت تمرين است حرف شنوي از مقام معظم رهبري تمريني است مهم و جدي و در صحنههاي واقعي براي مواجه شدن با امام زمان (عج). درواقع به نطر ميرسد كه ولايت فقيه در جامعه ما بيشتر به اين نكته اشاره دارد.
اين مطالب شعار نيست بلکه اصل نظام اسلامي است. هر کسي اگر بخواهد مسائل ديني خود را از جمله، نماز و روزه و... محک بزند و ببيند آيا مورد قبول خداوند قرار ميگيرد يا نه، ببيند که چقدر عملا تحت ولايت است. پس ملاک و ميزان، تبعيت از ولايت است. به نظر بنده بايد دائما اين موضوع را چک کنيم؛ يعني هر لحظه، همانند ترانس برق که ولتاژ خود را ثابت نگه ميدارد، باشيم؛ يعني دائما ميزان تبعيت از ولايت را در خود چک کنيد تاخداي ناکرده، کم نشود. چون كم شدن آن، ابتداي مسير انحرافي است. بايد در اين جهت کسب معرفت و علم کنيم. البته بايد مراقب باشيم که همين علم خداي ناکرده حجابي براي ما درست نکند که ديگر نور ولايت به آن نتابد. علم و يا هر برنامهاي که ميسازيم را در جهت نزديک شدن به ولايت کسب کنيم و يا بسازيم و نه درست كردن حجاب براي خودمان.
ببينيد ولايت همانند قلعه امني است که ما را در مقابل تمام حوادث و فتنهها مصون نگه ميدارد. اگر شما در مکاني باشيد که مرتبا توسط حيوانات مورد هجوم قرار ميگيريد و يا از زمين و آسمان بر شما تير پرتاب ميکنند، شما چه کار ميکنيد؟ قطعا به يک پناهگاه امني ميرويد. در بحث ولايت هم همين است؛ مابراي اينکه از حوادث و فتنههاي اين دوران بتوانيم خود را حفظ کنيم، بايد به قلعه امن ولايت پناه ببريم حتي در اين زمينه حديثي از امام رضا(ع) داريم.
رفتن به قلعه هم راه ميخواهد، روش ميخواهد، راه و روش آن هم صالح شدن است. خواهش ميکنم به اين موضوع دقت کنيد: حضرت ابراهيم(ع)ميفرمايند «خدايا مرا جزء صالحين قرار بده» اين آيه قرآن است؛ سوره يوسف آيه 101... ميدانيد صالحين چه کساني هستند؟ صالحين همان ياوران امام زمان(ع) هستند. يكي از مقدمات صالح شدن هم تقواست.
اگر ما ميخواهيم جزء ياوران امام(ع) باشيم، بياييم در اين زمان تمرين کنيم ببينيم چقدر و چه اندازه يار و ياور مقام معظم رهبري هستيم، چقدر ياو و حرف شنوي از ولي زمان خود داريم؟ ان شاءالله در زمان ظهور مولايمان هم ياور ايشان خواهيم بود. نه فقط با گفتار، بلکه با عمل بايد ياور باشيم تا وارد قلعه امن ولايت شويم. شايد از خودتان بپرسيد اين مباحث چه ربطي با انيميشن دارد. بنده جواب ميدهم خيلي ربط دارد، مي دانيد چرا؟
چون پرواز در ولايت همان توصيف راه ولايتمداران است، در راه ولايت اگر چه توسط دشمنان و شياطين مورد هجوم قرار بگيريد، ولي چون در قلعه امن ولايتي هستيد، عاقبت پيروزي از آن شماست. و اميد است خداوند همه ما را جزء صالحين قرار دهد و در قلعه امن ولايت و دقيقا تحت ولايت قرار بگيريم. انشاءالله در زمان ظهور اگر توفيق حضور داشتيم، خوب رفتار كنيم و خداي ناكرده مانند زمان صدر اسلام كه در مقابل امامان بد رفتار كردند، نباشيم. (ان شاءالله)
به نظربنده وظيفه اصلي دوستاني که در رسانه ملي کار ميکنند همين است-چون فردايي ازماسوال ميشودکه فضاي به شماداده شده بود شما چه کرديد و چه بايد ميكرديد ؟ بايد پاسخگو باشيم. البته هر برنامهاي ميتواند حال و هواي اهل بيتي داشته باشد و در ضمن زيبايي و جذابيت خود را هم داشته باشد، تا منظر ما چه باشد. حتي برنامههاي شاد هم ميتواند اينگونه باشد.
* يعني شما در انيميشن خود به اين نکته اشاره کرديد؟
بله؛ به صراحت مطرح کردهام. چراکه مخاطبين ما کودکان و نوجوانان هستند مخاطبيني که داراي قلب و فطرتي پاک هستند و بهتر و آسانتر ولايت را درک ميکنند، چراکه اصل همه ما نور اهل بيت(ع)است، پس براحتي بر فطرت انسانها اثر ميکند (ان شاءالله) رواقع اميدوارم اين نور يعني نور ولايت و هدايت بر همه ما موثر باشد ان شاء الله، و براي امام زمانمان و ظهورش هم خاصيت داشته باشيم (ان شاءالله).
* سوال بعدي که داشتم....
ببخشيد، اجازه بديد قسمت بعدي سوال شما را که قبلا مطرح کرديد، پاسخ بدهم که چرا به نام مبارك حضرت زهرا(س) اشاره جالبي در برنامه داشتيد. پيش از توضيح اين را هم بگويم که به نام رسول الله(ص) و حضرت علي(ع) هم اشاراتي دارم. درواقع به کل اهل بيت(ع) و حتي در اين رابطه حديث هم داريم که کل آنها نور واحد هستند. بنده به جهت ارادت خاصي که به خانم فاطمه زهرا(س) دارم، هر برنامهاي که خداوند محبت کرده و ساختهام، از نام مبارک ايشان بهره جستهام. اصلا هرچه داريم، از ايشان كسب كردهايم. براي همين است در کل داستان نام ايشان را در جاي جاي داستان ميبينيد و حتي در پايان فيلم هم براي شادي قلب حضرت زهرا(س)صلوات فرستادهايم. حال شما هم صلواتي بفرستيد، اللهم صل علي محمدوال محمد و عجل فرجهم.
من از شما خواهش ميکنم و عجل فرجهم آن را هم بلند بفرستيد در واقع از خدا ميخواهيد که تعجيل در فرج مهدي فاطمه(س) براي ما انشاءالله مهيا کند و اين بهترين دعاست پس و عجل فرجهم را بلند بفرستيم؛ پس صلواتي بفرستيم، اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم.
* اين فيلم چند دقيقه و چه مدت است در حال تهيه ميباشد؟
اين فيلم تقريبا نزديک به 100 دقيقه است و تا به حال حدود سه سال است که مشغول تهيه آن هستيم. البته همانطور که ميدانيد، ساخت انيميشنهاي سه بعدي آنهم به صورت سينمايي کاري بسيار سخت و سنگين و زمانبر است ولي وقتي براي آدم هدفش مهم باشد، اين سختيها قابل تحمل است و حتي به فرمايش حضرت زينب(س) ما رايت الا جميلا.... پس مانعي ندارد و بايد تحمل كرد. البته تا سه ماه ديگر به اميد خداوند و ياري اهل بيت(ع) به پايان ميرسد. ان شاءالله سعي ميشود تا براي دهه فجر سال 89 آماده شود. البته بعد از آماده شدن از يكي از شبكههاي سيما پخش خواهد شد.
* چند نفر در اين پروژه مشغول فعاليت بوده و هستند؟
اگر بخواهيم در مورد تعداد افراد صحبت کنيم، شايد بتوان گفت از ابتداي شروع پروژه تا به حال، بيش از 50 نفر در اين پروژه فعاليت داشتهاند. از طراح، نويسنده، ابجکت سازان، مدل سازان، مدل سازان فضا، طراحان کاراکترسازان، تکسچرسازان، ريگ كاران، انيمت کاران، رندرکاران، نورپردازان، صداگذاران تدوينگر، خدمات، مدير توليد، آرشيو، پشتيباني فني و... تا بنده حقير، کارشناسان نظامي و جهادي و به ويژه عزيزاني كه در ساخت جاده سيدالشهدا در زمان دوران دفاع مقدس هم حضور داشتند و واقعا مشاوران خوبي در اين زمينه براي من بودند. که جا دارد تشكر و قدرداني کنم و همين طور از كليه دوستان در شهرك سينمايي دفاع مقدس كه صميمانه با ما همكاري كردهاند، سپاسگزاري كنم و اميدوارم اين کار جزء باقيات الصالحات همه نفراتي که ما را در ساخت اين فيلم ياري کردهاند، باشد. ان شاءالله
* در پايان آيا ناگفتهاي هست که بخواهيد بگوييد؟ و آيا پروژههاي ديگري هم درمورد دفاع مقدس هم کار ميکنيد؟
در پايان اولا از شما تشکر ميکنم که اين مجال را به بنده داديد تا بتوانم قدري درباره اين فيلم انيميشن توضيحاتي بدهم. اما اگر بخواهيم درباره ناگفتهها بگويم، شايد مخاطبين عزيز را خسته کنيم. اما ناگفتههاي دفاع مقدس بسيار است و هرچه بگوييم کم است.
اگر خداوند متعال عمري و تواني به ما بدهد، باز هم سعي ميکنم در مورد دفاع مقدس انيميشنهايي را تهيه نمايم. البته در حال تهيه پيش نويسهايي درباره «پرواز در ولايت 2» هستم و با يكي از دوستان هم در زمينه فيلمنامه ان مذاكراتي انجام دادهام. حال که خداوند متعال اين عنايت را به ما داشته که در دوران دفاع مقدس حضور داشته باشيم و همچنين اين لطف را به بنده نموده که به مدت 18 سال در زمينه کارهاي انيميشن فعاليت کنم و محبت نموده که بتوانم در رسانه ملي کار کنم، پس چرا اين باقيمانده از عمر خود را صرف توليد انيميشنهاي دفاع مقدس نکنيم و چرا درباره امر ولايت و زمينهسازي ظهور مولايمان کار نکنيم؟ از خداوند متعال خواستارم که به همه ما خاصيت و عزم در راستاي ظهور مولايمان را به ما بدهد. و البته اين را نبايد فراموش کنيم که رمز موفقيت در امر ولايت، حرف شنوي و تبعيت از ولي زمان، يعني مقام معظم رهبري است. خداوند به ايشان طول عمري بلند در كمال عافيت، امنينيت، حسن، شادي و عزت تام عنايت كند و وجود پر بركتشان را براي ما حفظ نمايد كه اگر واقعا خداوند متعال اين عنايت را به ما نداشت و حضور پربركت ايشان در ميان ما نبود، شايد اين حوادث و فتنههاي اخير به اين صورت در نطفه از بين نميرفت.
البته اين حوادث اخير بيحكمت نبود؛ چرا كه بايد افرادي كه در وجودشان ناپاكي و رجس هست، خود را نشان بدهند، وصف خود را مشخص كنند كه آيا در جبهه حق هستند و يا در جبهه باطل؟ خداوند متعال اين جنين صحنههايي را براي ما ميگذارد تا ما را امتحان كند. پس بايد بسيار مراقب باشيم و خود را مشغول اين فتنهها نكنيم. تبعيت و حرف شنوي از مقام معظم رهبري همان قلعه امن ولايت است. اگر ميخواهيم ميزان ولايتمداراي خود را چك كنيم، ببينيم بعد از صحبت مقام معظم رهبري در نماز جمعه بعد از انتخابات درون ما چگونه بود؟ آيا باز نشستيم، تحليل كرديم يك روز، دو روز. سه روز و... به هر ميزان و زمان كه بعد از آن نماز جمعه در موردش شك داشتيم به همان اندازه از ولايت دور شديم به علم و سواد هم بستگي ندارد و واقعا خوشا به حال آنهايي كه بعد از سخنراني ايشان بلافاصله خط خود را نسبت به تبعيت از ولايت اعلام كردند. يعني كساني كه در اعمال، اخلاقيات، گفتار، اميال و نيات خود را با ايشان منطبق كردند. البته بايد هميشه مراقب اينگونه صحنهها و حوادث باشيم. ببخشيد كه اين مطالب را عنوان كردم، شايد بگوييد اين چه ربطي به انيميشن دارد؟ در پاسخ خواهم گفت كه سعي كرديم به اين مباحث و مطالب اشاراتي هم داشته باشيم.
در پايان دلم ميخواهد مناجاتي را که در انيميشن هم مطرح ميشود، در اينجا بياورم. اجازه ميفرماييد؟
* اگر بخوانيد خوشحال ميشويم.
خدايا، وقتي به خدايي تو فکرميکنم، شرم دارم که خود را به تو نسپارم و هرزماني که به نعمات بيکران تو نگاه ميکنم، نميتوانم شکر نعمت تو را ننمايم.
خدايا تو را دوست دارم، تو همه چيز و همه کس من هستي، مرا ببخش و از گناهانمان در گذر و قدمهايمان را بر پل صراط نلرزان.
خدايا تو را شکر ميکنم که مرا با نور ولايت، هدايت کردي و ما را در مسير نور ولايت مولايمان قرار دادي. خدايا ما را از تبعيتکنندگان امام زمانمان (ع) قرار بده و به ما معرفتي بياموز که زمينهساز ظهور مولايمان باشيم. اللهم عجل لوليک الفرج
* شما با اين مناجات اشک ما را هم در آورديد!
اشک خوب است، اما اشکي که با حرکت توام باشد، در دوران دفاع مقدس رزمندگان هم اشک ميريختند براي عزاي امام حسين(ع)، اما حرکت هم داشتند، آن حرکتها باعث خيلي از پيروزيها ميشد. بنابراين بايد همه ما دعا کنيم در تعجيل فرج مولايمان، اما همراه با حرکت، نه اينکه فقط دعا کنيم. بلکه در کسب معرفت مولايمان و ظهور ايشان حرکت کنيم بتازيم و بتازيم و انشاءالله مولايمان به ما هم نظري بيفکند و ما را هم جزو ياران و سربازان خود قرار دهد. پس يادمان باشد، اشک ريختن براي امام حسين(ع) هم بايد همراه با حرکت به سوي برپايي ظهور مولايمان باشد تا انشاءالله انتقام خون امام حسين(ع) ر ابگيريم. ان شاءالله
والسلام عليکم و رحمته الله ـ موفق باشيد. شادي قلب مادر مهربان امت و تعجبل در فرج مولايمان صلواتي بفرستيد.
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم.
* لطفا خودتان را معرفي کنيد.
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليک يا صاحب العصر و الزمان
ابتدا سلام عرض ميکنيم به ساحت مقدس مولايمان امام زمام (عج) و درود مي فرستيم به روح پر فتوح حضرت امام خميني(ره) و ارواح طيبه پاک شهيدان به ویژه شهيدان دفاع مقدس.
بنده مسعود صمدي، تهيه كننده صداوسيما هستم و فارغ التحصيل رشته کارگرداني سينما از دانشکده هنر که به مدت 25 ساله در زمينه برنامههاي مستند، انيميشن و برنامه اجتماعي تهيه کنندگي و گاهي هم کارگرداني کرده ام و همه آنها از شبکههاي گوناگون سيما پخش شده که البته خداوند محبت کرده و همه اين برنامه ها، يا برنامههاي معارفي بوده و يا در زمينه دفاع مقدس.
ذکر این مهم لازم است که بنده از بچههاي قديم روايت فتح هستم که چند سالي هم در خدمت آنها بودم و در حال حاضر هم مشغول تهيه و توليد انيميشن سه بعدي راه مجنون درباره جاده سيدالشهدا(ع) ويژه دفاع مقدس هستم.
*چگونه شد تصميم به توليد انيميشن ويژه دفاع مقدس گرفتيد؟
بنده با توجه به اينکه به لطف خداوند متعال در دوران دفاع مقدس حضور داشتم و با توجه به اينکه از سال 1371 در زمينه انيميشنهاي کامپيوتري فعاليت داشتم و البته بيشترين برنامههاي انیميشني که تا به حال توليد کرده ام در زمينههاي کارهاي معارفي و اهل البيت (ع) بوده که از جمله ميتوان به برنامههاي حديث نور، صحيفه انقلاب، ظهور که به صورت فول انيميشن سه بعدي تهيه شده، اشاره کرد.
راستش، مدتها در اين فکر بودم که بايد براي نسل جديد و با توجه به تکنولوژي رايانهاي درباره دفاع مقدس برنامهاي تهيه کنم. البته جرقه اين کار از فرمايش حضرت امام خميني(ره) به فکر بنده اه یافت، چراکه حضرت امام (ره) درباره عزيزان جهادگر در دوران دفاع مقدس فرمودهاند: زحمات بي وقفه جهاد اين سنگرسازان بي سنگر، در دفاع از جمله مسائلي است که ترسيم آن در قالب الفاظ نميگنجد.

برای همین، با دوستانم در ستاد ايثارگران جناب آقاي هدايت الله نواب و محمد دلگرم ارتباط برقرار و قصد خودم را مطرح کردم. اين عزيزان هم طرح جاده سيدالشهدا(ع) را بيان کردند و البته پس از ساعت ها بحث و گفت وگو، تصميم گرفتيم، سناريوي آن را براي يک کار انيميشن بنويسيم، چون اين جاده داراي ويژگي هاي خاصي بود که شايد تاکنون از شبکههاي گوناگون سيما درباره آن هيچ سخنی به ميان نيامده و قطعا هم عنايتي بوده که سيدالشهدا نسبت به اين کار داشتهاند، چراکه بجد بر این باورم، ساخت اين چنين برنامههايي، اگر عنايت اهل بيت(ع) نباشد، اصلا توليد نخواهدشد. البته فيلمنامه توسط يكي از دوستان نوشته شد، ولي به دليل اين كه آن شخص نتوانسته بود، حال و هواي آن دوران را به درستي ترسيم كند و البته حق هم داشت، چون اصلا در آن دوران، هنوز متولد نشده بود؛ بنابراین، بنده تصميم گرفتم فيلمنامه را از نو بنويسم.
شايد باور نكنيد به دليلی که مي خواستم حال و هوا، دقيقا حال و هوای همان دوران باشد، دست کم سی بار آن را بازنويسي كردم تا به اين حالت برسد، چون دوست داشتم به بخش هاي گوناگون آن دوران اشاره داشته باشم.
*در توليد انيميشن «راه مجنون»، شما به چه موضوعاتي توجه داشتيد؟
اتفاقا پرسش جالبي پرسيديد، چون ادامه سخنانم در پرسش قبلي شما بود. راستش در توليد اين انيميشن، مسائل بسیاری برايم اهميت داشت؛ نخست اینکه تلاش کردم همان واقعيت ها و خاطرات و ناگفتههاي جهادگران و رزمندگان دوران دفاع مقدس را به همان ترتيب و ماجرايي که اتفاق افتاده، به صورت انيميشن به تصوير بکشم و البته در آغاز اين فيلم هم اين ماجرا را مطرح کرده ام.
درواقع، فيلمنامه از خاطرات و ناگفتههاي جهادگراني همچون حاج آقا هدايت الله نواب، حاج آقا محمد دلگرم، حاج ناصر ابراهيمي، امير محمدزاده و ... عزيزاني که آن زمان در ساخت جاده سيدالشهدا (ع) حضور داشتند، نوشته شده است.
مسأله دوم، ارتباط آن با زمان حال است؛ يعني عزيزان جهادگري که هم اکنون در ميان ما هستند. در واقع، آن خاطرات از زبان دوستاني نقل شده که هم اکنون از جانبازان آن دورانند.
مسأله سوم، بحث فرهنگ جبههها مطرح است که باید اين فرهنگ به نسل جديد منتقل شود، چراکه نسل حاضر بايد با فرهنگ جبهه آشنا شود؛ عشق، صفا، صميميت، صداقت، يكدلي و ايمان، توكل و ولايت مداري كه در راس تمام اين مسائل بود.

مسأله پنجم و مهمي که برايمان بسيار مهم بوده و هست، بخش معارف اهل بيت(ع) در آن دوران بود؛ بنابراین، باید حال و هواي آن معارف براي اين نسل روشن شود كه البته عزيزانمان در آن زمان به ياد دارند و قطعا نسل بعدي هم آن را شنيده و يا خواهند شنيد.
مي دانيد بحث مهمي كه بود، اين كه در يک طرف نيروهاي بعث عراقي و لشکر باطل با همه تجهيزات و ادوات جنگي و به اصطلاح تا بن دندان مسلح و در طرف دیگر، رزمندگان اسلام و همان لشکر حق با کمترين ادوات؛ اما با قوي ترين نيروي ايمان و متصل به اهل بيت(ع) مي جنگيدند، چرا كه اگر دوستان به ياد داشته باشند، دشمن بعثي براي حتي يک نفر هم از گلوله تانک استفاده و سعي ميکرد با بهره گیری از سلاح هاي جنگي و حتي شيميايي، جلوی پيشروي و فعاليت جهادگران و رزمندگان را بگيرد، ولي چگونه ميشد که عزيزانمان در جهاد و بسيج باز موفق ميشدند؟! اين همان اتصال به حبل الله و عنايت اهل بيت(ع) و به ویژه ولايتي بود که از جانب ولي زمان (عج) در امام خميني (ره) و به اين ترتيب از طريق ايشان در جامعه طنين انداز بود و البته به حمدالله اين نوع ولايت هم اکنون از طريق مقام معظم رهبري در جامعه همچنان انتشار مي يابد.
در واقع، مسائلي كه مطرح كردم، همان مسائلي بود كه دغدغه من در فيلمنامه بود. براي همين، چندين بار فيلمنامه را بازنويسي كردم.
*شما در پاسخ پیشین خود به اين مطلب، اشاره کرديد که همه چيز بر پایه واقعيتها بوده؛ منظورتان چيست؟
ببينيد، در اين کار انيميشن، تلاش کردم فضاها و ميزانسنها، همان فضاهاي دوران دفاع مقدس باشد؛ يعني اينکه دوستاني که عمليات خيبر را به ياد داشته باشند، در واقع، شاید همان فضا را در ذهن داشته باشند. ما هم سعي کرديم، با توجه به عکس هاي موجود همان ورودي پل خيبر ـ ورودي جاده سيدالشهدا ـ قرارگاه و تپه ها، خاک ريزها و حملات تانکي و هواپيماهاي بعثي عراقي را و همچنين رشادت ها و حتي به نکات ريز هم که در جبهه ها بود، توجه داشته باشيم.
با توجه به قابليت رايانه ها، تلاش کرديم که مخاطبين کودک و جوان ما که اين وقايع را مي بينند، درست و دقيق در همان فضا باشند و عزيزانمان هم که در دوران دفاع مقدس و در همان مناطق بودند، يادآوري از همان دوران باشد. استفاده از ادوات جنگ، چفيه، قمقمه، سيم خاردار، ميدان مين، سربندهاي ياحسين(ع) يامهدي(ع) و يازهرا(س)، آمبولانس ها، وانت ها، تابلوها، همه و همه همان باشد که در فضاي دوران دفاع مقدس ما وجود داشت، به گونه ای که مخاطب فضا را بهتر درك كند. حتي لحظات شهادت، بمباران شيميايي، ايثارگري ها و رشادت ها و داستان هاي مطرح هم بنا بر صحنه هايي باشد که در دوران دفاع مقدس بود.
* «جاده سيدالشهدا(ع)» چه ويژگي داشت که توجه شما را به ساخت آن جلب نمود؟
نخست نام مبارک سيدالشهدا(ع) بود و البته ماجراهايي که ساخت اين جاده داشت. ميدانيد که اين جاده در شرايطي زده شده که دشمن بعث عراق، همه تلاش خود را مي کرد تا جهادگرانمان موفق به انجام آن نشوند، چراکه زدن اين جاده، باعث سقوط حتمي جزاير مجنون شمالي و جنوبي ميشد. حال زدن اين جاده با آن شرايط بمباران ها، تقريبا ناممکن مي شد.

آيا به نظر شما زيبا نيست؟ خداوند متعال پازلی به اين زيبايي چيده است؛ چرا ما آن را ترسيم نكنيم؟!
*آيا مي توانيد درباره داستان فيلم کمي توضيح دهيد؟
داستان فيلم درباره يکي از جهادگران فني مهندسي قرارگاه کربلاست که در اثر بمباران شيميايي در دوران دفاع مقدس شيميايي شده و دکترها به او مي گويند، باید در يکي از مناطق خوش آب و هوا زندگي کند؛ بنابراین، به دعوت يکي از دوستان زمان جنگ به روستاي آنها ـ که کردنشين هست ـ مهاجرت ميکند. يک شب در آن روستا، باران سختي باريدن ميگيرد و از آنجا که اهالي روستا اطلاع داشتند، اين جهادگر عزيزمان در دوران دفاع مقدس جزو پشتيباني فني مهندسي جهاد بوده، به سراغ او مي رند و از او کمک ميخواهند و اين ماجرا، باعث ميشود كه... و دنباله داستان را هم خودتان در فيلم خواهيد دید.
* درباره داستان فيلم بيشتر توضيح می دهيد؟
اگر اجازه دهيد، بگذاريم مخاطبين عزيز شاهد ماجراي فيلم باشند تا اينکه بنده توضيح بدهم. نبايد اين جمله حضرت امام(ره) را فراموش کنيم که فرمودند زحمات جهادگران... در قالب الفاظ نميگنجد. پس اجازه بدهيم تصوير تا حدي براي ما بيان کند، نه بنده حقير.
* از ساخت و مشکلات انيميشن راه مجنون بگوييد؟
هر کاري که بخواهد در زمينه دفاع مقدس توليد شود، مشکلات خاص خود را دارد؛ اما در انيميشن، مشکلات آن چند برابر است، چراکه بیشتر کسانی که بنده در خدمت آنها بودم، پس از دوران دفاع مقدس به دنيا آمدهاند. حال بنده به عنوان تهيه کننده و کارگردان باید نخست بتوانم فيلمنامه را براي آنها به قول معروف جا بیندازم؛ مثلا دوستاني که قرار بود وسايل مورد استفاده در جنگ را بسازنند، باید از اين وسايل تصوير و عكسي داشته باشند؛ بنابراین، مجبور بودم براي آنها تصاويري از ابعاد گوناگون و از بیشتر وسايل جبهه تهيه کنم. البته همين، جای دارد از دوستانمان در شهرک سينمايي دفاع مقدس تشکر و قدرداني کنم که اين وسايل را در اختيار ما گذاردند تا بتوانيم از زواياي گوناگون، عکاسي کنيم و در اختيار دوستانمان که مشغول ساخت در رايانه بودند، قرار بدهيم.
*شايد بنده بتوانم حدس بزنم؛ آن نقش اوس محمود نبود که فکر کنم شهيد هم ميشود؟
البته قرار نيست آن را لو بدهم؛ اما آفرين به هوش و ذکاوت شما. درست است و در واقع داستان شهادت ايشان آرزوي قلبي بنده بود که تلاش کردم در انيميشن آن را پياده کنم. به هر حال، مسأله مهم ديگر، ميزانسن فضاي دفاع مقدس بود. هر فضا، بايستي براي دوستان طراح گفته ميشد تا آنها بتوانند طرحي را بنا بر آنچه در جبهه بوده، و در ذهن بنده، آن را رسم کنند و بعد همکارانمان در بخش مدل سازي آن فضا را پياده کنند.

*مگر شما به آنها آموزش داديد؟
بله؛ ولي نه آموزش انيميشن، بلکه آموزش جنگ، آموزش دفاع مقدس، بايد براي آنهابازي ميکردم، حرکت ميکردم، راه ميرفتم، ميدويدم، ميپريدم، شيميايي ميشدم، روي قايق مينشستم، آر پي جي ميزدم، شليک ميکردم و حتي حرف ميزدم و در لحظه آخر شهيد هم ميشدم.
منظور از اين آموزش ها، اين بود و شايد براي هر نفري که قرار بود بخش انيميت را انجام دهد، همين کار را مي کردم البته بسياري اوقات، ميشد که پس از اين همه آموزش، برخی از انجام کار عذرخواهي ميکردند و اصلا نمي توانستند با کار ارتباط برقرار کنند تا اينکه سرانجام تيم به هر صورتي بود، يعني همان کساني که خداوند مي خواست در اين پروژه کار کنند، برگزیده شدند.
البته اين را هم بگوييم که بسياري از همکارانمان که در پروژه کار مي کنند وقتي پلاني را انيميت ميکردند، يعني براي شخصيتهاي آن حرکت تعريف ميکردند، روي خود آنها اثر عجيبي ميگذاشت. تصور کنيد کسي که در آن دوران دفاع مقدس نبوده و حالا دارد انيميشن آن را ميزند، دچار تحول و دگرگوني ميشود و حتي گاه آن شخص ميگفت در هنگام کار کردن اشکم درمي آيد و اين حال و هوا برايم خيلي جالب بود.

نکته جالبي که در فيلم سينمايي انيميشن راه مجنون وجوددارد، آن است که شخصيت ها و يا به اصطلاح کاراکترهاي داستان فانتزي نيستند، بلکه به صورت چهرههاي واقعي بوده و به اصطلاح به رئال نزديکترند.
شايد يکي از شيوههاي متفاوت اين انيميشن هم همين باشد. همانگونه که پیشنر عرض کردم نه تنها داستان و فضا، بلکه شخصيت ها هم سعي شده به واقعيت و فضاي واقعي نزديکتر باشند.
*يعني شخصيتهاي آن در فضاي واقعي بوده و يا هستند؟
تقريبا بله؛ حتي در يک مورد به يک شخصيت عزيز جهادگري که هم اکنون هم زنده هستند و خداوند به ايشان طول عمر با عزت بدهد و از سرمايههاي دوران دفاع مقدس هم هستند، اشاره دارد.
* ميتوانيد نام او را هم بگوييد؟
نه…بگذاريد در خود فيلم با اين شخصيت آشنا شويم تا بهتر با او ارتباط برقرار کنيد. و در واقع شخصيتهاي داستان تا حدودي در فضاي جنگ حضور داشتهاند و تعدادي از آنها هم هنوز هستند و البته به دليل اينکه ميخواستيم اين فيلم ملوستر و ارتباط بهتري با مخاطب پيدا کند، به اين مسأله نزديک شديم.
* مسائل خيلي جالب بود ميخواستم.....
اجازه بديد. البته تمامي اين مشکلات يک طرف و کمبود مالي هم ازطرف ديگر كه ما را تحت فشار قرار ميداد. چراکه توليد چنين انيميشنهايي با حال و هواي دفاع مقدس بسيار سنگين و حجيم است و زمان زيادي طول ميكشد تا اين پروژه به پايان برسد. مثلا چنين انيميشني با اين حجم، نزديك به سه سال طول ميکشد تا توليد شود حال با اين مبلغ اندک و اين همه نفرات يعني بيش از 50 نفر كه هر كسي در بخشي فعاليت ميكند و همچنين مشكلاتي كه در طول پروژه براي رايانهها رخ ميدهد، واقعا بسيار سخت و سنگين است که بتوانيم چنين پروژهاي را به اتمام برسانيم و البته اميدوارم مسئولان به اين مسأله توجه داشته باشند كه فعاليت در حوزه انيميشن به ويژه در زمينه دفاع مقدس، با اين مبالغ بسيار سخت است و شايد به همين دليل دوستان در اين حوزه وارد نميشوند. واقعا بياييم به اين مسأله اهميت بدهيم و اين پروژهها را با پروژههاي ديگر نسنجيم.
* آيا واقعا ساختن اين نوع انيميشن مقرون به صرفه است؟
واقعا خير. به همين دليل است كه افراد زياد وارد توليد اين نوع انيميشنها نميشوند. چون نهتنها صرفه اقتصادي ندارد، بلكه در بسياري از موارد، باعث نابودي و ورشكستي افراد ميشود. چرا نميخواهيم به اين نوع توليدات به صورت ويژه نگاه كنيم؟ ببينيد تا خود شما وارد توليد نشويد، مشكلات، سختيها و مسائلي كه باعث ميشود تا دائما در استرس باشيد، را درك نميكنيد و آن را درنمييابيد. تازه مشكلات كار يك طرف وعدم پرداخت پول هم يه طرف. ان هم نه يك ماه ويا دوماه بلكه چند ماه. خب چند نفر سعي ميكنند تا به اين عرصه نزديك بشوند. اگر يك بار اين تجربه تلخ را به ويژه در زمينه دفاع مقدس انجام بدهند ديگر رقبتي به انجام آن ندارند. يادم است شخصي ميگفت، ساخت انيميشن كاري ندارد؛ فيلمنامه كه هست، رايانه هم به فور يافت ميشود. يك كاركتر، يه فضا و يه رندر. گفتم: «راست ميگي؟ پس بسم الله برو.» البته اين صحبتها مختصري از سخنان ايشان بود و موجز. بعدها كه رفته بود كاري گرفته بود، به او گفتم چه خبر؟ گفت: «تازه فهميدم كه تو چه ميگفتي. واقعا اين كار مصيبت است!» بله درسته تا آدم وارد اين عرصه نشود، نميتواند سختيها و مشكلات كار را متوجه بشود. شما ميببنيد كساني كه فيلمهاي رئال درست ميكنند، 3 تا 4 ماهه كار را ميبندند، ولی با هزينهاي بيشتر از توليد انيميشن.

* شما كه خود از بچههاي روايت فتح بوديد، آيا از فیلمهاي جاده سيدالشهدا (ع) در انيميشن هم استفاده كردهايد و آيا خاطرهاي هم از شهيد آويني داريد؟
البته از فيلمهاي روايت فتح هم استفاده كردهام، اما مهم اين است که کار بايد چگونه باشد تا در كار انيميشن ديده شود. اما درباره آقا مرتضي شايد همه خاطرات زيادي را تعريف کرده باشند، ولي خاطرهاي که براي من هميشه به يادگار مانده و سعي ميکنم آن را هميشه به ياد داشته باشم، آن است که آقامرتضي هر وقت ميخواستند متنهاي روايت فتح را بنويسند وضو ميگرفتند و وقتي يك بار از ايشان پرسيدم، پاسخ داد که خداوند نور کلمات و نوشتار را زياد ميکند و براي همين بود که برنامه روايت فتح به ويژه کلمات و جملات ايشان اثرخاصي بر مخاطب ميگذاشت.
* قسمتهايي از کار شما را ديدم؛ دو نکته برايم خيلي جالب بود. چرا شما ابتدا اين فيلم را تقديم به امام زمان (عج) کرده بوديد و در آخر هم نام مبارک حضرت زهرا(س) را اشاره داشتيد؟
ببينيد شيعه در اصل شعاع نوري از امام خود است. بنده با تمام وجود معتقد هستم هر کاري و يا هر برنامهاي ميسازيم، آن را تقديم کنيم به پيشگاه آخرين کشتي نجات، امام زمان(عج). چراکه محور اصلي دين ما، ولايت است؛ اگر بخواهيم نماز و روزه و خمس و... مورد قبول قرار گيرد بايستي بر محور ولايت باشيم، يعني تبعيت محض از ولي زمانه، نبايد به دنبال اطاعت باشيم؛ بلکه تبعيت ازامام، همه ما ميدانيم که اين کشورصاحب دارد، امام دارد، هدايت و رهبري بدست امام زمان(عج)است. و ما همه وسيلهايم اگر نبود دستي بر بالاي اين کشور، شايد تا به حال با اين همه حوادث و دشمنيها، انقلاب اسلامي تا به حال از دست رفته بود.
همه ما بايد با تمام وجودمان زمينهساز ظهور مولايمان باشيم، بحث اصلي، بحث زمينه سازي ظهور است، پس بايد نسبت به اين مسأله معرفت داشته باشيم. شايد بتوان گفت که بسيج و يا جهاد، يعني معرفت و بسيجي و جهادي؛ يعني کسي که نسبت به امام زمان (عج) معرفت داشته باشد و شايد هم براي همين است که امام راحل فرمودند که خدا مرا با بسيجيانم محشور گرداند.
شايد مرادا ز اين فرمايش حضرت امام، همان معرفت امام زمان (عج) است. شايد افقي كه امام (ره) ترسيم ميكنند، ياور مهدي شدن است. مانبايد ازمسير ولايت دور شويم، بلکه همچنان در مسير ولايت و تابع امام(ع) باشيم که اگر اين منظر در جامعه رواج پيدا کند، بسياري از مشکلات جامعه کاهش پيدا ميکند؛ همان گونه كه با چشم خود در دفاع مقدس ديديم و لمس كرديم. و اين همان نکتهاي است که به محبت خدا سعي شد در اين انيميشن مطرح شود.
آقا اگر ميخواهيد بدانيد که در مسير ولايت امام زمان(عج) هستيد، ببينيد که چطور از ولي زمان خود، يعني مقام معظم رهبري حرف شنوي و تبعيت داريد... الان اين تمرين را داشته باشيد تا انشاءالله در زمان ظهور مولايمان ياد گرفته باشيم كه چگونه رفتار صحيحي داشته باشيم. نه اينکه خود را توجيه کنيم که اگر امام زمان (عج)تشريف بياورند ما از او تبعيت خواهيم کرد. إ....؟ راست ميگويي...؟ مگر ميشود بدون تمرين، نمره بيست بياوري؟ الان وقت تمرين است حرف شنوي از مقام معظم رهبري تمريني است مهم و جدي و در صحنههاي واقعي براي مواجه شدن با امام زمان (عج). درواقع به نطر ميرسد كه ولايت فقيه در جامعه ما بيشتر به اين نكته اشاره دارد.
اين مطالب شعار نيست بلکه اصل نظام اسلامي است. هر کسي اگر بخواهد مسائل ديني خود را از جمله، نماز و روزه و... محک بزند و ببيند آيا مورد قبول خداوند قرار ميگيرد يا نه، ببيند که چقدر عملا تحت ولايت است. پس ملاک و ميزان، تبعيت از ولايت است. به نظر بنده بايد دائما اين موضوع را چک کنيم؛ يعني هر لحظه، همانند ترانس برق که ولتاژ خود را ثابت نگه ميدارد، باشيم؛ يعني دائما ميزان تبعيت از ولايت را در خود چک کنيد تاخداي ناکرده، کم نشود. چون كم شدن آن، ابتداي مسير انحرافي است. بايد در اين جهت کسب معرفت و علم کنيم. البته بايد مراقب باشيم که همين علم خداي ناکرده حجابي براي ما درست نکند که ديگر نور ولايت به آن نتابد. علم و يا هر برنامهاي که ميسازيم را در جهت نزديک شدن به ولايت کسب کنيم و يا بسازيم و نه درست كردن حجاب براي خودمان.
ببينيد ولايت همانند قلعه امني است که ما را در مقابل تمام حوادث و فتنهها مصون نگه ميدارد. اگر شما در مکاني باشيد که مرتبا توسط حيوانات مورد هجوم قرار ميگيريد و يا از زمين و آسمان بر شما تير پرتاب ميکنند، شما چه کار ميکنيد؟ قطعا به يک پناهگاه امني ميرويد. در بحث ولايت هم همين است؛ مابراي اينکه از حوادث و فتنههاي اين دوران بتوانيم خود را حفظ کنيم، بايد به قلعه امن ولايت پناه ببريم حتي در اين زمينه حديثي از امام رضا(ع) داريم.
رفتن به قلعه هم راه ميخواهد، روش ميخواهد، راه و روش آن هم صالح شدن است. خواهش ميکنم به اين موضوع دقت کنيد: حضرت ابراهيم(ع)ميفرمايند «خدايا مرا جزء صالحين قرار بده» اين آيه قرآن است؛ سوره يوسف آيه 101... ميدانيد صالحين چه کساني هستند؟ صالحين همان ياوران امام زمان(ع) هستند. يكي از مقدمات صالح شدن هم تقواست.
اگر ما ميخواهيم جزء ياوران امام(ع) باشيم، بياييم در اين زمان تمرين کنيم ببينيم چقدر و چه اندازه يار و ياور مقام معظم رهبري هستيم، چقدر ياو و حرف شنوي از ولي زمان خود داريم؟ ان شاءالله در زمان ظهور مولايمان هم ياور ايشان خواهيم بود. نه فقط با گفتار، بلکه با عمل بايد ياور باشيم تا وارد قلعه امن ولايت شويم. شايد از خودتان بپرسيد اين مباحث چه ربطي با انيميشن دارد. بنده جواب ميدهم خيلي ربط دارد، مي دانيد چرا؟
چون پرواز در ولايت همان توصيف راه ولايتمداران است، در راه ولايت اگر چه توسط دشمنان و شياطين مورد هجوم قرار بگيريد، ولي چون در قلعه امن ولايتي هستيد، عاقبت پيروزي از آن شماست. و اميد است خداوند همه ما را جزء صالحين قرار دهد و در قلعه امن ولايت و دقيقا تحت ولايت قرار بگيريم. انشاءالله در زمان ظهور اگر توفيق حضور داشتيم، خوب رفتار كنيم و خداي ناكرده مانند زمان صدر اسلام كه در مقابل امامان بد رفتار كردند، نباشيم. (ان شاءالله)
به نظربنده وظيفه اصلي دوستاني که در رسانه ملي کار ميکنند همين است-چون فردايي ازماسوال ميشودکه فضاي به شماداده شده بود شما چه کرديد و چه بايد ميكرديد ؟ بايد پاسخگو باشيم. البته هر برنامهاي ميتواند حال و هواي اهل بيتي داشته باشد و در ضمن زيبايي و جذابيت خود را هم داشته باشد، تا منظر ما چه باشد. حتي برنامههاي شاد هم ميتواند اينگونه باشد.
* يعني شما در انيميشن خود به اين نکته اشاره کرديد؟
بله؛ به صراحت مطرح کردهام. چراکه مخاطبين ما کودکان و نوجوانان هستند مخاطبيني که داراي قلب و فطرتي پاک هستند و بهتر و آسانتر ولايت را درک ميکنند، چراکه اصل همه ما نور اهل بيت(ع)است، پس براحتي بر فطرت انسانها اثر ميکند (ان شاءالله) رواقع اميدوارم اين نور يعني نور ولايت و هدايت بر همه ما موثر باشد ان شاء الله، و براي امام زمانمان و ظهورش هم خاصيت داشته باشيم (ان شاءالله).
* سوال بعدي که داشتم....
ببخشيد، اجازه بديد قسمت بعدي سوال شما را که قبلا مطرح کرديد، پاسخ بدهم که چرا به نام مبارك حضرت زهرا(س) اشاره جالبي در برنامه داشتيد. پيش از توضيح اين را هم بگويم که به نام رسول الله(ص) و حضرت علي(ع) هم اشاراتي دارم. درواقع به کل اهل بيت(ع) و حتي در اين رابطه حديث هم داريم که کل آنها نور واحد هستند. بنده به جهت ارادت خاصي که به خانم فاطمه زهرا(س) دارم، هر برنامهاي که خداوند محبت کرده و ساختهام، از نام مبارک ايشان بهره جستهام. اصلا هرچه داريم، از ايشان كسب كردهايم. براي همين است در کل داستان نام ايشان را در جاي جاي داستان ميبينيد و حتي در پايان فيلم هم براي شادي قلب حضرت زهرا(س)صلوات فرستادهايم. حال شما هم صلواتي بفرستيد، اللهم صل علي محمدوال محمد و عجل فرجهم.
من از شما خواهش ميکنم و عجل فرجهم آن را هم بلند بفرستيد در واقع از خدا ميخواهيد که تعجيل در فرج مهدي فاطمه(س) براي ما انشاءالله مهيا کند و اين بهترين دعاست پس و عجل فرجهم را بلند بفرستيم؛ پس صلواتي بفرستيم، اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم.
* اين فيلم چند دقيقه و چه مدت است در حال تهيه ميباشد؟
اين فيلم تقريبا نزديک به 100 دقيقه است و تا به حال حدود سه سال است که مشغول تهيه آن هستيم. البته همانطور که ميدانيد، ساخت انيميشنهاي سه بعدي آنهم به صورت سينمايي کاري بسيار سخت و سنگين و زمانبر است ولي وقتي براي آدم هدفش مهم باشد، اين سختيها قابل تحمل است و حتي به فرمايش حضرت زينب(س) ما رايت الا جميلا.... پس مانعي ندارد و بايد تحمل كرد. البته تا سه ماه ديگر به اميد خداوند و ياري اهل بيت(ع) به پايان ميرسد. ان شاءالله سعي ميشود تا براي دهه فجر سال 89 آماده شود. البته بعد از آماده شدن از يكي از شبكههاي سيما پخش خواهد شد.
* چند نفر در اين پروژه مشغول فعاليت بوده و هستند؟
اگر بخواهيم در مورد تعداد افراد صحبت کنيم، شايد بتوان گفت از ابتداي شروع پروژه تا به حال، بيش از 50 نفر در اين پروژه فعاليت داشتهاند. از طراح، نويسنده، ابجکت سازان، مدل سازان، مدل سازان فضا، طراحان کاراکترسازان، تکسچرسازان، ريگ كاران، انيمت کاران، رندرکاران، نورپردازان، صداگذاران تدوينگر، خدمات، مدير توليد، آرشيو، پشتيباني فني و... تا بنده حقير، کارشناسان نظامي و جهادي و به ويژه عزيزاني كه در ساخت جاده سيدالشهدا در زمان دوران دفاع مقدس هم حضور داشتند و واقعا مشاوران خوبي در اين زمينه براي من بودند. که جا دارد تشكر و قدرداني کنم و همين طور از كليه دوستان در شهرك سينمايي دفاع مقدس كه صميمانه با ما همكاري كردهاند، سپاسگزاري كنم و اميدوارم اين کار جزء باقيات الصالحات همه نفراتي که ما را در ساخت اين فيلم ياري کردهاند، باشد. ان شاءالله
* در پايان آيا ناگفتهاي هست که بخواهيد بگوييد؟ و آيا پروژههاي ديگري هم درمورد دفاع مقدس هم کار ميکنيد؟
در پايان اولا از شما تشکر ميکنم که اين مجال را به بنده داديد تا بتوانم قدري درباره اين فيلم انيميشن توضيحاتي بدهم. اما اگر بخواهيم درباره ناگفتهها بگويم، شايد مخاطبين عزيز را خسته کنيم. اما ناگفتههاي دفاع مقدس بسيار است و هرچه بگوييم کم است.
اگر خداوند متعال عمري و تواني به ما بدهد، باز هم سعي ميکنم در مورد دفاع مقدس انيميشنهايي را تهيه نمايم. البته در حال تهيه پيش نويسهايي درباره «پرواز در ولايت 2» هستم و با يكي از دوستان هم در زمينه فيلمنامه ان مذاكراتي انجام دادهام. حال که خداوند متعال اين عنايت را به ما داشته که در دوران دفاع مقدس حضور داشته باشيم و همچنين اين لطف را به بنده نموده که به مدت 18 سال در زمينه کارهاي انيميشن فعاليت کنم و محبت نموده که بتوانم در رسانه ملي کار کنم، پس چرا اين باقيمانده از عمر خود را صرف توليد انيميشنهاي دفاع مقدس نکنيم و چرا درباره امر ولايت و زمينهسازي ظهور مولايمان کار نکنيم؟ از خداوند متعال خواستارم که به همه ما خاصيت و عزم در راستاي ظهور مولايمان را به ما بدهد. و البته اين را نبايد فراموش کنيم که رمز موفقيت در امر ولايت، حرف شنوي و تبعيت از ولي زمان، يعني مقام معظم رهبري است. خداوند به ايشان طول عمري بلند در كمال عافيت، امنينيت، حسن، شادي و عزت تام عنايت كند و وجود پر بركتشان را براي ما حفظ نمايد كه اگر واقعا خداوند متعال اين عنايت را به ما نداشت و حضور پربركت ايشان در ميان ما نبود، شايد اين حوادث و فتنههاي اخير به اين صورت در نطفه از بين نميرفت.
البته اين حوادث اخير بيحكمت نبود؛ چرا كه بايد افرادي كه در وجودشان ناپاكي و رجس هست، خود را نشان بدهند، وصف خود را مشخص كنند كه آيا در جبهه حق هستند و يا در جبهه باطل؟ خداوند متعال اين جنين صحنههايي را براي ما ميگذارد تا ما را امتحان كند. پس بايد بسيار مراقب باشيم و خود را مشغول اين فتنهها نكنيم. تبعيت و حرف شنوي از مقام معظم رهبري همان قلعه امن ولايت است. اگر ميخواهيم ميزان ولايتمداراي خود را چك كنيم، ببينيم بعد از صحبت مقام معظم رهبري در نماز جمعه بعد از انتخابات درون ما چگونه بود؟ آيا باز نشستيم، تحليل كرديم يك روز، دو روز. سه روز و... به هر ميزان و زمان كه بعد از آن نماز جمعه در موردش شك داشتيم به همان اندازه از ولايت دور شديم به علم و سواد هم بستگي ندارد و واقعا خوشا به حال آنهايي كه بعد از سخنراني ايشان بلافاصله خط خود را نسبت به تبعيت از ولايت اعلام كردند. يعني كساني كه در اعمال، اخلاقيات، گفتار، اميال و نيات خود را با ايشان منطبق كردند. البته بايد هميشه مراقب اينگونه صحنهها و حوادث باشيم. ببخشيد كه اين مطالب را عنوان كردم، شايد بگوييد اين چه ربطي به انيميشن دارد؟ در پاسخ خواهم گفت كه سعي كرديم به اين مباحث و مطالب اشاراتي هم داشته باشيم.
در پايان دلم ميخواهد مناجاتي را که در انيميشن هم مطرح ميشود، در اينجا بياورم. اجازه ميفرماييد؟
* اگر بخوانيد خوشحال ميشويم.
خدايا، وقتي به خدايي تو فکرميکنم، شرم دارم که خود را به تو نسپارم و هرزماني که به نعمات بيکران تو نگاه ميکنم، نميتوانم شکر نعمت تو را ننمايم.
خدايا تو را دوست دارم، تو همه چيز و همه کس من هستي، مرا ببخش و از گناهانمان در گذر و قدمهايمان را بر پل صراط نلرزان.
خدايا تو را شکر ميکنم که مرا با نور ولايت، هدايت کردي و ما را در مسير نور ولايت مولايمان قرار دادي. خدايا ما را از تبعيتکنندگان امام زمانمان (ع) قرار بده و به ما معرفتي بياموز که زمينهساز ظهور مولايمان باشيم. اللهم عجل لوليک الفرج
* شما با اين مناجات اشک ما را هم در آورديد!
اشک خوب است، اما اشکي که با حرکت توام باشد، در دوران دفاع مقدس رزمندگان هم اشک ميريختند براي عزاي امام حسين(ع)، اما حرکت هم داشتند، آن حرکتها باعث خيلي از پيروزيها ميشد. بنابراين بايد همه ما دعا کنيم در تعجيل فرج مولايمان، اما همراه با حرکت، نه اينکه فقط دعا کنيم. بلکه در کسب معرفت مولايمان و ظهور ايشان حرکت کنيم بتازيم و بتازيم و انشاءالله مولايمان به ما هم نظري بيفکند و ما را هم جزو ياران و سربازان خود قرار دهد. پس يادمان باشد، اشک ريختن براي امام حسين(ع) هم بايد همراه با حرکت به سوي برپايي ظهور مولايمان باشد تا انشاءالله انتقام خون امام حسين(ع) ر ابگيريم. ان شاءالله
والسلام عليکم و رحمته الله ـ موفق باشيد. شادي قلب مادر مهربان امت و تعجبل در فرج مولايمان صلواتي بفرستيد.
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


