صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

معرفی کتاب جامعه شناسی 22 خرداد

گزارش «تابناک»
کد خبر: ۱۲۰۸۶۵
| |
12158 بازدید
سرویس فرهنگی «تابناک»/ محمدآقاسی ـ آنچه که یک پدیده را ماندگار می کند فقط خود پدیده و ذات آن نیست ، بلکه حواشی تحلیلی آن سبب ماندگاری تاریخی آن می گردد. آدمهای زیادی در مقاطع گوناگون تاریخی و در اقصی نقاط دنیا نقش آفرینی کرده اند. اما همه آنها چه با نام نیک و یا نام بد در تاریخ ثبت و ضبط نشده اند. پدیده های مختلف اجتماعی هم این گونه اند. روایت شدن آنها یک اصل مهم است و اینکه «چه کسی» و «چگونه» دست به روایت از آن پدیده یا پدیده های اجتماعی می زند.

 «خانواده دکتر تیبو» نوشته روژه مارتن دوگار ، در قالب رمان ، انقلاب فرانسه و نا آرامیهای آن سالها را روایت می کند و در درون خود طوری و گونه ای وقایع آن برهه زمان را برای مخاطب تصویر می کند و از سویی دیگر اندیشمند اجتماعی چون «توکویل» با کتاب انقلاب فرانسه سعی در روایت گونه ای دیگر آن برهه را دارد. ممكن است با جستجويي ساده بتوان كتابهايي را هم از ساير ژديده هاي اجتماعي آن دوره يافت و يا از ساير كشورها مثال به ميان آورد. پس بعید نیست که از یک پدیده روایت های متعددی صورت بگیرد و یا قالبهای روایی برایش فراهم کند ، آنچه در اینجا اهمیت دارد این است که با چنین روایاتی است که پدیده اجتماعی زنده می ماند و اینک نوبت میان کشاکش محقق و مخاطب است که حقیقت را کشف نمایند.

جامعه ایرانی به خصوص از تجربه مشروطه به این سو با پدیده های گوناگون اجتماعی روبرو بوده است. پیشتر اگر نسل ما و یا هر آنکه این اتفاق را تجربه نموده بود ، از مشروطه به این سو برایش سوال بود که پدیده های اجتماعی چگونه اند ، اکنون با تجربه زیست شده آن در وقایع پس و پیش از انتخابات دهمین رئیس جمهوری اسلامی ایران روبرو هستند و ضروری است که آثار گوناگون در این زمینه برای روشن شدن زوایای تاریک وقایع تدوین و تالیف گردد.

کتاب جامعه شناسی 22 خرداد توسط نشر ساقی که علی رغم آنکه در کتابفروشیهای خیابان انقلاب اسلامی به هیچ وجه یافت نمی شود با تیراژ 5500 نسخه به چاپ دوم رسیده است تلاشی در روایت از این انتخابات است. آقای پرویز امینی درست یک سال پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری این کتاب را طبع و برای انتشار آماده نموده.

کتاب تحلیلی است از پدیده اجتماعی اتفاق افتاده در جامعه ایرانی که در نوع خودش بی نظیر بوده است. آن هم در یک زمان کوتاه یعنی حدود یک سال پس از انتخابات 22 خرداد 1388 اتفاق افتاد. این در حالی است که معمولا در این موارد تحلیلهای مکتوب را کمتر داشته ایم. درباره این اتفاق مهم هم همینطور بوده. دیگر می توان تاریخ و تحلیل آن توسط ما نگاشته شود. در این طور موارد نیروهای گفتمان انقلاب اسلامی بسیار ضعیف، دیرهنگام و منفعلانه برخورد می کنند. این انفعال خود خواسته تا حدی است که در بسیاری از موارد ما به جهت نظری بدهکار دیگرانیم حتی اگر حق مطلق باشیم. کم کاری ما تنها در اینگونه پدیده ها نبوده است. بسیاری از وقایع پس از انقلاب اسلامی هستند که هرچند ممکن است برای یاران انقلاب اسلامی یا مسوولان جمهوری اسلامی و یا حتی نسل پیش از ما چندان محل ابهام نباشد ، ولی برای نسل فعلی و بعدی ، بی شک سوال برانگیز خواهد بود و تنها با سکوت از کنار آن نمی توان گذشت و از هم اکنون باید به فکر آن بود.

امروز ما یک تحلیل خوب و غیر شعار گونه وطنی از انقلاب اسلامی هم نداریم و برای فهم آن هم تئوریهای دیگران را می آموزیم و نقد می کنیم. این کتاب همین که شجاعت بررسی این پدیده را به خود داده است ، شایستگی قدرشناسی و حق شناسی دارد.کتاب را در هشت بخش می توان ملاحظه نمود. بخش نخست پیشگفتار کتاب را شکل داده و بخش دوم و شاید مهم ترین بخش کتاب را با این عنوان در فهرست می توان دید: «جامعه شناسی آرای انتخابات دهم ریاست جمهوری» . نگارنده در این بخش تلاش وافری نموده تا در یک کار جامعه شناسانه آرای ریخته شده به صنوقها را بررسی نماید. از این رو با طرخ اینکه در جامعه ، با ایجاد شکافهایی اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی و نیز هم پوشانی آنها با یکدیگر ، نوع به صندوق ریخته شدن آراء تحلیل شده است. مهمترین بخش کتاب با توجه به عنوان ، و تلاش برای بسط تئوری مدنظر کتاب را می توان همین بخش قلمداد نمود.

در بخش سوم کتاب تلاش شده تا موضوع مطرح شده با عنوان «تقلب» بررسی و ادعای واقعی بودن یا دروغی بودن آن مورد نظر است. در بخش بعدی نویسنده ، به رفتار شناسی جناح ها و گروه های سیاسی در انتخابات دهم پرداخته و در واقع تلاش نموده با مرور پیشینه گروه ها هم از پیش از انتخابات و هم با توجه به عملکرد آنها در سالهای گذشته به نوع رفتار امروزی آنان دست یازد. مطالعه گذشته و نوع حرکت جریان ها ، گروه ها و ... می تواند کمک جدی در تحلیل نزدیک به واقع ، به ارمغان داشته باشد.

براندازی نرم با استفاده از روشهای انقلاب رنگی هم بخش بعدی کتاب را تشکیل می دهد و هم خود در میان ادبیات براندازی مطرح شده پس از انتخابات جالب توجه است ، چرا که به اعتقاد پرویز امینی ، لزوما بنا نبوده که انقلاب رنگی در کشور رخ دهد. بلکه براندازی ، از طریق استفاده از آن روشها مدنظر گروه های معارض بوده است. البته در همین بخش متاسفانه میان براندازی نرم و جنگ نرم که دو مقوله متفاوت و جدا از هم هستند ، خلط معنی صورت گرفته است. ابتدا از براندازی نرم سخن به میان می آید و سپس از اینکه جنگ نرمی وجود دارد که در مقابل جنگ سخت است. اساسا میان دو مفهوم پیش گفته قرابتی وجود ندارد ، مگر در نرم بودنشان. (صفحه 118 و 119) نویسنده پیش از بخشهای جمع بندی نهایی و ارائه ضمائم به بازخوانی محورهای کلان مدیریت رهبری انقلاب اسلامی  به عنوان بخش ششم کتاب ، پرداخته است.

یکی از نیازهای جدی که کتاب به آن به خوبی پاسخ داده است ، احتیاج مبرم به جمع آوری اطلاعات و مستند شدن آنها است. اطلاعات حوادث قبل و بعد از انتخابات پس از مدتی محو می شود. سایتها از بین می رود ، روزنامه ها همه چیز را منعکس نمی کنند ، تاریخ نگاری جدی هم که نداریم. مستند و فیلم هم که ساخته نشده . کتاب مناسب هم که در این زمینه نداریم. حجمی از اطلاعات هم موجود است که به آنها با دیده تردید نگریسته می شود. پس از مدتی کوتاه احتمالاما با دو جریان مواجه می شویم:

1-  جریان کسانی که انکار می کنند یا تحریف می کنند که چه کردند و قاعده « کی بود ، کی بود ، من نبودم» جاری می گردد. در این واقعه جریانهای داخلی و جریانهای معارض اقدام به انکار یا تحریف عملکرد خود می نمایند و تلاش می شود با عمل سیاسی گرد و غباری کردن محیط ، از تحلیل صحیح یا نزدیک به واقع جلوگیری نمایند.

2- جریان تولید خلاف آنچه به واقع اتفاق افتاده هم شکل خواهد گرفت. اتفاقی که در بسیاری دیگر از مقاطع شاهد آن بودیم. فقط به عنوان یک نمونه کوتاه و کوچک با اثردهی بزرگ می توان از تولید سریال «خانه صدام» توسط شبکه تلویزیونی «بی. بی. سی» نام آورد. در این اثر تلویزیونی آن که پیروز میدان جنگ میان ایران و عراق معرفی و تصویرنمایی می گردد ، صدام است. ایران و ایرانی در آن تحقیر می شوند ولی این تصاویر توسط ایرانی دیده می شود و به این حقیقت که بر خلاف جریان رسمی اطلاع رسانی است ، توسط مخاطب عام درست تلقی می گردد. پس وقتی ما هرچند ضعیف و غلط کاری نمی کنیم باید انتظار داشته باشیم که چنین تولیداتی را هم در این زمینه شاهد باشیم. تجربه هم ثابت نموده که حافظه افکار عمومی ضعیف است و باید پس از مدتی ما با تبعات این چنین این پدیده هم روبرو باشیم.

کتاب بر اساس یک واقع نگری بنا شده است که متاسفانه هنوز عده ای از پذیرش آن سر باز می زنند. نکته مورد توجه کتاب که در صفحه 45 هم بدان اشاره شده ، این است که :«جمع زیادی از مردم بودند که تصور می کردند در انتخابات تقلب شده است یا دست کم در سلامت انتخابات تردید داشتند.» پذیرش این واقعیت خود در ارائه تحلیل اهمیت دارد.نویسنده با پذیرفتن این موضع برای پاسخگویی ، دست به کار می شود. علی رغم این نکته واقع بینانه ای ، نوع بسیاری از استدلالهایی که در کتاب آمده برای هر مخاطبی نیست. مخاطب در حلقه ای بسیار تنگ دیده شده و استدلالها و نقطه نظرهای معارض می توانست بر غنای کتب بیافزاید و بر اقناع همین بخش بیافزاید. به عنوان یک نمونه کتاب تلاش خاصی دارد در این که خیلیها را براند و بقبولاند که آنها نیز اشتباه کردند. از جمله در صفحه 69 کتاب بیانیه دیرهنگام جمعی از نخبگان که در میان آنها نام برخی نویسندگان نامه مشهور آزاد اندیشی به رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) هم دیده می شود ، که تحت  عنوان انفعال نخبگان نام آورده شده است.

در این که نویسنده این نقطه نظر را دارد مشکلی نیست. اما چه خوب بود که این تحقیق ایشان در میان نخبگان به صورت جامع و مانع اتفاق می افتد. این گروه در نامه ای هر چند دیرهنگام نظر خود را اعلام نمودند. و هرچند از نگاه نویسنده ، نظر ایشان صحیح نبود. اما به هر حال سکوت نکردند و ممکن است در سکوت خود نیز اشتباهی نموده باشند. بد نیست گفته و اندیشه نخبگانی که سالهاست تحت لوای اصول گرایی هستند بررسی گردد. نخبگان دانشگاهی و حوزوی که در انتخابات سالهای گذشته به رفتارشناسی مردم در انتخابات پرداختند و این بار آرام در کنار بسیاری از هیاهوها سکوت معناداری پیشه کردند. این انفال در نخبگی است. نه آنکه نخبه ای به هر دلیل حرفی در چهارچوب خط قرمزها و مطابق قوانین جاری دارد و اعلام می کند و این حرف با سلیقه معیار ما همخوان نیست ، اما انفعال هم نیست.

در واقع علی رغم نام کتاب و تلاش نویسنده برای جامعه شناسی وقایع به نظر می رسد منهای بخش اول که تا حدودی در این زمینه موفق بوده است غلبه با تحلیل روزنامه و ادبیات ژورنالیستی است. این که چه کسی این طرفی است یا آن طرفی ! و یا اینکه فلانی خاستگاه جناح خاصی دارد ، پس نوشته اش گواه می شود یا نمی شود را در ادبیات روزنامه ای می توان جُست و ایکاش این اثر از این موارد پاک می شد.

د رهمین زمینه یکی از حلقه های مفقوده کتاب در زمینه ضمائم . رفرنس دهی قابل مشاهده است. برخی بیانیه ها و یادداشتها و سخنرانیها می بایست جهت اطلاع خواننده ، درون کتاب موجود بود. از جمله همان بیانیه پیش گفته جمع نخبگی و یا بسیاری از مطالب مکتوبی که در این مدت زیاد دیده شد ، تا مخاطب بیشتر به صحت و سُقم مطلب نوشته شده پی ببرد. صرف اینکه بیانیه ای بوده ، و عده ای از نخبگان انفعالشان در آن روشن شده است ، مبنای درستی برای گفت و گو با مخاطب نیست. می توان این نوع مطالب را در بخش ضمیمه های چاپهای بعدی مشاهده نمود.

در زمینه ارجاعات کتاب به منابع مورد استفاده هم باید گفت که  غلبه نگاه تجربی پس از قرن هجدهم و ریشه دواندن آن در ساسر دنیا باعث شده یک نگاه کمی بر علم و از علم بر فضاهای علمی حام شود. در این نگاه میزان رفرنس دهی و اصل رفرنس دهی پر اهمیت است. درست است که تاکید زیاد بر روی رفرنس دهی را بنده هم صحیح نمی دانم و بعه عبارت بهتر می توان با برهان و استدلال هم به ع نوان یک روش علمی به سمت کشف واقع پیش رفت. اما این کتاب بیش از پیش بر عدم رفرنس دهی تاکید دارد. به عنوان مثال در فصل نخست اطلاعاتی از صندوقهای آراء به طور گسترده آورده شده، لکن اشاره ای به منبع استفاده شده برای ارائه این اطلاعات داده نشده است.

در ضمن در بسیاری از موارد می توانستیم در ارجاعات از، منابع معارض استفاده نمود. درست مثال روش مرحوم علامه طباطبایی که از مهمترین کتاب اهل سنت ، «الدرالمنثور» مثال می آورد و یا  کارهای علمی علامه عسگری که تمام استدلال هایش بر پایه منابع و مدارک اهل سنت بوده . این روش مناسبی است که می توان برای تالیفات در حوزه های گوناگون علمی استفاده نمود. در برخی موارد هم ارجاعات بسیار ضعیف است. مثلا متن صحبت علوی تبار از هفته نامه  یا لثارات آورده شده (ص 123) یا گفته شده روزنامه نشاط اسفند 77 (ص 124). یا در برخی موارد هم با یک سری از جا افتادگی ها روبرو هستیم که خود می تواند بر ذهن مخاطب و یا پیدا نکردن مسیر صحیح روایت کمک نماید.

در صفحه 72 کتاب آورده شده که : « با نگاهی به مجموعه های تلویزیونی یک دهه گذشته که بالاترین سطح مخاطب را در بین برنامه های تلویزیونی دارند ، کدام یک از آنها به دغدغه این بخش از جامعه ]روستائیان[ یا حداقل تصویری از واقعیت آنها پرداخته است». در این زمینه باید گفت که:

1-  اساسا خاستگاه آدمهای مشغول به کار در تلویزیون بو یا برنامه سازان آن از یک طبقه اجتماعی مشخص و یک قشر مرفه است. طبیعی است که چنین اتفاقی بیفتد. اگر نمی خواهیم باید کاری برای ساختار تلویزیون انجام دهیم.

2- جامعه شهری مشکلاتی که دارد را با رجوع به تلویزیون حل می کند. لزوما در جامعه روستایی اینچنین نیست و اساسا ضریب تاثیر گزاری تلویزیون در جامعه روستایی آنچنان بالا نیست. ما در روستاها با طیف سنتی رسانه مواجهیم.

کتاب با حجم اغلاط متعدد و مکرر چاپی روبروست. هرچند چاپ دومش روبروی مخاطب قرار گرفته و در فهرست نام ویراستار را بر تارک خویش دارد. فهرست این اغلاط بیش از آن است که در این کوتاه بگنجد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟