کمعاطفه بودن شوهر، بدبختم کرد
وطن امروز: فریبش را خوردم و با وعده وعیدهایی که او میداد از همسرم طلاق گرفتم و به طور مخفیانه با او اتباط برقرار کردم و... .
دسته گل عروسیام روی طاقچه خانه کوچکی که با هزار امید و آرزو پا به آن گذاشتم هنوز خشک نشده بود که متوجه شدم شریک زندگیام به مواد مخدر اعتیاد دارد. با روشن شدن این حقیقت تلخ انگار دنیا روی سرم خراب شد و با چشمانی گریان شوهرم را صدا زدم وگفتم تو که به این مواد لعنتی اعتیاد داشتی چرا به خواستگاریام آمدی و مرا بدبخت و بیچاره کردی. میلاد سرش را پایین انداخت و اعتراف کرد که از این وضع خسته شده است و تصمیم دارد ترک اعتیاد کند.
با شنیدن این حرف کمی امیدوار شدم و تمام طلاهایی که سر عقد کادو گرفته بودم را فروختم و برای درمان شوهرم هزینه کردم. او موفق شد تحت نظر یک پزشک متخصص، مواد مخدر را کنار بگذارد اما ما دچار مشکلات دیگری شدیم. میلاد از آن به بعد تمام وقت خود را به تماشای فیلمهای سینمایی گذراند و خودش را مثل مرغ خانگی توی اتاق زندانی کرد.
ما 2 سال بعد صاحب دختری شدیم و من مجبور بودم برای تامین هزینههای زندگی، هر روز صبح بچهام را به خانه مادرم ببرم و تا ساعت 4 بعداز ظهر در یک شرکت تولیدی کار کنم و زحمت بکشم. البته از این شرایط هم ناراضی نبودم و همین که میدیدم همسرم اعتیادش را کنار گذاشته است خودم را راضی میکردم. اما متاسفانه میلاد به یک آدم بیتفاوت تبدیل شده بود و از نظرعاطفی و روابط جنسی خیلی سرد و ضعیف برخورد میکرد تا جایی كه با سردی رفتار و گفتارش عقدهای شده بودم.
زن جوان افزود: چند ماه قبل یک روز او گفت یکی از دوستان قدیمیاش مدیرکارگاه تولیدی است و مرا با حقوق بیشتری استخدام میکند. متاسفانه شوهرم با اصرار و اجبار وادارم كرد در شركت دوستش استخدام شوم و به ناچار این خواستهاش را پذیرفتم. اما از همان لحظه اول متوجه نگاههای شیطانی دوست شوهرم شدم.
آزاده ادامه داد: مدتی گذشت و میلاد میگفت به دوستش احترام بگذارم تا او هوای ما را بیشتر داشته باشد. متاسفانه وقتی دیدم شوهرم هیچ اهمیتی به من نمیدهد و از طرفی با محبتهای مرد غریبهای روبهرو شدم که برای اولین بار برایم جشن تولد گرفت، فریبش را خوردم و با وعده وعیدهایی که او میداد از همسرم طلاق گرفتم و به طور مخفیانه با او اتباط برقرار کردم. قرار بود بزودی با هم ازدواج کنیم ولی این مرد هوسران فقط از من سوءاستفاده کرد و چند روز قبل هم وقتی متوجه شدم قصد دارد مرا طعمه برادر هوس باز خودش کند با ناراحتی استعفا دادم و به خانه بازگشتم.
متاسفانه دوست شوهرم آدم گرگصفتی است و آن طور که از همکارانم شنیدهام تا به حال سر چندین زن جوان را کلاه گذاشته است.
آزاده در پایان اشكهایش را پاك كرد و گفت: اشتباهات شوهرم و ندانمكاریهای خودم باعث شد تا زندگیمان را از دست بدهیم و سرافكنده و رو سیاه شویم.
دکتر رضا ابراهیمی مشاور خانواده در این باره گفت: زوجهای جوان باید از نظر روحی و عاطفی شرایطی فراهم کنند تا از نظر جسمی و جنسی نیز بتوانند به آرامش و رضایت برسند و در این جا تاکید میکنیم شوهران جوان نباید روحیات و انتظارات عاطفی همسران خود را نادیده بگیرند.
وی خاطرنشان کرد: البته بهتر بود آزاده نیز موقعیتها را درک میکرد چون محبت افراد نامحرم و غریبه در محیط بیرون از خانه نمیتواند بیدلیل باشد، پس این حرف زن جوان که در ابتدا فکر میکردم دوست شوهرم حس برادرانه نسبت به من دارد نمیتواند درست و منطقی باشد.


