ادعاي عجيب متهم: معتادان را با كتك ترك ميداديم
تهران امروز: رئيس كمپ ترك اعتيادغيرمجازي كه متهم به قتل يك معتاد است گفت از روش محبت همراه با خشم براي ترك اعتياد معتادان خود استفاده ميكرده است.
خبر درگذشت يكي از معتادان كمپي در سه راه سيمان اسلامشهر 28 آذرماه سال گذشته به پليس مخابره شد. ماموران پس از اعزام به محل در گفتوگو با ساكنين اين كمپ از كتك كاري اين جوان توسط رضا صاحب كمپ آگاه شدند. جسد به پزشكي قانوني منتقل و علت مرگ خونريزي مغزي ناشي از وارد آمدن ضربه شديد به سر مقتول عنوان شد.دوستان مقتول گفتند كه رضا پس از كتك زدن شديد سعيد از كمپ خارج شده و ديگر برنگشته است.دستگيري متهم يك هفته طول كشيد و وي با قرار مجرميت راهي زندان شد.
محاكمه اين مرد ديروز در دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد و در ابتداي جلسه نماينده دادستان اعلام كرد از نظر دادستاني وقوع جرم توسط متهم محرز است.
سپس اولياي دم مقتول تقاضاي قصاص متهم را كردند و پس از آن نوبت به رضا رسيد تا به دفاع از خود بپردازد.
متهم با رد اتهام قتل به قضات گفت: من سعيد را نكشتم من فقط ميخواستم او را ترك دهم و از بلاي خانمانسوز اعتياد نجات دهم.ما در كمپمان سه شعر براي ترك اعتياد داشتيم: محبت همراه با خشم، عشق فراوان و كم محلي به معتادان.آقايان قاضي، فكر ايجاد اين كمپ 15 سال پيش در ذهن من جرقه خورد آنموقع معتاد بودم و به شدت اسير مواد مخدر. روزي به خودم آمدم و توانستم با تكيه بر اراده ام مواد رابراي هميشه كنار بگذارم. از آن به بعد هم ديگر لب به مواد نزده ام.از آن به بعد به فكر افتادم بقيه معتادان و به خصوص بچه محلهايم را از شر اعتياد راحت كنم.براي همين اين كمپ را راه انداختم و با و جود اينكه تا سوم راهنمايي هم بيشتر سواد نداشتم با تكيه بر تجربهام 100معتاد را ترك دادم.
اما اين ادعاي متهم با چالشي از سوي پدر مقتول روبهرو شد: آقاي قاضي، من سعيد را براي ترك به اين محل كه نزديكترين كمپ به خانه مان بود بردم و با كلي سفارش به مسئولان آنجا سپردم.روز بعد به من زنگ زدند و گفتند پسرت مرده است. من سعيد را با هزار اميد و آرزو به اين مركز آورده بودم. او خودش به من گفت كه ميخواهد ترك كند و من هم خواستم به فرزندم كمك كنم. اگر ميدانستم اين مركز مجوز ندارد هيچ وقت فرزند خودم را به آنها نميسپردم.
دادگاه از متهم خواست تا به دفاع از خود ادامه بدهد: من خانواده سعيد را ميشناختم و تابهحال دو تن از اعضاي اين خانواده را در همين مركز ترك داده بودم. روزي كه سعيد با پدرش به اين مركز آمد به او گفتم اگر به توصيه پدر و مادرش به اينجا آمده است از همان راهي كه آمده برگردد ولي اگر خودش ميخواهد ترك كند راه را درست آمده است. سعيد گفت، واقعا خودش تصميم به ترك مواد گرفته است و تحت تاثير حرف كسي قرار نگرفته است.به همين خاطر 70 هزار تومان از پدرش گرفتم و او را در اين مركز بستري كردم.
چند ساعتي كه گذشت، به من خبر دادند سعيد بد حال شده است پيشش رفتم و ديدم بخاري را وسط اتاق كشيده و به شدت خودزني كرده است. دو سيلي به او زدم و دست و پايش را بسته و داخل اتاقي انداختم.ساعت دو نيمه شب بود كه به سراغش رفتم. كف بالا آورده بود و حالش وخيم بود. اورژانس را خبر كردم. آنها آمدند و گفتند او دچار مسموميت شده است و سعيد به بيمارستان منتقل شد و ساعتي بعد خبر مرگ او را به من دادند.نمي دانم چه اتفاقي در بيمارستان افتاد كه منجر به فوت او شد.
قاضي: آما پزشكي قانوني رسما اعلام كرده كه مقتول به علت خونريزي مغزي فوت كرده كه اين نشانه ضرب و جرح شديد آن مرحوم است.
متهم: ما روشي براي ترك اعتياد داشتيم. ما معتادها را به درخت ميبستيم و آنها را آنقدر كتك ميزديم تا ترك كنند.ولي در مورد سعيد من فقط دو سيلي به او زدم و سپس او را به معاونانم سپردم.سپس دادگاه دو تن از اين معتادان كمپ را كه دچار اعتياد شديد بودند احضار كرده و آنها گفتند كه متهم را در حال كتك زدن مقتول نديدهاند و فقط به خاطر ميآورند كه او دو سيلي به مقتول زده است.اليته حرف اين افراد نه به عنوان شاهد كه به عنوان گواه مطرح شد.
سپس دادگاه وارد شور شد تا راي مربوط به اين پرونده را صادر كند.


