برای آنهایی که به انتهای دنیا رسیده اند!
محمود افتخاری در مطلبی برای "تابناک" نوشت:
زیر آسمان کبود، جائی که انسان ها در تدارک فراهم کردن لحظات زندگی توام با آرامش و نشاطند، افرادی هم هستند که اسیر ناامیدی اند و سهم خود را از دنیای پوشالی پایان یافته می دانند.
عده ای از آنها ناخواسته فریفته سراب عاشقی شده اند و سخاوت مندانه تمام روح و روان خود را صرف شیدائی معشوق از نوع خود کرده اند، اما بی وفایی ها، ناکامی ها و بعضی را هم تازیانه سرنوشت همچون کابوسی ویرانگر، رویای مستانه آنها را به هبوط ناامیدی مبدل کرده است و نصیب خود را از تقدیر بد اقبالی و وازدگی می دانند!
آنها دچار یاس و ناامیدی اند، زیرا نشانی معشوق واقعی را به خطا رفته اند و خزانه عشق خود را نثار کسانی کرده اند که خود از جنس خلق و محدود به زمان و مکان هستند، و با هر عظمتی که دل عاشقان را اسیر خود کرده اند، فقط ذره ای از اقیانوس بیکران دستگاه آفرینش هستند، تمام جلوه های دلفریب و شگفتی آور عالم خلقت، مظهر زیبایی رب العالمین هستند و در حالی که مقام احدیت تمام ظرفیت نامحدود زیبایی های جهان آفرینش را در بازار عبودیت و بندگی عرضه کرده و بهترین و صادق ترین خریدار عشق ومحبت است، آنها لیاقت عشق خود را در سطح حقیرترین، بی ارزشترین و ناپایدارترین معشوق ها نزول داده اند.
به درستی که او یگانه معشوقی است که عشق را بی قید و شرط عرضه می کند و بر پیمان عشق خود پایدار است و الحق که رفیق بی کلک فقط اوست.
عده دیگر ناامیدان مبتلا به امراض لاعلاج هستند که خزانه مادی خود را صرف درمان بیماری خود از طریق علم طبابت کرده اند، اما تنها یاس و ناامیدی نصیب آنها گشته است، بستر بیماری انیس شب های تار آنهاست تا همچون سوختن شمع ناامیدانه شاهد خاتمه لحظات آخر عمر خود باشند، غافل از اینکه لاعلاج ترین امراض دنیا، علاج بالقوه ای دارند که نسخه آن فقط در نزد کسی است که خود خالق بیماری است، و در صورت اراده او بر درمان است که حتی آثار بیماری نیز بر جای نخواهد ماند، و این خود دلیلی برای رفع نا امیدی مطلق و تلاش افزون تر تا آخرین لحظه عمر آنهاست، او تنها طبیبی است که بهای طبابتش برای همگان دست یافتنی، درمانش قطعی و زمان و مکان و شرایط مادی هیچ تاثیری بر مداوایش ندارند.


