شعر: «ساقیا جامی بده»
کد خبر: ۱۱۰۹۰۱
| | 14495 بازدید
شعر از مسلم سلیمانی:
حال من امشب خراب است ساقیا جامی بده این دل تنگم کباب است ساقیا جامی بده
هرچه می خوانم نمی آید جوابی ای دریغ شیشه ی عمرم حباب است ساقیا جامی بده
عمر من اندر پی دیروز و فردا می رود جرعه ای ما را ، ثواب است ساقیا جامی بده
خاطر معشوق خود را من مکدر کرده ام رنج و سختی ها ، جواب است ساقیا جامی بده
من «نبوت» را نمی خواهم! که آزارم دهی پادشاهی کامیاب است ساقیا جامی بده
در میان ارتش عاشق پرستان من «تک»م همچو آن افراسیاب است ساقیا جامی بده
نیک اندیشان عالم دُرد نوشان توأند غیر این خود یک سراب است ساقیا جامی بده
مسلخ عشق تو اینک از چه خالی مانده است؟ باده ی ما پر ز آب است ساقیا جامی بده
او که خود هر دم برای آمدن تعجیل کند یعنی باده بی شراب است ساقیا جامی بده
این قلم را تیز کردم همچو شمشیر علی (ع) خنجرم چون ماهتاب است ساقیا جامی بده
چهره های زردِ افسرده زده آتش به جان زندگی ها پرعذاب است ساقیا جامی بده
اینهمه ظلم زمان بینی چرا وا می نهی؟ یاد ما از «بوتراب» است ساقیا جامی بده
«مسلم» دلخسته گوید با دوصد آزادگی حال من امشب خراب است ساقیا جامی بده
حال من امشب خراب است ساقیا جامی بده این دل تنگم کباب است ساقیا جامی بده
هرچه می خوانم نمی آید جوابی ای دریغ شیشه ی عمرم حباب است ساقیا جامی بده
عمر من اندر پی دیروز و فردا می رود جرعه ای ما را ، ثواب است ساقیا جامی بده
خاطر معشوق خود را من مکدر کرده ام رنج و سختی ها ، جواب است ساقیا جامی بده
من «نبوت» را نمی خواهم! که آزارم دهی پادشاهی کامیاب است ساقیا جامی بده
در میان ارتش عاشق پرستان من «تک»م همچو آن افراسیاب است ساقیا جامی بده
نیک اندیشان عالم دُرد نوشان توأند غیر این خود یک سراب است ساقیا جامی بده
مسلخ عشق تو اینک از چه خالی مانده است؟ باده ی ما پر ز آب است ساقیا جامی بده
او که خود هر دم برای آمدن تعجیل کند یعنی باده بی شراب است ساقیا جامی بده
این قلم را تیز کردم همچو شمشیر علی (ع) خنجرم چون ماهتاب است ساقیا جامی بده
چهره های زردِ افسرده زده آتش به جان زندگی ها پرعذاب است ساقیا جامی بده
اینهمه ظلم زمان بینی چرا وا می نهی؟ یاد ما از «بوتراب» است ساقیا جامی بده
«مسلم» دلخسته گوید با دوصد آزادگی حال من امشب خراب است ساقیا جامی بده
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
لیطفی لظی بین الحشا والاضالع*
فقال نساء الحی : (تطمع ان تری؟)
بعینک لیلی ؟ مت بداء المطامع! *
فکیف تری لیلی بعین تری بها ،
سو اها ؟ و ما طهرتها با لمدامع؟!
....
از شاعردلسوخته خو.اهشمند است به ترجمه ای چند بیت از اشعار (قیس عامری) توجه کند تا پاسخ خودرا در یابد .
این شعر خیلی ضعیف بود .
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



