طلوع دوباره فوتبال مشرقزمین
حضور آسیا در جامجهانی 2010 فقط به 4 تیم نمایندهاش خلاصه نمیشد. کافی است نیمنگاهی به تبلیغات میدانی 64 مسابقه جام بیندازیم تا دریابیم حضور آسیا در جامجهانی چقدر پررنگ بوده است. سونی و هیوندای، 2 غول ژاپنی و کرهای آشناترین برندهای تجاری دور زمین بودند در حالی که شاید برای نخستین بار شاهد حضور جهانی برندهای چینی و هندی هم در حاشیه فوتبال بودیم.
به نوشته وطن امروز؛ «ماهیندر اساتیام» از هند و «مینگلی سولار» از چین 2 کمپانی تازهوارد به جامجهانی بودند که با پر کردن حساب بانکی فیفا غیبت تیمهای ملی فوتبال کشورهایشان را در فستیوال بزرگ فوتبال جبران کردند و شاید همین کمپانیها برای ادامه حضور پرمنفعتشان در میان غولهای تجارت فوتبال باعث ترقی فوتبال چین و هند شوند.
در گذشته قدرت اقتصادی قاره کهن نیمی از جمعیت جهان را که در این 2 کشور پهناور و پرجمعیت زندگی میکنند شامل نمیشد و در فوتبال هم سایهای سنگین بر نام چین و هند افتاده بود. اما به تدریج وضع به نفع شرقیها تغییر کرده است. حالا نام «مشرقزمین» در فوتبال معنایی جز پول و کسب درآمد برای باشگاههای بزرگ اروپایی ندارد.
بازار فوتبال اروپا اشباع شده و آسیا تبدیل به یک مفر اقتصادی برای آنها شده است. تا چندی پیش استخدام بازیکنان ظاهرا سطح پایین آسیایی در لیگهای معتبر اروپایی غیرمنطقی به نظر میرسید اما حالا دیگر همه میشنوند که استخدام هر بازیکن ژاپنی، چینی و کرهای با زمزمههایی درباره اهداف اقتصادی پنهان چنین قراردادهایی همراه هستند.
البته در آفریقای جنوبی آسیا یک گام دیگر هم به جلو برداشت و حتی ذهنیت صرفا اقتصادی اروپایی نسبت به بازیکنان شاخص آسیایی نیز دستخوش تغییر شد. از لحظهای که پارک جی سونگ به آسانی به قلب دفاع معروف یونانیها خزید و پیروزی کره جنوبی را در نخستین مسابقهاش تضمین کرد تا وقتی که آرسن ونگر، پدیده ژاپنی «کیسوکه هوندا» را یک نابغه توصیف کرد، اعتبار فوتبال آسیا بویژه خاور دور حتی با سرعت بیشتری نسبت به جابولانی به پرواز درآمد. البته خود جابولانی، توپ رسمی پرحرف و حدیث جام هم ساخت مشترک چین، هند، سنگاپور و ویتنام محسوب میشد!
در آفریقای جنوبی نهتنها ژاپن و کره، 2 رقیب قدیمی «شرقآسیایی» با راهیابی آسان به مرحله حذفی جام خودنمایی کردند بلکه کرهشمالی هم از همان منطقه توجهات بسیاری را به خود جلب کرد. تیمی که در رنکینگ فیفا جایگاهی بهتر از شانزدهم تیم قاره آسیا نداشت در بازی نخست با فوتبالی سازمانیافته، مدعی نخست قهرمانی جام پیش از آغاز رقابتها را به زحمت انداخت و واژه گروه مرگ را برای برزیلیها معنا کرد.
استرالیا که به تازگی به خانواده فوتبال آسیا ملحق شده نیز پس از شکست کمرشکن 4برصفر در گام نخست مقابل آلمان، دوباره کمر راست کرد و با متوقف کردن غنا، بهترین تیم آفریقایی این دوره و صربستانی که آلمان تیم سوم جام را شکست داده بود حتی تا یکقدمی صعود دوباره به مرحله یکهشتم نهایی پیش رفت.
احساس عمومی در آسیا نسبت به این نتایج، حاکی از غرور و افتخار بود. درخشش آسیایی جام 2002 که با عملکرد معمولی 4 سال پیش در آلمان 2006 به دست فراموشی سپرده میشد، باردیگر تلالو یافت و حالا دیگر کارشناسان با لحنی جدی و آکنده از تعارفات تجاری، آینده فوتبال را در آسیا جستوجو میکنند.
نایبرئیس فدراسیون فوتبال ژاپن و عضو کمیته اجرایی فیفا، «جونجی اوگارا» پیش از آغاز جام نوزدهم مدعی شده بود که «دستکم 2 آسیایی باید به مرحله حذفی صعود کنند. این رویای ما است و آرزو داریم آنها خوب کار کنند. انتظار من این است که فوتبال آسیایی خود را در بهترین شکل به جهان نشان دهد». پیشبینی اوگارا به حقیقت پیوست و حالا نگاه 4 مسافر آسيا به بسته ششتایی سهمیه آفریقاییها در جامجهانی است و آسیا انتظار تعدیل سهمیه آفریقا و کارائیب به نفع خود را میکشد.
از جمع 6 آفریقایی جام شامل میزبان، الجزایر، نیجریه، کامرون، ساحلعاج و غنا تنها همین تیم آخری از گروهش صعود کرد که تا جمع 8 تیم برتر هم رفت اما آسیا با تنها 4 سهمیه 2 صعودکننده، یک تیم پای صعود و یک پدیده به جام معرفی کرد.
البته شکی نیست که هنوز بسیاری از کشورهای آسیایی نامهایی به بزرگی تکستارههای بعضی کشورهای آفریقایی در فوتبال جهان ندارند اما میتوان به قطعیت گفت که فوتبال آسیا به لحاظ سازماندهی و توسعه، آفریقا را با فاصلهای بعید جای گذاشته که این به معنای جایگزینی قطبهای فوتبال ملی و باشگاهی آسیا به جای قطب آفریقا در عرصههای بینالمللی است.
این درحالی است که برخلاف آفریقا که فوتبال در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای آن ورزش اول یا حتی تنها ورزش ملیشان به شمار میرود، در آسیا از چنان جایگاهی برخوردار نیست و دستکم در میان دوسوم جمعیت آسیا، ورزشهای سنتی یا محبوبتر از فوتبال رواج دارند. اما آیا پیشرفت آسیاییها در تجارت فوتبال و تبلیغات گسترده پیامد آن باعث توسعه ناگهانی فوتبال در مشرقزمین خواهد شد. به نظر میرسد این حقیقتی است که تا جامجهاني 2014 برزیل باید انتظارش را بکشیم.


