لژیونر شدنم آرزوست!
چهارشنبه شب وپس از اعلام غيررسمی باشگاه اوساسونا مبنی بر ورشکستگی، بحران در این باشگاه رنگ جدیتری به خودش گرفت.کاهش سرمایهها، بدهیهای باشگاه و دستمزدهای باقیمانده از قراردادهای بازیکنان تنها یک راه را پیشروی مسؤولان اوساسونا قرار داد. ترانسفر بازیکنان به تیمهای دیگر.
به نوشته وطن امروز؛ چهارشنبه شب وپس از اعلام غيررسمی باشگاه اوساسونا مبنی بر ورشکستگی، بحران در این باشگاه رنگ جدیتری به خودش گرفت.کاهش سرمایهها، بدهیهای باشگاه و دستمزدهای باقیمانده از قراردادهای بازیکنان تنها یک راه را پیشروی مسؤولان اوساسونا قرار داد. ترانسفر بازیکنان به تیمهای دیگر. بدونشک پس از همین تصمیم بود که سایت رسمی باشگاه خبر فروش جواد نکونام و مسعود شجاعی را روی خروجیاش فرستاد.
در ابتدا برای کسی قابل باور نبود،اینکه اوساسونا یکی از بازیکنان کلیدیاش را در لیست فروش قرار دهد. اما وقتی همه چیز حالت رسمی به خودش گرفت و این تیم اسپانیایی از انتقال نکونام به المپیاکوس یونان خبر داد، مشخص شد که قضیه کاملا جدی است و اوساسونا ورشکست شده است.
پیشنهاد یک میلیون و 200 هزار یورویی باشگاه المپیاکوس در وضعیتی که دستمزدها در تیم عقب افتاده است میتواند رقم قابل توجهی برای یک باشگاه ورشکسته باشد، اما راضی کردن جواد به اینکه فوتبال اسپانیا را ترک کند کار سختی است.او یک سال دیگر با این تیم قرار داد دارد. «به آنها گفتم میمانم،گفتند شرایط خوب نیست و باید دستمزدم را پایین بیاورم. چارهای نبود و مجبور شدم برخلاف میل باطنیام موافقت خود را برای جدایی از فوتبال اسپانیا اعلام کنم.»
این اظهارنظر نکونام در حالی مطرح است که خود جواد در حال حاضر در تهران به سر میبرد و شاید از اتفاقاتی که پیرامونش در شرف افتادن است، خبر ندارد. نکونام در حالی موافقتش با ترک اوساسونا را اعلام کرده که طبق اخبار رسیده از یونان المپیاکوسیها با جنارو گتوسو مذاکرات خود را آغاز کردهاند و بدون شک اگر این توافق به سرانجام برسد جواد جایی در این تیم نخواهد داشت.
البته برای بازیکنی مثل نکونام که در بهترین شرایط بازی قرار دارد طبیعتا پیشنهادات زیادی مطرح است. مثل گالاتاسرای که پیشنهادشان به مدیر برنامههای نکو جدی است و این احتمال وجود دارد که کاپیتان تیم ملی ایران فوتبالش را در ترکیه ادامه دهد. اما این یک بعد قضیه است و جدایی نکونام و شجاعی از فوتبال اسپانیا میتواند روی دیگر سکه را به زمین بیندازد. روی دیگري که نشانهای برای پایان فوتبالیستهای ایرانی در فوتبال اروپاست.
درحالحاضر به غیر از جواد و مسعود که قرارداد رسمی با باشگاه اوساسونا دارند، بازیکن دیگری از فوتبال ایران در اروپا بازی نمیکند.حتی آندو تیموریان هم که دارد تمام تلاشش را میکند تا در تیمهای انگلیسی تیمی برای خودش دست و پا کند نمیتواند خودش را بازیکن شاغل در فوتبال اروپا بنامد. آیا پایان مانور و البته درخشش فوتبالیستهای ایرانی در اروپا نزدیک است یا اینکه نکونام، آندو و شجاعی این راه را ادامه میدهند؟
فلاش بکی به بعد از بازیهای جام ملتهای آسیا در سال 1996.آن زمان اوج فوتبال ایران بود و برای نخستین بار بود که تیمهای اروپایی به نسل طلایی فوتبال ایران پیشنهاد بازی در تیمهایشان را میدادند. افسی کلن و آرمینیا بیلفیلد آلمان درست پس از اتمام این جام بود که خداداد عزیزی، علی دایی و کریم باقری را بهخدمت گرفتند تا راه را برای بازیکنانی چون مهدی مهدویکیا، وحید هاشمیان، علیرضا منصوریان، مهدی پاشازاده و حتی سیروس دینمحمدی هموار کنند. آن زمان فوتبال ایران در اوج قرار داشت و آنقدر پیشنهاد بود که بازیکنی از ایران روی زمین نمیماند.
همه هوای لژیونر شدن را در سر داشتند و آنقدر با انگیزه برای تیم ملی بازی میکردند تا هر طور شده نام لژیونر را با خودشان یدک بکشند.این موضوع آنقدر برای آنها اهمیت داشت که حتی به نیمکتنشینی در تیمهای اروپایی هم راضی بودند و پول خوب از لژیونر شدن هم مزید بر علت بود تا بعضا در تیمهای دسته دوم و سوم اروپایی هم توپ بزنند.
تنها حسن این اتفاق برای فوتبال ما این بود که تعداد لژیونرهای ایران از تعداد انگشتان دست تجاوز میکرد و همه از این اتفاق خوشحال بودند! در این بین تیمهای اماراتی هم بیکار ننشستند و وقتی نبوغ ایرانی و درخشش آنها در تیمهای اروپایی را دیدند با سرمایهگذاری زیاد، وسوسه را به جان فوتبالیستهای ایرانی انداختند تا رقابت با تیمهای اروپایی را شروع کنند.درج سابقه بازی کردن در یک تیم اروپایی برای یک بازیکن ایرانی در کارنامهاش کافی بود تا رقمهای میلیاردی در قراردادهای آنها ثبت شود. اتفاقی که با گذشت 14 سال حالا دارد صدمهاش را به بدنه فوتبال ایران وارد میکند.
حالا 14 سال از روزی که دایی و امثال او به اروپا رفتند، میگذرد و حتی وحید هاشمیان و آندو تیموریان هم دیگر درتیمهای خود جایی ندارند. نکونام و شجاعی هم که مجبور به ترک فوتبال اسپانیا هستند و قطعا تلاش آنها برای روی اوج بودن و بازی کردن در فوتبال اروپا یکی دو سال دیگر دوام خواهد آورد و آنها همانند مهدویکیا بزودی راه ایران را در پیش خواهند گرفت. حالا سال 89 است و فوتبال ایران دیگر در آسیا آقایی نمیکند. اختلاف با تیمهایی نظیر ژاپن و کرهجنوبی آنقدر زیاد شده که در سیدبندی بازیهای مختلف در آسیا بعضا جایگاه ایران در سید2 است. کار به جایی رسیده که تیمهایی مثل امارات و کرهشمالی برایمان رجز میخوانند.
اماراتیها حتی پا را فراتر گذشته و با ورود به مسائل سیاسی عذر بازیکنان ایرانی را خواستهاند. همانهایی که روزی منت امثال علی کریمی را میکشیدند امروز با بزرگترین بیاحترامیها میگویند: «به ما گفتهاند دیگر بازیکنان ایرانی جذب نکنیم.» لیگ ایران که هر ساله بهترین ستارههایش به آن سوی خلیجفارس منتقل میشدند و مدام با انتقاد کارشناسان داخلی مواجه بود، به یکباره از سوی مسؤولان فوتبال امارات متهم شد که بازیکنانش کیفیت بازی در لیگ این کشور را ندارند.
تصمیمی که در کمتر از چند هفته گرفته شد و یکدفعه بازیکنان ایرانی از چشم اماراتیها افتادند. این اتفاق حتی تبدیل به گزارشی از سوی نشریههای ورزشی این کشور عربی شده بود. اما آیا آنچه سبب دیپورت بازیکنان ایرانی شده تنها مسائل فوتبالی است؟ به نظر میرسد پروژه حذف بازیکنان ایرانی برای جلوگیری از خروج ارز از این کشور و ورود آن به ایران به عنوان سیاست اصلی در این تصمیم موردنظر بوده است.
حالا سال 89 است و شکی وجود ندارد که کاهش ترانسفر بازیکنان به لیگهای اروپایی یا حتی عربی ارتباط مستقیم با پول و البته نزول فوتبال ایران دارد.ایران امروز در رتبه 4 آسیا و 64 جهان ایستاده است.رتبهای که با وضع کنونی بدون شک در ماههای آینده باز هم ادامه خواهد داشت. راستی یک سوال، با این وضع آیا فوتبال ایران دیگر لژیونری در کشورهای صاحب فوتبال خواهد داشت؟


