فروتن تشريح كرد: دستكاري در نتايج فوتبال و اقدام غيرحرفهاي بيبيسي
بي بيسي وقتي ديد من طبق نظر آنها حرف نميزنم تلفن را قطع كرد تا با اقدامي غيرحرفهاي و غيردموكراتيك نشان دهد طاقت حرف مخالف را ندارد و نميتواند ديدگاه ديگري را تحمل كند. سؤال من اين است كه آيا اگر عكس اين اتفاق رخ ميداد و توپ آلمان گل پذيرفته نميشد بيبيسي اينگونه عكسالعمل نشان ميداد؟ آنها در حالي از آزادي بيان صحبت ميكنند كه اجازه صحبت كردن به فردي كه مخالف آنها بود، ندادند.
کد خبر: ۱۰۷۲۰۳
| | 2211 بازدید
كارشناس فوتبال ايران ضمن انتقاد از تلويزيون بيبيسي به تشريح فساد و دستكاري در اين رشته پرداخت.به گزارش فارس، اين روزها و همزمان با جام جهاني 2010 بحثهاي مختلفي درباره تعيين نتايج و دستكاري مسابقات فوتبال مطرح شده است. عدهاي اعتقاد دارند نتايجي كه رقم ميخورد، غيرواقعي است و دستهاي پشت پرده در ثبت اين نتايج نقش دارند. در مقابل گروهي با بيان اينكه "بگذاريد از فوتبال لذت ببريم " معتقدند نتايج فوتبال در مستطيل سبز و نه خارج از آن رقم ميخورد.
بهمن فروتن كارشناس فوتبال ايران كه در حال حاضر سرمربي تيم آنكارا اسپور آلمان است و در اين كشور به سر ميبرد سالها در جنوب شرق آسيا و همچنين آلمان زندگي و مربيگري كرده و جزو افرادي است كه نظراتش در اين باره ميتواند جالب و خواندني باشد.
فروتن در گفتوگوي تفصيلي با خبرنگار ورزشي خبرگزاري فارس، درباره اين موضوع صحبت كرده است.
* فساد همه جا هست
فساد يك مقوله غريب و نادر در عرصه جهاني شدن نيست. فساد همه جا هست در سياست، اقتصاد، جامعه و البته ورزش اما اينكه بياييم و بگوييم اين موضوع توهم و توطئه است، درست نيست. هدف دنياي پسامدرن اين است كه تفكر را از بشريت بگيرد. يعني بشريت حق انتخاب نداشته باشد و چيزي را بگويد كه برايش تعيين كردهاند. اينجاست كه با يك ترفند ساده هر چيز ديگري را كه سياست جهاني نميخواهد؛ بگويد، به او انگ توهم توطئه ميزنند و ميگويند ماليخوليا گرفته است.
* جمله آلبرت كامو درسي براي ما
آلبرت كامو فيلسوف فرانسوي الجزايري الاصل ميگويد: "من اخلاق و وظيفه را در فوتبال ياد گرفتم ". كامو خودش دروازهبان بوده و وقتي ميگويد اخلاق را ياد گرفته منظورش بداخلاقي نيست بلكه خوشاخلاقي است. او وظيفهشناسي را در فوتبال ياد گرفته است.
برخي معتقدند اگر فوتبال فاسد شده، وظيفه ما نيست كه آن را بازگو كنيم. اما آنها بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه در دين ما و طبق توصيه پيامبران الهي، روشنگري و راستگويي از جمله مواردي است كه بايد به آن عمل شود.
* فوتبال مثل آب است
شما وقتي يك ظرف آب را به فردي ميدهيد، آن آب بايد مشخصات خاصي داشته باشد، از جمله اينكه زلال باشد، بيرنگ باشد، بيبو باشد و طعم واقعي آب را بدهد. حالا اگر اين مشخصات وجود نداشته باشد و فرد متوجه شود كه آبي كه به او دادهاند، كدر است، شفاف نيست و بو ميدهد مسلماً آن را نميخورد. اصل فوتبال هم اين گونه است. يعني وقتي شما به كسي ظرف آبي را ميدهيد در حالي كه ميدانيد آن آب آلوده است و به طرف مقابل نميگوييد در واقع به او ظلم كردهايد. شما وقتي ميبينيد فوتبال فاسد است و نميگوييد به مردم ظلم كردهايد. تا چه زماني ميتوانيم سر مردم را كلاه بگذاريم.
آنهايي كه ميگويند درباره فساد در جامعه حرف نزنيم آيا حاضرند فرزندشان از روي پلي كه دستكاري شده عبور و سقوط كند؟ فوتبال هم مثل اين موضوع است.
* بايد وقيح باشيم كه سر مردم را كلاه بگذاريم
اين مواردي كه من ميگويم مربوط به فوتبال در كل جهان است. بايد خيلي پررو و وقيح باشيم كه بگوييم بگذاريد مردم با فوتبال عشق كنند اما نياييم بديهاي فوتبال را بگوييم. كارشناسان از ده "تشتك آباد " به تلويزيون نميآيند و افرادي در تلويزيون ايران حاضر ميشوند كه از نظر فرهنگي و ورزشي دنياديده هستند و ميدانند در دنيا چه خبر است.
حالا اگر فردي در تلويزيون و در مقابل ميليونها بيننده ميگويد: "بگذاريد از فوتبال لذت ببرند " در واقع حرف درست را به مردم نميگويد. اين افراد دو بخش هستند يك سري اصلا در فوتبال نبودند و زحمت اين فوتبال را نكشيدند ولي به جايي رسيدند كه از اين فوتبال نان ميخورند. طبيعي است كسي كه اينگونه نان ميخورد چنين روشي را در پيش ميگيرد و حاضر است دروغ بگويد تا در اين فوتبال حفظ شود.
دسته ديگر افرادي هستند كه در اين فوتبال بزرگ شدند و به جايي رسيدند و دلشان هم ميسوزد اما منافعشان ايجاب ميكند كه به مردم دروغ بگويند.
در مقابل اين دو دسته، گروهي وجود دارند كه ميخواهند با فساد در فوتبال مقابله كنند و به مردم دروغ نميگويند. ممكن است من هم روزي در تلويزيون ايران بگويم فوتبال حقهبازي است و من هم شريك اين ماجرا هستم اما اي مردم شما ببينيد و لذت ببريد ولي هرگز حاضر نيستم يك عقيده منحط را به مردم انتقال دهم و بگويم فوتبال پاك است.
* اشپيگل هم به فساد اعتراف كرد
مجله اشپيگل آلمان چندي پيش نوشت زماني كه آلمان با مالت بازي داشت، به داور 150 هزار يورو دادند تا آلمان تعداد گل بيشتري را به ثمر برساند. همين مجله در جايي ديگر عنوان كرد به دو بازيكن جوان تيم آرمينيا بيله فلد نفري 1500 يورو دادند و به آنها گفتند كاري كنيد تيمتان 2 بر صفر ببازد. آن تيم 2 بر صفر باخت و فردي كه پشت ماجرا بود 79 هزار يورو نصيبش شد. اينها را من نميگويم، مجله اشپيگل آلمان نوشته است.
* دستكاري 200 بازي باشگاهي و اروپايي
3 روز بعد از مرگ مشكوك روبرت انكه دروازهبان آلمان بازرس شهر بوخوم اعلام كرد 200 بازي در رقابتهاي باشگاهي اروپايي دستكاري شده است. چند هفته بعد همين ارگان اعلام كرد اين دستكاري، نوك كوه يخ است. از نظر فيزيكي نوك كوه يخ احتمالاً 10 درصد كل كوه است يعني اگر نوك كوه يخ، 200 بازي باشد، 2 هزار بازي دستكاري شده و حداقل 250 تيم در اروپا شريك اين موضوع بودند.
بازرسي شهر بوخوم بدون دليل چيزي را نميگويد. حالا من و يا امثال من بياييم و به بهانه اينكه مردم از فوتبال لذت ببرند واقعيت را نگوييم. اين يك خط سياسي منحط است كه هدفش كلاه گذاشتن بر سر مردم است.
* ميترسيم مردم سراغ فوتبال نروند
ترس ما از اين است كه اگر مردم بفهمند در فوتبال دستكاري ميشود و آنها حقهبازي را تماشا ميكنند، سراغ فوتبال نروند. در حالي كه راه اين كار، نگفتن واقعيت به مردم نيست، راه مبارزه اين است كه ما جريان فساد را تحت فشار بگذاريم و با آن مقابله كنيم.
* فساد در شرق آسيا بيداد ميكند
من در سنگاپور در تيمهاي كلمنتي كالسا و افسي جورانگ و در مالزي در تيم ملاكا مربيگري كردهام. در سنگاپور يكي از وزرا به نام مابوتان پروژهاي به نام " گل (هدف) 2010 " نوشت و اعلام كرد هدف اين كشور صعود به جام جهاني 2010 است.
همان زمان مطلب 12 صفحهاي به زبان انگليسي نوشتم و اين سؤال را مطرح كردم كه پروژه گل 2010 خيال است يا واقعيت؟ خواب و خيال زماني ميشود كه در سنگاپور باختن براي بازيكنان بيشتر سود دارد چرا كه وقتي ميبازند پول بيشتري ميگيرند و ديگر روحيه پيروزي طلبي ندارند.
آدمهايي كه در شبكه خاصي حضور داشتند به مركزي به نام " CPIB " (دفتر پيگيري عمليات مفسدانه در فوتبال) راپورت دادند و آنجا مرا خواستند. دو ساعت در آنجا از من بازجويي كردند. به آنها گفتم "شما از فوتبال يك آبريزگاه عمومي درست كردهايد كه هر كسي ادرارش ميگيرد، ميگوييد برو سمت فوتبال و خودتان هم ميدانيد كه اين اتفاق رخ ميدهد ".
در ليگ سنگاپور بازي اول را مساوي خارج از خانه گرفتيم و در بازي دوم با اختلاف يك گل به قهرمان باختيم اما در بازي ششم تيمي كه از دسته پايينتر آمده بود و تا آن زمان 3 گل زده بود، به ما 6 گل زد. بازيكنان ما آنها را براي گل زدن راهنمايي ميكرد. در مالزي هم اينگونه بود. همانطور كه در تايلند، ويتنام، اندونزي و چين و كره هم اينگونه است.
* دولت آلمان از حق بچههاي افراد بيكار ميزند
مسئله اين است كه اگر 85 بانك در آمريكا ورشكسته شوند و اگر بحران اقتصادي مؤسساتي را فرا ميگيرد كه پولساز هستند و كارخانه جنرال موتور ورشكست ميشود اينها در فوتبال تأثير ميگذارد. چون فوتبال از كنار اين مؤسسات نان ميخورد.
كمپاني اپل كه سالها روي پيراهن تيمهايي مثل ميلان و بايرن مونيخ تبليغ ميكرد، اگر ورشكسته شود بايد كارگرانش را اخراج كند كه اين مسئله در فوتبال تأثير گذار است.
اكنون در كشور آلمان يك گروه بيكار هستند كه حداقل پول را از اداره كار آلمان ميگيرند. به اينها پول بچه ميدهند يعني اينكه به ازاي يك يا 2 بچه پول مشخصي ميدهند. يونان به آلمان بدهكار است و آلمان براي اينكه اين پول را بگيرد بايد 80 ميليارد تومان به يونان كمك كند تا پس از آن پولش را با سود بيشتري بگيرد. دولت آلمان براي اين كار از حق آن بچههاي آن فرد بيكار ميزند تا به هدفش برسد.
اين بدان معني است كه بحران اقتصادي باعث شده بيشتر دولتها فوتبال را به حال خود رها كنند. چرا كه آنها بايد به فكر جاي ديگر باشند. اينگونه است كه قدرت اقتصادي دولت در فوتبال ضعيف ميشود و به صفر ميرسد در نتيجه كنترل آن هم به صفر ميرسد.
* فيفا و يوفا نقشي ندارند اما شبكهها همه كارهاند
فيفا و يوفا حافظ منافع فوتبال هستند و اجازه نميدهند در مسابقات فوتبال دست برده شود. اگر حملهاي به اين دو نهاد ميشود براي تضعيف موقعيت آنها است. اگر در بازي فرانسه و ايرلند "تيري هانري " توپ را با دست به سمت دروازه هدايت ميكند آن شبكههاي فساد هستند كه پشت ماجرا قرار دارند.
من مطمئنم لاوريندا داور بازي آلمان و انگليس و همينطور روزتي داور ديدار مكزيك و آرژانتين كه به خاطر اشتباهات فاحش از جام جهاني ديپورت شدند، با اين شبكهها در ارتباط بودند. نميتوان گفت گل آفسايد آرژانتين سهوي پذيرفته شده و گل سالم انگليس سهوي ناديده گرفته شده است.
بازيكنان حرفهاي نيز با شبكههاي فساد و مافيا در فوتبال در ارتباطند چون دلالان آنها اعضاي اين شبكه هستند. هميشه اين سؤال مطرح ميشود كه چرا انگليس كه ديدارهاي مقدماتياش را آنگونه ميبرد در جام جهاني گرفتار ميشود. ايتاليا هم اگر در مرحله مقدماتي به گرجستان ميباخت صعود نميكرد. در آن مسابقه كالاتزه كه در ليگ ايتاليا بازي ميكرد يك گل تميز به خودشان زد تا ايتاليا برنده شود.
* ديدار ليورپول و ميلان عادي نبود
وقتي در نيمه اول و در فينال ليگ قهرمانان اروپا ميلان با 3 گل از ليورپول جلو ميافتد و در نيمه دوم بازي 3-3 ميشود اين يك موضوع عادي نيست. وقتي در بين دو نيمه تلويزيون اعلام ميكند هر كسي روي قهرماني ليورپول يك يورو شرط ببندند 100 يورو نصيبش ميشود، شايد هر كس ديگري به جاي برلوسكوني مالك باشگاه ميلان بود، كاري ميكرد تيمش ببازد.
ممكن است برخي بگويند شوچنكو كه در دقايق آخر توپ را به تير دروازه ليورپول زد، هم ميخواست كه ميلان بازنده شود اما اينگونه نبود. او ميخواست توپ را گل كند و دقيقاً به همين دليل مدتي بعد سران ميلان وي را به تيم ديگري واگذار كردند.
* آنها كه مغلطه ميكنند به آن دنيا اعتقاد ندارند
هميشه به اين موضوع اعتقاد دارم كه در آن دنيا بايد حساب پس بدهيم. آن دنيا به مراتب طولانيتر از اين دنيا است و نميخواهم در آخرت عذاب بكشم. آنها كه مغلطه ميكنند و واقعيت را نميگويند به آن دنيا اعتقاد ندارند. چگونه است كه اين همه فساد در فوتبال وجود دارد و همه هم آن را ميبينند اما برخي اين واقعيت را انكار ميكنند.
شايد زماني كه من اين حرفها را ميزدم و كسي اينگونه از فساد صحبت نميكرد، ميگفتند فروتن ماليخوليا دارد اما اكنون كه خيليها اين صحبت را مطرح ميكنند ديگر نميگويند فلاني ماليخوليا دارد بلكه ميگويند آنها كاري ميكنند كه تيمي به آنها داده نشود و اين را به حساب سادهلوح بودنمان ميگذارند.
* حذف انگليس و اقدام غيرحرفهاي بيبيسي
پس از ديدار انگليس و آلمان تلويزيون بيبيسي با من تماس گرفت تا درباره اين بازي صحبت كند. بحث آنها اين بود كه با توجه به نپذيرفتن گل سالم لمپارد تكنولوژي بايد وارد فوتبال شود. من با اين نظر مخالفت كردم. به آنها گفتم اگر شما ميخواهيد توپ فوتبال را هوشمند كنيد من هم ساعت ساخت كشور شما را ديجيتال ميكنم. آيا اين اجازه را ميدهيد؟ اينها چيزهايي است كه اصالت دارد و نميتوان تغيير داد. گفتم فوتبال يك بازي انساني است و نبايد نوكر تكنولوژي شود. به آنها گفتم فوتبال از هزار سال پيش اينگونه بوده و بايد هزار سال ديگر نيز اينگونه بماند تا آيندگان ما بدانند در گذشته چه اتفاقي افتاده است.
تلويزيون بيبيسي اما تأكيد داشت كه حرف خودش را بزند و من چون زير بار حرفشان نميرفتم تلفن را قطع كردند و اجازه ندادند حرفم را بزنم. به آنها گفتم شما ميخواهيد داخل توپ وسايل هوشمند قرار دهيد تا قيمت يك توپ چند برابر شود و با ورود تكنولوژي درآمد خود را افزايش دهيد در حالي كه دوربينها نشان دادند توپ از خط رد شده و ديگر نيازي به ورود تكنولوژيهاي ديگر به فوتبال نيست.
بي بيسي وقتي ديد من طبق نظر آنها حرف نميزنم تلفن را قطع كرد تا با اقدامي غيرحرفهاي و غيردموكراتيك نشان دهد طاقت حرف مخالف را ندارد و نميتواند ديدگاه ديگري را تحمل كند. سؤال من اين است كه آيا اگر عكس اين اتفاق رخ ميداد و توپ آلمان گل پذيرفته نميشد بيبيسي اينگونه عكسالعمل نشان ميداد؟ آنها در حالي از آزادي بيان صحبت ميكنند كه اجازه صحبت كردن به فردي كه مخالف آنها بود، ندادند.
* طرحي بدون اسم به سعيدلو دادم
فساد همانگونه كه در همه جاي جهان است، در فوتبال ايران نيز وجود دارد. پيش از سفرم به آلمان طرحي را به سعيدلو دادم اما اسمم را پايين آن ننوشتم. در اين طرح اعلام كردم با 2درصد بودجه كل ايران ميشود فساد را كنترل كرد. اگر جلوي فساد در فوتبال ايران گرفته شود، اين پتانسيل وجود دارد كه حتي قهرمان جهان شويم.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


