گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۰۶۹۱۰
| | 3337 بازدید
تهران امروز
«بصيرت در برابر دام چالههاي تزوير» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد:
دوره كنوني يكي از خطيرترين و حساسترين دورههاي تاريخ ايران اسلامي است، نه دفاع مقدس هشت ساله، نه دوره ترورهاي كور و توطئههاي پياپي كودتاگران در نوژه و ديگر توطئهها، يا نفوذ مستمر و آرام جريانهاي چپ و منافق در بدنه نظام و تحركات ايذايي ضد انقلاب در مرزها و افزون بر همه اينها دسيسههاي گوناگون نظام سلطه و استكبار به رهبري آمريكا عليه ايران، هيچكدام به اندازه روند خطرناكي كه مدتي است شكل گرفته و در نهايت ظرافت و دقت با برنامههايي كه از پيش تدوين شدهاند، مديريت ميشود، براي ايران اسلامي، ملت شريف ايران و نظام جمهوري اسلامي ايران، خطرآفرين نبودهاند.
اگر در دورههاي پيشين دشمن روياروي ملت ايران ايستاده بود و ميجنگيد، اگر تا ديروز سازمان نفاق در چارچوب عنوان سازمان مجاهدين خلق و شعبههاي زيردستي آن، تاب مستوري و نقابپوشي را در خرداد سال 60 از دست داد و يكسره به جرياني معاند تبديل شد كه به عنوان گرداني از گردانهاي ارتش صدام در تجاوز به ايران اسلامي به او خدمت ميكرد، اينك تشخيص دوست از دشمن چندان مانند دورههاي پيشين، آسان و سهل نيست.
چرا؟ دشمن ديگر نقاب حقوق بشر به چهره نميزند، دشمن ديگر دست به ترورهاي كور و نافرجام نميزند، چرا كه دريافته است هر چه بر شمار شهيدان اين ملت افزودهتر شود، ملت در راستاي اعتقادات خويش پاي استوارتر ميشود و ايستادگي او سختتر و غيرقابل شكست. دشمن ميداند كه حتي صدور قطعنامهها و بيانيهها، تحريمهاي يك جانبه يا چند جانبه، بههيچ رو در اراده ملت شريف ايران موثر نيست و نخواهد بود...
كيهان
«جام جهاني و گوي شيشهاي» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
حال آقاي اوباما اين روزها هيچ خوب نيست. نه كه خوب نباشد، بلكه خيلي هم بد است. آن قدر بد كه هر كس به او برسد، ناخودآگاه خواهد گفت «خدا بد نده آقاي اوباما». اما خدا كه بد نمي دهد بايد ديد رئيس جمهور آمريكا خود چه بلايي سرخويش و كشورش آورده است. يكطرفه به قاضي نرويم ممكن است كساني متقابلا بگويند حال اوباما خيلي هم بد نيست، لااقل ظاهرش كه اين طور نشان مي دهد. او ژست آدم هاي پيروز را مي گيرد. بالاخره هرچه باشد توانست از شوراي امنيت قطعنامه اي عليه ايران- يكي از بزرگ ترين دردسرهايش- بگيرد و بعد هم كنگره از سويي و اتحاديه اروپا از سويي ديگر، با بيانيه ها و مصوباتي به كمكش آمدند. اما واقعيت كدام است؟
1-دوشنبه اي كه سپري شد، در حاشيه نشست گروه 20، خبرنگاران از رئيس جمهور آمريكا پرسيدند سرنوشت پرونده افغانستان و وعده خروج 5ساله از افغانستان چه مي شود؟ پاسخ اوباما اين بود: «من گوي شيشه اي ندارم كه پاسخ شما را بدهم. اكنون بحث و جدل ها در خصوص افغانستان اين است كه يا ما برخيزيم و بلافاصله اين كشور را ترك كنيم زيرا هيچ شانسي براي حصول نتيجه مثبت در افغانستان ديده نمي شود يا اينكه به طور نامحدود در افغانستان بمانيم. سياست چيزي بين اين دو است]!؟[ تاريخ ژوئيه 2011 براي خروج سربازان از افغانستان به اين معنا نيست كه آمريكا ناگهان چراغ ها را خاموش خواهد كرد و اجازه خواهد داد كه درهاي پشت سرش بسته شوند». اين جملات در حالي ادا شد كه نظاميان اشغالگر در زمينه افزايش تلفات خود ركورد شكسته بودند و طي 6ماهه اول سال ميلادي 2010، تعداد كشته هاي آنها به 210 نفر رسيده بود.
اوباما در حالي چنين گنگ با خبرنگاران سخن مي گفت كه چند روز پيش ژنرال چهار ستاره استنلي مك كريستال را به عنوان «ژنرال ياغي» از فرماندهي نيروهاي ناتو و ائتلاف اخراج كرده بود. اكنون ژنرال مك كريستال، ياغي تر از طالبان به نظر مي رسيد كه بي پروا و گستاخانه سياست هاي اوباما را در افغانستان به هم كوبيده و گفته بود «ترسوها در كاخ سفيد نشسته اند. كساني چون جوبايدن معاون رئيس جمهور، دلقك و حيوان هايي زخم خورده هستند. بحران افغانستان را با فرمول هاي غربي نمي توان حل كرد. وقتي با اوباما ملاقات كردم، او اصلا شناختي از من نداشت و از بحران افغانستان سردر نمي آورد. ملاقات با او مأيوس كننده بود.» به گفته «رابرت گيبس» سخنگوي كاخ سفيد «ژنرال مك كريستال اشتباه بدي را مرتكب شد، اوباما از اقدام او عصباني است. بايد اوباما را مي ديديد كه چه قدر عصباني است.» و به تعبير رابرت گيتس وزير كاركشته دفاع «من مصاحبه مك كريستال را با نگراني خواندم، او اشتباه جدي و بزرگي را مرتكب شد.»
ابتكار
«اعراب از کدام ايران ميترسند؛ ايران واقعي يا ساخته ذهن آنها؟»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
همواره گفته ميشود، تاريخ معلم خوبي براي انسانهاست و با نگاهي به آن، ميتوان بسياري از پديدههاي در شرف وقوع يا حتي آينده را تحليل کرد. اين روزها بررسي تاريخ منطقه خاورميانه و خليج فارس، ميتواند گره بسياري از وضعيتهاي موجود و فضاسازيها را در منطقه باز کند.
در روزهاي اخير، بار ديگر و در خلال سفر شاه عربستان، موضوع «ترس از ايران»، به عنوان پروژهاي قديمي، در رسانههاي منطقه زنده شد. اين موضوع وقتي شکل جنجالي به خود گرفت که ملک عبدالله درديدار با همتاي آمريکايي خود به گونهاي سخن گفت که ميشد، تلاش وي را براي خطرناک نشان دادن ايران و برنامههاي هستهاي و نظامياش به خوبي دريافت.
البته مشخص نبود وقتي تأکيد کرد که: «تحريمها راهکاري دراز مدت هستند، اما ما براي تهديد ناشي از بلندپروازيهاي اتمي ايران به جاي راهکاري تدريجي به راه حلي فوري نياز داريم.»! اين سخنان ناشي از ترس واقعي و درک نامناسب اين کشور عربي از واقعيتهاي منطقه بود يا تلاشي براي تشديد «ايران هراسي» در منطقه.
شايد اينجا باشد که مرور تاريخ بتواند به آقاي ملک عبدالله و ديگر مدعيان خطرناک بودن اقدامات ايران در منطقه کمک کند تا به درک بهتري از شرايط موجود و واقعيتهاي منطقه برسند.
تاريخ نشان ميدهد که در چند سده اخير، ايران به هيچ کشوري تهاجم نکرده و در همه اين سالها، جنگهايي که رخ داده است و يک سوي آن ايران بوده، براي حفظ قلمرو و يا دفع تهاجم بيگانگان به مرزهاي ايران بوده است. ا
لبته يک مورد تاريخي از حمله نادر شاه افشار پادشاه ايران به هندوستان در جنگ معروف به کرنال به تاريخ پنجم اسفند 1117 هجري شمسي برابر با 24 فوريه 1739 وجود دارد که هرچند به اشتباه آن را حمله نادرشاه به هندوستان براي کشورگشايي يا به دست آوردن غنايم مينامند، در واقع اين جنگ آنگاه رخ ميدهد که شاه محمد گورکاني، پادشاه هندوستان به سه تذکر پياپي نادرشاه براي بازگرداندن افسران اشرف افغان که جزو غارتگران بودند (حدود هشتصد نفر) و در قتل عام مردم ايران نقش اساسي داشتند بي اعتنايي ميکند.
از اين مورد تاريخي که بگذريم، ايران هيچ گاه دستکم در دو هزار سال اخير در هيچ جنگي پيشگام و مهاجم نبوده است. اين شرايط حتي در دوره حکومت ديني صفويان که ايران از قدرت چشمگيري در منطقه نيز برخوردار بود رخ نداده است؛ اما در عوض، در همه اين ساليان به شکلهاي گوناگون مورد هجوم همسايگان و قدرتهاي وقت منطقهاي و جهاني قرار گرفته است؛ از حمله چنگيزخان مغول گرفته تا امپراتوري عثماني و روسيه و سپس حمله کشورهاي متفق در جنگهاي جهاني اول و دوم و در آخرين مورد نيز حمله عراق، مواردي است که به شهادت تاريخ نشان ميدهد ايران در تمام اين سالها، مورد هجوم بوده و در همه اين سالها نيز هرچند با فراز و فرودهايي، اما همواره جانانه از خاک خود دفاع کرده و سرانجام به تأديب متجاوزان پرداخته که عاليترين نمونه آن را در جريان حمله عراق به ايران ميتوان ديد.
مردم سالاري
«ابهام در هدفمند کردن يارانهها» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم مهدي عباسي است كه در آن ميخوانيد:
طرح تحول اقتصادي از آن جمله موضوعاتي است که مدت هاست، ذهن و فکر مردم را به خود جلب کرده است. چه آن روزهايي که مردم سرگرم خوشه بندي شدن و ارزيابي نتيجه خوشه هاي دولت بودند و در نهايت پس از صرف آن همه هزينه اقتصادي و اجتماعي، اين پروژه با شکست روبرو شد و چه حال که همه منتظر آن هستند که ببينند بالا خره چه اتفاقاتي قرار است در کشور رخ دهد.
اقتصادداني را در کشور نمي توان پيدا کرد که با جراحي اقتصاد ايران مخالف باشد.توزيع ناعادلا نه يارانه ها همواره از مهمترين دغدغه هاي کارشناسان اقتصادي بوده است. اما نکته اساسي و مهم اين است که اين جراحي اقتصادي با چه روشي و چه تصويري از آينده قرار است به مرحله اجرا برسد؟آيا زندگي اقتصادي مردم بهتر خواهد شد؟ توليد در کشور با چه مشکلا ت و موانعي روبرو مي شود؟ آزادسازي قيمت انرژي چه تبعاتي بر تورم خواهد گذاشت؟ چه امتيازات مثبتي قرار است با اجراي اين قانون نصيب مردم شود؟واينها بخشي از سوالا تي است که مردم، اين روزها از همديگر مي پرسند و هنوز نتوانسته اند پاسخي براي آنها پيدا کنند.
البته روشن نبودن شرايط آينده و اتفاقاتي که قرار است با هدفمند کردن يارانه ها رخ دهد، تنها براي مردم نيست، بلکه از اظهار نظر دولتمردان نيز مي توان چنين برداشت کرد که مجريان اين قانون هم هنوز تصوير روشني از آينده ندارند. اينجاست که نگراني کارشناسان غير همسو با دولت قابل توجه مي شود.
رئيس کل بانک مرکزي نيز در ديدار اخير خود با اعضاي اتاق بازرگاني و فعالا ن بخش خصوصي از اين که بايد ببينيم که با اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها چه اتفاقاتي مي افتد، سخن به ميان آورده است. حال سوال اساسي اين است، وقتي رئيس بانک مرکزي، آينده اي روشن پس از اجراي اين قانون شبيه سازي نکرده است، چه توقعي است که گروه هاي مختلف جامعه بتوانند آينده را پيش بيني و در راستاي توسعه کشور حرکت کنند؟
نکته قابل توجه ديگر در سخنان رئيس بانک مرکزي در جمع فعالا ن بخش اقتصادي، آن بود که بهمني اعلا م کرد، اگر طرح هدفمند کردن يارانه ها اجرا نمي شد، دولت تا پايان شهريور، تورم را به زير 7 درصد مي آورد. تورم تک رقمي و نزديک شدن به عدد زير 7 درصد، همواره از آرزوهاي اقتصاد دانها و دولتمردان ايراني بوده است.
رسالت
«سکولاريسم زدايي از دانشگاه»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
سکولاريسم زدايي Desecularization يکي از واقعيت هاي غير قابل انکار جهان معاصر در قرن بيست و يکم است. در آمريکا از دهه90 بدين سو زمزمه هاي زيادي براي ذي مدخل ساختن مذهب در قلب اصلاحات در آموزش و پرورش مطرح شده است. اين پويش مذهب گرا در مواردي نظير برنامه هاي بهداشتي در بيمارستان ها، زندان ها، انجمن هاي غير دولتي و ... مشاهده مي شود. در دانشگاه هاي مصر تمايل زايد الوصفي به مقوله حجاب ديده مي شود. چهار کشور بزرگ اروپايي درسال2010 با برنامه هاي ويژه درزمينه توريسم مذهبي، خود را آماده پذيرايي از خيل توريست هاي مسيحي مي کنند. در ترکيه لائيک، سکولاريسم حتي در سياست به حاشيه رانده شده است و روز به روز ارزشها و ايستارهاي مذهبي پر رنگ تر مي شود و ... .
پيتر برگر Peter Berger جامعه شناس برجسته معاصر کتاب مهمي تحت عنوان “سکولاريسم زدايي از جهان؛ خيز دوباره مذهب و سياست جهاني” دارد. وي اگر چه در يک پارادايم سکولار به بررسي روند سکولاريسم زدايي در جهان معاصر مي پردازد اما کتاب وي جزء اولين زمزمه هاي نظام مند و تئوريک در زمينه احياء و بازگشت مذهب در حوزه سياست جهاني تلقي مي شود.
انقلاب اسلامي ايران هر چند در عرصه عمل منادي سکولاريسم زدايي از جامعه و احياء مذهب است اما در عرصه نظر به خصوص در حوزه هاي آکادميک، سکولاريسم زدايي کم رنگ و در برخي اوقات حتي لبه هاي سکولارسازي تيز تر و برنده تر بوده است. اين در حالي است که انتظار اين بود به برکت انقلاب اسلامي يک انقلاب علمي نيز در دانشگاه ها به منظور سکولاريسم زدايي صورت بپذيرد.
در اين ميان حضور اساتيد سکولار در دانشگاههاي جمهوري اسلامي از عجايب دوران ماست. در جامعه اي که ملت و دولت قائل به تلفيق ذاتي ديانت و سياست هستند سپردن آينده سازان مملکت به دست کساني که حداقل اعتقادي به مباني نظام اسلامي ندارند جزء پديده هاي نادر در فرمول هاي نخبه پروري محسوب مي شود. در واقع با مکانيسم فعلي که امتزاجي از يک ساختار سکولار، محتواي درسي سکولار و اساتيد سکولار است چه انتظاري مي توان از فارغ التحصيلان دانشگاه ها به خصوص در حوزه هاي علوم انساني داشت.متاسفانه در برخي از دانشگاه هاي معتبر کشور عده اي از اساتيد که از بودجه بيت المال مسلمين ارتزاق مي کنند هنوز “مردمسالاري ديني” را يک موضوع مناقشه برانگيز مي دانند و خود را در موضع دفاع از دموکراسي قرار مي دهند.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ماه رجب با مناسبتهاي فراوانش به نيمه رسيد. در ابتداي هفته، ميلاد خجسته مولود كعبه، وصي النبي، امامالمتقين حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام قرار داشت. به همين مناسبت ملت ولايتمدار ايران سالروز طلوع خورشيد ولايت از افق كعبه و ميلاد بزرگترين آيه كتاب هستي و راز بزرگ خلقت را گرامي داشت.
در اين هفته همچنين رجبيون در پاي سفره پربركت ايام البيض، در سوگ وفات عقيله بني هاشم و پيام رسان واقعه عاشورا، حضرت زينب سلام الله عليها نشستند. اين بانوي بزرگ دانايي و خرد و اسوه صبر و ايمان در طول عمر با فضيلت خود، انواع مصائب را با بزرگ منشي بسيار تحمل كرد و با شجاعت و درايت، بهترين و تاثير گذارترين واكنشها را تاريخ از خود بجاي گذاشت.
از مناسبتهاي تاريخ انقلاب در اين هفته، فاجعه هولناك و غم انگيز شهادت شهداي هفتم تير بود. بيست و نه سال پيش در اين روز شهيد مظلوم آيتالله بهشتي كه در آن زمان رياست قوه قضائيه را نيز برعهده داشت به همراه 72 تن از ياران نظام در انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي در آتش جنايت منافقين ضد خلق و رجالههاي دغل باز به شهادت رسيدند و سندي از حقانيت و جاودانگي انقلاب اسلامي و ملت ايران را از خود به يادگار گذاشتند.
حادثه هفتم تير سال 60 در حقيقت نقطه اوج تقابل حاميان انقلاب و نظام با ضد انقلاب و معاندين و منافقين هزار چهره در يكي از حساسترين مقاطع تاريخ كشور بود كه در آن مظلوميت و عظمت شهداي اين حادثه و همچنين عمق كينه توزي استكبار جهاني و ايادي مزدور داخلي آنان آشكار شد. انقلاب اسلامي در آن زمان و عنفوان شكلگيري خود در فاجعهاي غم انگيز رئيس قوه قضائيهاش را كه فردي فقيه، مدير، مدبر، متعهد، مومن، مردمي، فداكار، مظلوم، انقلابي و بي ادعا بود را به همراه 72 تن از نيروهاي نخبه و سرمايههاي انساني كارآمد و موثر كشور را از دست داد ولي خون آنان باعث باروري نهال انقلاب و رسوايي منافقين غوغاسالار شد.
در اين هفته كه به مناسبت شهادت شهيد مظلوم آيتالله بهشتي به نام هفته قوه قضائيه نامگذاري شده، رئيس و مسئولان قوه قضائيه با رهبر معظم انقلاب ديدار كردند. در اين ديدار حضرت آيتالله خامنهاي يكي از وظايف مهم قوه قضاييه را خارج نشدن از جاده عدل و انصاف و تأثيرناپذيري از جوسازيهاي سياسي، و حب و بغضها در قضاوت و صدور احكام دانستند. ايشان دستگاه قضايي را يكي از بخشهاي بسيار حساس نظام اسلامي توصيف و با تأكيد بر لزوم حمايت همه دستگاههاي كشور از قوه قضاييه، خاطرنشان كردند: قوه قضاييه بايد به جايگاهي برسد كه هر فرد مظلومي احساس كند با رجوع به دستگاه قضايي ميتواند حق را بگيرد و مظلوميت خود را برطرف كند. ايجاد چنين احساسي در ميان آحاد مردم هر چند كاري بسيار دشوار و تدريجي است ولي بايد آنقدر مراجعات دادخواهانه، با نتايج عادلانه و منصفانه همراه شوند كه احساس و اميد گرفتن حق و رفع مظلوميت، در همه مردم به وجود آيد.
در حوزه مسائل خارجي، اين هفته نيز تحولات عراق و افغانستان درصدر اهم رويدادهاي سياسي قرار داشتند و پايان بي نتيجه اجلاس گروه 8 و 20 در كانادا، ديگر رخداد مهم خبري هفته بود. در عراق، معماي تشكيل دولت جديد همچنان لاينحل مانده است و عليرغم رايزنيهاي گسترده و اظهارات مسئولان سياسي عراق مبني بر رفع اختلافهاي موجود در اين مسير، بن بست همچنان ادامه دارد.
سياست روز
«بازگشت دوباره غول»عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم عليرضا بندري است كه در آن ميخوانيد:
امسال هم مسئولان وزارت علوم و نمايندگان خانه ملت به عهد بسته خود با خيل پشت کنکوريها وفا نکردند تا صبح امروز يک بار ديگر سايه هولآور «کنکور» بر سر جوانان سرزمين من سايه بيندازد.
کنکور هيولايي بيرحم است که ساخته و پرداخته خودمان است وهر سال با مردم پيمان ميبنديم که ديگر اين غول بيشاخ و دم با هيچ ورد و اسم رمزي از چراغ جادو بيرون نيايد اما هميشه اين اتفاق ميافتد و به ناگزير «کي بود کي بود من نبودم» را با ديگر همسرايان زمزمه ميکنيم.
چندي پيش وزير آموزش و پرورش به سراحت اعلام کرد: که وزارتخانه متبوعش براي حذف کنکور کاملا آمادگي دارد.
از سوي ديگر وزارت علوم هم در يک موضعگيري قاطعانه اعلام کرد براي حذف کنکور آماده است اما هنوز ظرفيتهاي لازم براي تحقق اين امر در وزارت آموزش و پرورش ديده نميشود.
نکته جالب در اين مواضع متناقض مربوط به خانه ملت است. اکثريت نمايندگان مردم بارها در گفتوگوهاي متعدد به صراحت اعلام کردهاند که هيچگونه تجديدنظري درباره اجراي قانون حذف کنکور در مجلس انجام نشده و نميشود.
آفرينش
«بنزين، دامنه تحريم ها و آينده» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن ميخوانيد:
از اقتصاد ايران بنزين همواره به عنوان کالايي حساسيت زا بوده است که همواره توان تاثير گذاري خاص واقعي و رواني بر ساير بخش هاي اقتصادي نظير نرخ تورم و... داشته است در اين حال واقعيات تلخي همانند مصرف بيش از انداره بنزين در کشور ،فاچاق آن ، صرف سالانه ميلياردها دلار براي واردات آن و وابستگي اقتصاد کشور به واردات حدود 30درصدي آن همواره از نکاتي بوده است که کارشناسان بر آن انگشت گذاشته اند .
در اين بين اين اهميت اساسي بنزين باعث شده است تا در يک سال گذشته تحريم صادرات بنزين به ايران به عنوان اهرمي براي فشار بر اقتصاد ايران ،توسط غرب مطرح باشد ، اهرمي که هر چند پنهان وپيدا قصد فشار بر تهران براي تغيير سياست خارجي خود را داشته اما بي شک در صورت برقراري تحريم صادرات بنزين به ايران پيامدهاي ناگواري براي اقتصاد کشور بر جا خواهد گذاشت.
در يک سال گذشته با نگاهي به رفتار شرکت هاي بين المللي صادر کننده بنزين به ايران مي توان رويکردي را مشاهده کرد که به تدريج بر دامنه انصراف وکناره گيري اين شرکت ها از صدور بنزين به ايران افزوده شده چنانچه شرکت هايي نظير ويتول ،کلينگور ،ترافيگورا ،ربلانيس هند ،شل هلند ،برتيش پتروليوم انگليسي ،دوک اميل روسيه وتوتال فرانسه از صدور بنزين به کشور خوداري کرده اند.
در اين بين هر چند که باراک اوباما لايحه تحريم بنزين ايران را متوقف کرد اما به نظر مي رسد همزمان با افزايش رويکردهاي يک جانبه وچند جانبه ي تحريم عليه ايران احتمال افزايش شرکت ها وکشورهايي که به ايران بنزين نفروشند بالا رفته است . در اين ميان با توجه به کاهش شرکت هاي صادرکننده بنزين به ايران اين خطر همواره وجود دارد که با ادامه فشارها وامتيازهاي غرب به شرکت هايي نظير ايندپندنت کويت ، پتروناس مالزي و ژن هوآ چين نيز به عدم صدور بنزين به ايران بيانديشند . امري که با توجه به نوع بازي ديپلماتيک اين کشورها در قبال ايران ورابطه سياسي ،اقتصادي اين شرکت ها وکشورهاي متبوع آنها با واشنگتن دور از انتظار نيست چه اينکه برخلاف تصور برخي اينک امارات روز به روز بر دامنه فشارهاي خود بر ايران افزوده است.
آنچه مشخص است هر چند در چند سال گذشته طرح ها و برنامه هايي نظير تهيه بنزين در شرايط بحراني در48 ساعت، خودکفايي در افزايش توليد داخلي بنزين مطرح بوده است اما واقعيت ها ومشکلات اقتصادي ومالي دولت را فعلا ناتوان از انجام آن کرده است . در اين بين با وجود اهميت استراتژيک بنزين براي کشور وافزايش احتمال وخطر تحريم بنزين توسط کشورهاي صادر کننده اينک بيش از هر زماني دولت بايد به فکر چاره جويي باشد.
جهان صنعت
«بلاتکليفي، دردي مشترک» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم محمدحسين مهرزاد است كه در آن ميخوانيد:
بلاتکليفي واژهاي است که با تحول اقتصادي دولت دهم گره سفت و سختي خورده است. همين چند روز پيش بود که بهمني، رييس کل بانک مرکزي گفته بود هدفمندي يارانهها بلاتکليفمان کرده!
ديروز هم وزير نفت راجع به قيمت بنزين پس از هدفمندي يارانهها چنان کليگويي کرد و مبهم سخن گفت که شايد اگر متن سخنانش را بخواند با بهمني در سردرگمي و بلاتکليفي همعقيده شود. ميرکاظمي اعلام کرد که مطابق قانون بنزين ليتري 400 تومان قيمت نهايي نيست و ممکن است عوض شود اما همزمان از احتمال معافيت ماليات بر ارزش افزوده بنزين گفت و دست آخر هم احتمال داد که روش محاسبه شرکت ملي نفت و شرکت ملي پالايش و پخش تغيير کند.
معلوم نيست، خودشان هم نميدانند نتيجه اجراي قانون هدفمندکردن يارانهها چه خواهد شد؛ يا اينکه ميدانند و نميخواهند بگويند. شايد هم آقاي وزير ميخواهد فضاي ذهني مردم را براي افزايش نجومي آماده کند.
فعلا که درد مشترک مردم و دولتمردان بلاتکليفي و سردرگمي است.
دنياي اقتصاد
«اقتصاد و امنيت جمعي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
آمريكا و متحدان اين كشور، از سه هفته پيش كه قطعنامه چهارم شوراي امنيت درباره ايران تصويب شد، به دامنه تحركات خود عليه جمهوري اسلامي افزودهاند.
آمريكا از اروپا خواسته فشارهاي اقتصادي را بر ايران افزايش دهد و رايزني با عربستان سعودي را در دستور كار قرار داده است. باراك اوباما، رييسجمهوري آمريكا و ملك عبدالله، پادشاه عربستان سعودي هم در همين چارچوب ديدار كرده و از اقدامهاي حقوقي و ايذايي گروه 1+5 حمايت كردند.
حركت تدريجي و خزندهاي كه در قالبهاي حقوقي و سياسي شكل گرفته امكان تعامل سياسي ايران را با آمريكا، اروپا و روسيه كاهش داده و بر رابطه ايران با قدرتهاي كوچكتر جهان و منطقه اثر گذاشته است. در مذاكرات سران آمريكا و عربستانسعودي، مسالهاي ديگر هم مطرح شده كه ربط مستقيمي به ايران ندارد، اما تاثير آن كمتر از فشارهاي مستقيم نيست. براساس بيانيه كاخ سفيد «اوباما و عبدالله ابراز اميدواري كردند مذاكرات اسرائيليها و فلسطينيها و مذاكرات مستقيم اسرائيل با سوريه و لبنان بهزودي از سر گرفته شود.»
اگر پيشبيني اوباما و عبدالله محقق شود، همنشيني آينده سوريه و لبنان با اسرائيل عرصه را بر جنبش فلسطين و به تبع آن، سياست منطقهاي ايران تنگ خواهد كرد.در چنين فضايي، ايران براي آنكه ناچار به بازي در چارچوب قواعد وضع شده از سوي واشنگتن و رياض نشود، لاجرم بايد به ابتكار عملهايي همسنگ ابتكار آمريكا و عربستان دست بزند. مزيت نسبي ايران در شرايط كنوني، بيشتر اقتصادي است تا سياسي و ديپلماتيك. علايق اقتصادي مشترك ايران با عربستان سعودي و تركيه عمدتا در حوزههايي است كه مشمول تحريمهاي شوراي امنيت نيست و ايران ميتواند در اين حوزه فعالتر شود. يكي از نيازهاي اساسي منطقه خاورميانه، ايجاد مناطق آزاد تجاري و اقتصادي است.
آمريكاييها چند سال پيش قصد داشتند چنين طرحي اجرا كنند، اما اصرار آنان به حضور اسرائيل در طرح، موجب شكست آن شد. روابط نزديك ايران و تركيه، سردي اخير در روابط تركيه و اسرائيل، فشار منازعات يمن بر عربستان سعودي و تنگناي حسني مبارك در سال منتهي به انتخابات حساس مصر، فرصتهايي هستند كه امكان همكاري ايران را با اين سه كشور، فراهم كرده است.
به علاوه، ركود سالهاي اخير در اقتصاد جهاني و ادامه آثار آن در سالجاري و سالهاي پيش رو، انگيزه كافي را براي سرمايهگذاريهاي تازه تركيه و عربستان در ايران و سرمايهگذاري سه كشور در مصر فراهم كرده است. چنين همكاريهايي ميتواند مقدمه عقد قراردادهاي دوسويه و چندسويه باشد و از درون همين قراردادها است
«بصيرت در برابر دام چالههاي تزوير» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد:
دوره كنوني يكي از خطيرترين و حساسترين دورههاي تاريخ ايران اسلامي است، نه دفاع مقدس هشت ساله، نه دوره ترورهاي كور و توطئههاي پياپي كودتاگران در نوژه و ديگر توطئهها، يا نفوذ مستمر و آرام جريانهاي چپ و منافق در بدنه نظام و تحركات ايذايي ضد انقلاب در مرزها و افزون بر همه اينها دسيسههاي گوناگون نظام سلطه و استكبار به رهبري آمريكا عليه ايران، هيچكدام به اندازه روند خطرناكي كه مدتي است شكل گرفته و در نهايت ظرافت و دقت با برنامههايي كه از پيش تدوين شدهاند، مديريت ميشود، براي ايران اسلامي، ملت شريف ايران و نظام جمهوري اسلامي ايران، خطرآفرين نبودهاند.
اگر در دورههاي پيشين دشمن روياروي ملت ايران ايستاده بود و ميجنگيد، اگر تا ديروز سازمان نفاق در چارچوب عنوان سازمان مجاهدين خلق و شعبههاي زيردستي آن، تاب مستوري و نقابپوشي را در خرداد سال 60 از دست داد و يكسره به جرياني معاند تبديل شد كه به عنوان گرداني از گردانهاي ارتش صدام در تجاوز به ايران اسلامي به او خدمت ميكرد، اينك تشخيص دوست از دشمن چندان مانند دورههاي پيشين، آسان و سهل نيست.
چرا؟ دشمن ديگر نقاب حقوق بشر به چهره نميزند، دشمن ديگر دست به ترورهاي كور و نافرجام نميزند، چرا كه دريافته است هر چه بر شمار شهيدان اين ملت افزودهتر شود، ملت در راستاي اعتقادات خويش پاي استوارتر ميشود و ايستادگي او سختتر و غيرقابل شكست. دشمن ميداند كه حتي صدور قطعنامهها و بيانيهها، تحريمهاي يك جانبه يا چند جانبه، بههيچ رو در اراده ملت شريف ايران موثر نيست و نخواهد بود...
كيهان
«جام جهاني و گوي شيشهاي» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
حال آقاي اوباما اين روزها هيچ خوب نيست. نه كه خوب نباشد، بلكه خيلي هم بد است. آن قدر بد كه هر كس به او برسد، ناخودآگاه خواهد گفت «خدا بد نده آقاي اوباما». اما خدا كه بد نمي دهد بايد ديد رئيس جمهور آمريكا خود چه بلايي سرخويش و كشورش آورده است. يكطرفه به قاضي نرويم ممكن است كساني متقابلا بگويند حال اوباما خيلي هم بد نيست، لااقل ظاهرش كه اين طور نشان مي دهد. او ژست آدم هاي پيروز را مي گيرد. بالاخره هرچه باشد توانست از شوراي امنيت قطعنامه اي عليه ايران- يكي از بزرگ ترين دردسرهايش- بگيرد و بعد هم كنگره از سويي و اتحاديه اروپا از سويي ديگر، با بيانيه ها و مصوباتي به كمكش آمدند. اما واقعيت كدام است؟
1-دوشنبه اي كه سپري شد، در حاشيه نشست گروه 20، خبرنگاران از رئيس جمهور آمريكا پرسيدند سرنوشت پرونده افغانستان و وعده خروج 5ساله از افغانستان چه مي شود؟ پاسخ اوباما اين بود: «من گوي شيشه اي ندارم كه پاسخ شما را بدهم. اكنون بحث و جدل ها در خصوص افغانستان اين است كه يا ما برخيزيم و بلافاصله اين كشور را ترك كنيم زيرا هيچ شانسي براي حصول نتيجه مثبت در افغانستان ديده نمي شود يا اينكه به طور نامحدود در افغانستان بمانيم. سياست چيزي بين اين دو است]!؟[ تاريخ ژوئيه 2011 براي خروج سربازان از افغانستان به اين معنا نيست كه آمريكا ناگهان چراغ ها را خاموش خواهد كرد و اجازه خواهد داد كه درهاي پشت سرش بسته شوند». اين جملات در حالي ادا شد كه نظاميان اشغالگر در زمينه افزايش تلفات خود ركورد شكسته بودند و طي 6ماهه اول سال ميلادي 2010، تعداد كشته هاي آنها به 210 نفر رسيده بود.
اوباما در حالي چنين گنگ با خبرنگاران سخن مي گفت كه چند روز پيش ژنرال چهار ستاره استنلي مك كريستال را به عنوان «ژنرال ياغي» از فرماندهي نيروهاي ناتو و ائتلاف اخراج كرده بود. اكنون ژنرال مك كريستال، ياغي تر از طالبان به نظر مي رسيد كه بي پروا و گستاخانه سياست هاي اوباما را در افغانستان به هم كوبيده و گفته بود «ترسوها در كاخ سفيد نشسته اند. كساني چون جوبايدن معاون رئيس جمهور، دلقك و حيوان هايي زخم خورده هستند. بحران افغانستان را با فرمول هاي غربي نمي توان حل كرد. وقتي با اوباما ملاقات كردم، او اصلا شناختي از من نداشت و از بحران افغانستان سردر نمي آورد. ملاقات با او مأيوس كننده بود.» به گفته «رابرت گيبس» سخنگوي كاخ سفيد «ژنرال مك كريستال اشتباه بدي را مرتكب شد، اوباما از اقدام او عصباني است. بايد اوباما را مي ديديد كه چه قدر عصباني است.» و به تعبير رابرت گيتس وزير كاركشته دفاع «من مصاحبه مك كريستال را با نگراني خواندم، او اشتباه جدي و بزرگي را مرتكب شد.»
ابتكار
«اعراب از کدام ايران ميترسند؛ ايران واقعي يا ساخته ذهن آنها؟»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
همواره گفته ميشود، تاريخ معلم خوبي براي انسانهاست و با نگاهي به آن، ميتوان بسياري از پديدههاي در شرف وقوع يا حتي آينده را تحليل کرد. اين روزها بررسي تاريخ منطقه خاورميانه و خليج فارس، ميتواند گره بسياري از وضعيتهاي موجود و فضاسازيها را در منطقه باز کند.
در روزهاي اخير، بار ديگر و در خلال سفر شاه عربستان، موضوع «ترس از ايران»، به عنوان پروژهاي قديمي، در رسانههاي منطقه زنده شد. اين موضوع وقتي شکل جنجالي به خود گرفت که ملک عبدالله درديدار با همتاي آمريکايي خود به گونهاي سخن گفت که ميشد، تلاش وي را براي خطرناک نشان دادن ايران و برنامههاي هستهاي و نظامياش به خوبي دريافت.
البته مشخص نبود وقتي تأکيد کرد که: «تحريمها راهکاري دراز مدت هستند، اما ما براي تهديد ناشي از بلندپروازيهاي اتمي ايران به جاي راهکاري تدريجي به راه حلي فوري نياز داريم.»! اين سخنان ناشي از ترس واقعي و درک نامناسب اين کشور عربي از واقعيتهاي منطقه بود يا تلاشي براي تشديد «ايران هراسي» در منطقه.
شايد اينجا باشد که مرور تاريخ بتواند به آقاي ملک عبدالله و ديگر مدعيان خطرناک بودن اقدامات ايران در منطقه کمک کند تا به درک بهتري از شرايط موجود و واقعيتهاي منطقه برسند.
تاريخ نشان ميدهد که در چند سده اخير، ايران به هيچ کشوري تهاجم نکرده و در همه اين سالها، جنگهايي که رخ داده است و يک سوي آن ايران بوده، براي حفظ قلمرو و يا دفع تهاجم بيگانگان به مرزهاي ايران بوده است. ا
لبته يک مورد تاريخي از حمله نادر شاه افشار پادشاه ايران به هندوستان در جنگ معروف به کرنال به تاريخ پنجم اسفند 1117 هجري شمسي برابر با 24 فوريه 1739 وجود دارد که هرچند به اشتباه آن را حمله نادرشاه به هندوستان براي کشورگشايي يا به دست آوردن غنايم مينامند، در واقع اين جنگ آنگاه رخ ميدهد که شاه محمد گورکاني، پادشاه هندوستان به سه تذکر پياپي نادرشاه براي بازگرداندن افسران اشرف افغان که جزو غارتگران بودند (حدود هشتصد نفر) و در قتل عام مردم ايران نقش اساسي داشتند بي اعتنايي ميکند.
از اين مورد تاريخي که بگذريم، ايران هيچ گاه دستکم در دو هزار سال اخير در هيچ جنگي پيشگام و مهاجم نبوده است. اين شرايط حتي در دوره حکومت ديني صفويان که ايران از قدرت چشمگيري در منطقه نيز برخوردار بود رخ نداده است؛ اما در عوض، در همه اين ساليان به شکلهاي گوناگون مورد هجوم همسايگان و قدرتهاي وقت منطقهاي و جهاني قرار گرفته است؛ از حمله چنگيزخان مغول گرفته تا امپراتوري عثماني و روسيه و سپس حمله کشورهاي متفق در جنگهاي جهاني اول و دوم و در آخرين مورد نيز حمله عراق، مواردي است که به شهادت تاريخ نشان ميدهد ايران در تمام اين سالها، مورد هجوم بوده و در همه اين سالها نيز هرچند با فراز و فرودهايي، اما همواره جانانه از خاک خود دفاع کرده و سرانجام به تأديب متجاوزان پرداخته که عاليترين نمونه آن را در جريان حمله عراق به ايران ميتوان ديد.
مردم سالاري
«ابهام در هدفمند کردن يارانهها» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم مهدي عباسي است كه در آن ميخوانيد:
طرح تحول اقتصادي از آن جمله موضوعاتي است که مدت هاست، ذهن و فکر مردم را به خود جلب کرده است. چه آن روزهايي که مردم سرگرم خوشه بندي شدن و ارزيابي نتيجه خوشه هاي دولت بودند و در نهايت پس از صرف آن همه هزينه اقتصادي و اجتماعي، اين پروژه با شکست روبرو شد و چه حال که همه منتظر آن هستند که ببينند بالا خره چه اتفاقاتي قرار است در کشور رخ دهد.
اقتصادداني را در کشور نمي توان پيدا کرد که با جراحي اقتصاد ايران مخالف باشد.توزيع ناعادلا نه يارانه ها همواره از مهمترين دغدغه هاي کارشناسان اقتصادي بوده است. اما نکته اساسي و مهم اين است که اين جراحي اقتصادي با چه روشي و چه تصويري از آينده قرار است به مرحله اجرا برسد؟آيا زندگي اقتصادي مردم بهتر خواهد شد؟ توليد در کشور با چه مشکلا ت و موانعي روبرو مي شود؟ آزادسازي قيمت انرژي چه تبعاتي بر تورم خواهد گذاشت؟ چه امتيازات مثبتي قرار است با اجراي اين قانون نصيب مردم شود؟واينها بخشي از سوالا تي است که مردم، اين روزها از همديگر مي پرسند و هنوز نتوانسته اند پاسخي براي آنها پيدا کنند.
البته روشن نبودن شرايط آينده و اتفاقاتي که قرار است با هدفمند کردن يارانه ها رخ دهد، تنها براي مردم نيست، بلکه از اظهار نظر دولتمردان نيز مي توان چنين برداشت کرد که مجريان اين قانون هم هنوز تصوير روشني از آينده ندارند. اينجاست که نگراني کارشناسان غير همسو با دولت قابل توجه مي شود.
رئيس کل بانک مرکزي نيز در ديدار اخير خود با اعضاي اتاق بازرگاني و فعالا ن بخش خصوصي از اين که بايد ببينيم که با اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها چه اتفاقاتي مي افتد، سخن به ميان آورده است. حال سوال اساسي اين است، وقتي رئيس بانک مرکزي، آينده اي روشن پس از اجراي اين قانون شبيه سازي نکرده است، چه توقعي است که گروه هاي مختلف جامعه بتوانند آينده را پيش بيني و در راستاي توسعه کشور حرکت کنند؟
نکته قابل توجه ديگر در سخنان رئيس بانک مرکزي در جمع فعالا ن بخش اقتصادي، آن بود که بهمني اعلا م کرد، اگر طرح هدفمند کردن يارانه ها اجرا نمي شد، دولت تا پايان شهريور، تورم را به زير 7 درصد مي آورد. تورم تک رقمي و نزديک شدن به عدد زير 7 درصد، همواره از آرزوهاي اقتصاد دانها و دولتمردان ايراني بوده است.
رسالت
«سکولاريسم زدايي از دانشگاه»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
سکولاريسم زدايي Desecularization يکي از واقعيت هاي غير قابل انکار جهان معاصر در قرن بيست و يکم است. در آمريکا از دهه90 بدين سو زمزمه هاي زيادي براي ذي مدخل ساختن مذهب در قلب اصلاحات در آموزش و پرورش مطرح شده است. اين پويش مذهب گرا در مواردي نظير برنامه هاي بهداشتي در بيمارستان ها، زندان ها، انجمن هاي غير دولتي و ... مشاهده مي شود. در دانشگاه هاي مصر تمايل زايد الوصفي به مقوله حجاب ديده مي شود. چهار کشور بزرگ اروپايي درسال2010 با برنامه هاي ويژه درزمينه توريسم مذهبي، خود را آماده پذيرايي از خيل توريست هاي مسيحي مي کنند. در ترکيه لائيک، سکولاريسم حتي در سياست به حاشيه رانده شده است و روز به روز ارزشها و ايستارهاي مذهبي پر رنگ تر مي شود و ... .
پيتر برگر Peter Berger جامعه شناس برجسته معاصر کتاب مهمي تحت عنوان “سکولاريسم زدايي از جهان؛ خيز دوباره مذهب و سياست جهاني” دارد. وي اگر چه در يک پارادايم سکولار به بررسي روند سکولاريسم زدايي در جهان معاصر مي پردازد اما کتاب وي جزء اولين زمزمه هاي نظام مند و تئوريک در زمينه احياء و بازگشت مذهب در حوزه سياست جهاني تلقي مي شود.
انقلاب اسلامي ايران هر چند در عرصه عمل منادي سکولاريسم زدايي از جامعه و احياء مذهب است اما در عرصه نظر به خصوص در حوزه هاي آکادميک، سکولاريسم زدايي کم رنگ و در برخي اوقات حتي لبه هاي سکولارسازي تيز تر و برنده تر بوده است. اين در حالي است که انتظار اين بود به برکت انقلاب اسلامي يک انقلاب علمي نيز در دانشگاه ها به منظور سکولاريسم زدايي صورت بپذيرد.
در اين ميان حضور اساتيد سکولار در دانشگاههاي جمهوري اسلامي از عجايب دوران ماست. در جامعه اي که ملت و دولت قائل به تلفيق ذاتي ديانت و سياست هستند سپردن آينده سازان مملکت به دست کساني که حداقل اعتقادي به مباني نظام اسلامي ندارند جزء پديده هاي نادر در فرمول هاي نخبه پروري محسوب مي شود. در واقع با مکانيسم فعلي که امتزاجي از يک ساختار سکولار، محتواي درسي سکولار و اساتيد سکولار است چه انتظاري مي توان از فارغ التحصيلان دانشگاه ها به خصوص در حوزه هاي علوم انساني داشت.متاسفانه در برخي از دانشگاه هاي معتبر کشور عده اي از اساتيد که از بودجه بيت المال مسلمين ارتزاق مي کنند هنوز “مردمسالاري ديني” را يک موضوع مناقشه برانگيز مي دانند و خود را در موضع دفاع از دموکراسي قرار مي دهند.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ماه رجب با مناسبتهاي فراوانش به نيمه رسيد. در ابتداي هفته، ميلاد خجسته مولود كعبه، وصي النبي، امامالمتقين حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام قرار داشت. به همين مناسبت ملت ولايتمدار ايران سالروز طلوع خورشيد ولايت از افق كعبه و ميلاد بزرگترين آيه كتاب هستي و راز بزرگ خلقت را گرامي داشت.
در اين هفته همچنين رجبيون در پاي سفره پربركت ايام البيض، در سوگ وفات عقيله بني هاشم و پيام رسان واقعه عاشورا، حضرت زينب سلام الله عليها نشستند. اين بانوي بزرگ دانايي و خرد و اسوه صبر و ايمان در طول عمر با فضيلت خود، انواع مصائب را با بزرگ منشي بسيار تحمل كرد و با شجاعت و درايت، بهترين و تاثير گذارترين واكنشها را تاريخ از خود بجاي گذاشت.
از مناسبتهاي تاريخ انقلاب در اين هفته، فاجعه هولناك و غم انگيز شهادت شهداي هفتم تير بود. بيست و نه سال پيش در اين روز شهيد مظلوم آيتالله بهشتي كه در آن زمان رياست قوه قضائيه را نيز برعهده داشت به همراه 72 تن از ياران نظام در انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي در آتش جنايت منافقين ضد خلق و رجالههاي دغل باز به شهادت رسيدند و سندي از حقانيت و جاودانگي انقلاب اسلامي و ملت ايران را از خود به يادگار گذاشتند.
حادثه هفتم تير سال 60 در حقيقت نقطه اوج تقابل حاميان انقلاب و نظام با ضد انقلاب و معاندين و منافقين هزار چهره در يكي از حساسترين مقاطع تاريخ كشور بود كه در آن مظلوميت و عظمت شهداي اين حادثه و همچنين عمق كينه توزي استكبار جهاني و ايادي مزدور داخلي آنان آشكار شد. انقلاب اسلامي در آن زمان و عنفوان شكلگيري خود در فاجعهاي غم انگيز رئيس قوه قضائيهاش را كه فردي فقيه، مدير، مدبر، متعهد، مومن، مردمي، فداكار، مظلوم، انقلابي و بي ادعا بود را به همراه 72 تن از نيروهاي نخبه و سرمايههاي انساني كارآمد و موثر كشور را از دست داد ولي خون آنان باعث باروري نهال انقلاب و رسوايي منافقين غوغاسالار شد.
در اين هفته كه به مناسبت شهادت شهيد مظلوم آيتالله بهشتي به نام هفته قوه قضائيه نامگذاري شده، رئيس و مسئولان قوه قضائيه با رهبر معظم انقلاب ديدار كردند. در اين ديدار حضرت آيتالله خامنهاي يكي از وظايف مهم قوه قضاييه را خارج نشدن از جاده عدل و انصاف و تأثيرناپذيري از جوسازيهاي سياسي، و حب و بغضها در قضاوت و صدور احكام دانستند. ايشان دستگاه قضايي را يكي از بخشهاي بسيار حساس نظام اسلامي توصيف و با تأكيد بر لزوم حمايت همه دستگاههاي كشور از قوه قضاييه، خاطرنشان كردند: قوه قضاييه بايد به جايگاهي برسد كه هر فرد مظلومي احساس كند با رجوع به دستگاه قضايي ميتواند حق را بگيرد و مظلوميت خود را برطرف كند. ايجاد چنين احساسي در ميان آحاد مردم هر چند كاري بسيار دشوار و تدريجي است ولي بايد آنقدر مراجعات دادخواهانه، با نتايج عادلانه و منصفانه همراه شوند كه احساس و اميد گرفتن حق و رفع مظلوميت، در همه مردم به وجود آيد.
در حوزه مسائل خارجي، اين هفته نيز تحولات عراق و افغانستان درصدر اهم رويدادهاي سياسي قرار داشتند و پايان بي نتيجه اجلاس گروه 8 و 20 در كانادا، ديگر رخداد مهم خبري هفته بود. در عراق، معماي تشكيل دولت جديد همچنان لاينحل مانده است و عليرغم رايزنيهاي گسترده و اظهارات مسئولان سياسي عراق مبني بر رفع اختلافهاي موجود در اين مسير، بن بست همچنان ادامه دارد.
سياست روز
«بازگشت دوباره غول»عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم عليرضا بندري است كه در آن ميخوانيد:
امسال هم مسئولان وزارت علوم و نمايندگان خانه ملت به عهد بسته خود با خيل پشت کنکوريها وفا نکردند تا صبح امروز يک بار ديگر سايه هولآور «کنکور» بر سر جوانان سرزمين من سايه بيندازد.
کنکور هيولايي بيرحم است که ساخته و پرداخته خودمان است وهر سال با مردم پيمان ميبنديم که ديگر اين غول بيشاخ و دم با هيچ ورد و اسم رمزي از چراغ جادو بيرون نيايد اما هميشه اين اتفاق ميافتد و به ناگزير «کي بود کي بود من نبودم» را با ديگر همسرايان زمزمه ميکنيم.
چندي پيش وزير آموزش و پرورش به سراحت اعلام کرد: که وزارتخانه متبوعش براي حذف کنکور کاملا آمادگي دارد.
از سوي ديگر وزارت علوم هم در يک موضعگيري قاطعانه اعلام کرد براي حذف کنکور آماده است اما هنوز ظرفيتهاي لازم براي تحقق اين امر در وزارت آموزش و پرورش ديده نميشود.
نکته جالب در اين مواضع متناقض مربوط به خانه ملت است. اکثريت نمايندگان مردم بارها در گفتوگوهاي متعدد به صراحت اعلام کردهاند که هيچگونه تجديدنظري درباره اجراي قانون حذف کنکور در مجلس انجام نشده و نميشود.
آفرينش
«بنزين، دامنه تحريم ها و آينده» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن ميخوانيد:
از اقتصاد ايران بنزين همواره به عنوان کالايي حساسيت زا بوده است که همواره توان تاثير گذاري خاص واقعي و رواني بر ساير بخش هاي اقتصادي نظير نرخ تورم و... داشته است در اين حال واقعيات تلخي همانند مصرف بيش از انداره بنزين در کشور ،فاچاق آن ، صرف سالانه ميلياردها دلار براي واردات آن و وابستگي اقتصاد کشور به واردات حدود 30درصدي آن همواره از نکاتي بوده است که کارشناسان بر آن انگشت گذاشته اند .
در اين بين اين اهميت اساسي بنزين باعث شده است تا در يک سال گذشته تحريم صادرات بنزين به ايران به عنوان اهرمي براي فشار بر اقتصاد ايران ،توسط غرب مطرح باشد ، اهرمي که هر چند پنهان وپيدا قصد فشار بر تهران براي تغيير سياست خارجي خود را داشته اما بي شک در صورت برقراري تحريم صادرات بنزين به ايران پيامدهاي ناگواري براي اقتصاد کشور بر جا خواهد گذاشت.
در يک سال گذشته با نگاهي به رفتار شرکت هاي بين المللي صادر کننده بنزين به ايران مي توان رويکردي را مشاهده کرد که به تدريج بر دامنه انصراف وکناره گيري اين شرکت ها از صدور بنزين به ايران افزوده شده چنانچه شرکت هايي نظير ويتول ،کلينگور ،ترافيگورا ،ربلانيس هند ،شل هلند ،برتيش پتروليوم انگليسي ،دوک اميل روسيه وتوتال فرانسه از صدور بنزين به کشور خوداري کرده اند.
در اين بين هر چند که باراک اوباما لايحه تحريم بنزين ايران را متوقف کرد اما به نظر مي رسد همزمان با افزايش رويکردهاي يک جانبه وچند جانبه ي تحريم عليه ايران احتمال افزايش شرکت ها وکشورهايي که به ايران بنزين نفروشند بالا رفته است . در اين ميان با توجه به کاهش شرکت هاي صادرکننده بنزين به ايران اين خطر همواره وجود دارد که با ادامه فشارها وامتيازهاي غرب به شرکت هايي نظير ايندپندنت کويت ، پتروناس مالزي و ژن هوآ چين نيز به عدم صدور بنزين به ايران بيانديشند . امري که با توجه به نوع بازي ديپلماتيک اين کشورها در قبال ايران ورابطه سياسي ،اقتصادي اين شرکت ها وکشورهاي متبوع آنها با واشنگتن دور از انتظار نيست چه اينکه برخلاف تصور برخي اينک امارات روز به روز بر دامنه فشارهاي خود بر ايران افزوده است.
آنچه مشخص است هر چند در چند سال گذشته طرح ها و برنامه هايي نظير تهيه بنزين در شرايط بحراني در48 ساعت، خودکفايي در افزايش توليد داخلي بنزين مطرح بوده است اما واقعيت ها ومشکلات اقتصادي ومالي دولت را فعلا ناتوان از انجام آن کرده است . در اين بين با وجود اهميت استراتژيک بنزين براي کشور وافزايش احتمال وخطر تحريم بنزين توسط کشورهاي صادر کننده اينک بيش از هر زماني دولت بايد به فکر چاره جويي باشد.
جهان صنعت
«بلاتکليفي، دردي مشترک» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم محمدحسين مهرزاد است كه در آن ميخوانيد:
بلاتکليفي واژهاي است که با تحول اقتصادي دولت دهم گره سفت و سختي خورده است. همين چند روز پيش بود که بهمني، رييس کل بانک مرکزي گفته بود هدفمندي يارانهها بلاتکليفمان کرده!
ديروز هم وزير نفت راجع به قيمت بنزين پس از هدفمندي يارانهها چنان کليگويي کرد و مبهم سخن گفت که شايد اگر متن سخنانش را بخواند با بهمني در سردرگمي و بلاتکليفي همعقيده شود. ميرکاظمي اعلام کرد که مطابق قانون بنزين ليتري 400 تومان قيمت نهايي نيست و ممکن است عوض شود اما همزمان از احتمال معافيت ماليات بر ارزش افزوده بنزين گفت و دست آخر هم احتمال داد که روش محاسبه شرکت ملي نفت و شرکت ملي پالايش و پخش تغيير کند.
معلوم نيست، خودشان هم نميدانند نتيجه اجراي قانون هدفمندکردن يارانهها چه خواهد شد؛ يا اينکه ميدانند و نميخواهند بگويند. شايد هم آقاي وزير ميخواهد فضاي ذهني مردم را براي افزايش نجومي آماده کند.
فعلا که درد مشترک مردم و دولتمردان بلاتکليفي و سردرگمي است.
دنياي اقتصاد
«اقتصاد و امنيت جمعي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
آمريكا و متحدان اين كشور، از سه هفته پيش كه قطعنامه چهارم شوراي امنيت درباره ايران تصويب شد، به دامنه تحركات خود عليه جمهوري اسلامي افزودهاند.
آمريكا از اروپا خواسته فشارهاي اقتصادي را بر ايران افزايش دهد و رايزني با عربستان سعودي را در دستور كار قرار داده است. باراك اوباما، رييسجمهوري آمريكا و ملك عبدالله، پادشاه عربستان سعودي هم در همين چارچوب ديدار كرده و از اقدامهاي حقوقي و ايذايي گروه 1+5 حمايت كردند.
حركت تدريجي و خزندهاي كه در قالبهاي حقوقي و سياسي شكل گرفته امكان تعامل سياسي ايران را با آمريكا، اروپا و روسيه كاهش داده و بر رابطه ايران با قدرتهاي كوچكتر جهان و منطقه اثر گذاشته است. در مذاكرات سران آمريكا و عربستانسعودي، مسالهاي ديگر هم مطرح شده كه ربط مستقيمي به ايران ندارد، اما تاثير آن كمتر از فشارهاي مستقيم نيست. براساس بيانيه كاخ سفيد «اوباما و عبدالله ابراز اميدواري كردند مذاكرات اسرائيليها و فلسطينيها و مذاكرات مستقيم اسرائيل با سوريه و لبنان بهزودي از سر گرفته شود.»
اگر پيشبيني اوباما و عبدالله محقق شود، همنشيني آينده سوريه و لبنان با اسرائيل عرصه را بر جنبش فلسطين و به تبع آن، سياست منطقهاي ايران تنگ خواهد كرد.در چنين فضايي، ايران براي آنكه ناچار به بازي در چارچوب قواعد وضع شده از سوي واشنگتن و رياض نشود، لاجرم بايد به ابتكار عملهايي همسنگ ابتكار آمريكا و عربستان دست بزند. مزيت نسبي ايران در شرايط كنوني، بيشتر اقتصادي است تا سياسي و ديپلماتيك. علايق اقتصادي مشترك ايران با عربستان سعودي و تركيه عمدتا در حوزههايي است كه مشمول تحريمهاي شوراي امنيت نيست و ايران ميتواند در اين حوزه فعالتر شود. يكي از نيازهاي اساسي منطقه خاورميانه، ايجاد مناطق آزاد تجاري و اقتصادي است.
آمريكاييها چند سال پيش قصد داشتند چنين طرحي اجرا كنند، اما اصرار آنان به حضور اسرائيل در طرح، موجب شكست آن شد. روابط نزديك ايران و تركيه، سردي اخير در روابط تركيه و اسرائيل، فشار منازعات يمن بر عربستان سعودي و تنگناي حسني مبارك در سال منتهي به انتخابات حساس مصر، فرصتهايي هستند كه امكان همكاري ايران را با اين سه كشور، فراهم كرده است.
به علاوه، ركود سالهاي اخير در اقتصاد جهاني و ادامه آثار آن در سالجاري و سالهاي پيش رو، انگيزه كافي را براي سرمايهگذاريهاي تازه تركيه و عربستان در ايران و سرمايهگذاري سه كشور در مصر فراهم كرده است. چنين همكاريهايي ميتواند مقدمه عقد قراردادهاي دوسويه و چندسويه باشد و از درون همين قراردادها است
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


