سناريوي ساختگي قتل تاجر پوشاك
سناريوي ساختگي قتل تاجر پوشاك
عصر 18 تير 82 چند راننده و مسافر خودروهاي عبوري با شنيدن فريادهاي يك زن در بزرگراه باقري - شرق تهران - به كمكش شتافتند و با مشاهده پيكر خونآلود مردي كه بر اثر اصابت ضربههاي چاقو روي زمين افتاده بود، پليس 110 را در جريان حادثه قرار دادند. پس از انتقال مصدوم به بيمارستان، «عبدالرحيم» - 43 ساله - بر اثر شدت خونريزي جان باخت و همسرش «اكرم» به عنوان تنها شاهد ماجرا مورد بازجويي قرار گرفت.
وي به مأموران گفت: شوهرم قبلاً طلافروش بود، اما اين اواخر از تجار سرشناس پوشاك اهواز به شمار ميرفت. چند سال قبل با هم ازدواج كرديم و حاصل زندگيمان دو فرزند است. ساعتي قبل از حادثه براي تفريح از خانه خارج شديم كه ناگهان دو سرنشين يك موتوسيكلت اقدام به متلكپراني كردند و با شوهرم درگير شدند. آنها با چاقو به شوهرم حمله كرده و پس از زدن چند ضربه به او گريختند.
فرار 4 ساله جنايتكاران
كارآگاهان پليس آگاهي تهران با دستور بازپرس كشيك قتل تحقیقات خود را در این باره آغاز کردند و دريافتند همسر مقتول با يكي از دوستان خانوادگياش به نام «محمد» رابطه پنهاني داشته كه پس از قتل عبدالرحيم مخفيانه با هم ازدواج كردند.
آن دو سپس به يكي از شهرهاي غربي كشور گريخته و قطعه زميني را كه اكرم از پدرش به ارث برده بود، با سند جعلي فروخته و به تركيه فرار كردند.
بنابراين تلاش براي دستگيري اكرم و محمد ادامه داشت تا اينكه كارآگاهان متوجه شدند متهمان فراري با گذشت چهار سال از قتل عبدالرحيم مخفيانه به كشور بازگشتهاند.
سرانجام 13 مرداد 86 اكرم و محمد در حال خريد در بازار تهران بهطور اتفاقي با پسر مقتول روبهرو شدند، اما پسرك با درخواست كمك از پليس آنها را به دام انداخت.
é تاجر پوشاك چگونه كشته شد؟
زن خيانتكار در بازجوييها با افشاي راز قتل مرد تاجر گفت: در جريان فروش پوشاك با «محمد» آشنا شدم. به دليل اختلافهايي كه با شوهرم داشتم، علاقهمنديام به او بيشتر شد. قبلاً يك بار از شوهرم جدا شده بودم كه به خاطر بچههايم بازگشتم، اما پس از مدتي فهميدم «محمد» نيز از همسرش جدا شده است. بنابراين چون شوهرم را مانع ازدواجمان ميديدم، تصميم گرفتم او را از سر راهمان بردارم. سرانجام با محمد راههاي مختلفي براي قتل «عبدالرحيم» مطرح كرديم تا اينكه اتفاق عجيبي افتاد. «محمد» متوجه شد كه پسرخالهاش - سامان - به دليل اختلاف، پسر جواني را در اهواز كشته و به كرج فرار كرده است و او به اتفاق خانوادهاش در آنجا زندگي مخفيانهاي دارد. بنابراين به سراغ «سامان» رفت و پيشنهاد داد كه با كمك هم شوهرم را بكشند. وقتي از موافقت پسرخالهاش باخبر شدم، يك دستگاه موتوسيكلت برايشان خريدم كه آن را با قطار از اهواز به تهران آوردند.
روز حادثه طبق نقشه با تلفن همراهم مسير خودم و شوهرم را به آنها گزارش دادم. دقايقي بعد متوجه شدم دو موتورسوار تعقيبمان ميكنند تا اينكه عبدالرحيم را با ضربههاي چاقو از پا درآوردند. بعد از اين ماجرا هر بار كه با محمد صحبت ميكردم، وحشتزده بودم تا اينكه با جعل سند مقداري از اموال پدرم را فروختم و تصميم به خروج از كشور گرفتم، اما شرط محمد براي فرارمان ازدواج بود. سرانجام به تركيه فرار كرديم و چهار سال زندگي مخفيانهاي در تركيه داشتيم، سپس به ايران بازگشتيم تا اينكه پسرم را ديدم و مهر مادري مانع از آن شد كه بيتفاوت از كنارش بگذرم، در همين موقع مأموران ما را دستگير كردند.
محمد - 31 ساله - نيز به مأموران گفت: من اصراري براي كشتن مقتول نداشتم. اكرم فريبم داد و توانست من و پسرخالهام را راضي به اجراي نقشه شومش كند. او ابتدا به من پيشنهاد داد كه عبدالرحيم را با كلت كمري مجهز به صدا خفهكن بكشم، اما من نتوانستم اسلحه تهيه كنم، در مرحله بعدي اجراي نقشه سياهش او پسرخالهام - سامان - را راضي به اين كار كرد.
بدينترتيب با اعتراف زن و مرد جنايتكار، «سامان» نيز در يك قرار صوري با متهمان دستگير شد و در اينباره گفت: آن دو مرا وادار به اين كار كردهاند. من بدون هيچ انگيزه يا شناختي از مقتول با ضربههاي كارد او را به قتل رساندم.
قتل راننده وانت در اهواز
كارآگاهان با بررسي سابقه كيفري سامان دريافتند كه وي در 14 ارديبهشت 82 به همراه برادر 19 سالهاش «احسان» و دوستش «حميد» با يك راننده وانت به نام «منصور» - 26 ساله - در يكي از خيابانهاي شهر اهواز درگير شدهاند. اما دقايقي بعد راننده وانت با ضربات چاقوي يكي از آنان از پا درآمده و مهاجمان فرار كردهاند.
تحقيقات پليسي حاكي از آن بود كه «احسان» مرتكب قتل شده، اما بعد از دستگيري گفت كه برادرش «سامان» قاتل است، در حالي كه تلاش مأموران براي شناسايي مخفيگاه سامان ادامه داشت، احسان با قرار بازداشت موقت از دادسراي اهواز عازم زندان بود كه ناگهان دو موتورسوار نقابدار احسان را به رگبار بستند و او را به قتل رساندند. با مرگ وی خانواده راننده وانت اين بار «سامان» را عامل اصلي جنايت دانسته و درخواست قصاص كردند.بنابراين سامان كه خود و خانوادهاش را در خطر ميديد، از اهواز به تهران فرار كرد.پس از قتل تاجر اهوازي در تهران، «سامان» در بازجوييها منكر قتل راننده وانت شد و گفت:او - راننده وانت - با ضربههاي چاقوي برادرم به قتل رسيده است و خانواده مقتول نيز انتقام خود را از برادرم گرفتند و او را كشتند. بعد هم آنها با حمله شبانه به خانه پدرم زندگي پيرمرد را به آتش كشيدند كه پروندهاي نيز در اين زمينه در دادگاه اهواز در حال رسيدگي است.
بدينترتيب پس از صدور كيفرخواست، پرونده قتل تاجر پوشاك در حالي براي رسيدگي به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد كه قضات ديوان عالي كشور نيز رسيدگي به قتل راننده وانت در اهواز را در صلاحيت دادگاه كيفري تهران دانستند.
به گزارش خبرنگار ما، قاضي «نورالله عزيزمحمدي» - رئيس دادگاه جنايي - پس از بررسي دقيق دو پرونده دستور داد تا با تعيين مستشاران بزودي جلسه محاكمه در دو بخش علني و غيرعلني برگزار شود.
اين در حالي است كه «سامان» متهم به دو فقره مشاركت در قتل عمدي، «اكرم» و «محمد» معاونت در قتل عمدي و رابطه نامشروع هستند.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث
ایران و
جهان را در تابناک اجتماعی بخوانید.


