گدايي هم فايده ندارد، كسي پول نميدهد!
محمد هادي آيت الهي مرد دو شغله ورزش ما نيست، مرد چندين شغله اين ورزش است! با اين وجود وقتي به او تلفن زديم تا براي يك گفت و گوي مفصل به ما وقت بدهد، بلافاصله اعلام كرد از الان تا 3 ساعت ديگر ميتواند در خدمت ما باشد! گوشي را كه قطع كرديم كمتر از نيم ساعت بعد دفتر كار او بوديم تا عذر همهي ميهمانان خود را بخواهد و بگويد جلسه مهمي دارد!
آيت الهي تشنه اين گفت و گو بود. قبل از شروع به ما گفت: «از وقتي مقاومت سقوط كرده منتظر خبرنگاران بوده است اما دريغ از حتي يك تلفن!» او كه گويي دل پر دردي داشت، ادامه داد:«در تمام اين مدت هرچه روزنامهها از او و فوتبال فارس نوشتهاند مطالب وبلاگش بوده و هيچ خبرنگاري به خود زحمت تماس با او را نداده است».
به گزارش ايسنا، آيت الهي با همهي اشتياقي كه به اين گفت و گو نشان داد،اما ترجيح ميدهد يك سري از سؤالات ما را خصوصي پاسخ دهد تا حرفهايش وضعيت ناآرام فوتبال فارس و كشور را از اين بدتر نكند! دخالت برخي از مديران سياسي در ورزش و فوتبال استان و ذبح شدن اين فوتبال در دعواهاي سياسي خطوط قرمزي بود كه آيت الهي براي ما ترسيم كرد اما اين همه محدوده ممنوعه مرد اول فوتبال فارس نبود كه وقتي پاي علي دايي در مورد چگونه آمدن و رفتنش را از تيم ملي به ميان کشيديم علي رغم اينکه مفصل جواب داد اما خواست پاسخش را منعكس نكنيم.
آيت الهي هرچه در اين موارد احتياط كرد اما براي بازگو كردن اختلافاتش با مدير قبلي ورزش استان خط قرمزي در نظر نگرفت و اوج اختلاف خود با خدابخش را در قضاوت نگاه خود با او در ورزش حرفهاي دانست.
گفت وگوي ما با آيت الهي انگار كه نميخواست پاياني داشته باشد، او در تمام طول اين گفت و گو به هيچ تلفني پاسخ نداد، وقتي هم منشي او مجبور شد چند نفري را بفرستد داخل اتاق كارش بلافاصله اعلام ميكرد جلسه مهمي دارد و نميتواند كسي را بپذيرد! ورود يك روحاني به دفتر كار رئيس هيأت فوتبال فارس بالآخره نقطه پايان اين گفت و گو شد. آنجا كه آيت اللهي خطاب به ما اعلام كرد: اين هم يكي از دهها شغلي است كه دارد! او سپس ادامه داد: در تمام طول گفت و گو به بسياري از مشاغل من اشاره كردي اما شرط ميبندم اين يكي را نميدانستي! عضو هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال با خنده گفت: "اگر نمينويسي بايد بگويم در كنار همهي مشاغلي كه نام بردي عضو شوراي حل اختلاف استان هم هستم!"
متن كامل گفت و گوي خبرنگار ورزشي ايسنا با رئيس هيأت فوتبال فارس و عضو هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال را در ادامه ميخوانيد.
* ابتدا از يك سؤال گزنده شروع ميكنيم، قبول داريد آيت الهي به عنوان رئيس هيأت فوتبال فارس فردي تك محور است و اعتقادي به خرد جمعي و مشاوره ندارد؟ انتقادي كه خيليها از غلامحسين پيرواني هم دارند.
- در رابطه با فوتبال هيچ وقت تك محور نبودم. اتفاقاً در هيأت فوتبال استان ما تشكيلات ساختاري منسجمي داريم و هر كار تعريف خاص خود را دارد.
* اما تقريباً تمام ورزشي نويسان استان اعتقاد دارند شما در جزييترين كارهاي هيأت فوتبال دخالت ميكنيد و آدمهاي زير مجموعه شما استقلال فكري ندارند.
- دخالت نيست، نظارت است. اگر به عنوان مثال در بحث آموزش وارد ميشوم نميشود گفت تيم آموزش ما در هيأت فوتبال استقلال كاري ندارد. به هر حال آنها بايد بر اساس برنامهريزي حركت كنند و من نيز به عنوان رئيس هيأت فوتبال برحسن اجراي اين برنامهريزي نظارت ميكنم.
* واقعاً شما با اطرافيانتان و يا ديگر مسؤولين تصميم گير استان مشورت هم ميكنيد يا اين فقط افكار آيت الهي است كه در فوتبال استان بايد پياده شود.
- در يك سال گذشته بيش از 15-10 جلسه با مسؤولين استان براي مشكلات فوتبال جلسه داشتيم اما شما توجه كنيد در فوتبالي كه عنوان حرفهاي بر آن گذشتهايم ما چقدر ميتوانيم ورود كنيم؟ در آوردن بازيكن، مربي و چيدمان مجموعه چقدر نقش داريم؟ پس نميشود گفت همهي برنامهها را ما ميدهيم. اينجا و در هيأت فوتبال تا الآن فقط خدمات داريم و كاري را كه ديگران نكردند ما كرديم.
* اما به هر حال متهم اصلي سقوط برق و مقاومت را شما ميدانند؟
- من نميخواهم بگويم هيأت فوتبال بي تقصير است اما اين ما نيستيم كه اين 2 باشگاه را اداره ميكنيم. نقش ما ارائه خدمات است كه بيش از توانمان خدمات دادهايم. براي حمايت از اين 2 باشگاه اما خدمات ما به تنهايي كافي نيست. اين كه مقاومت و برق به ليگ يك سقوط كردهاند، دردي است كه حالا حالاها متوجه آن نميشويم. كاري كه در هفته سي و چهارم شد بايد زودتر صورت ميگرفت. در بوشهر مجمع نمايندگان اين شهر، امام جمعه، استاندار و ديگران دست به دست هم دادند تا شاهين سقوط نكند اما اينجا و در شيراز كسي به فكر مقاومت نبود.
* و كيست كه نداند مقاومت شهيد سپاسي چه تأثيري در فوتبال اين مملكت داشته؟
- راه آهن و بانك ملي قبل از انقلاب به عنوان 2 باشگاه بازيكن ساز ايران مشهور بودند اما با اطمينان خاطر به شما ميگويم، بعد از انقلاب هيچ باشگاهي به اندازه باشگاه مقاومت خروجي نداشته است.
* همين حرفها را نميشد در نشست با مسؤولين استان متذكر شد؟
- قبل از اينكه تيم مقاومت به بحران فرو برود به اتفاق سرهنگ جعفري و سرهنگ عاري و البته غلامحسين پيرواني با استاندار و معاون مالي او جلسه داشتيم. بخشي از مشكلات هم كه مالي بود با كمك اين عزيزان حل شد.
* پس مشكل كجا بود؟
- به هيأت مديره باشگاه مقاومت اصلاً دسترسي نداشتيم تا وقتي هم بخواهيم در اين مسأله بسته عمل كنيم مطمئناً جوابي نميگيريم. باشگاه مشكل زمين داشت آمديم و زمين را از تربيت بدني اجاره كرديم و مجاني در اختيار باشگاه قرار داديم. اما مگر هيأت فوتبال چه كار ميتوانست بكند كه نكرده؟ مجموعهاي كه ساختار آن خلاصه ميشود در آقاي جعفري و سرهنگ عاري بيشتر از اين نميشود از آنها انتظار داشت. متأسفانه فلاح و جعفري مديران دو باشگاه برق و مقاومت كارشان به روزمرگي افتاده بود. از صبح تا شب دوندگي براي هيچ!
* و ميدانيم كه همه كار يك مدير دوندگي نيست، مدير بايد فكر و برنامه هم داشته باشد.
- بله مديريتي كه اينها ميكنند بايد مديريت فوتبالي و بدون دغدغه باشد در صورتي كه از صبح تا شب مديران فوتبال ما در استان در فكر جور كردن پول و نشستن پشت دفتر فلان وزير و يا نماينده است. او كي ميرسد كار اصلي خود را انجام دهد؟
* با اين توصيف باز هم بايد گفت فوتبال ما حرفهاي است؟
- هيچ چيز ما به ساختار فوتبال حرفه اي نميبرد،حداقل ما را اين جوري بار آوردند!
* مقصر كيست؟
- مقصير اين مسائلي كه بوجود آمده، تمام مسؤولين هستند از هيأت فوتبال و تربيت بدني گرفته تا مديران استان و نمايندگان مردم ما در مجلس شوراي اسلامي، همه به نوعي در كار خود مقصر هستند، براي اينكه اين سرمايه يعني وجود دو تيم برق و مقاومت ارزش گذاري نشده، خيال كردند اين سرمايه همين جوري بدست آمده و بايد مصرف شود و متأسفانه چون ارزش گذاري نشده به ثمن بخس هم فروخته ميشود. اما به همين موضوع در آذربايجان نگاه كنيد. 7 سال از ليگ برتر دور ماندند با اين وجود سرمايهگذاري كردند. حالا شما مدام بگوييد برق قدمت 65 ساله دارد، مقاومت تنها تيمي است كه به نام شهيد مزين است و... چه فايده؟ وقتي توجهي كه بايد به او بشود نميشود چه كار بايد كرد؟
* كار را شما بايد بكنيد، بالآخره رئيس هيأت فوتبال براي همين روزها است.
- 5 سال پيش به من گفتند براي اداره اين دو تيم طرح بدهيد، طرح داديم اما كسي توجه نكرده سال گذشته گفتيم بايد اين جسد را حركت بدهيد گفتند باشد، اما كمتر از 50 درصد قولها محقق شد. با اين وصف بايد از استاندار جديد ممنون باشيم كه تعهدات خود را عملياتي كرده است. به هر حال در حالي كه دهها بار با مديران صنايع نشستيم نتيجه اين جلسات صفر بود اما جلساتي كه با مديران فعلي استان داشتيم ثمرات خوبي داشت و استاندار و معاون او تعهدات خود را عملياتي كردند و بخشي از مشكلات مقاومت دراين مقطع حل شد اما مشكلات برق ومقاومت آنقدر زياد است كه بايد بگويم پيرواني،كلانتري، فلاح و جعفري با هنرمندي تيم را به مراحل آخر ميرسانند اما مردم اين چيزها را نميدانند و انگشت اتهام به سوي هيأت فوتبال اشاره ميشود. واقعاً دخالت ما در اين مجموعهها چقدر است؟ چه كار بايد ميكرديم كه نكرديم؟
* شايد هنر نداشتيد كه صنايع استان را با خود همراه كنيد!
- ببخشيد صنايع فارس چه هستند؟ صنعت مخابرات راه دور و يا صنعت لاستيك بريجستون است كه مشكلات مالي دارند. آنها حتي پول كارگر خود را هم ندارند، چگونه ميتوانستند از فوتبال فارس حمايت مالي كنند؟
* ببخشيد پس چرا دهها جلسه با همين صنايع مشكل دار برگزار كرديد؟ چه فايدهاي داشت اين جلسات؟
- به هر حال ما حرف مسؤولين را قبول كرديم ضمن اينكه بايد تلاش خود را ميكرديم تا نگويند چرا مثلاً دنبال اسپانسر نبوديد.
* صنايع بخش خصوصي چه؟
- مثلاً دايتي؟ بستني دايتي هم مشكل دارد.
* صنايع ديگرچه؟ مثلاً سيمان فارس.
- سيمان فارس دودش را به مردم شيراز ميدهد غبارش روي مردم اين شهر مينشيند اما سودش را به شيراز نميدهد! اين شركت حتي درِ زمين چمن خود را قفل كرده رفته.
* آقاي آيت الهي با همهي اين مشكلات فوتبال فارس زماني ستاره پرورش ميداد و به قول خود شما مقاومت تنها باشگاه بازيكن ساز ليگ در بعد از انقلاب بوده حالا چرا نيست؟ چرا ديگر ستاره پرورش نميدهيم؟
- الآن هم داريم اما سرمايههاي ما تا سنين 15 تا 18 سال ميمانند بعد ميروند به باشگاههايي مثل سپاهان، ذوب آهن ، مس و... ميروند و آنچا چهره ميشوند.
* براي گفته خود مصداق هم ميتوانيد بياوريد؟
- چند بازيكن در ذهن دارم مثلاً يكي جعفري كه الآن در تيم ملوان است و يا علي مرزبان كه از بچههاي مدارس فوتبال ما بود و در تيم ملي نونهالان هم حضور داشت و الآن هم در تيم ملي اميد است، بازيكني هم در تيم دوم سپاهان داشتيم كه الآن به تيم اصلي آنها رفته است.
* اما قبول كنيد كه فوتبال فارس و شيراز مثل سابق نيست و ستاره سازي ندارد.
- اين فضا براي خوزستان هم پيش آمد وقتي ستارههاي فوتبالش رفتند ديگر جايگزين نشدند. با اين وجود ما سرمايه داريم، پول نداريم و چون پول نداريم سرمايه ميرود. ما 68 تيم در مسابقات كشوري داريم،اگر تا پارسال ميگفتم تيمهاي فارس بمانند، امسال ميگويم بروند! يك زماني ميگفتم گدايي كردن براي فوتبال آبرو است اما حالا ديگر گدايي هم فايده ندارد! كسي به ما پول نميدهد.
* و اين بي پولي سرمايههاي اندك فارس را در فوتبال فراري ميدهد.
- بله، شما نگاه كنيد. به همين مسابقات فوتسال جام ملتهاي آسيا،طاهري بازيكن فارسي تيم ملي در فينال 2 گل ميزند. او فوتسال خود را از همين استان شروع كرده و همين جا هم رشد كرده است. ما در فارس چقدر به او پول داديم؟ اما خارج از استان به او 120 ميليون تومان پول دادند. به من زنگ زد گفت آيت الهي من به خاطر شما 50 ميليون نميگيرم اما شما به من 70 ميليون تومان ميدهيد؟ راست ميگويد ما فقط به او 20 ميليون تومان قرارداد بسته بوديم كه از اين مبلغ 10 ميليون تومان هم نداديم! يا مثلاً جاسم سلطاني، سينا رحيمي، دانشور، صميمي و شجاع را كه از فوتساليستهاي ما هستند 360 ميليون تومان پول دادهاند اما براي تيم صدراي ما 280 ميليون تومان هزينه در نظر گرفته ميشود كه 280 هم ميشود 150 ميليون و از اين رقم هم فقط 79 ميليون تومان به آنها دادند! آيا اين ظلم به جوانان ما نيست؟
* چاره چيست؟ بايد چه كار كرد؟
- بحث من اين است كه قانون بايد براي همه يكسان باشد. در تمام صحبتهاي خصوصي كه در وبلاگم مينويسم ميگويم مگر ميشود در سطح كشور 2 جور عمل كرد؟ مگر قانون براي همه يكسان نيست؟ بيشتر از 40 سال صنعت پتروشيمي در استان فارس كار ميكند اما هيچ عايدي براي ورزش ما ندارد. چطور پتروشيمي تبريز ميتواند فوتبال و فوتسال و وزنه برداري داشته باشد، چطور پتروشيمي ماهشهر ميتواند تيم داشته باشد اما پتروشيمي شيراز نميتواند حتي يك تيم پينگ پنگ داشته باشد؟! يا مثلاً شهرداري شيراز خدماتش به ورزش چقدر است؟ من خودم مشاور شوراي شهرم و واقعاً چقدر در ورزش هزينه كرديم؟ چند سالن ساختيم؟ خودمان داريم تصدي گري ميكنيم در صورتي كه مردم بايد تصدي گري كنند. شهرداري فقط ميخواهد درآمدزايي كند، هزينه چه؟ سال گذشته درآمد ما از ليگ برتر 19 ميليون و 300 هزار تومان بوده كه 7 ميليون و 700 هزار تومان آن را به شهرداري شيراز دادهايم، در صورتي كه هيچ جاي ايران اين جوري نيست.
* پس چگونه ميخواهيم براي فوتبال استان برنامه ريزي كنيم، آيا طرح آسيا ويژن سمبوليك نيست؟
- نه! آمار و ارقام نشان ميدهد كار شده ـ در آموزش مربيگري و ساختاري، استعداديابي جوانان، توسعه داوري و... واقعاً كار شده.
* خروجي آسيا ويژن در سازندگي يا كشف استعدادها چه بوده؟
- خروجي اينجا است كه بازيكني، مثل ابراهيمي در فجر و برق تست ميدهد اما او را نميخواهند ولي همين بازيكن ستاره تراكتورسازي ميشود.
* پس كادر فني برق و فجر ديگر مثل گذشتهها قادر به كشف استعدادها نيست؟
- ببينيد شما سؤال ميكنيد خروجي آسيا ويژن چيست من ابراهيمي را مثال ميزنم، ما وظيفه داريم بسازيم اما تيم داري كه وظيفه ما نيست.
* ببخشيد يعني خروجي يك طرح قارهاي در استاني مثل فارس فقط يك بازيكن است، آن هم براي تيمي مثل تراكتور! سقف آرزوهاي ما بايد بالاتر از اين حرفها باشد.
- نه ابراهيمي تنها نيست. شما به تيم ياسوج نگاه كنيد قهرمان ليگ دو شده آمده ليگ يك. بيش از 60 درصد از بازيكنانش را شيرازيها تشكيل ميدهد، حتي جمشيد قديري مربي آنها شيرازي است، به هر حال وظيفه من اين است كه از لحاظ سخت افزاري و نرم افزاري شرايط را فراهم كنم،ضمن اينكه قرار نيست خروجي آسيا ويژن صدور بازيكن به صورت مستقيم به تيم ملي باشد اين طرح استعدادها را كشف ميكند. اين وظيفه باشگاههاست كه آنها را پرورش دهد تا شايد راهي تيم ملي شوند.
* آيت الهي در اين هنگام 3 نامه را به ما نشان ميدهد كه خطاب به استاندار فارس، فرماندار و امام جمعه شيراز نوشته شده. در اين نامهها او ضمن ترسيم موقعيت فوتبال فارس به موفقيت اين فوتال در آسيا ويژن اشاره كرده، او نامهاي هم از كفاشيان به ما نشان ميدهد كه خطاب به استاندار فارس نوشته شده و در آن به موفقيت اين استان در ويژن آسيا اشاره كرده، از او سؤال كرديم اگر ويژن طرح موفقي بوده پس چرا باشگاههاي ما (مقاومت و برق) ساختار ندارند؟ نه سايتي نه روابط عمومي نه مدير بازاريابي و....
- توجه داشته باشيد كه نظارت بر عملكرد باشگاههاي فارس با سازمان ليگ است نه ما! با اين وجود در ويژن باشگاههاي ما داراي هويت هستند كه مثلاً روابط عمومي يك بخش مهم آن است. علاوه بر آن باشگاه بايد دفتر و شماره تلفن و فاكس و شماره حساب و يا كانون هواداران داشته باشد. اين مباحثي كه شما طرح كرديد، مباحث مهمي است من واقعاً خوشحالم كه بالآخره يكي پيدا شد و آمده ما را شفاف و صريح نقد ميكند. از معضلات فوتبال ما گاهي نقد يك سويه روزنامه نگاران است در صورتي كه براي توسعه و رشد اين فوتبال بايد ديالوگ كرد لذا به سؤال اول شما بر ميگردم كه آيت الهي تك محور نيست و به مشاوره اهميت ميدهد.
* صحبت از توسعه فوتبال كرديد، جاي مدارس فوتبال در رشد اين ورزش كجا است؟
- مدارس فوتبال ما داراي هويت هستند. ما در فارس انجمن اولياء و مدارس فوتبال را داريم كه ثبت هم شده و دارد خوب كار ميكند. در اساسنامه آن هم اهداف، وظايف، امور مالي و... مشخص شده، از ميان انجمن اولياء مدارس هم يك انجمن اولياء مدارس شهرستاني انتخاب ميشود و بعد يك انجمن استاني، اين مسأله را ما در سطح كشور تسري داديم و باعث شد ويژن در آسيا بيشترين سطح را به فارس و شيراز بدهد.
* با اين توصيف هيأت فوتبال تقصيري در نبود ساختار باشگاههاي خود ندارد؟
چرا مقصر نباشيم، هستيم! زماني مقصر نيستيم كه بتوانيم مطالبات اين مردم را بدهيم، آيا اگر نتوانم مطالبات را بدهم ميتوانم بگويم مقصر نيستم؟
* حالا كه خود را نيز مقصر ميدانيد، قبول داريد در دعواي فلاح مدير عامل باشگاه برق و خدابخش مدير كل تربيت بدني هم به نوعي مقصر بوديد؟ شما به هر حال وارد اين بحث نشديد و اصلاح نكرديد.
- اين از جمله مواردي است كه شما ندانسته قضاوت ميكنيد. خيلي هم وارد شديم اما رسانهاي نكرديم. چندين جلسه حضوري با خدابخش نشستيم و صحبت و خواهش كرديم كه اين بحث را جمع كنند و به رسانهها منتقل نكنند اما بايد قبول كرد خدابخش اعتقادي به حمايت از ورزش حرفهاي نداشت وقتي اين مسأله را به او يادآور شديم زير بار نرفت و با خود ما هم برخورد كرد!
از ديد خدابخش ملاك عمل، المپياد ايرانيان بود. او در 2 سال و نيمي كه اينجا خدمت كرد همواره از برنامه راهبردي يا افزايش سرانه ورزش استان و كسب مدال در المپياد ايرانيان سخن ميگفت. من به عنوان مسؤول تربيت بدني شيراز با نمودار ميگويم، كل مدالهاي كسب شده توسط ورزشكاران فارس در المپياد ايرانيان در بخش آقايان 43 مدال بوده، از اين تعداد 30 مدال مربوط به شيراز است و 6 مدال مربوط به شهرستانها است اگر من ناموفق بودم، پس آمار و ارقامي كه خود او ارائه داده چيست؟ مگر شيراز 30 مدال نياورده؟ مگر من رئيس تربيت بدني شيراز نبودم؟ در بخش بانوان هم جالب است بدانيد 59 مدال در المپياد ايرانيان كسب كرديم كه همه مدالها مربوط به شهرستان شيراز است و شهرستانها دراين بخش هيچ مدالي را كسب نكردند در رده بندي اگر شيراز را با كسب اين مدالها به تنهايي ميخواستيم نشان بدهيم مقام دوم كشور را داشته و شهرستانها مقام 28
* در رابطه با مسائل مالي هم شما همواره متهم شديد كه درآمدزايي نداريد يا درآمد زايي شما پايين بوده.
- ايشان درست ميگويد! مجموعه سالن حجاب را دادند 120 ميليون تومان در سال. به ما داده بودند 50 ميليون. بنده 10 درصد از درآمد مجموعه را مستقيماً به حساب هيأتهاي ورزشي كه آنجا فعاليت ميكردند ميريختم. تمام حقوق 121 مربي را از درآمد همان جا بنده پرداخت ميكردم. تمام وقت هيأتهاي ورزشي را نيز به صورت مجاني در اختيار آنها ميگذاشتم. خدابخش 120 ميليون تومان درآمدزايي كرده اما از ايشان سؤال كنيد چقدر خدمات داده؟ چقدر پول مربي داده؟ سالن 22 بهمن را داده 30 ميليون اجاره، به ما هم داده بود 10 ميليون. ما از صبح تا ظهر آنجا را به صورت رايگان در اختيار خانمها گذاشتيم. هفتهاي 3 روز هندبال 5 تا 8 بعدازظهر 3 روز هاكي از 5 تا 8 بعد ازظهر،همين طور هيأت ناشنوايان و نابينايان هم به صورت رايگان از اين مجموعه استفاده ميكردند.
* اتفاقاً ميخواستيم سؤال كنيم حضور شما به عنوان رئيس هيأت نابينايان و ناشنوايان در كنار ساير مشاغل مثل رئيس هيأت فوتبال، نايب رئيس ويژن ايران، عضو هيأت رئيسه فدراسيون، مسؤول ورزشي صدرا، عضو هيأت مديره صدرا، مسؤول صندوق ورزشكاران و... چه توجيهي داشت؟
- بررسي كنيد ورزش نابينايان را در يك سال و نيمي كه بالاي سر آنها نبودم. مقام قهرماني فوتسال را از دست داده. در دو ميداني قهرماني آسيا را از دست داده، مقام اول و دومي بانوان و نيز اول و دومي تنيس روي ميز را نيز بررسي كنيد. چه شده و چه مقامهايي را از دست دادهايم البته صحرائيان يكي از زحمتكشترين افراد مجموعه نابينايان و ناشنوايان است و دارد خدمات رساني ميكند. اما من 30 سال است كه با مجموعه نابينايان و ناشنوايان عجين هستم ، آنها در مسائل خانوادگي ، مالي واجتماعي با من عجين هستند . اما اشاره شما به شغل هايي كه اسم برديد جالب است . درصدرا گفتند نباش ، گفتيم چشم ، در نابينايان همينطور – درشركت تعاوني جامعه ورزش نيز. خلاصه هرجا گفتند نباش گفتم چشم ، حتي هيأت فوتبال گفتند نباشيد گفتم چشم كه البته دوباره برگشتم .
* بحث استعفاي شما هم از هيأت فوتبال بحث مبهمي بود . روي كاغذ اداره كل، بدون ادبيات رسمي وشماره نامه استعفاء داديد- اما 6 ماه بعد پذيرفته شد !
- يك روز خدابخش ما را صدا زد – در محل كارم نشسته بودم . دونفر را فرستاده بود كه من يا رياست تربيت بدني شيراز را داشته باشم يا رئيس هيأت فوتبال باشم ، به آقايان گفتم به خدا بخش بگوئيد شما مختار هستيد كه هركجا گفتيد من همان جا بروم . چند روز بعد من را صدا زد وگفت چرا در جريان تيم برق من را حمايت نكرديد سپس ادامه داد براي اينكه حرفي نباشد يك استعفاء بنويسيد واز فوتبال استان برويد . من هم براي اينكه حسن نيتم رانشان بدهم در اتاق ايشان و بر روي كاغذ سازمان تربيت بدني استعفايم را نوشتم و به او دادم اما در آن تاريخ وآن روز پس از نوشتن استعفاء ايشان به من گفت محكم برو كارت را بكن!
مدتي گذشت تا اين كه در مهرماه يك دفعه ايشان گفت ما استعفاي شما را به فدراسيون فرستاديم، سرپرست هم تعيين كرديم! باز حرفي نزديم – درهيأت فوتبال هم نيامديم، من به سفر حج مشرف شدم ايشان در مصاحبه اي گفت: آيت الهي از ميان تربيت بدني وهيأت فوتبال ، تربيت بدني را انتخاب كرده است! وقتي برگشتم گفتند ، به جاي شما سالاري را انتخاب كرديم ، گفتم هيچ اشكالي ندارد . البته در نبودن من كفاشيان با استعفايي كه ايشان فرستاده بود مؤافقت نكرد وگفته بود دليلي ندارد هيأتي را كه موفق عمل كرده عوض كنم.
* در وبلاگ خود هم نوشته بوديد خدابخش برنامه راهبردي اداره كل را از روي برنامه شما كپي زده؟
- از روي دست من نه از ويژن
* واقعا اعتقاد داريد فوتبال فارس با حضور خدابخش افت كرد؟
- اعتقادم براين بود كه خدابخش ديدگاهش نسبت به فوتبال مثبت نبود . به ورزش حرفه اي هم خيلي علاقه نشان نمي داد ، شايد در تفكر خودش هم درست فكر مي كرد.
* از بحث خدابخش خارج شويم ورود شما به بحث اخراج علي دايي به چه دليل بود وچرا بيانيه داديد؟
- من وظيفه خود مي دانستم به عنوان عضو هيأت رئيسه به اين موضوع ورود پيدا كنم . من جزو 3 نفر افرادي بودم كه به عنوان كارشناس خبره انتخاب شدم – دربين كانديداها هم با 51 رأي بيشترين رأي را آوردم - به هر حال يك سري اعتقاد هايي داريم كه بايد بر اساس آن اعتقادات كار كنيم.
* دايي در برنامه 90 به گونه اي در مورد شما صحبت كرد و گفت خيليها از منزل 100 متري به قصر رفتند! چه پاسخي داريد؟
- دريك منزل 120 متري طبقه دوم يك ساختمان در خيابان وليعصر شيراز زندگي مي كنم. اين منزل به اسم خودم هم نيست. يك تيكه باغچه فلاحت درفراغت هم دارم كه 17 هزار نفر ديگر هم در استان دارند.
* از آيت الهي در مورد نقش او در انتصاب و اخراج علي دايي سئوال مي كنيم كه پاسخ سوال ما را مي دهد اما خواهش مي كند آن را منتشر نكنيم! بحث را عوض مي كنيم و به مشكل مقاومت وسقوطش از ليگ مي پردازيم.
مقاومت علي رغم اينكه در نيم فصل اول خيلي خوب كار كرد وهم امتياز با استقلال رتبه پنج جدول رابه خود اختصاص داد ، اما در نهايت سقوط كرد درست مثل برق در فصل قبل! آنها در نيم فصل استقلال قهرمان فصل قبل را متوقف كردند سپاهان قهرمان اين فصل را 3 بريك شكست دادند وحتي تيم هاي خوب و پرقدرت پيكان وصبا را نيز شكست دادند ولي در نهايت سرنوشت آنها سقوط بود ، مشكل تيم به اعتقاد شما كجا بود؟
- احساس شخصي من اين است كه مجموعه كادر فني به هم كمك نكردند واين نتايج اگر به دست آمد اطلاع رساني هم نشد كه تيم در بحران قرارنگرفته ، از طرفي سوابق مقاومت به ما نشان مي داد آنها در اوج آمادگي هم گاهي شكست سختي داشته اند ، مثل 2 سال پيش كه در سعادت شهر 4 بر يك از ذوب آهن باختند . وقتي امسال چند بازي نتيجه نگرفت فكرمي كرديم مثل سال هاي قبل است . اما تيم كم كم به باخت ونبردن عادت كرد . زماني كه ورود كرديم مشكلات مالي هم به مجموعه اضافه شده بود و درنهايت زماني فهيمديم كه عذر مهابادي هم خواسته شده بود.
* بعضي هم معتقدند مقاومت هزينه بازي جوانمردانه را پرداخت كرد، اگر اين نظريه درست باشد هزينه سنگيني نبود؟
- در فوتبال امروز كار متوسل زاده يك كار پسنديده است. اگر درآن شرايط توپ را در چارچوب زده بود ،ازلحاظ روحي ونتيجه اوضاع فرق مي كرد ، البته حركت ايشان پسنديده بود نفي نمي كنيم اما براي تيمي كه شرايط ويژه دارد وبايد از لحظه ها استفاده مي كرد اين حركت گران تمام شد.
* درون دروازه هم كه مقاومت كاملا" متزلزل بود.
- متاسفانه بله بيش از يك چهارم گل هايي كه مقاومت خورد يكسان بود اما اجازه بدهيد بگويم در چند بازي آخرهم بدشانس بوديم ، دربازي با شاهين بايد نتيجه 4 بريك به نفع مقاوت تمام مي شد اما بازي را واگذار كرديم . بازي با راه آهن هم حق ما برد بود.
* به بازي هاي آخر اشاره كرديد احمدزاده را چقدر در سقوط مقاومت مقصرمي دانيد ؟ اصلا" او تقصيري داشت؟
- اعتقادم بر اين است ، مربي كه براي 5 يا 6 بازي مي آيد ، نمي تواند شق القمر كند .او فقط مي تواند هماهنگ كند ، اگر با او همكاري شود موفق مي شود . به هر حال احمدزاده نشان داده مي تواند برنامه مدار و برنامه ريز باشد اما نه براي 4 يا 5 بازي . به نظر من احمدزاده حيثيتش را براي مقاومت گذاشت وكاري بيشتر از اين نمي توانست انجام دهد.
* و مهابـادي ......
- مهابادي را نيز يك مربي با شخصيت مي دانم اما اگر در مجموعه اي يك نفرهم مربي راقبول نداشته باشد احساس مي كنم كه در كار تيمي خلل ايجاد مي شود.
* به نظر مي رسد شما علي رغم نفوذي كه در فدراسيون داريد خيلي پيگير حق وحقوق برق ومقاومت نشديد؟ منظورم در بحث داوري ها است.
- خُب شما اطلاع نداريد قضاوت نكنيد ! خيلي پيگير بحث داوري شدم . اما ابتدا توضيح بدهم كه اشتباهات داوري جزو اشتباهات بازي است . داوري ما سالم است و حرفي در آن نيست ، اما اينكه اشتباهات داوري به ضررو زيان كدام تيم مربوط مي شود به مديريت روي نيمكت برمي گردد . مطمئنا" بازي هايي كه روي نيمكت افراد شناخته شده نشسته اند و در اعتراض و حرف زدن وكنترل به موقع مي توانند مديريت كنند سود خواهند برد . متاسفانه ما دچار يك سري مسائل اينچنيني بوديم كه نتوانستيم حق وحقوق خود رابگيريم . در بازي مقاومت وسپاهان در نيمه اول علي رغم اينكه درشيراز بودم ، در طول بازي ارتباطم با رئيس سازمان ليگ ، رئيس كميته داوران ، ناظر بازي و مدير عامل باشگاه قطع نشد تا حق و حقوقي از مقاومت از بين نرود. اعتقاد داشتم داوردر شرايط جوي آنجا نمي تواند درست تصميم گيري كند . بازي را كه مرور كنيد مي بينيد پنالتي مابه حق بود و گلي هم كه زديم درست بود اما مردود اعلام شد . اما اين مسائل همين قدر كه براي مقاومت بود براي تيم هاي ديگر هم بود . ممكن است بخشي هم به نفع مقاومت بوده ، لذا اعتقاد دارم كه عنايت اگر يك مسئول سفارش پذير و توصيه پذير بود هيچ وقت عصباني نمي شد. او انسان سالم وتحصيل كرده اي است . كار او در 2 سال گذشته خوب بوده وما نيز بايد از جامعه داوري حمايت كنيم .
* سئوال آخر ما به پروژه ورزشگاه ميانرود مربوط مي شود واقعا" چرا اين پروژه علي رغم اين همه پيگيري رسانه ها به سرانجامي نمي رسد ؟ شنيده مي شود اعتبار خوبي هم گرفته.
- در مدت اين 2 سال ونيمي كه خدابخش مدير كل تربيت بدني استان بود بايد ببينيم آنجا چه اتفاقاتي افتاده ، او كه مدعي بود مدير توانمندي است بايد در طول اين 2 سال ونيم اعتبار ميانرود را مديريت مي كرد ، سئوال من اين است دراين مدت چقدر اعتبار آمد و چقدر هزينه شد ؛ وقتي نماينده AFC آمد تا ازاين پروژه بازديد كند گفت اينجا اعتباري هم دارد ؟ براساس گفته هاي خدابخش اعلام كردم يك و نيم ميليون دلار اعتبار دارد، درپاسخ من گفت: پس كو كارگر؟! متأسفانه ورزشگاه ميانرود دارد به تاريخ مي پيوندد. به استاندار مكتوب نوشته ام كه مردم فارس منتظرهستند كه اين كار در زمان شما افتتاح شود.


