در انتظار ظهور پديدهها
ذوالفقارنسب براي ايجاد بستري مناسب در زمينه پرورش مربيان جوان 3 نكته را مورد اشاره قرار ميدهد و ميگويد: اول بايد توجه كرد كه مربي، استعداد و قابليت خوبي در اين زمينه داشته باشد، دوم فدراسيون فوتبال بايد ضمن برگزاري كلاسهاي آموزشي رسمي و كلاسهاي توجيهي، سطح دانش فني مربيان را بالا ببرد و سوم مربيان سعي كنند ضمن تعهد و احترام به حرفه خودشان از منابع علمي بيشماري كه امروزه موجود است بهره ببرند. سايتهاي مختلف در اينترنت ميتوانند دانش آنها را به روز كنند و در راستاي پيشرفت جلو ببرند.
کد خبر: ۱۰۱۷۶۵
| | 2251 بازدید
در چند سال اخير مربيگري تيمهاي حاضر در ليگ برتر فوتبال كشورمان را تعداد خاصي از مربيان به عهده داشتند. با وجود اين كه بيش از 9 سال از حرفهاي شدن فوتبال در ايران ميگذرد، اما ليگ برتر هنوز نتوانسته است آن طور كه بايد و شايد بستري مناسب براي پرورش مربيان جوان و معرفي آنها به جامعه فوتبال فراهم كند.به نوشته جام جم؛ برخي مربيان به دليل روابط خاص و قويتر با مديران باشگاهها و تعدادي ديگر به خاطر كسب تجربه در زمينه مربيگري توانستند نامشان را در اين فهرست حفظ كنند.
نگاهي به تيمها و مربيانشان در سالهاي اخير نشان ميدهد كه ليگ برتر ما حداقل 10 مربي ثابت داشته است كه هر فصل از اين تيم به تيم ديگري رفتهاند و جالبتر اين كه برخي از آنها در شرايطي براي هدايت يك تيم انتخاب شدند كه كارنامه موفقي در فصل قبل از آن نداشتهاند، اما باز هم بر پايه اعتماد مديران فرصت پيدا كردند شانس خود را براي كسب موفقيت امتحان كنند.
اهميت دادن مديران باشگاهها به تجربه و شهرت مربي از يكسو و فعاليت بيرويه دلالان و واسطهها براي انتقال برخي مربيان به تيمهاي ليگ برتري از سوي ديگر مهمترين دلايل ايجاد چرخهاي تكراري در انتخاب مربيان است.
در چنين شرايطي ورود مربيان تازهكار به عرصه مربيگري سخت است. مربيان جوان شاغل در ليگ برتر كه تجربه چنداني ندارند، در راه رسيدن به موفقيت با حاشيه و مشكلات زيادي روبهرو ميشوند. همانطور كه فراز كمالوند، حميد استيلي، افشين پيرواني، مهدي تاتار، عليرضا منصوريان و حتي علي دايي به زحمت توانستند خود را بر اين چرخه تحميل كنند، در حالي كه به نظر ميرسد فدراسيون فوتبال ميتوانست در طول اين سالها با فراهم كردن زمينهاي براي پرورش مربيان جوان راه را براي ورود آنها هموار كند.
برگزاري كلاسهاي آموزشي مختلف گرچه لازم است، اما كافي نيست، پيش از هرچيز بايد مديران باشگاهها در اين زمينه توجيه شوند و ضمن اعتماد به مربيان جوان از انتقادهاي احتمالي نترسند. ليگ برتر نيازمند ظهور پديدههايي در عرصه مربيگري است. در اين گزارش به دنبال راهكارهايي براي رسيدن به اين هدف هستيم.
مربيان جوان و توقع سرمربيگري
محمود ياوري كه به عنوان با تجربهترين مربي شاغل در ليگ برتر شناخته ميشود در گفتگو با «جامجم» با اشاره به سطح توقع مربيان تازه كار تصريح ميكند: اين كه چرا طي سالها مربيان جديد زيادي به مربيان قديمي و پيشكسوتان اضافه نشده است به نوع تفكر مربيان جوان برميگردد. بازيكناني كه در سطح ملي بازي كردند انتظار دارند بعد از بازنشستگي بسرعت وارد عرصه مربيگري شوند و تيمهاي برتر را تحويل بگيرند و سرمربي شوند، در حالي كه يك فرد تا شاگردي نكند، استاد نميشود.
وي ادامه ميدهد: همانطور كه يك بازيكن بايد مراحل مختلف را از تيمهاي نوجوانان، جوانان و اميد طي كند تا در تيم بزرگسالان به تجربه و پختگي لازم برسد مربي هم بايد سطح توقع خودش را از ابتدا پايين بياورد و تيمهاي مختلف را تجربه كند تا وقتي به ليگ برتر ميرسد حرفي براي گفتن داشته باشد و بتواند پاسخ مثبتي به اعتماد مديران باشگاهها بدهد. اما در فوتبال ما مربيان جوان خلاف اين رفتار ميكنند و فقط ميخواهند در بهترين تيمها نفر اول باشند و همين باعث ميشود كه دردنياي مربيگري در سطح اول چندان دوام نياورند.
استفاده از علم، تجربه ميخواهد
ياوري به نقش فدراسيون اشاره ميكند و ميافزايد: فدراسيون طي چند سال اخير در زمينه ارتقاي سطح دانش مربيان گامهاي موثري برداشته است. برگزاري كلاسهاي مختلف آموزشي براي تربيت و پرورش مربيان ميتواند موثر باشد، اما تجربه عملي حرف اول را ميزند. مربي تا در بطن كار نباشد و خودش نخواهد كه تجربه كسب كند نميتواند در تيمهاي بزرگ و پرحاشيه موفق باشد. خود من اول در تيم دوم پاس (شهرباني سابق) مربيگري كردم، بعد به جوانان اصفهان رفتم و آنوقت سرمربي ذوبآهن اصفهان شدم. در مجموع بايد بگويم كه مدرك، ضامن موفقيت يك مربي نيست. بايد همهچيز روي اصول باشد، چون استفاده از علم، تجربه ميخواهد.
مربي جوان فرصت ميخواهد
بيژن ذوالفقارنسب، از مربياني كه تيمهاي مختلفي را در ليگ برتر تجربه كرده است عقيده ديگري در اين زمينه دارد. وي در اين مورد ميگويد: به نظر من در يكي دو سال گذشته اتفاقا نسل جديدي از مربيان ظهور كرده است اما اين مربيان احتياج به اعتماد و دوري از حاشيه دارند. معمولا آنقدر براي مربيان جوان حاشيه درست ميكنند و تحت فشارشان ميگذارند كه نميتوانند كارشان را انجام دهند. بايد در اين زمينه خوشبين بود و اميدوارانه به آنها فرصت داد تا به شرايط ايدهآل برسند و نامشان را به ليست مربياني كه در ليگ برتر هستند، اضافه كنند.
ذوالفقارنسب براي ايجاد بستري مناسب در زمينه پرورش مربيان جوان 3 نكته را مورد اشاره قرار ميدهد و ميگويد: اول بايد توجه كرد كه مربي، استعداد و قابليت خوبي در اين زمينه داشته باشد، دوم فدراسيون فوتبال بايد ضمن برگزاري كلاسهاي آموزشي رسمي و كلاسهاي توجيهي، سطح دانش فني مربيان را بالا ببرد و سوم مربيان سعي كنند ضمن تعهد و احترام به حرفه خودشان از منابع علمي بيشماري كه امروزه موجود است بهره ببرند. سايتهاي مختلف در اينترنت ميتوانند دانش آنها را به روز كنند و در راستاي پيشرفت جلو ببرند.
چرخه مربيان خارجي هم محدود است
اما حضور مربيان خارجي در ليگ برتر ايران هم مقولهاي تاملبرانگيز است. در طول اين سالها باوجود اينكه باشگاههاي مختلف بويژه تيمهاي بزرگ از مذاكره با مربياني بزرگ خبر دادند، اما جز در مواردي معدود هرگز موفق نشدند مربيان صاحبنام را به ايران بياورند تا حضور آنها سطح فني مربيگري در ليگ كشورمان را بالا ببرد. ذوالفقارنسب با تاييد اين نكته ميگويد: متاسفانه در 10 سال گذشته مربيكه داراي ظرفيت، توانمندي و دانش فني بالا و حتي مسلط به زبان انگليسي باشد در ليگ ايران شاغل نشده، مربيان خارجي هم گزينههاي محدودي بودند كه بين تيمها جابهجا شدند كه دليل آن هم مشخص است چون در ايران حقوق بالايي به مربيان خارجي داده نميشود. معمولا مربيان طراز اول حاضر به همكاري نشدند، كساني هم كه به ايران آمدند نتوانستند دانشي را به جامعه مربيگري ايران منتقل كنند.
تعداد محدود مربي و مديريت ضعيف باشگاهها
اما شنيدن صحبتهاي يكي از مربيان جديد و جوان هم جالب است، فراز كمالوند كه همراه تراكتورسازي در ليگ برتر حاشيههاي زيادي را تجربه كرد، وقتي با اين سوال مواجه ميشود كه چرا دايره انتخاب مربيان براي باشگاههاي ليگ برتري محدود است و تعدادي از نامها فقط بين تيمها جابهجا ميشوند، ميگويد: من حرف نزنم بهتر است. اما وقتي با اصرار ما مواجه ميشود ميگويد، مشكل از مديريت ضعيف باشگاهها ناشي ميشود، در هيچ جاي دنيا مثل ايران فضاي كار كردن براي مربيان جوان سخت نيست. من در مورد خودم هم حرف نميزنم، مثلا آقاي قلعهنويي كه اتفاقا برخلاف سناش تجربهاش زياد است سال قبل استقلال را قهرمان و اين فصل نيز با سپاهان اين قهرماني را تكرار كرد، اما آنقدر تبعات منفي برايش درست شد كه اصلا نفهميد لذت قهرماني چيست، براي ساير مربيان جوان هم وضعيت همين است.
كمالوند ادامه ميدهد: مربيان چرخه خاصي دارند. اگر اسم من، استيلي و منصوريان كه تازه واردتر بوديم را از بين مربيان درآوريد، عادت شده كه هر سال يك مربي را از يك تيم به يك تيم ديگر ميبرند و بعد اين جابهجاييها را بين همين نامها ادامه ميدهند. جالب اينجاست كه حتي ممكن است يك مربي كارنامه موفقي نداشته باشد اما انتخاب ميشود و از او قهرماني هم ميخواهند. اما از قديم گفتهاند آزموده را آزمودن خطاست. ما از سرمايه انسانيمان نهايت استفاده را نميبريم. دايي را كه بهترين گلزن جهان بوده سرمربي تيم ملي ميكنيم و بعد با آن وضعيت طوري بركنارش ميكنيم كه 11 ماه از خانهاش بيرون نميآيد. يا مثلا امير قلعهنويي 16 بازي در تيم ملي را بدون باخت پشت سر ميگذارد و وقتي در بازي هفدهم با پنالتي به كره جنوبي ميبازد، با آن وضعيت محاكمهاش ميكنيم. اين روال انگيزه مربيان جوان را روز به روز ميگيرد و آن وقت ميپرسند چرا مربيان جديد فعال نيستند در حالي كه به نظر من اصلا فضاي كار كردن مناسب نيست.
عدم اعتماد مديران به مربيان جوان
اما مشكل ديگري هم از ديدگاه كمالوند وجود دارد و آن اعتماد به مربيان است. كمالوند تصريح ميكند: بكن باوئر هم يك روز سال اول مربيگرياش بوده است و بعد از 10، 12 سال بالاخره شد بكنباوئر، بايد مديران ما باور كنند كه فقط همين 10 نفر نيستند كه ميتوانند مربيگري كنند. در اين كشور با اين همه علاقهمند به فوتبال ميتوان مربيان تواناي زيادي پيدا كرد. من به هيچ عنوان منكر ارزش مربي پيشكسوت نيستم. مربياني مثل آقاي ياوري سرمايه مربيگري ما هستند، اما اين دايره نبايد آنقدر تنگ باشد كه حتي مربي جديدي كه ميخواهد كار كند را پس بزند. خود من اگر تراكتور به من اعتماد نميكرد، الان كمالوند شاغل در ليگ برتر نبودم. اين مساله در دنيا حل شده است. آدمي مثل مورينيو كه در عمرش فوتبال بازي نكرده با اعتماد مديران بهترين مربي جهان ميشود و جاي اين اعتماد در فوتبال ما خالي است.
بقاي مديران مهمتر از موفقيت مربيان
رسول كربكندي در اين مورد ميگويد: به نظر من چيزي كه باعث شده در اين سالها مربيان جديدي ظهور نكنند خطر نكردن مديران است، چون اگر آنها مربي نام آشنايي را به خدمت بگيرند و ناكام بمانند، كمتر مورد انتقاد قرار ميگيرند. مديران بيشتر دنبال تفكرات گذشته هستند مثلا اگر كسي مثل منصوريان بيايد و نتيجه نگيرد، تفكر مديران را به هم ميريزد و آنها سراغ نامهايي ميروند كه قبلا تجربه كردند. آنچه باعث بقاي يك مربي جديد ميشود عملكردش است، اما بايد فضاي كار كردن هم مهيا باشد.
وي ادامه ميدهد: در فوتبال نتيجهگراي ما مديران بيشتر به فكر بقاي خودشان هستند. من خودم 2 سال بيرون بودم و مربيگري نكردم. وقتي به صبا آمدم چون تيم نتيجه گرفت ماندم. بنابراين براي مربيان باتجربه هم نتيجه گرفتن و عملكرد تاثير دارد. مربيان بايد صبور باشند و ميدان را خالي نكنند. اگردر خيلي از موارد بپذيرند كه در تيمي نفر دوم باشند پيشرفت ميكنند و خودشان را به مديران نشان ميدهند و ثابت ميكنند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


