كاپيتان آرژانتين: انتقادهاي بيرحمانه از مسي منصفانه نيست
من هميشه كلود ماكلهله فرانسوي را الگوي خود قرار دادهام. تصورم اين است كه او همانطور به مقتضيات و مشخصههاي اين پست نگاه و فكر ميكند كه من نگاه ميكنم و هر 2 وظايف مشابهي را براي بازيكنان حائز اين پست قائليم. چند بار هم روبهروي او بازي كردهام و هر مرتبه ارادتم به وي بيشتر شده است. در بين هموطنانم از ماتياس الميدا و ديهگو سيمونه چيزهاي زيادي را ياد گرفتهام و از لئوناردو استرادا نيز همينطور.
کد خبر: ۱۰۰۹۹۲
| | 4084 بازدید
يكي از عجيبترين اقدامات و نقطهنظرات ديهگو مارادونا، رويكرد وسيع وي به خاويير ماسكرانو بوده است. به واقع از همان اواسط پاييز 2008 كه كاپيتان و ستاره سابق تيم ملي فوتبال آرژانتين در يك گزينش بسيار غريب و نهچندان عقلايي از جانب فدراسيون اين كشور به عنوان سرمربي اين تيم منصوب و جانشين الفيو باسيله مستعفي شد ماسكرانو را به عنوان كاپيتان جديد آرژانتين تعيين كرد و تا اين لحظه نيز پاي اين انتخاب مانده و در دور پاياني جام جهاني پيش رو نيز بازوبند را بر دست او خواهد بست. مارادونا تا به آن حد پيش رفت كه متذكر شد تيم آرژانتين از ديدگاه او از ماسكرانو و 10 نفر ديگر شكل ميگيرد و گفت تنها بازيكن هميشه ثابت در تركيب تيم ملي ماسكرانو است و هر كس ديگري و حتي ليونل مسي قابل تغيير و تعويض است.به نوشته جام جم و به نقل از سایت فیفا؛ ماسكرانو 27 سال دارد و 7 سال است كه پيراهن ملي را تن كرده و البي سلسته مثل تيم باشگاهي او ـ ليورپول انگليس ـ همواره از خدمات متنوع وي و بويژه سختكوشي و جنگندگي پايانناپذير او بهرهمند شده است. در حالي كه آرژانتينيها هميشه به بازيهاي فني و زيبا و توام با مهارتهاي بالاي تكنيكي و هنري اين ورزش مشهور بودهاند، ماسكرانو الگوي فوتبال اروپايي را پياده ميكند كه مبتني و متكي بر دوندگي و مديريت توپ و ميدان و ارسال پاسهاي سريع و مكرر و پرهيز از كار فردي با توپ است؛ اما اين بازيكن متفاوت با سنن آمريكاي جنوبي، در حرفهايش درست و حسابگر نشان ميدهد و ديدگاههاي هوشمندانهاي دارد.
توقعات از تيم ملي فوتبال آرژانتين كه پس از نمايش تاسفبار اين تيم در دور مقدماتي جام جهاني 2010 بشدت پايين آمده بود، بعد از پيروزي چندي پيشتان در برابر تيم ملي آلمان در ديداري دوستانه مجدد بالا رفته است. آيا اين را صحيح ميدانيد؟
جاي تعجب ندارد. در فوتبال مثل ديگر ورزشها نتايج حرف نخست را ميزند و با يك برد يا باخت، وضعيتتان زمين تا آسمان فرق ميكند. براي من مهمتر از همه اين است كه آرژانتين بازيكنان توانايي دارد كه اگر از آنها بهترين بازيها گرفته شود و بدرخشند، آرژانتين پاي قهرماني در آفريقاي جنوبي خواهد بود؛ چيزي كه البته هيچ اثري از آن در مرحله انتخابي جام رويت نشد.
عدهاي ميگويند خيلي بهتر است كه به عنوان مدعي اصلي جام پا به ميدان نگذاريد، زيرا ميتوانيد بدون اين كه زير ذرهبين باشيد، بدرخشيد و غافلگيرانه به فينال برسيد و تا چنان روزي هيچ كس كاري به كار شما نخواهد داشت.
مهمتر از مسالهاي كه شما گفتيد، نوع عملكرد يك تيم در طول زمان برگزاري مسابقههاست؛ اين كه چطور از يك مسابقه تا ديدار بعدي پيشرفت ميكند و چگونه بازي به بازي بهتر يا بدتر ميشود. آنچه پيش از شروع جام جهاني درباره تيمها ميگويند، در قبال آنچه واقعا در جريان مسابقهها روي ميدهد، رنگ و نمايي ندارد مگر اين كه هر دو يكسان و در يك سطح باشند. اينك ـ پيش از شروع جام ـ اكثريت متفقالقولند كه هيچ تيمي به اندازه اسپانيا و برزيل شانس قهرماني ندارد، اما همه ميدانيم وقتي يك دوره جام جهاني شروع ميشود انواع شگفتيها روي ميدهد و هر اتفاقي متصور است. معمولا قهرماني به تيمهايي ميرسد كه جام را بد و ضعيف شروع ميكنند و بتدريج بهتر و قويتر ميشوند. ايتاليا، جام 2006 را مثل معمول بد شروع كرد، ولي به آرامي پيشرفت كرد و قهرمان شد و حتي برزيل 2002 در مرحله نخست حريف فوقالعادهاي نشان نميداد. فرانسه در سال 1998 نيز همين طور، سرآمد آنها ايتالياي 1982 بود، بنابراين برآورد كار پيش از شروع مسابقهها يك گمانهزني كاملا فاقد اشتباه نيست و معمولا تغييراتي در آن حادث ميشود.
شما پيش از يك بازيكن آرژانتيني، يك بازيكن تيمي هستيد و سلاح اصليتان مشاركت در بازي گروهي است. آيا پيشرفت در ويژگيهاي فردي برايتان اهميتي ندارد؟
بديهي است كه اهميت دارد. حتي وقتي روي بازيهاي تيمي تمركز و در اين زمينه كار كنيد، خواه ناخواه قابليتهاي فرديتان را نيز بالا ميبريد، زيرا كاملتر و بهتر از گذشته ميشويد و چيزهايي را به بازي خود ميافزاييد. من 2 وظيفه در ميدان مسابقه دارم. يكي اين كه كارهاي فردي لازم و رايج در هر دقيقه مسابقه را انجام بدهم و دوم اين كه در چارچوب كار تيمي حركت كنم. يادتان باشد كه فوتبال در نهايت و هميشه يك بازي گروهي است و نه فقط يك نمايش فردي توام با دريبلزني و حركات چشمنواز.
ديهگو مارادونا در يكي از اولين اقداماتش پس از انتخاب شدن به عنوان سرمربي آرژانتين، شما را به عنوان كاپيتان تيمش برگزيد و پاي اين گزينش هم مانده است. چه احساسي در اين خصوص داريد؟
شكي نيست كه كاپيتاني تيم ملي كشورتان بالاترين افتخار ممكن است و در عين حال سختترين كار هم هست، زيرا اگر از عهده كار برنياييد، بدون هيچ رودربايستي كنارتان ميگذارند. شخصا گمان ميكنم ملزومات و شروط تصدي اين پست را دارم، زيرا 4 سال است در اروپا بازي ميكنم و پيشينه حضور در جامجهاني قبلي را هم دارم و نسبت به آن موقع پختهتر شدهام.
از كسب تجربه گفتيد، جامجهاني 2006 و حذف شدن در مرحله يكچهارم نهايي آن چه چيزهايي را به شما ياد داد؟
تا آن زمان هنوز در آمريكاي جنوبي بازي ميكردم، بنابراين تجربه رويارويي با امثال دروگبا و روني در انگليس را نداشتم. بازي در اين 4 سال در ليگ انگليس و جام باشگاههاي اروپا درسهاي زيادي به من داده است كه آنها را با خود به آفريقاي جنوبي خواهم برد. نه فقط من، بلكه كل نفرات تيم ملي آرژانتين با تجربه بيشتري نسبت به گذشته به جامجهاني نوزدهم پا خواهند گذاشت.
در پست خودتان (هافبك وسط دفاعي) كدام بازيكنان را بيشتر ميپسنديد؟
من هميشه كلود ماكلهله فرانسوي را الگوي خود قرار دادهام. تصورم اين است كه او همانطور به مقتضيات و مشخصههاي اين پست نگاه و فكر ميكند كه من نگاه ميكنم و هر 2 وظايف مشابهي را براي بازيكنان حائز اين پست قائليم. چند بار هم روبهروي او بازي كردهام و هر مرتبه ارادتم به وي بيشتر شده است. در بين هموطنانم از ماتياس الميدا و ديهگو سيمونه چيزهاي زيادي را ياد گرفتهام و از لئوناردو استرادا نيز همينطور.
ليونل مسي هموطن مشهورتان اين روزها در اروپا غوغا ميكند. شما و همتيميهايتان چه ميتوانيد بكنيد كه او در بازيهاي ملي و به واقع در جامجهاني هم بدرخشد و هماني باشد كه در بازيهاي باشگاهي براي بارسا نشان داده است.
كافي است در سطح خودمان ظاهر شويم و توان ذاتياي را كه داريم، ارائه كنيم. در دور مقدماتي جامجهاني نوزدهم هيچيك از ما همانطور بازي نكرديم كه در توانمان هست و چون از ليونل مسي بيش از همه ما توقع و انتظار ميرود و او هم نتوانست بدرخشد، بيشترين انتقادها متوجه وي شد كه فكر ميكنم اين منصفانه نباشد. مسي گاهي براي تيم ملي آرژانتين هم عالي كار كرده، ولي اين نمايشها از ياد مردم رفته است. من ميتوانم بازيهاي المپيك پكن و مسابقههاي كوپا آمريكا 2007 را به عنوان محلهاي درخشش وي طي سالهاي اخير معرفي كنم.
مارادونا گفته است از حالا شما را در روز فينال جامجهاني پيشرو در حالي در ذهن خود ميبيند كه جام قهرماني را در دست داريد و صحنهاي را تكرار ميكنيد كه براي خود وي در جامجهاني 1986 مكزيك روي داده بود.
نميدانم. اميدوارم همينطور شود. مهم نيست در چنان روزي من به عنوان كاپيتان آرژانتين جام را سر دست ميگيرم يا كسي ديگر، اصل قضيه، قهرمان شدن ماست. كشور ما به اين موفقيت واقعا احتياج دارد و هيچچيز ديگري نميتواند با آن برابري كند.
تيم باشگاهيتان ـ ليورپول ـ امسال هم مثل فصل پيش بسيار بد كار كرده است. دليل آن چيست؟
برخي بداقباليها و مصدوميتهاي مكرر ياران كليديمان مثل تورس، جرارد و در درجاتي پايينتر اسكرتل و «اگر» باعث شد تداوم لازم را نداشته باشيم. ما هيچگاه نتوانستيم نمايشهايي را كه توان و ظرفيت ارائه آن را داريم، واقعا عرضه كنيم.
هم تيمي اسپانياييتان فرناندو تورس در برخي هفتهها در ليورپول بسيار خوب ظاهر شده و به عنوان عضوي از تيم ملي اسپانيا از مدعيان اصلي قهرماني در آفريقاي جنوبي است. اين طور نيست؟
ما هميشه مديون گلهاي حساس او شدهايم. او بازيكن خاص و توانايي است و قدرت و فن را به يك اندازه در اختيار دارد. بديهي است كه او در صورت پرهيز از مصدوميتي جديد، از بازيكنان شاخص جامجهاني 2010 خواهد بود.
آيا قصد بازگشت به صحنه فوتبال باشگاهي در قارهتان (آمريكاي جنوبي) را نداريد؟
براي حداقل سه چهار سال ديگر در اروپا ميمانم و پس از آن شايد به آمريكاي جنوبي برگردم. موقعي كه چنين كنم دوباره به ريورپلاته آرژانتين خواهم پيوست؛ به تيمي كه امكانات و امتيازات زيادي را به من بخشيد و هميشه به من لطف داشت.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


