تور دوچرخهسواري نه در سطح بينالمللي بود و نه در شأن رياست جمهوری
يكي از رخدادهاي مهم ورزشي در كشور طي سالهاي اخير برگزاري تور بينالمللي دوچرخهسواري رياست جمهوري بود كه از نگاه ملي و بينالمللي آثار و پيامدهاي مثبتي را براي ورزش كشور به ويژه رشته مفرح و مردمي دوچرخهسواري به ارمغان آورده بود. تاريخ شروع برگزاري اين تور به آخرين سال رياست واعظ آشتياني در فدراسيون دوچرخهسواري برميگردد.
به نوشته گل؛ در سال 87 بود كه وي با كمك و حمايت علي انصاري (قائممقام وقت فدراسيون دوچرخهسواري) توانست براي اولين بار برگزاري اين تور را پايهريزي و به نحو خوبي اجرا كند. در سال بعد علي انصاري كه خود مسووليت فدراسيون را به عهده گرفته بود به، پشتوانه تجربه برگزاري اولين دوره اين تور، با جلب همكاري هر چه بيشتر ساير نهادهاي ذيربط و استفاده از منابع مالي بخش خصوصي، سطح كيفي اين تور را ارتقا داد و خيلي زود زمزمه رساندن اين تور به سطح تورهاي جهاني نظير «تور دوفرانس» را در جامعه ورزش به ويژه دوچرخهسواران مطرح كرد.
حضور تعدادي از معاونين رياست جمهوري و مديران ارشد كشوري و لشكري و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در مراسم اختتاميه دومين دوره تور بينالمللي دوچرخهسواري رياست جمهوري نيز همگي حاكي از حمايت كمنظير مسوولان از اين رخداد ورزشي بينالمللي در كشورمان بود. برگزاري موفقيتآميز اين تور از يك سو در سطح ملي موجب افزايش توانمنديهاي داخلي، تقويت روحيه ورزشكاران و اعتماد به نفس در دوچرخهسواران، ايجاد نشاط و شادابي در علاقمندان به اين ورزش و خروج اين رشته از انزوا و تقويت نگاه رسانهها و افكار عمومي به دوچرخهسواري شده بود و از سوي ديگر از لحاظ بينالمللي نيز موجب اثبات توانمنديهاي ايران عزيز در برگزاري موفقيتآميز تورهايي در سطح جهاني و مطابق با استانداردهاي روز دنيا و تحسين مقامات فدراسيون جهاني دوچرخهسواري شده بود و ورزشكاران خارجي حاضر در تور به وضوح از سطح كيفي آن ابراز رضايت كرده و با خاطرهاي خوش ايران را ترك ميكردند.
به همين دليل نيز از مدتها قبل خبر ميرسيد كه سومين دوره اين تور در سال جاري با حضور چشمگير ورزشكاران و تيمهاي خارجي برگزار خواهد شد و همين هم شد چرا كه اگر غير از اين ميشد بايد شك ميكرديم زيرا تجربه دو دوره برگزاري مطلوب اين تور نزد شركتكنندگان خارجي، خاطره و سابقه خوبي را در اذهان آنها بر جاي گذاشته بود و آنها كه بي خبر از جابهجاييهاي غيرمنطقي در سطح مديريت فدراسيون دوچرخهسواري و اوضاع نابسامان اين فدراسيون بودند، طبيعي بود كه دوباره براي شركت در اين تور مشتاق باشند و هم ديگران نيز سعي كنند از شركت در اين تور غافل نمانند.
...و اما متاسفانه همانگونه كه از برخي اخبار و شواهد و قراين برميآمد، در سومين دوره تور بينالمللي دوچرخهسواري رياستجمهوري، همان شد كه نبايد ميشد. از ابتداي ورود برخي تيمها به كشور مشكلات نمايان شد و در برگزاري هر مرحله از تور ضعف و ناهماهنگي و نارساييها يكي پس از ديگري دردسرساز شد و اينجا بود كه در توري كه از لحاظ اعتبار ملي نشان رياستجمهوري را يدك ميكشيد و از لحاظ امكانات و استانداردها ادعاي بينالمللي بودن داشت،عملا نتوانست خود را شايسته هيچ يك از اين القاب و عناوين پرطمطراق نشان دهد و حتي در سطح ملي و يا استاني نيز نبود.
ايرادات و ضعفهاي ريز و درشت اين تور به حدي بود كه حتي رسانههاي حامي دولت و يا وابسته به نظام نيز مانند خبرگزاريهاي فارس و مهر و يا روزنامههاي كيهان و جوان نيز نتوانستند چشمان خود را بر آن ببندند و برخي از اين نارساييها را بازتاب دادند. در نهات انکه بر خلاف سال گذشته، مجموعه ان ضعفها موجب شد مراسم اختتامه ان تور در سال جار بدون حضور هچک از معاونن راست جمهور و ا مقامات نزدک به او و حت در غاب تمها خارج، تنها با حضور مقامات ارشد فدراسون دوچرخه سوار در ک از رستورانها برگزار گردد.
بنابراين، آنچه ميتوان نتيجه گرفت اين است كه رييس ورزش كشور به دلايل غيرمنطقي و تنها به صرف تمام وقت بودن، فردي را كه تنها يك ورزشكار بوده و فاقد صلاحيت لازم براي پستهاي مديريتي كلان بوده و در سوابق خود هيچگونه تجربه مديريتي آن هم در سطح بينالمللي نداشته، براي مديريت فدراسيون دوچرخهسواري انتخاب كرد و اينگونه با برگزاري بسيار ضعيف يك تور بينالمللي، اعتبار ملي به حراج گذاشته شد.
اينك كه سومين دوره تور بينالمللي دوچرخهسواري به پايان رسيده است، از منظر خيرخواهي و عمل به رسالت مطبوعاتي، وظيفه خود ميدانيم نگاه و نظر دلسوزان و دوستداران كشور را معطوف و متوجه سال آينده و دوره بعدي اين تور كنيم. نقل قول معروفي است مبني بر اينكه «جلوي ضرر، هر جا گرفته شود فايده است» و ما به استناد اين قول عقلي و عملي، ضمن ابراز تاسف از افت جايگاه و سطح برگزاري اين تورنمنت بينالمللي، بدون آنكه قصد تمجيد يا تخريب مسوول يا شخصي را داشته باشيم، وظيفه حرفهاي و ملي خود را «هشدار» ميدانيم و اميدواريم در شرايط خاص حاكم بر ورزش كشور، گوش شنوايي هم براي شنيدن هشدارهاي دلسوزانه وجود داشته باشد.


