اعتماد بنفس زياد زن، بدبختي آفريد
وطن امروز نوشت:
زن جواني به واحد مشاوره كلانتري 14 گلسار رشت مراجعه کرده و داستان زندگياش را گفت و خواهان كمك جهت حل مشكلش شد. اين زن جوان به مشاور گفت: از اعتماد بنفس بالايي برخوردار بودم و شكست ديگران را ناشي از كمبود اعتماد بنفسشان يا تنبلي آنان مي دانستم و به خود ميباليدم چرا كه آينده خوبي پيش روي خود ميديدم.
وي ادامه داد: آغاز تحصيل دانشگاهيم در رشته حسابداري اين عقيده را در من تقويت كرد كه دارم به موفقيت خود نزديك ميشوم. در اين زمان بود كه با پسري دانشجو و كارمند بانك آشنا شدم. اين روند به مدت 2 سال ادامه داشت تا اينكه روزي با اتومبيلش جلوي منزلشان رفتيم.
وقتي رسيديم او به من گفت میخواهد از خانه چيزي بردارد و از من خواست تا به همراهش به داخل منزل بروم. به علت اصرار زياد به داخل خانه رفتم كه ناگاه به من حملهور شد و آن چيزي كه نبايد، اتفاق بيفتد افتاد.
زن جوان افزود: از آن روز به بعد روابط او با من سرد و سردتر شده و من نيز جريان را فقط به خواهرم بازگو كردم و پدر و مادرم نيز نفهميدند. تا 4 ماه بعد از اين موضوع كه با مراجعه به پزشك فهميدم باردار هستم بالاجبار موضوع را با پدر و مادر مطرح کردم و متعاقب آن به همراه خانواده به نزد او رفتيم.
او در ابتدا موضوع را انكار ميكرد و با كمال خونسردي ميگفت: بچه متعلق به او نيست و براي خود دلايلی آورد از جمله اینکه 13 سال است متأهل بوده و بچهاي ندارد. زن جوان در حالي كه آهي ميكشيد، گفت: بعد از اين موضوع فهميدم كه چه اعتماد به نفس بيهودهاي داشتهام و با شخصي متاهل ارتباط دوستي برقرار کرده بودم. وي در ادامه توضيح داد: وقتي كه تهديد ما را از طريق مجاري قانون ديد قبول کرد كه مرا صيغه کند، و با توجه به اينكه از نظر مالي مرفه است در خانه اجارهاي كوچكي مرا اسكان دهد.
زن جوان به مشاور گفت: با توجه به اينكه الان فرزندم 2 ساله است او ميخواهد صيغهاش را فسخ كند و نيز ميگويد با توجه به اينكه همه اموال منزل متعلق به خانمش است چارهاي جز اين ندارد و حتي حاضر است بچه را نيز به من بدهد. زن كه دنيا را براي خودش تيره و تار ديده به خانم مشاور گفت: تو را به خدا كمكم كنيد، درصورت فسخ صيغه هيچ جايگاهي در جامعه نخواهم داشت. خانم مشاور در اجراي خواسته اين زن جوان، شوهرش را به كلانتري دعوت کرد. بعد از حضور وي و صحبت و نقد و بررسي موضوع قرار شد كه او موضوع را با همسرش مورد بررسي قرار دهد و از او بخواهد كه همسر دوم و فرزندش را نيز بپذيرد و... .
حرفی ندارم جز سکوت.



