آرزوی رهبر انقلاب برای قدم زدن در راسته کتابفروشها
یکبار ایشان در جلسهای گفتند: «یکی از چیزهایی که همیشه حسرتش را میخورم و به خاطر اقتضائات رهبری نمیتوانم به سراغش بروم، قدم زدن در همین راستهی کتابفروشیهاست! کاش میشد...»
به گزارش خبرآنلاین، نویسنده سفرنامه «داستان سیستان» 10 روز با رهبر انقلاب در سفر به استان سیستان و بلوچستان، درباره چرایی قبول نگارش این سفرنامه با وجود نگارش رمان «من او» با دایره مخاطب گستردهاش گفت: وقتی یک نویسنده وارد حرفه نوشتن میشود، هیچکدام از اقلیمهای قلم را اقلیم تخصصی خود فرض نمیکند؛ بلکه همه اقلیمهای مختلف قلم، فضای تجربه اوست. برای من هم این اقلیم، اقلیم تازهای بود؛ و بهطور طبیعی طبعآزمایی در این زمینه، برایم یک تجربه جدید بهحساب میآمد. کلاً ورود به چنین اقلیمی در کشور ما متأسفانه جایگاه درخوری نداشته است؛ این به دلیل ترجمه غلط روشنفکری در ایران بود.
وی ادامه می دهد: در ایالات متحده، «الیور استون» میتواند به سادگی و راحتی به کوبا برود و مستندی راجع به کاسترو که در نظر مخاطب سیاستنشناس آمریکایی بهعنوان بزرگترین دشمن ایالات متحده شناخته میشود، بسازد؛ و نه در هالیوود تحریم شود و نه در جای دیگر. همه میفهمند که این بهطور طبیعی یکی از وظایف اوست و کار عجیب و غریبی انجام نداده. این تحمل اهل فرهنگ یک کشور در مورد دشمن سیاسیشان است. در ایران متأسفانه فضای روشنفکری ما به شکلی بوده که هیچ زمان چنین تحملی بهوجود نیامده است. بنابراین نوشتن در حوزه و درباره کسی که فارغ از عُلقههای ما، بهعنوان یکی از بزرگترین شخصیتهای سیاسی دنیا مطرح است، مسئلهساز و پرسشبرانگیز خواهد بود.
امیرخانی در همین زمینه توضیح میدهد: من شکستن این فضا را جزء وظایف خودم میدانستم؛ بدون شک. به همین دلیل میگویم فارغ از علاقه ما به شخص رهبری، اگر روزی مثلاً جرج بوش هم از من میخواست در سفری همراهیاش کنم، قطعاً برای یک تجربه تازه، با او در سفر همراهی میکردم. آن هم میتوانست یکی از اقالیم قلم باشد. من فکر میکنم مخاطب به نویسندهاش پول میدهد تا نظر او را بخواند و نگاه او را درباره یک موضوع ببیند. الزاماً نظر تخصصی نویسنده در این قضایا مطرح نیست. بلکه نگاه ویژه او که مورد نظر مخاطب است، این گونه را متمایز میکند. دادن نظر تخصصی درباره سیاست، کار همچو منی نیست اما نگاه خاص داشتن، حتماً انتظار درست مخاطب از من است.
امیرخانی در این گفتگوی مفصل که با سایت دفتر نشر آثار رهبر معظم انقلاب انجام داده است، درباره ناگفتههایی که نتوانسته در کتاب بیاورد، میگوید: آشنایی و برخورد نزدیک من با ایشان از همین ماجرای داستان سیستان شروع شده؛ قبل از آن من با ایشان آشنایی نزدیکی نداشتم. آنچه هم در سیستان دیدهام، نوشتهام و دلیلی نداشته که خاطره خوبی داشته باشم و ننویسم. آنهم وقتی کتاب میخواهد گردآوری خاطرات خوب این سفر باشد. بعدتر، البته چیزهای زیادی بوده که شاید خیلی باارزش هم باشد
وی ادامه میدهد: یکبار ایشان در جلسهای گفتند: «یکی از چیزهایی که همیشه حسرتش را میخورم و به خاطر اقتضائات رهبری نمیتوانم به سراغش بروم، قدم زدن در همین راسته کتابفروشیهاست! کاش میشد...»


