عصر بارسا کماکان ادامه دارد
وطن امروز؛ 1- حساب هواداران پر و پا قرص اینتر جدا؛ تودهای که چند دهه زیر هیمنه آمیخته به کالچوپولی میلان و یووه تنها نظارهگر جام ربودن آنها بودند و در میان خودشان تنها معدود افراد مسنی را پیدا میکردند که از آخرین قهرمانی نرآتزوری در اروپا خاطرهای را به یاد دارند. اگر آنها پس از شکست یک بر صفر برابر بارسا از فرط خوشحالی تا حوالی کره ماه هم به آسمان برخاسته باشند باز هم حرجی بر آنها نیست، چرا که قدم گذاشتن به فینال لیگ قهرمانان، رویایی بود که چند نسل از طرفداران اینتر شبها با آن خوابیدند و هرگز خوابشان تعبیر نشد مگر حالا با آنتی فوتبال ژوزه مورینیو!
2- از این رو اگر کسی در وضع موجود با آنها صحبت از کیفیت، روح فوتبال و فلسفه بازی تماشاگر پسند کند به مثابه بالرینی است که برای یک معلول که بتازگی توانایی راه رفتن را به«هر ترتیبی» به دست آورده از فضیلت باله صحبت میکند. اینتر به«هر ترتیبی» از سد بارسا گذشت بنابراین نمیتوان برای طرفداران آنها حرف از روح فوتبال زد و پیروزی تاریخیشان را بهرغم پذیرفتن شکست در نوکمپ به استهزا کشید. آنها اگر در برنابئو هم مغلوب مونیخیها شوند باز آنقدر از حضور در فینالی که چند دهه انتظارش را میکشیدند مسرورند که شاید همپای تیم برنده به دنبال جام بدوند و همانند مورینیو در نوکمپ شادمانی کنند.
3- مختصات روحی فعلی اینتر و هوادارانش دقیقا همانی است که گفته شد بنابراین تنها به آنها میتوان تبریک گفت و گفت: شکست دادن بارسا در مجموع 2 بازی رفت و برگشت کار بزرگی بود که تنها شما توانستید در 2 فصل اخیر آن را انجام دهید. پا گذاشتن در سرزمین آرزوهایتان گوارای وجودتان.
4- اما با عبور از تیفوسیهای نرآتزوری آیا این پیروزی را میتوان به مخالفان بارسا که تنها آرزوی باخت این تیم را داشتند، تبریک گفت؟ برداشتن پلاکاردی با این عنوان که عصر بارسائیسم پایان یافت چه جوابی میتواند داشته باشد؟ آنچه اینتر در نوکمپ ارائه داد چه شباهتی به یک عصر دارد که ورود آن را میتوان ابطال عصر بارسا دانست؟ اینکه با جمعی از مدافعان کهنه کار که مجموع تجربهشان به اندازه کتاب تاریخ فوتبال قطور است(زانتی،لوسیو والتر ساموئل) و با ارائه آن فوتبال که چلسی (و بعدها اینتر) باید سالها تلاش کند تا اثرات چندشآورش را از رگهایش بزداید از سد بارسا گذشتن آنقدر کارستان نیست که کار چشم نوازترين تیم جهان را پایان یافته بدانیم.
5- بارسا به اینتر باخت و حذف شد اما زمانی عصر بارسا پایان میپذیرد که آنها با ارائه چنین فوتبالی که ژوزه پرچمدارش است به برنابئوها برسند. اینکه اینتر در شب نوکمپ موفق شد بالرین زیبا را فلج کند و با تاکتیکهای هوشمندانه مورینیو از بارسا تیمی بسازد بدون موقعیت گل، یک واقعیت است با طعم تلخ برای طرفداران کاتالان و کلا پیروان فوتبال زیبا. اما این پایان کار یک عصر نیست و زمانی بارسا براستی نابود میشود که درهای لاماسیا (معدن بازیکن سازی اش) را ببندد و برای قهرمانی در لالیگا تنها برای یک فصل بیش از 250 میلیون یورو هزینه کند. زمانی بارسا میمیرد که برای رسیدن به یک آرزوی نیمقرنی به مثابه اینتر(فینال لیگ قهرمانان) 90دقیقه تمام، تمام قد دفاع کند، تمارض به مصدومیت کند، دروازهبانش با تعللهای فراوان اخطار بگیرد و دست آخر با خطخطی کردن یک تابلوی زیبای نقاشی که پیش از این سربازان زیادی از آن محافظت میکردند، مدعی شود صاحب سبک تازهای در هنر شده است!


