منصوريان مثل فركی
تهران امروز؛ عليرضا منصوريان، كاپيتان سابق استقلال تهران و مربي ناكام پاس همدان در فصل جاري در فاصله يك قدمي تيمملي قرار دارد و اينطور كه از شواهد و قرائن پيداست بايد از حالا او را دستيار قطبي تلقي كرد.
اگرچه شخصيت عليرضا منصوريان در فوتبال ايران همواره آميخته با احترامي عميق بوده و بيشتر هواداران فوتبال اعم از قرمز و آبي و رنگهاي ديگر او را به خاطر موفقيتها و خلقوخوي نيكويش ستايش كردهاند اما به نظر ميآيد در مورد شخصيت تازه منصوريان در قامت مربي تيمملي اندكي بايد تامل كرد. نخست ماجراي انتخاب يك دستيار براي تيمملي است كه تا حدي اذهان جستوجوگر و اهل نقد و تحليل را ميآزارد.
هر چند بسياري از اهالي فوتبال از حضور يك دستيار ايران در كنار مربي تيمملي به عنوان يك ضرورت نام ميبرند اما چنين به نظر ميرسد كه كادر فني آن را به عنوان يك امر اجباري و تحكمآميز تلقي كرده و به نوعي در صدد خنثي كردن آن با شيوهاي متفاوت است. پروسه انتخاب عليرضا منصوريان آنچنان كه روشن است به توصيه اصغر حاجيلو و تاييد افشين قطبي صورت پذيرفته و چنين به نظر ميرسد كه سرمربي تيمملي علاقهاي به دعوت از يك مربي باتجربه و كارنامهدار ندارد.
شايد هم مربيان بزرگ به دعوت فدراسيون يا كادرفني براي دستياري تيمملي لبيك نگفته باشند. با اين حال هر چه هست انتظار ميرفت كه در جلسه ديروز كميته فني فدراسيون فوتبال در اين مورد بحث دقيق و عميقي صورت پذيرد. ديروز اما در خروجي خبرگزاريها درج شد كه تكليف منصوريان در جلسه بعدي كميته فني مشخص ميشود اما گفتوگوي تهرانامروز با يكي از اعضاي تازه وارد كميته فني نشان ميداد كه منصوريان قطعا دستيار قطبي خواهد بود و در جلسه آينده تنها به علني كردن اين تصميم خواهد گذشت.
حسين كلاني در گفتوگو با تهرانامروز صراحتا گفت كه از بين اعضاي كميته فني كسي مخالف منصوريان نبوده و به اين ترتيب ميتوان نتيجه گرفت كه انتخاب او قطعي است. طبيعتا چنين انتخابي براي منصوريان بسيار دلپذير و مطلوب خواهد بود و در مقابل انتقادها از تك و تا نخواهد افتاد اما عجيب اين است كه چرا كميته فني زير بار چنين تصميمي رفته است؟
ماجراي حضور يك مربي داخلي به عنوان دستيار سرمربي در تيمملي يك نمونه قابل اعتناي ديگر دارد كه با فضاي امروز شباهتهاي ويژهاي دارد. در دوران حضور برانكو ايوانكوويچ در تيمملي، يكي از دغدغههاي هواداران اين بود كه چرا در كنار برانكو از يك چهره شاخص استفاده نميشود؛ در آن روزها بسياري از هواداران فوتبال حضور حسين فركي در كادر فني را برنميتافتند و او را فاقد استانداردهاي لازم ميديدند.
بيترديد شخصيت حسين فركي و موفقيتهاي او در زمان بازيگري مقوله ديگري است كه با طرح اين موضوع خدشهاي به آن وارد نميشود اما در مورد فركي مربي، ميتوان گفت كه او تجربه لازم براي هدايت يك تيم مهم را نداشته و به همين دليل همواره با انتقاد شديدي مواجه بوده است.
چنين بود كه پس از پايان كار برانكو در ايران، حسين فركي هم چارهاي جز خانهنشيني نيافت و هيچ تيم ديگري براي سپردن نيمكت از او دعوت به عمل نياورد. در واقع فرصت بسيار خوب كار با برانكو نصيب كسي شد كه بعدها خروجي مشخصي براي فوتبال ايران نداشت. اصلا به دليل همين مخالفت عمومي بود كه او حتي فرصت بروز تواناييها و دانش اكتسابياش در دوران تيمملي را به دست نياورد.


