كفاشيان را از زجر رياست فدراسيون خلاص كنيد
ميراث قدرتطلبي علي آبادي
علي كفاشيان انسان خوب و سالمي است و قهرمان ورزش هم بوده ولي بدون تعارف توان رياست و اداره فدراسيون فوتبال را ندارد. او توانايي منحصر به فردي در خروج از بحرانها دارد و با چند خنده مليح، چند جمله طنز و پشت هم اندازي ميتواند حتي بحران ناكامي ورزش ايران در المپيك را هم پشت سر بگذارد ولي آيا اين روش براي به مقصد رساندن بار فوتبال كفايت ميكند؟
کد خبر: ۹۲۶۰۴
| | 4056 بازدید
گل؛ 1) علي كفاشيان انسان خوبي است. در دوران جواني عضو تيمملي دووميداني بوده و بعد از پايان دوران قهرماني هم وارد عرصه مديريتي شده است. او يك مدير مالي توانا است كه خدماتش در بخش ارزي بانك مركزي مويد اين نكته است. اما بهرغم نزديك به سه دهه حضور در عرصه مديريتي ورزش كشور كارنامه چندان موفقي از خود برجا نگذاشته است.
چند سالي رياست فدراسيون تخصصي خود يعني دووميداني را برعهده داشت كه در اين مدت اين رشته حتي يك مدال حلبي هم نياورد. در دوران حضورش در كميته ملي المپيك هم بهرغم در اختيار داشتن طولاني مدت پست دبيركلي چون نفر اول نبود نميتوان در موفقيتها و ناكاميهاي ورزش ايران كه دومي بيشتر بود، سهم مشخصي برايش در نظر گرفت.
2) علي كفاشيان و حضورش در پست رياست فدراسيون فوتبال در واقع ارثيه قدرتطلبي محمد عليآبادي است. آن روزهايي كه رييس سازمان تربيت بدني بعد از كنار گذاشتن محمد دادكان از فدراسيون فوتبال و پشت سر گذاشتن بحران تعليق باده سيادت بر فدراسيون را در خيال خود نوش ميكرد، براي موجه كردن انتخاب خود در رايگيري مجمع شاهرخ شهنازي و علي كفاشيان را هم وارد گود كرد تا در عين حال با اعمال نفوذ مانع از حضور مصطفي آجورلو به عنوان رقيب جدي خود شود ولي در آخرين لحظه با نظر فيفا عليآبادي نتوانست در انتخابات شركت كند تا با انصراف شهنازي، جناب كفاشيان بدون رقيب رييس فدراسيون فوتبال ايران شود.
3) علي كفاشيان انسان خوب و سالمي است و قهرمان ورزش هم بوده ولي بدون تعارف توان رياست و اداره فدراسيون فوتبال را ندارد. او توانايي منحصر به فردي در خروج از بحرانها دارد و با چند خنده مليح، چند جمله طنز و پشت هم اندازي ميتواند حتي بحران ناكامي ورزش ايران در المپيك را هم پشت سر بگذارد ولي آيا اين روش براي به مقصد رساندن بار فوتبال كفايت ميكند؟ ورزشي كه در سال بيش از 200 ميليارد تومان در كشور گردش مالي دارد، بهرغم تمام موفقيت و مدالآوري رشتههاي ديگر همچنان مورد توجهترين و محبوبترين رشته ورزشي كشور است و عدم راهيابياش به جامجهاني يك فاجعه ملي تلقي ميشود، آيا با چند لبخند و جوك اداره ميشود؟
4) علي كفاشيان توان اداره فدراسيون فوتبال را ندارد. در فدراسيون او سرمربي تيمملي از جايي خارج از فدراسيون منصوب و از جايي ديگر معزول ميشود آن هم در حالي به تصديق خودش ليوان دستش نبوده است، در فدراسيون او توان انتخاب به موقع يك كادر فني براي تيم اميد و فراهم كردن چند بازي تداركاتي مفيد جهت آمادهسازي اين تيم وجود ندارد، در فدراسيون او حتي نايب رييس حرف رييس را نميخواند و در حالي كه تيم ملي سرمربي دارد، به اقصينقاط جهان سرك ميكشد تا سرمربي جديد بياورد، از فدراسيون تحت هدايت او نميتوان انتظار داشت كه نيمي از بازيهاي تيمهاي ليگ را در روزهاي تعطيل برگزار كند و بالاخره با يك توليدي ورزشي خارجي به عنوان اسپانسر قرارداد بسته ميشود كه حتي توان فراهم كردن يك دست پيراهن يك شكل و با كيفيت براي تيمملي را ندارد.
5) علي كفاشيان انسان بسيار خوب و خوشرويي است كه از بد حادثه راهش را پرسروصداترين، پرحاشيهترين، پرخبرترين، پرطرفدارتريــــــن و... فدراسيون ورزشي كشور باز شده است، شايد هم دلش نيامده دست رد به سينه عليآبادي زده و تعارف او براي شركت در انتخابات را رد كند ولي به هر حال بايد به اين انسان خوب خدمت كرد و او را از تحمل زجر اضافي در اين پست كه هيچ سنخيتي با توانش ندارد رها كرد.
در مملكتي كه نمايندگان مجلس طبق قانون مجازند ماحصل بزرگترين انتخاب مردم يعني رييس جمهور را مورد سوال و استيضاح قرار داده و حتي كفايت سياسي او را مورد بررسي قرار دهند، اساسنامه فدراسيون هم به مجمع اين اجازه را داده تا صلاحيت رييس را بررسي كرده و در صورت عدم كفايت او را بركنار كند.
چند سالي رياست فدراسيون تخصصي خود يعني دووميداني را برعهده داشت كه در اين مدت اين رشته حتي يك مدال حلبي هم نياورد. در دوران حضورش در كميته ملي المپيك هم بهرغم در اختيار داشتن طولاني مدت پست دبيركلي چون نفر اول نبود نميتوان در موفقيتها و ناكاميهاي ورزش ايران كه دومي بيشتر بود، سهم مشخصي برايش در نظر گرفت.
2) علي كفاشيان و حضورش در پست رياست فدراسيون فوتبال در واقع ارثيه قدرتطلبي محمد عليآبادي است. آن روزهايي كه رييس سازمان تربيت بدني بعد از كنار گذاشتن محمد دادكان از فدراسيون فوتبال و پشت سر گذاشتن بحران تعليق باده سيادت بر فدراسيون را در خيال خود نوش ميكرد، براي موجه كردن انتخاب خود در رايگيري مجمع شاهرخ شهنازي و علي كفاشيان را هم وارد گود كرد تا در عين حال با اعمال نفوذ مانع از حضور مصطفي آجورلو به عنوان رقيب جدي خود شود ولي در آخرين لحظه با نظر فيفا عليآبادي نتوانست در انتخابات شركت كند تا با انصراف شهنازي، جناب كفاشيان بدون رقيب رييس فدراسيون فوتبال ايران شود.
3) علي كفاشيان انسان خوب و سالمي است و قهرمان ورزش هم بوده ولي بدون تعارف توان رياست و اداره فدراسيون فوتبال را ندارد. او توانايي منحصر به فردي در خروج از بحرانها دارد و با چند خنده مليح، چند جمله طنز و پشت هم اندازي ميتواند حتي بحران ناكامي ورزش ايران در المپيك را هم پشت سر بگذارد ولي آيا اين روش براي به مقصد رساندن بار فوتبال كفايت ميكند؟ ورزشي كه در سال بيش از 200 ميليارد تومان در كشور گردش مالي دارد، بهرغم تمام موفقيت و مدالآوري رشتههاي ديگر همچنان مورد توجهترين و محبوبترين رشته ورزشي كشور است و عدم راهيابياش به جامجهاني يك فاجعه ملي تلقي ميشود، آيا با چند لبخند و جوك اداره ميشود؟
4) علي كفاشيان توان اداره فدراسيون فوتبال را ندارد. در فدراسيون او سرمربي تيمملي از جايي خارج از فدراسيون منصوب و از جايي ديگر معزول ميشود آن هم در حالي به تصديق خودش ليوان دستش نبوده است، در فدراسيون او توان انتخاب به موقع يك كادر فني براي تيم اميد و فراهم كردن چند بازي تداركاتي مفيد جهت آمادهسازي اين تيم وجود ندارد، در فدراسيون او حتي نايب رييس حرف رييس را نميخواند و در حالي كه تيم ملي سرمربي دارد، به اقصينقاط جهان سرك ميكشد تا سرمربي جديد بياورد، از فدراسيون تحت هدايت او نميتوان انتظار داشت كه نيمي از بازيهاي تيمهاي ليگ را در روزهاي تعطيل برگزار كند و بالاخره با يك توليدي ورزشي خارجي به عنوان اسپانسر قرارداد بسته ميشود كه حتي توان فراهم كردن يك دست پيراهن يك شكل و با كيفيت براي تيمملي را ندارد.
5) علي كفاشيان انسان بسيار خوب و خوشرويي است كه از بد حادثه راهش را پرسروصداترين، پرحاشيهترين، پرخبرترين، پرطرفدارتريــــــن و... فدراسيون ورزشي كشور باز شده است، شايد هم دلش نيامده دست رد به سينه عليآبادي زده و تعارف او براي شركت در انتخابات را رد كند ولي به هر حال بايد به اين انسان خوب خدمت كرد و او را از تحمل زجر اضافي در اين پست كه هيچ سنخيتي با توانش ندارد رها كرد.
در مملكتي كه نمايندگان مجلس طبق قانون مجازند ماحصل بزرگترين انتخاب مردم يعني رييس جمهور را مورد سوال و استيضاح قرار داده و حتي كفايت سياسي او را مورد بررسي قرار دهند، اساسنامه فدراسيون هم به مجمع اين اجازه را داده تا صلاحيت رييس را بررسي كرده و در صورت عدم كفايت او را بركنار كند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


