شخصيتشناسي سسک فابرگاس؛
خانوادهدوست و البته قدرشناس
از اينکه جزئي از اين باشگاه بودم به خودم افتخار ميکنم. اما خب هميشه در همه جاي دنيا هواداراني هستند که از نوع بازي يک بازيکن خوششان نميآيد. حتي کساني هم هستند که مسي را دوست ندارند، پس نبايد انسان به خاطر وجود چنين حقيقتي زندگياش را فنا کند.
کد خبر: ۸۷۸۷۸
| | 3223 بازدید
هر فوتباليستي 2 وجهه شخصيتي دارد، يکي شخصيت داخل ميدان است و ديگري شخصيت خارج از ميدان فوتبال. بيترديد سسک فابرگاس هم از اين قاعده مستثنا نيست. او در دنياي شخصياش پسري منظم، فروتن و خانوادهدوست است. خانواده دوستي او زماني ثابت ميشود که پس از پايان گفتوگو پيش از صرف نهار مصرانه قصد رفتن دارد چراکه عمويش قرار است به منزلش بيايد و او ميخواهد پيش از ميهمانش در خانه باشد تا به رسم ميهماننوازي به او خوشآمد بگويد. به نوشته خراسان و به نقل از چامپیونز؛ اقوام او اکثرا براي ديدارش به لندن ميآيند و او با روي گشاده از آنها پذيرايي ميکند. سسک عاشق رفت و آمد با خانواده است. اما سسکي که تا اين حد در روابط خصوصياش انعطافپذير است در زمين فوتبال هرگز از ميهمانان با روي باز استقبال نميکند. او رهبري است که قدرت هدايتش در داخل ميدان طي چند سال اخير رشد کرده است.
فابره اين خصوصيت ويژهاش را زماني که در سفارت اسپانيا فران مريداي کم سن و سال را زير بال و پر خودش گرفت نشان داد. مريدا از اينکه با ستارگان فوتبال اسپانيا سر يک ميز بنشيند، خجالت ميکشيد اما فابرگاس او را با خود بر سر ميز برد و کنار خود نشاند و اجازه نداد بيش از آن احساس خجالت بکند. اما او يک جنبه متفاوت ديگر هم دارد، چيزي که شايد خود سسک هم بعضي وقتها درکش نکند، او دوست دارد که در هر 2 بعد زشت و زيباي بازي فوتبال فعال باشد.
سسک برخي مواقع تاب تحمل رقبايش را ندارد. دشمني لمپارد و فابرگاس خيلي وقت است که براي همه محرز شده. چندي پيش بود که هافبک انگليسي چلسي به سسک لقب «بچه نق نقو» داد و سسک از اين بابت بسيار ناراحت شد. اين 2 شايد در مراسم رسمي و اجتماعي چيزي از ناراحتيشان نسبت به يکديگر بروز ندهند اما در زمين فوتبال هرگاه که روبهروي هم قرار ميگيرند از خجالت هم درميآيند. کافي است به تکلهايي که روي پاي يکديگر در بازيهاي آرسنال چلسي ميروند بيشتر دقت کنيد تا متوجه شويد.
اما جنبه ديگر شخصيت سسک که براي همه روشن است جنگنده بودن اوست. شايد اگر هرکس ديگري به جز او دچار آن مصدوميت سنگين فصل گذشتهاش شده بود و چند ماه خانهنشين ميشد، به اين زوديها نميتوانست روزهاي اوجش را بازيابد. اما سسک اين فصل با همان قواي هميشگياش بازگشت و همان مردي شد که رقابت با او بسيار سخت است. حتي ميتوان گفت حالا سسک خوشحالتر و بهتري را شاهد هستيم.
او ميگويد: «فصل گذشته واقعا از خودم نااميد شده بودم، اصلا نميتوانستم از چيزي لذت ببرم، همه چيز منفي بود، آن هيجان گذشته را براي فوتبال از دست داده بودم و فقط دوست داشتم در خانه بنشينم. حس بسيار بدي بود. غيبت 4 ماهه از دنياي فوتبال به خاطر مصدوميت بدترين دوره عمر ورزشي من را رقم زد. اما از آن زمان تجربه بسيار خوبي بهدست آوردم. حالا با همه چيز طور ديگري برخورد ميکنم. قبلا پس از باخت چيزي حدود 3 ساعت زمان ميبرد تا از فکر باخت بيرون بيايم. هيچکس جرأت نداشت با من صحبت کند اما حالا کاملا فرق کردهام. فقط نيم ساعت به نتيجهاي که گرفتيم فکر ميکنم و بس. به نظرم خيلي چيزها هست که به آنها فکر کنم، خانواده، نامزدم و دوستانم. حالا با انتقادها خيلي راحتتر کنار ميآيم. چه در روزنامه نوشته شده باشد چه از طرف دوستانم باشد. قبل از مصدوميتم خيلي از آن ميترسيدم ولي حالا با آن راحتتر برخورد ميکنم.»
با آنکه او اين روزها در بازياش صددرصد جديت دارد اما بيش از هميشه خنده بر روي لبانش نقش ميبندد: «من هميشه در حال جک گفتن هستم، تفريح ميکنم. بيش از قبل دريافتهام که بايد از زندگي لذت برد چون ممکن است امروز باشيد و فردا نباشيد.»
وقتي از سسک پرسيده ميشود با چهره عبوس آرسن ونگر چگونه کنار ميآيد و اصولا چه چيز ممکن است اين مربي فرانسوي را بخنداند، ميگويد: «اولين باري که يک بازيکن به تيم ميآيد مربي او را براي شام به همراه ساير اعضاي تيم دعوت ميکند و از او ميخواهد مقابل بقيه آهنگي بخواند و سخنراني کند. آرسن عاشق اين کارهاست و با اين کارها هميشه لبخند به لبش ميآيد. او برخلاف چهرهاش انسان خوش برخوردي است.»
سسک با تمجيد از ونگر، فوتبالش و جايگاه فعلياش را مديون او ميداند، بين مربي و بازيکن حس درک متقابل فوقالعادهاي حاکم است ولي به هر حال يک روز هم رابطه آنها تمام ميشود. شايد آن روز تابستان 2010 فرا برسد اما نميداند چگونه آن روز با هواداران مواجه شود: «نميدانم. هرگز نميتوان گفت هرگز. اما من در آرسنال احساس بسيار خوبي دارم. خب يک روز هم بايد با خودم رو راست باشم و اينجا را ترک کنم. من در آرسنال از هيچ کوششي دريغ نکردم حتي عليرغم بيماري و مصدوميت در هر شرايطي براي تيمم به ميدان رفتم. ساعاتي پس از فوت پدربزرگم در ليگ قهرمانان بازي کردم. از اينکه جزئي از اين باشگاه بودم به خودم افتخار ميکنم. اما خب هميشه در همه جاي دنيا هواداراني هستند که از نوع بازي يک بازيکن خوششان نميآيد. حتي کساني هم هستند که مسي را دوست ندارند، پس نبايد انسان به خاطر وجود چنين حقيقتي زندگياش را فنا کند. من به فوتبالم در هر جاي دنيا ادامه ميدهم و به خوبي ميدانم که هميشه نميتوان همه را از خود راضي نگاه داشت. پس فقط بايد خودت از آنچه انجام ميدهي راضي باشي. من تصميمي ميگيرم که به نفع خودم باشد.»
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


