جهانهای بیگانه
دکتر حمید پارسانیا
کد خبر: ۸۷۷۲۷
| | 6287 بازدید
1ـ جهان اعتباري
انسان با اراده و آگاهي خود به كنش اجتماعي ميپردازد و در ساخت جهان اجتماعي و بازتوليد آن مشاركت ميكند.
ترديدي نيست كه كنشهاي اجتماعي، هنجارها، و مقررات و قواعد اجتماعي، اموري نيستند كه بدون خواسته انسانها و بدون اراده آنها پديد بيايند. رفتارهايي را كه ما و يا ديگران انجام ميدهيم، ممكن است رفتارهايي خوب، بد، درست و يا خطا باشد.
ترديدي نيست كه كنشهاي اجتماعي، هنجارها، و مقررات و قواعد اجتماعي، اموري نيستند كه بدون خواسته انسانها و بدون اراده آنها پديد بيايند. رفتارهايي را كه ما و يا ديگران انجام ميدهيم، ممكن است رفتارهايي خوب، بد، درست و يا خطا باشد.
براي نمونه، هنگامي كه حق تقدم ديگران را در رانندگي رعايت ميكنيم، كار خود را مطابق قواعد رانندگي كاري صحيح و خوب ميدانيم و هنگامي كه به ديگري دروغ ميگوييم، كار خود را به لحاظ اخلاقي خطا و بد ميدانيم. هر يك از اين كنشها هنگامي كه انجام ميشود، با خواست انساني انجام ميشود كه آن را انجام ميدهد. نظافت و بهداشت محيط و يا بهبود ترافيك نيز، با رعايت قوانين توسط شهروندان تأمين ميشود و به همين دليل، هر تغيير و تحولي كه در زندگي اجتماعي پديد آيد، اعم از اين كه آن تغيير را مثبت يا منفي بدانيم، متوقف بر عمل ارادي و آگاهانه مردم جامعه است. خداوند سبحان به همين دليل تغيير زندگي اجتماعي مردم را متوقف بر تغيير در نفوس مردم آن جامعه معرفي كرده و ميفرمايد: «ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم.» (سوره رعد، آيه 11) يعني: «خداوند حال قومي را تغيير نميدهد تا آنان حال خود را تغيير دهند.»
حقيقت فوق اين معناست كه جهان اجتماعي همواره وابسته به اراده و خواست و اعتبار ماست، و همه ابعاد آن هر گونه كه بخواهيم، خواهد بود.
2- لوازم و پيامدها
هنگامي كه انسان، يك معنايي را برگزيد، و رسيدن به آن را آرزو كرد و براي تحقق آن عمل كرد، با آن كه انتخاب آن معنا و عمل و رفتارش به اراده و خواست او وابسته است، ولكن آثار و لوازم آن به اراده او نيست. به همين دليل، آدمي براي رسيدن به مقصود خود، هر نوع كنش و هر نوع اراده و هر مدل رفتاري را نميتواند انجام دهد. هنگامي كه انسان گرسنه ميشود، براي رفع گرسنگي خود اگر تنها آب بياشامد، به مقصود نميرسد و هنگامي كه تشنه ميشود، براي رفع تشنگي خود، اگر تنها راه برود، به نتيجه نميرسد. هر امري با يك سلسله از امور و معاني ديگر ربط و پيوند منطقي و علي دارد و برخي از امور در سلسله علل چيزهايي هستند كه هدف قرار ميگيرند، و بعضي ديگر در سلسله معلولها و پيامدهاي آنها هستند. هنگامي كه يك فرد و يا يك گروه از انسانها با اراده و آگاهي خود به يك معنا پيوند ميخورند و ارتباط وجودي خود را با آن معنا برقرار ميسازند، براي ايجاد آن معنا ناگزير به سوي معاني ديگري كه عليت و يا زمينهساز تحقق آن هستند، كشيده ميشوند. به اين ترتيب، بهتدريج شبكهاي از معاني، كنشها، هنجارها و رفتارهاي مرتبط با آن هدف، به عرصه زندگي اجتماعي انسان راه مييابد، و اين مجموعه يك ساختار و نظام اجتماعي متناسب با آرمانها و ارزشهاي مربوط به كنشگران را پديد ميآورد.
بنابراين، هنگامي كه ما از طريق آگاهي و اراده خود با يك معنا پيوند و ارتباط وجودي برقرار ميكنيم، ناگزير، به لوازم و پيامدهاي آن تن در ميدهيم، و اگر به لوازم آن نخواهيم وفادار بمانيم، به تجديد نظر در گزينش و انتخاب نخستين خود، ميپردازيم.
ما گاه ممكن است به اهداف و آرمانهايي كه ناسازگار با يكديگر هستند، دلبستگي پيدا كنيم. ناسازگاري بين اهداف مختلف، به ناسازگاري بين كنشها و رفتارها و به دنبال آن به تضاد و ناسازگاري در شخصيت ما منجر ميشود. چنانكه براي حل اين تضادها ما نيز بايد به تجديد نظر در علقههاي وجودي خود بپردازيم.
3- جهانهاي بيگانه
3- جهانهاي بيگانه
با آن كه جهان اجتماعي از طريق خواست و آگاهي افراد به وجود ميآيد، هيچ يك از انسانها به تنهايي جهان پيرامون خود را سازمان نميدهد. نظامهاي معاني از مشاركت افراد در اهداف، آرمانها، ارزشها، كنشها و معاني پيوسته با يكديگر به وجود ميآيد. بلكه هر يك از ما همواره در جهاني ديده ميگشايد كه پيش از او توسط گذشتگان پديد آمده است. در اين جهان باورها، عقايد، ارزشها، مقررات، هنجارها، نهادها و محصولات و صنايع فرهنگي و تمدني از پيش شكل گرفته است. هر جهان اجتماعي همانگونه كه با مباني و علل وجودي خود پديد ميآيد، معلولها و لوازم خود را نيز به دنبال ميآورد و به همين دليل، الزامات و پيامدهاي جهاني كه در آن متولد شدهايم، سايه خود را بر وجود ما ميگستراند. ما با آن كه جهان پيرامون خود را ايجاد نكردهايم، يك كنشگر مستقل نسبت به جهاني كه در آن متولد شدهايم، نيستيم. هر يك از ما تا مدتي از عمر خود در فرآيند جامعهپذيري آداب و مقررات مربوط به اين جهان را فرا ميگيريم. پس از فراگيري يا با مشاركت خود در جهت تداوم و بسط جهاني كه در آن به وجود آمدهايم، حركت ميكنيم و يا براساس عقايد و آرمانهاي نويني كه مغاير با عقايد و آرمانهاي جهان موجود است، در جهت تحقق ارزشها، نهادها و سازمانهاي جهاني جديد گام بر ميداريم. جهان جديد از افق معاني نويني پديد ميآيد كه در چارچوب جهان پيشين يا حضور ندارند و يا حضور مطلوب آنها ممكن نيست، اين معاني از پيوند وجودي افراد، و از طريق اعمال و رفتار آنها، ظاهر ميشود.
ساختن جهان جديد نيازمند گسترش معرفت و آگاهي و اراده نوين است و ممكن است جهان موجود اجازه بسط آن را ندهد و در اين صورت، تضاد و ستيز معاني به صورت تضاد و ستيزهاي اجتماعي در ميآيد. تا زماني كه يك جهان اجتماعي از طريق مشاركت اجتماعي افراد پابرجاست. پيامدهاي ضروري و الزامي آن باقي است. با تغيير جهان اجتماعي موجود و برداشته شدن الزامات آن، جهان اجتماعي جديدي كه مغاير و بيگانه با جهان اجتماعي پيشين است، شكل ميگيرد و به دنبال آن، الزامات ديگري به وجود ميآيد. اين الزامات به نوبه خود بر فعاليتهاي اجتماعي اعضاي آن تأثير ميگذارد.
4- فرصتها و تهديدها
4- فرصتها و تهديدها
آيا آثار و پيامدهاي ضروري جهان اجتماعي محدود كننده انسان هستند، يا آنكه فرصتهاي جديدي براي انسان پديد ميآورند؟
قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي را در نظر بگيريد، اين قوانين به اراده و خواست انسانها وضع ميشوند و قواعدي تكويني هستند. بديهي است كه تحقق بخشيدن به مقررات راهنمايي، محدوديتهايي را براي رانندگان و عابران پديد ميآورد و اما آيا فكر كردهايد اگر مقررات راهنمايي و رانندگي برداشته شود، چه اتفاقي ميافتد؟ آيا رانندگان يا عابران ميتوانند نسبت به ايمني ترديد كنند؟ آيا زمان رسيدن به مقصد براي رانندگان كوتاهتر خواهد شد؟
قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي را در نظر بگيريد، اين قوانين به اراده و خواست انسانها وضع ميشوند و قواعدي تكويني هستند. بديهي است كه تحقق بخشيدن به مقررات راهنمايي، محدوديتهايي را براي رانندگان و عابران پديد ميآورد و اما آيا فكر كردهايد اگر مقررات راهنمايي و رانندگي برداشته شود، چه اتفاقي ميافتد؟ آيا رانندگان يا عابران ميتوانند نسبت به ايمني ترديد كنند؟ آيا زمان رسيدن به مقصد براي رانندگان كوتاهتر خواهد شد؟
مقررات راهنمايي و رانندگي با آن كه محدوديت به همراه ميآورند، عمل كردن به آنها فرصت رفت و آمد ايمن و سريع را به دنبال ميآورد.
هر بخشي از جهان اجتماعي، فرصتها و محدوديتهايي مناسب با خود دارد و هر جهان اجتماعي بر اساس عقايد، آرمانها، ارزشها و هنجارها و نهادها و موضوعات خود، فرصتها و ظرفيتهاي جديدي را براي انسان پديد ميآورد؛ حتي ممكن است ظرفيتها و توانمنديهاي ديگر بشر را ناديده انگارد و يا از بين ببرد.
جهانهاي مختلف را ميتوان با نظر به عقايد، ارزشها و آرمانهاي آنها و با توجه به صنايع و محصولات فرهنگي و تمدني كه به دنبال ميآورند، بر اساس محدوديتها و فرصتهايي كه براي انسان پديد ميآورند، در معرض داوري قرار داد.
برخي جهانها استعدادهاي معنوي انسان را ناديده ميگيرند و يا فرصت شكوفايي سطوح مختلف عقلانيت را فراهم نميآورند، و برخي ديگر مانع از بسط ابعاد دنيوي وجود انسان ميشوند، و با رويكرد زاهدانه خود، از توانمندي آدمي براي آباد كردن اين جهان استفاده نميكنند.
برخي از انديشمندان اجتماعي همچون «روسو» نگاه بدبينانهاي به زندگي اجتماعي دارند و زندگي اجتماعي را بهطور كلي موجب محدوديت و اسارت انسان ميپندارند و بعضي ديگر، با نگاه خوشبينانه زندگي اجتماعي را بهطور مطلق در يك فرآيند تكاملي سبب رشد و گسترش شخصيت انساني ميدانند. «دوركيم»، «پارسز» و كساني كه با انگاره كاركردگرايي ساختي به زندگي اجتماعي مينگرند، تشخص و تفرد انسانها را پديدهاي تاريخي ميدانند كه در اثر رشد زندگي اجتماعي و گسترش تقسيم كار به وجود ميآيد.
در نگاه قرآن و در انديشه برخي از متفكرين مسلمان، با آن كه بر ضرورت زندگي اجتماعي و ضرورت مشاركت در جهان اجتماعي تأكيد ميشود، نگاه مطلقا خوشبينانه يا بدبينانه به زندگي اجتماعي وجود ندارد. در اين نگاه برخي از جهانها، به اسارت انسانيت منجر ميشوند. و آدمي را در غل و زنجير ساختار و محصولات اجتماعي خود قرار داده و او را از رسيدن به حقيقت خويش دور نگه ميدارند. و برخي ديگر، زمينه شكوفايي، گسترش و بسط شخصيت انساني را فراهم ميآورند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


