آمریکا باید به جنگ در افغانستان و پاکستان پایان دهد
الیاس اعلایی
کد خبر: ۸۷۲۰۳
| | 4959 بازدید
سازمان تلاش برای صلح و دموکراسی ـ اعلام نظر بدون ابهام علیه جنگ علاوه بر اینکه باعث ایجاد تغییرات بزرگ می شود،نقطه عطفی است در نبردهای روزافزون آمریکا و ناتو در افغانستان و پاکستان.امروز دقیقا تمام نشانه ها یادآور فرورفتن آمریکا در جنگ ویتنام در دهه 1960 است.بنابرین ما قویا مخالف افزایش شمار نیروهای نظامی در منطقه و خواستار پایان بمباران های هواپیماهای بدون سرنشین در هردوکشور افغانستان و پاکستان هستیم.
درحال حاضر تقریبا 108هزار نیروی نظامی آمریکا وناتو در افغانستان هستند. باراک اوباما اجازه فرستادن 21هزار نیروی دیگر را هم داده است که با این حساب تا پایان سال 2009 - سال قبل- 68 هزار نیروی آمریکایی در افغانستان بوده اند. به علت کاهش حمایت از ادامه جنگ اوباما احتمالا افزایش نیروها را متوقف خواهد کرد. بر طبق گزارش ها،برخی مقامات حتی پیشنهاد داده اند که تعداد نیروها کاهش پیدا کند و آمریکا روی حملات - عموما هوایی- برعلیه مواضع القاعده در افغانستان و پاکستان تمرکز کند. اما یک حضور نظامی هرچند موفق هم، باز یک اشغال غیرقانونی است که آسیب های فراوانی بر غیرنظامیان بی گناه تحمیل می کند و فقط باعث تقویت طالبان و شبکه های تروریستی مثل القاعده خواهد شد.
مردم آمریکا هرروز بیشتر نسبت به جنگ سرخورده وناامید می شوند. برطبق نظرسنجی "سی ان ان" در ماه آگوست سال 2009، 57 درصد مردم آمریکا مخالف جنگ افغانستان هستند. آماری که نسبت به ماه می 9 درصد افزایش یافته است.اعتبار ناچیزی هم که رژیم کرزی (که دچار فساد اداری است) در جهان بدست آورده بود با انتخابات پر حرف و حدیث ریاست جمهوری سال 2009 از دست رفت. اعمال ایالات متحده و متحدانش در افغانستان و پاکستان به قدرتمند شدن نیروهای بنیادگرا انجامیده است. به علت ترس از تلفات نیروهای ناتو،آمریکا شدیدا روی به حملات هوایی آورده است که ناگزیر باعث مرگ غیرنظامیان می شود.
این حملات به جای اینکه به نابودی شبکه های تروریستی ختم شود،تنها خصومت افغان ها و پاکستانی ها نسبت به اعمال آمریکا را افزایش می دهد و باعث جذب آنها به طالبان می شود. تا همین حالا یک چهارم مردم افغانستان باور دارند که حمله به نیروهای خارجی منطقی و توجیه پذیر است.درپاکستان جنگ را هواپیماهای بدون سرنشین و ویرانگر پیش می برند.
بخاطر کشته شدن مکرر غیر نظامیان بوسیله هواپیماهای بدون سرنشین و بعد ازآن حمایت آمریکا از مشرف در زمان ریاست جمهوری اش ، مردم پاکستان حالا آمریکا را اولین تهدید علیه خود- حتی خطرناک تر از هند،دشمن دیرینه شان- به حساب می آورند.
اعمال آمریکا در افغانستان و پاکستان در کنارسیستم نظامی گسترده اش در جهان خیلی بیشتر از آن میزانی است که مردم آمریکا درک میکنند.برطبق آمار رسمی،190 هزار نیرو و 115 هزار کارمند غیر نظامی در تقریبا 900 پایگاه نظامی در 46 کشورومنطقه جهان مستقر هستند. - آمار واقعی بیش از اینهاست.خرج این نیروها سالانه بیش از 600 میلیارد دلار است،به قول وزیر دفاع رابرت گیتس ،"این میزان تقریبا با مجموع تمام بودجه های دفاعی کشورهای جهان برابری می کند."
تجاوز به افغانستان و اشغال آن بخشی از تلاش فراگیر برای دفاع از قدرت استراتژیک و اعتبار آمریکا در آسیای میانه و جنوبی و نیز در جهان بود. قدرتی که برای کنترل منابع انرژی،تهدید رقیبان،مداخله در هرجا که واشنگتن لازم بداند و دخالت دادن سایر کشورها در پروژه قدرت یابی آمریکا لازم است. از سال 2001، ایالات متحده 19 پایگاه جدید در افغانستان وکشورهای همسایه تاسیس کرده است و نیروهای نظامی را وارد منطقه ای کرده است که روسیه و چین هم نسبت به اثرگذاری درآن تمایل دارند.
تا قبل از سال 2001 افغانستان کشوری ویران با ملتی سرخورده بود ،آن هم بخاطر اشغال بوسیله اتحاد جماهیر شوروی و جنگ داخلی متعاقب آن. از سال 2001 به بعد مردم افغانستان 8 سال جنگ و سختی را گذرانده اند. بسیاری از افغان ها بعد از سقوط طالبان احساس آزادی کردند اما دیری نگذشت که دریافتند ستمگران قبلی جایشان را به گروهی تازه داده اند: جنگ طلبان،قاچاقچیان مواد مخدر و اشغال گران خارجی.
زن ستیزی طالبان ستمگرانه و ناصواب بود اما وضعیت کنونی زنان هم ناگوار است. اگرچه تعداد زیادی از دختران افغان بعد از سال 2001 به مدارس ابتدایی رفتند و برخی زنان بعنوان نماینده پارلمان انتخاب شدند، اما اکثریت عظیمی از زنان افغان محبوس در خانه اند،از مدرسه هراس دارند،امکان کار ندارند و به اجبار ازدواج می کنند. بسیاری از زنان افغان که تمایلی به پوشیدن آن جامه یکدست یادگار دوران طالبان ندارند،می ترسند که بدون آن دیده شوند.اکثرافغان ها به آب آشامیدنی سالم و مراقبت های پزشکی دسترسی ندارند.این کشور هنوز از فقیرترین کشورهای جهان است.ایالات متحده در حقیقت کاری برای تسکین این فقر شدید نکرده است،بجای آن به رنج مردم افغانستان افزوده است.طالبان به علت وعده های بلاوصول جهانی به دولت افغانستان و خشونت های جنگ قدرتمندتر می شود.
ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان دیری است در یک مسیر دوسویه عمل می کنند:دریافت کمک نظامی از واشنگتن و جنگ و عقب راندن طالبان.با اینکه اکثر مردم پاکستان مخالف طالبان هستند اما شرایط پیش آمده باعث قدرتمندتر شدن آن می شود. بسیاری از مردم فقیر این کشور در وضعیتی شبیه به فئودالیسم زندگی می کنند. دردره سوات طالبان توانست از نارضایتی کشاورزان بی زمین(که زمین ها را اجاره می کنند) به نفع اهداف ارتجاعی خود بهره برداری کند. عدم توانایی و بی میلی مقامات و ارتش پاکستان برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی این کشور که رضایت مردم از گسترش طالبان اولین نتیجه آن است، باعث حرکت پاکستان در مسیر گسترش قدرت بنیادگرایان شده است.
اگر مردم افغانستان و پاکستان فرصتی برای غلبه بر بنیادگرایی،مبارزه با ظلم به زنان و تحقق دموکراسی داشته باشند،بیشترین کمک آمریکا در این مسیر پایان جنگ به هر عنوان – و جایگزینی آن با سیاستی شامل کمک های خارجی فراوان و عدم حمایت از دولت های تبعیض گرا می باشد.نیروهای دموکراتیک ضعیف هستند و تا زمانی که آمریکا افغانستان را اشغال کرده،موشک به پاکستان می فرستد و دولت های فاسد در این دو کشور را تقویت می کند، دموکراسی قدرت نخواهد یافت.خروج نیروها به این معنا نیست که آمریکا باید از کمک به مردم افغانستان و کشورهای همسایه آن دست بکشد. واشنگتن باید به همکاری های منطقه ای کمک کند و نیز در مسیر تحقق و آرامش بین هند و پاکستان گام بردارد.و از همه مهمتر آمریکا باید با کمک های بشردوستانه به مردم نا امید و فقیر افغانستان کمک کند،کاری که به زعم سازمان های کمک رسانی با عملیات نظامی در آمیخته است.
افغانستان بشدت بخاطر دلایل قومیتی دسته دسته شده است.اگر راه حلی مترقی برای این چند دستگی ها وجود داشته باشد بی گمان باید در بستر مناسبات منطقه ای بین همسایگان افغانستان بوقوع بپیوندد.پیش بینی نحوه اجرای راه حل ها دشوار است اما باید در نظر داشت که هیچ راهی نباید شمال اعمال نظرهای واشنگتن و حضور مداوم نظامی آمریکا در افغانستان و پاکستان باشد.
پایان فوری مداخله نظامی آمریکا در افغانستان و پاکستان نه تنها صحیح بلکه راهی است اجتناب ناپذیر برای کاهش نفرت مردم کشورهای مسلمان از آمریکا،نفرتی که گاه به بروز تهدیدات تروریستی علیه امنیت آمریکا می انجامد. این تهدیدات برخاسته از شبکه هایی اند که به هیچ منطقه جغرافیایی محدود نیستند.علاوه بر پایان مداخله نظامی در افغانستان و پاکستان،ایالات متحده باید نیروهایش را از عراق،آسیای مرکزی و خلیخ فارس خارج کند.
آمریکا همچنین باید تمام حمایتش را از حکومت های عربی مطلق گرا و پلیسی قطع کرده و از حق حاکمیت فلسطینی ها واقعا پشتیبانی کند.یک سیاست خارجی واقعا دموکراتیک شدیدا مورد نیاز است تا به فقر و بی عدالتی در افغانستان،پاکستان و بسیاری از کشورها پایان دهد.اما این زمانی میسر است که آمریکا از اتلاف منابعش در مسائل نظامی جلوگیری کند و واقعیت های جهانی را خوب ببیند.
* سازمان تلاش برای صلح و دموکراسی(CPD ) یک سازمان سیاسی است که برای تغییرسیاست خارجی کنونی آمریکا تلاش می کند.این سازمان، سیاست کنونی آمریکا را براساس سلطه،نظامی گری،حمایت از رژیم هایی مثل مصر و عربستان که تمرکزگرا هستندو... میداند و خواستار خروج نیروهای ناتو و آمریکا از عراق و افغانستان است.این سازمان همچنین خواستار تعطیلی پایگاه های نظامی آمریکا در خارج از این کشور می باشد.
ترجمه: الیاس اعلایی
منبع : نیو پولتیکس
درحال حاضر تقریبا 108هزار نیروی نظامی آمریکا وناتو در افغانستان هستند. باراک اوباما اجازه فرستادن 21هزار نیروی دیگر را هم داده است که با این حساب تا پایان سال 2009 - سال قبل- 68 هزار نیروی آمریکایی در افغانستان بوده اند. به علت کاهش حمایت از ادامه جنگ اوباما احتمالا افزایش نیروها را متوقف خواهد کرد. بر طبق گزارش ها،برخی مقامات حتی پیشنهاد داده اند که تعداد نیروها کاهش پیدا کند و آمریکا روی حملات - عموما هوایی- برعلیه مواضع القاعده در افغانستان و پاکستان تمرکز کند. اما یک حضور نظامی هرچند موفق هم، باز یک اشغال غیرقانونی است که آسیب های فراوانی بر غیرنظامیان بی گناه تحمیل می کند و فقط باعث تقویت طالبان و شبکه های تروریستی مثل القاعده خواهد شد.
مردم آمریکا هرروز بیشتر نسبت به جنگ سرخورده وناامید می شوند. برطبق نظرسنجی "سی ان ان" در ماه آگوست سال 2009، 57 درصد مردم آمریکا مخالف جنگ افغانستان هستند. آماری که نسبت به ماه می 9 درصد افزایش یافته است.اعتبار ناچیزی هم که رژیم کرزی (که دچار فساد اداری است) در جهان بدست آورده بود با انتخابات پر حرف و حدیث ریاست جمهوری سال 2009 از دست رفت. اعمال ایالات متحده و متحدانش در افغانستان و پاکستان به قدرتمند شدن نیروهای بنیادگرا انجامیده است. به علت ترس از تلفات نیروهای ناتو،آمریکا شدیدا روی به حملات هوایی آورده است که ناگزیر باعث مرگ غیرنظامیان می شود.
این حملات به جای اینکه به نابودی شبکه های تروریستی ختم شود،تنها خصومت افغان ها و پاکستانی ها نسبت به اعمال آمریکا را افزایش می دهد و باعث جذب آنها به طالبان می شود. تا همین حالا یک چهارم مردم افغانستان باور دارند که حمله به نیروهای خارجی منطقی و توجیه پذیر است.درپاکستان جنگ را هواپیماهای بدون سرنشین و ویرانگر پیش می برند.
بخاطر کشته شدن مکرر غیر نظامیان بوسیله هواپیماهای بدون سرنشین و بعد ازآن حمایت آمریکا از مشرف در زمان ریاست جمهوری اش ، مردم پاکستان حالا آمریکا را اولین تهدید علیه خود- حتی خطرناک تر از هند،دشمن دیرینه شان- به حساب می آورند.
اعمال آمریکا در افغانستان و پاکستان در کنارسیستم نظامی گسترده اش در جهان خیلی بیشتر از آن میزانی است که مردم آمریکا درک میکنند.برطبق آمار رسمی،190 هزار نیرو و 115 هزار کارمند غیر نظامی در تقریبا 900 پایگاه نظامی در 46 کشورومنطقه جهان مستقر هستند. - آمار واقعی بیش از اینهاست.خرج این نیروها سالانه بیش از 600 میلیارد دلار است،به قول وزیر دفاع رابرت گیتس ،"این میزان تقریبا با مجموع تمام بودجه های دفاعی کشورهای جهان برابری می کند."
تجاوز به افغانستان و اشغال آن بخشی از تلاش فراگیر برای دفاع از قدرت استراتژیک و اعتبار آمریکا در آسیای میانه و جنوبی و نیز در جهان بود. قدرتی که برای کنترل منابع انرژی،تهدید رقیبان،مداخله در هرجا که واشنگتن لازم بداند و دخالت دادن سایر کشورها در پروژه قدرت یابی آمریکا لازم است. از سال 2001، ایالات متحده 19 پایگاه جدید در افغانستان وکشورهای همسایه تاسیس کرده است و نیروهای نظامی را وارد منطقه ای کرده است که روسیه و چین هم نسبت به اثرگذاری درآن تمایل دارند.
تا قبل از سال 2001 افغانستان کشوری ویران با ملتی سرخورده بود ،آن هم بخاطر اشغال بوسیله اتحاد جماهیر شوروی و جنگ داخلی متعاقب آن. از سال 2001 به بعد مردم افغانستان 8 سال جنگ و سختی را گذرانده اند. بسیاری از افغان ها بعد از سقوط طالبان احساس آزادی کردند اما دیری نگذشت که دریافتند ستمگران قبلی جایشان را به گروهی تازه داده اند: جنگ طلبان،قاچاقچیان مواد مخدر و اشغال گران خارجی.
زن ستیزی طالبان ستمگرانه و ناصواب بود اما وضعیت کنونی زنان هم ناگوار است. اگرچه تعداد زیادی از دختران افغان بعد از سال 2001 به مدارس ابتدایی رفتند و برخی زنان بعنوان نماینده پارلمان انتخاب شدند، اما اکثریت عظیمی از زنان افغان محبوس در خانه اند،از مدرسه هراس دارند،امکان کار ندارند و به اجبار ازدواج می کنند. بسیاری از زنان افغان که تمایلی به پوشیدن آن جامه یکدست یادگار دوران طالبان ندارند،می ترسند که بدون آن دیده شوند.اکثرافغان ها به آب آشامیدنی سالم و مراقبت های پزشکی دسترسی ندارند.این کشور هنوز از فقیرترین کشورهای جهان است.ایالات متحده در حقیقت کاری برای تسکین این فقر شدید نکرده است،بجای آن به رنج مردم افغانستان افزوده است.طالبان به علت وعده های بلاوصول جهانی به دولت افغانستان و خشونت های جنگ قدرتمندتر می شود.
ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان دیری است در یک مسیر دوسویه عمل می کنند:دریافت کمک نظامی از واشنگتن و جنگ و عقب راندن طالبان.با اینکه اکثر مردم پاکستان مخالف طالبان هستند اما شرایط پیش آمده باعث قدرتمندتر شدن آن می شود. بسیاری از مردم فقیر این کشور در وضعیتی شبیه به فئودالیسم زندگی می کنند. دردره سوات طالبان توانست از نارضایتی کشاورزان بی زمین(که زمین ها را اجاره می کنند) به نفع اهداف ارتجاعی خود بهره برداری کند. عدم توانایی و بی میلی مقامات و ارتش پاکستان برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی این کشور که رضایت مردم از گسترش طالبان اولین نتیجه آن است، باعث حرکت پاکستان در مسیر گسترش قدرت بنیادگرایان شده است.
اگر مردم افغانستان و پاکستان فرصتی برای غلبه بر بنیادگرایی،مبارزه با ظلم به زنان و تحقق دموکراسی داشته باشند،بیشترین کمک آمریکا در این مسیر پایان جنگ به هر عنوان – و جایگزینی آن با سیاستی شامل کمک های خارجی فراوان و عدم حمایت از دولت های تبعیض گرا می باشد.نیروهای دموکراتیک ضعیف هستند و تا زمانی که آمریکا افغانستان را اشغال کرده،موشک به پاکستان می فرستد و دولت های فاسد در این دو کشور را تقویت می کند، دموکراسی قدرت نخواهد یافت.خروج نیروها به این معنا نیست که آمریکا باید از کمک به مردم افغانستان و کشورهای همسایه آن دست بکشد. واشنگتن باید به همکاری های منطقه ای کمک کند و نیز در مسیر تحقق و آرامش بین هند و پاکستان گام بردارد.و از همه مهمتر آمریکا باید با کمک های بشردوستانه به مردم نا امید و فقیر افغانستان کمک کند،کاری که به زعم سازمان های کمک رسانی با عملیات نظامی در آمیخته است.
افغانستان بشدت بخاطر دلایل قومیتی دسته دسته شده است.اگر راه حلی مترقی برای این چند دستگی ها وجود داشته باشد بی گمان باید در بستر مناسبات منطقه ای بین همسایگان افغانستان بوقوع بپیوندد.پیش بینی نحوه اجرای راه حل ها دشوار است اما باید در نظر داشت که هیچ راهی نباید شمال اعمال نظرهای واشنگتن و حضور مداوم نظامی آمریکا در افغانستان و پاکستان باشد.
پایان فوری مداخله نظامی آمریکا در افغانستان و پاکستان نه تنها صحیح بلکه راهی است اجتناب ناپذیر برای کاهش نفرت مردم کشورهای مسلمان از آمریکا،نفرتی که گاه به بروز تهدیدات تروریستی علیه امنیت آمریکا می انجامد. این تهدیدات برخاسته از شبکه هایی اند که به هیچ منطقه جغرافیایی محدود نیستند.علاوه بر پایان مداخله نظامی در افغانستان و پاکستان،ایالات متحده باید نیروهایش را از عراق،آسیای مرکزی و خلیخ فارس خارج کند.
آمریکا همچنین باید تمام حمایتش را از حکومت های عربی مطلق گرا و پلیسی قطع کرده و از حق حاکمیت فلسطینی ها واقعا پشتیبانی کند.یک سیاست خارجی واقعا دموکراتیک شدیدا مورد نیاز است تا به فقر و بی عدالتی در افغانستان،پاکستان و بسیاری از کشورها پایان دهد.اما این زمانی میسر است که آمریکا از اتلاف منابعش در مسائل نظامی جلوگیری کند و واقعیت های جهانی را خوب ببیند.
* سازمان تلاش برای صلح و دموکراسی(CPD ) یک سازمان سیاسی است که برای تغییرسیاست خارجی کنونی آمریکا تلاش می کند.این سازمان، سیاست کنونی آمریکا را براساس سلطه،نظامی گری،حمایت از رژیم هایی مثل مصر و عربستان که تمرکزگرا هستندو... میداند و خواستار خروج نیروهای ناتو و آمریکا از عراق و افغانستان است.این سازمان همچنین خواستار تعطیلی پایگاه های نظامی آمریکا در خارج از این کشور می باشد.
ترجمه: الیاس اعلایی
منبع : نیو پولتیکس
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


