صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

به قانون اساسي و ولايت فقيه وفاداریم

گفت‌وگو با قنبری و منتجب‎نيا
کد خبر: ۸۵۴۹۶
| |
16381 بازدید

 سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي، با اشاره به اين ‌كه اصلاح‌طلبان خود را مؤمن و معتقد به ولايت فقيه و قانون اساسي مي‌دانند، نسبت به برخي جريان‌ها كه باعث بدنام شدن اصلاح‌طلبان مي‌شوند، هشدار مي‌دهد و در عين حال، بر این باور است که انتقادات برخي اصلاح‌طلبان از دولت، ارتباطي با اتهامات به آنان مبني بر معترض بودن اصلاح‌طلبان به نظام جمهوري اسلامي ندارد.

به گزارش «تابناک» داريوش قنبري، نماينده مردم ايلام در مجلس هشتم است كه سابقه حضور در مجلس هفتم را نيز در كارنامه خود دارد. وي در مجلس هفتم نيز علاوه‌ بر سخنگويي فراكسيون اقليت، در كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس عضويت داشت و در مجلس هشتم نيز عضو كميسيون اجتماعي است.
قنبري در گفت‌وگو با هفته‌نامه پنجره به تشريح مواضع خود پيرامون برخي مسائل سياسي مهم روز از جمله خطوط قرمز اصلاح‌طلبان، نگرش به اصل ولايت فقيه و قانون اساسي و شعارهاي انحرافي و ساختارشكنانه پرداخته كه مشروح اين گفت‌وگو در ادامه آمده است.

به قانون اساسي و ولايت فقيه وفادار هستيم

آقاي قنبري برخي معتقدند جريان موسوم به اصلاح‌طلب بعد از انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم، به پايان كار خود رسيده و اين جريان نيازمند بازسازي است. نظر شما چيست؟

اگر معيار براي فعال بودن اصلاح‌طلبان حضور تشكل‌هاي حزبي و رسانه‌هاي اصلاح‌طلب باشد، درست است كه جريان اصلاح‌طلب در وضعيت فعلي جايگاه مناسبي ندارد و با محدوديت‌هايي مواجه است، اما اگر منظور منزوي شدن جريان اصلاحات است، بايد بگويم جريان اصلاح‌طلبان در عرصه‌هاي مختلف تقويت شده و به‌لحاظ جايگاه و پايگاه اجتماعي، نسبت به گذشته وضع بهتري دارد.

جريان اصلاح‌طلب معمولا با عنوان جريان معترض شناخته مي‌شود؛ آيا اين اعتراض به دولت است يا به نظام؟

در اين ‌كه اصلاح‌طلبان به دولت اعتراضاتي دارند، شكي نيست، اما اين جفا به اصلاح‌طلبان است كه بگوييد اصلاح‌طلبان معترض به نظام هستند!

يعني اصلاح‌طلبان پايبند به قانون اساسي و اصول نظام هستند؟

نسبت اصلاح‌طلبان با قانون اساسي و چهارچوب‌هاي نظام اگر نگوييم بسيار قوي‌تر از نسبت اصولگرايان است كمتر از آنان هم نيست و فكر مي‌كنم اصلاح‌طلبان و اصولگرايان هر دو به اين چهارچوب‌ها پايدار و وفادار هستند.

اين پايبندي در عمل هم نشان داده مي‌شود يا تنها در بيان مطرح است؟

اصلاح‌طلبان همواره پايبندي خود را به اصول و ارزش‌ها حفظ كرده‌اند و به اين اصول و ارزش‌ها اعتقاد دارند و اين اعتقاد را نشان داده‌اند.

خواست اصلاح‌طلبان هم در چهارچوب قانون است؟

اصلاح‌طلبان واقعي فراتر از چهارچوب‌هاي قانوني چيزي نمي‌خواهند و خارج از اين راه حركت نمي‌كنند.

اما در بين اين جريان اقداماتي رخ مي‌دهد كه خلاف اين حرف را نشان مي‌دهد؟

برخي تحت عنوان اصلاح‌طلب کارهایي انجام مي‌دهند كه مطلوب نيست و بايد ديد آيا آن‌ها واقعا اصلاح‌طلب هستند يا اين‌كه در لباس اصلاح‌طلب ظاهر شده‌اند. چه بسا شايد برخي از آنان از سوي رقيب به ميدان مي‌آيند تا جريان اصلاح‌طلب را بدنام كنند!

يعني كساني كه اعتراض خود را به سمت نظام سوق مي‌دهند اصلاح‌طلب نيستند؟!

من هشدار مي‌دهم كه اصلاح‌طلبان نبايد بگذارند برخي رقبا، افراد و ابزاري را بين آنان بفرستند و معتقدم برخي افراد، از سوي رقيب بين اصلاح‌طلبان مي‌آيند تا آنان را تحريك كنند كه حركاتي كه در چارچوب نظام نمي‌گنجد انجام دهند؛ در حالي‌كه سير كلي حركت اصلاح‌طلبان واقعي به سمت چهارچوب‌ها و اصول نظام بوده است.

پس اصلاح‌طلبان با اصل نظام مخالفتي ندارند؟

اصلاح‌طلبان خود را بيگانه با نظام نمي‌دانند و نظام را متعلق به‌خود و از آن خود مي‌دانند و اصلاح‌طلب واقعي مؤمن به ارزش‌ها و اسلام است.

آيا اصلاح‌طلبان به بهانه نقادي اصول نظام را زير سؤال نبرده‌اند؟

در هر جامعه‌اي اختلاف نظر و اختلاف سليقه بين افراد طبيعي است و انتقادات اصلاح‌طلبان به دولت، ربطي به وفاداري آنان به چهارچوب‌هاي نظام ندارد و شايد به‌ خاطر همين اصول و ضرورت تقويت اين اصول است كه اصلاح‌طلبان را وادار مي‌كند كناره نگيرند و مجبور مي‌شوند انتقاداتي را مطرح كنند.

در هر جامعه‌اي نياز به نقد وجود دارد و در ايران هم پیش از انتخابات فضاي خوبي براي نقد كردن پدیدآمده بود و پس از انتخابات هم نظر رهبري بر اين بوده كه نقد بايد باشد و ايشان نقد سازنده را ضروري دانسته‌اند و نقد اساسا لازمه رشد و توسعه و پيشرفت است و اگر اصلاح‌طلبان مشي انتقادي دارند، به ‌خاطر دلسوزي است و نمي‌شود انتقادات از دولت را به حساب مسائل ديگر گذاشت.

نظر شما به‌ عنوان يك اصلاح‌طلب درباره نقش رهبري در جامعه اسلامي چيست؟

اصلاح‌طلبان به اصول و چهارچوب‌هاي نظام معتقدند و يكي از اصول قانون اساسي ولايت فقيه است و اصلاح‌طلبان در رابطه با ولايت فقيه ترديد ندارند و اصلاح‌طلب واقعي خود را معتقد به اصل ولايت فقيه دانسته و اين اصل يكي از اصول اعتقادي اصلاح‌طلبان است و همواره بايد اين اصل مدنظر آنان باشد.

و آيا اصلاح‌طلبان رهبري را فصل‌الخطاب مي‌دانند؟

قطعا؛ اصلاح‌طلبان همواره سعي در تقويت جايگاه و اصل ولايت فقيه داشته‌اند و هيچ‌گاه در مسير تقويت نظام مشكلي نداشته‌اند؛ اين در حالي است كه رقباي اصلاح‌طلبان اتهاماتي را متوجه اصلاح‌طلبان كرده‌اند و هيچ تريبوني نيز در اختيار اصلاح‌طلبان نبوده كه به اين اتهامات پاسخ دهند.

برخي موضع‌گيري‌ها در اين مسير نبوده و به عقيده بسياري در راستاي تضعيف جايگاه رهبري بوده است!

اين يك اتهام به اصلاح‌طلبان است كه مي‌گويند رهبري را تضعيف كرده‌اند و اصلاح‌طلبان واقعي تقويت اصول نظام و رهبري را جزو اعتقادات خود مي‌دانند و اساسا بدون رهبري تقويت نظام امكان‌پذير نيست.

در تجمعات اصلاح‌طلبان شعارهايي ساختارشكنانه شنيده مي‌شود. اين شعار‌ها را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

شكي نيست كساني كه خارج از چهارچوب نظام حركت مي‌كنند، در بين اصلاح‌طلبان واقعي نمي‌گنجند، چون ارزش‌هاي جامعه و مردم براي اصلاح‌طلبان هم محترم است.

اصلاح‌طلبان چرا نسبت به اين شعار‌ها و ساختارشكني‌ها موضع‌گيري جدي نمي‌كنند؟

اصلاح‌طلبان بايد شعار‌هاي انحرافي را ريشه‌يابي كنند كه كساني كه اين شعارها را مي‌دهند، آيا اصلاح‌طلبند يا اين‌كه از طرف رقبا براي بدنام كردن آن‌ها وارد مي‌شوند. اصلاح‌طلبان بايد در اين‌باره كاملا مراقب باشند.

خط قرمز اصلاح‌طلبان چيست و كجاست؟

خط قرمز ما مشخص است. ما قانون اساسي و رهبري را خط قرمز مي‌دانيم و به ‌جز اين دو موضوع بقيه را قابل نقد مي‌دانيم و همه بايد نقدپذير باشند.

اين خط قرمز‌ها در بين اصلاح‌طلبان رعايت مي‌شود؟

اصلاح‌طلبان همواره بايد چراغ قرمزها را مدنظر داشته باشند و اصلاح‌طلب واقعي راضي نمي‌شود كه چراغ قرمز‌ها را ناديده بگيرد؛ چون اگر اين چراغ قرمز‌ها وجود نداشته باشد، هرج و مرج مي‌شود و سنگ روي سنگ بند نمي‌شود. به همين دليل، معتقدم عبور از قانون اساسي و اصول آن هيچ گاه جزو اهداف و استراتژي‌هاي جريان اصلاحات نبوده است.

آينده جريان اصلاحات را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

با توجه به وضعيت آشفته کنونی فضاي سياسي كشور، پيش‌بيني آينده دشوار است، اما فكر مي‌كنم گرايش عموم اصلاح‌طلبان شركت در فرآيندهاي سياسي است. 

نان برخي افراطيون دراغتشاشات است

  حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نيا نیز از اعضاي مؤسس حزب اعتماد ملي، عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز و مدير گروه فقه و اصول دانشگاه شاهد است. منتجب‌نيا كه سابقه نمايندگي سه دوره اول مجلس شوراي اسلامي و رياست كميسيون دفاع مجلس سوم را دارد، نماينده امام خميني و رييس سازمان عقيدتي سياسي شهرباني كل كشور، مشاور رييس‌جمهور در دولت خاتمي، ‌قائم‌مقام ستاد قرار‌گاه خاتم و ستاد كل پدافند، عضو حزب جمهوري اسلامي و نماينده رهبر معظم انقلاب در انجمن اسلا‌مي معلمان هم بوده است.

 وي از جمله اصلاح‌طلباني است كه اعتقاد ويژه‌اي به اصل ولايت فقيه دارد و در انتخابات اخير هم اگرچه فعاليت چشمگيري نداشت، اما رسما از مهدي كروبي حمايت كرد. وي معتقد است: «هيچ اصلاح‌طلبي خواستار وجود بحران در كشور نيست. اتفاقا مي‌خواهم بگويم كه عده‌اي افراط‌گر و افراد تندرو و راديكال هستند كه موافق وجود بحران و ابقاي بحران‌ها در جامعه هستند. چراكه نان خود و منافع خويش را در وجود اين بحران‌ها مي‌بينند و حاضر به پايان يافتن آن‌ها نيستند. اين در حالي است كه اصلاح‌طلبان هميشه با در نظر گرفتن مواضع كشور و مردم خواستار پايان يافتن بحران‌هاي كشور بوده‌اند.»

در حال حاضر و با توجه به وقوع جريانات اخير كه عده زيادي از جامعه آن را منتسب به اصلاح‌طلبان مي‌دانند، آيا اصلاح‌طلبان خود را داخل نظام سياسي ايران قلمداد مي‌كنند يا حساب خود را از نظام جدا كرده‌اند؟

ما بايد تعريفي از جريان اصلاح‌طلبي داشته باشيم تا وضعيتشان مشخص شود. تعريفي كه ما از اصلاح‌طلبان قائل هستيم، عبارت است از حركت در چهارچوب خط امام و قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي، چرا كه بين اصلاحات و انقلاب و براندازي تفاوت‌هاي زيادي وجود دارد. در حقيقت براندازي و انقلاب از ساقط كردن نظام سياسي نشأت مي‌گيرد، اما معني واقعي اصلاحات از بين بردن ناهنجاري‌ها و ناشايستگي‌هاي نظام براي اعتلاي بيشتر نظام جمهوري اسلامي است. بنابراين مشخص است كه اصلاح‌طلبان بيشترین تعلق را نسبت به انقلاب و نظام و قانون اساسي دارند. اصلاحات بر خلاف حركت‌هاي راديكاليستي است كه قصد تيشه زدن به نظام را دارند و ما معتقديم كه زمان حركت‌هاي براندازانه و انقلاب در انقلاب نيست و ما به انقلاب همچنان اعتقاد داريم و معتقديم كه بايد در چهارچوب اين انقلاب حركت كنيم و آن را رشد و پرورش بدهيم، چراكه ما هنوز به آرمان‌هاي انقلاب دست پيدا نكرده‌ايم و هنوز در اول راه هستيم و بايد تلاش كنيم كه اگر كج‌روي‌ها و سياست‌هاي غلطي وجود دارد آن را اصلاح كنيم. بنابراين جريان اصلاحات همچنان درون نظام است و بر مبناي مستحكم خط امام و قانون اساسي حركت مي‌كند.

پس اين جريانات اخير و تلاش برخي از اصلاح‌طلبان از راه‌هاي گوناگون براي ايجاد التهاب در كشور را در چه چهارچوبي مي‌توان بررسي كرد؟

من معتقدم كه اين اقدامات و بيانيه‌هاي صادره از سوي برخي افراد نيز در راستای اصلاحات بوده است. البته بايد بگويم كه حركت‌هاي ساختارشكنانه روي داده در اين اواخر، هيچ ارتباطي با اصلاح‌طلبان و بزرگان اين جريان ندارد. من تنها بيانيه‌هاي صادر شده را جزیي از حركت‌هاي اصلاح‌طلبانه مي‌دانم. چراكه هنوز مشخص نيست كه فاعل و انجام دهنده اين حركات ساختارشكنانه چه كساني هستند و همچنان اين پرسش مطرح است كه آيا اين حركات تصنعي است يا واقعي؟ چه ‌بسا اين حركات از درون برخي نيروهاي افراطي داخلي باشد كه براي متهم كردن و زير سؤال بردن اصلاح‌طلبان اين حركت‌ها را سازماندهي كرده باشند و من اين قضيه را منتفي نمي‌دانم. البته احتمال ورود اپوزيسيون خارجي و سوء استفاده از اين جمعيت‌ها نيز در اين بخش وجود دارد و مي‌توان هر احتمالي را داد، اما انتصاب اين حركت‌ها به اصلاح‌طلبان خط امامي، صد در صد منتفي است.

پس علت اصلي تعديل مواضع از سوي آقاي كروبي و همچنين ارسال نامه‌هاي محرمانه آقاي خاتمي به برخي سران نظام را در برائت جستن آنها از اين حركات ساختار شكنانه تلقي مي‌كنيد؟

البته من از محتواي نامه‌هاي آقاي خاتمي خبر ندارم، اما حركات آقاي كروبي و همچنين بيانيه برخي ديگر از دوستان قطعا در اين چهارچوب بوده است. به نظر من حركت‌هاي اصلاح طلبان و بيانيه‌هاي دوستان هميشه در همين چهارچوب بوده و از آن خارج نشده‌اند. در حقيقت اين حركات براي مبارزه با ناهنجاري‌ها و بي‌عدالتي و مبارزه با ظلم و ستم و قانون‌شكني و قانون‌گريزي‌هاست.

آيا اصلاح‌طلبان همچنان رهبري را به عنوان فصل‌الخطاب خودشان قبول دارند يا خير؟

هر كسي كه در اين مملكت جمهوري اسلامي را قبول دارد، قانون اساسي را نيز قبول دارد و هركسي كه قانون اساسي را پذيرفته است، اصل رهبري را نيز قبول دارد و خود را مقيد مي‌داند كه به مقام معظم رهبري و دیگر اركان نظام احترام بگذارد.

پس چرا برخي از اصلاح‌طلبان به دعوت چندين باره رهبري براي بازگشت آرامش به جامعه توجهي نكردند؟

ببينيد، اين موضوع دليل نمي‌شود كه سلايق گوناگون وجود نداشته باشد و نظرات آن‌ها مطرح نشود. اين در حالي است كه اعتقاد به اصل ولايت فقيه در بين همه آقايان وجود دارد. اصل ولايت فقيه در قانون اساسي بر آن تأكيد شده و با توجه به پذيرفتن قانون اساسي از سوي اصلاح‌طلبان كه اصل رهبري هم جزیي از آن است، اما هيچ اصلاح‌طلبي خواستار وجود بحران در كشور نيست. اتفاقا مي‌خواهم بگويم كه عده‌اي افراطي و افراد تندرو و راديكال هستند كه موافق وجود بحران و ابقاي بحران‌ها در جامعه هستند. چراكه نان خود و منافع خويش را در وجود اين بحران‌ها مي‌بينند و حاضر به پايان يافتن آن‌ها نيستند. اين در حالي است كه اصلاح‌طلبان هميشه با در نظر گرفتن مواضع كشور و مردم، خواستار پايان يافتن بحران‌هاي كشور بوده‌اند.

آيا به صورت مشخص امكان نام بردن از اين گروه افراطي وجود دارد؟

نه. من هيچ نامي از كسي نمي‌برم... . 

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۴۸ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۱
شما هنوز وضع خود را نسبت به قانون اساسی و ولایت فقیه روشن نکرده اید.
مرتقب
|
BAHRAIN
|
۰۱:۰۸ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۲
وجود سلايق مختلف أمري مطلوب ، و لي این چي ربطي دارد با عدم التزام به امر ولي فقيه در مورد انتخابات و تحكيم قانون و حل مشكل ادعاي تقلب از راه قانون نه حل آن از راه اردكشي خياباني .؟

جواب آقاي منتجي نيا واقعاً فرار از جواب واقعي چون همه ديدن عدم تقيد كروبي و موسوي و هر كسي بشت سر انها مثل روحانيون مبارز و حزب اعتماد ملي و آقاي منتجب نيا عضو اساسي در اين دو تشكل مخالف رهنمودهاي مقام ولايت فقيه در مسائل اخير .
رسول
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۱۷ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۳
با نسبت دادن نام افراطیون و غیره به اصلاح طلبان وضعیت جامعه را آشفته تر نکنید لطفا ، برخی افراد تند رو با نسبت دادن برخی القاب به کسانی که روزی برای پیروزی انقلاب رشادت به خرج دادند به نظر من دارن وضع جامعه را بدتر می کنند.
عبرت
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۵۱ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۴
جای بسی شکر از اینکه گروهی از سران آشوبها ی 8 ماه اخیر پی به اشتباهات خود برده اند و اصل نظام را فدای توهمات گروهی اندک و خائنین خارج نشین نکردند ( ضمن اینکه شاید در بعضی موارد خواستهایشان اگرچه درست می نمود راهشان اشتباه بود ).ولی باید گفت تنها راه اعلام بازگشت به اخوت قبلی جبران اشتباهات گذشته است که از همه مهمتر ان ظلمی است که به جایگاه رفیع ولایت فقیه رفت . پس سران قتنه اگر واقعا" قصد باز گشت به دامان پر مهر انقلاب را دارند اول از ولایت فقیه عذر خواهی کرده و سپس از ملت تا انشاء الله مشکل حل شود .
محمد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۲۴ - ۱۳۸۸/۱۱/۲۴
بهتراست تمام خواص جرئت مشخص کردن موضع خود راداشته باشند والا مردم خودشان آگاهند ومنافقین را می شناسند.
موسوي
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۴۰ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۲
اعتقاد وعملتان باهم 180 درجه فاصله دارد.
سید
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۰۱ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۳
باباجمع کنید این بجث اصلاح واصول رادرکجای دین به جناح بندی اشاره شده که حالاشما محرکه گرفته اید بااین واژه ها،یه خوره هم بخدا ودین وقرآن فکرکنید.بکجا می روید وعدهای بدنبال خودمی کشید .آقایان سیتمداری کهخودتان راعقل کل می دانیدازمردم مسلمان یادبگیرید .دنیا خفتان کردخودتان هم نمی دانید .
هوالعزیز
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۹:۰۳ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۳
من بعوان یک بسیجی ازلاهیجان شهادت می دهم که آقای منتجب نیا حرف هایش درست است چون خانوادهاش را می شناسم ولی ایشان دراین مدت کمی کم لطفی کردند باید مواضع اش را روشن می کرد یعنی همین حرفها زودتر بیان می کردند
سرمست اتش پنجه
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۴۲ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۴
باهمه ارادتي كه به اقاي منتجب نيا دارم متاسفانه بايد عرض كنم ايشان هم مثل خيلي هاي ديگه فرا فكني كرده وديكته اي صحبت ميفرمايندوبا كمال تاسف بايد گفت:چرا اقايان سكوت كرده اند چرانميخوان به مردم پاسخ بدن دشمني اشكاره متاسفم كه بعضي ها كبك سفت شده اندو سر زير برف برده اند به اين خيال كه ادميزاد كوره اه اه اه
علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۰۲ - ۱۳۸۸/۱۲/۰۵
باید مشخص شود
که در این مملکت مردم هستند
یا عده ای که خود را بالاتر از مردم می دانند و خود را معیار حق و حقیقت.
من به عنوان یک ایرانی التزام به قانونی خواهم داشت که همه جامعه بر آن وفاق داشته باشند
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟