دنبال ثبت تصاوير امام (ره) در حافظه جهاني هستيم
رئيس كتابخانه ملي ايران
کد خبر: ۸۴۵۱۵
| | 4509 بازدید
جام جم آنلاين ـ مهرماه سال 84 وقتي مجلس هفتم شوراي اسلامي به وزير پيشنهادي محمود احمدينژاد براي وزارت آموزش و پرورش راي عدم اعتماد داد، وزير پيشنهادي با حكمي از سوي احمدينژاد راهي ساختماني در حاشيه بزرگراه حقاني شد.سازمان اسناد و كتابخانه ملي محل تازهاي بود كه علي اكبر اشعري قرار بود فعاليتهايش را آنجا ادامه دهد؛ فعاليتهايي كه حالا 4 سال از انجام آن ميگذرد. بهانه اصلي گفتگو با علي اكبر اشعري بحثهايي بود كه در هفته كتاب درباره سرانه مطالعه كشور بيان شده بود، اما قرار اين گفتگو تا همين چند هفته پيش طول كشيد تا اتفاقات تازهتري هم به موضوع گفتوگو با مشاور رئيسجمهور و رئيس اين سازمان اضافه شود، موضوعاتي مثل برگزاري كارگاه حافظه جهاني، راهاندازي نمايندگيهاي كتابخانه ملي در استانها و... علياكبر اشعري در همان فرصت محدود با دقت به پرسشهايم گوش داد، حتي وقتي بصراحت با گفتههايش مخالفت كردم، شمرده و آرام كوشيد پاسخهاي قانعكنندهاي بدهد. به اعتقاد خيلي از كارشناسان سازمان اسناد و كتابخانه ملي در دوره علياكبر اشعري جان تازهاي گرفته است، شايد حالا خيلي از دوستداران كتاب از اينكه مهرماه 84 علياكبر اشعري براي وزارت انتخاب نشد، خوشحال هستند.
در مورد ميزان سرانه مطالعه در ايران هميشه اعداد و ارقامي مطرح است كه با هم تفاوت دارند. اين تفاوت رقمها حتي در هفته كتاب حاشيههاي زيادي به همراه داشت. پرسش من از شما اين است كه اصلا سرانه مطالعه در كشور چگونه محاسبه ميشود ؟ يعني دقيقا شما از چه طريقي به رقم 18 دقيقه مطالعه در روز براي ايرانيان دست پيدا كرديد؟
تا حدود 3 سال پيش يك اعداد مشهوري در جامعه وجود داشت كه ما هم نميدانستيم اين اعداد از كجا آمده است. مثلا ميگفتند سرانه مطالعه در ايران 2 دقيقه در شبانهروز است. ما از روي اين اعداد نميتوانستيم به ميزان واقعي سرانه مطالعه در ايران پي ببريم، چون مبناي آن رقم را نميدانستيم. ما هم فقط شنيده بوديم. اما از اينكه تيراژ كتابمان به طور متوسط 2 هزار نسخه بود اين نگراني را داشتيم كه ميزان مطالعه پايين است.
تيراژ 2 هزار نسخه براي كشور 75 ميليوني كه حدود 80 درصدشان هم باسواد هستند خيلي رقم پاييني است. خوشبختانه اين گفتگوها و تبليغاتي كه مطبوعات و رسانهها در مورد سرانه مطالعه راه انداختند، همه را به اين فكر انداخت كه بروند از روشهاي علمي استفاده كنند و يك سنجشي انجام بدهند و ببينند بالاخره الان سرانه ميزان مطالعه در كشور چقدر است. وقتي اين موضوع مطرح شد هم صدا و سيما اين كار را كرد و هم وزارت ارشاد و دبيرخانه نهاد كتابخانههاي عمومي و اجمالا اين نتيجه به دست آمد كه (بجز مطالعه كتابهاي درسي) سرانه مطالعه مان حدود 18 دقيقه در شبانهروز است.
تعريف مطالعه براي اين دوستان چه بود؟ آيا اگر كسي براي ثواب قرآن يا مفاتيحالجنان بخواند جزو ميزان مطالعه محسوب ميشود؟
2 نظر وجود داشت. عدهاي مطالعه را خواندن كتاب ميدانستند، اعم از اينكه خواندن براي يادگيري باشد، براي افزايش دانايي باشد يا نه براي عبادت. يك گروه ديگر اصلا نظرشان اين بود كه غايت اصلي خواندن كتاب چيست؟ آيا اين است كه دانش عمومي بالا برود؟ اينكه جامعه ما يك جامعه دانايي محور بشود و جامعهاي كه هر آدمي، هر كاري كه ميكند بر مبناي يك منطق و دانشي باشد كه فرا گرفته است؟ اگر اين مورد را مد نظر قرار بدهيم قرآن خواندن زماني مطالعه محسوب ميشود كه به منظور فراگرفتن محتوايش خوانده شود نه صرف مطالعه براي كسب ثواب، ادعيه هم همينطور.
شما به كدام نظر معتقد بوديد؟
من از آن گروهي بودم كه تعريفشان از مطالعه اينگونه بود: مطالعه، مراجعه به منابع است (اعم از كاغذي و غيركاغذي) كه موجب يك نوع افزايش دانش يا رسيدن به يك مطلب جديد براي فرد ميشود.
يعني تعريف دوم؟
بله. البته اين خيلي دعواي مهمي نيست. بعضيها نگران اين بودند كه براي ما در عرصه بينالمللي خيلي بد است كه آمارمان پايين باشد. گفتند برخي مطالعات ديگر هم ضميمه كنند كه اين رقم بالا برود، ولي در برنامهريزيهاي داخلي مان توجه داشته باشيم كه اين عدد بالا نيست.
پارسال مثلا مجموعه نظرسنجيهايي كه من بعضي از آنها را ديدم و واقعا هم علمي بود نشان ميداد سرانه مطالعه در كشور ما حدود 17 دقيقه در شبانهروز است. اين ميزان به يكباره خيلي اميدواركننده شد. نه اين كه بگوييم الان جايگاهمان جايگاه خوبي است، اما به هر حال اميدواركننده است.
در بررسيهايي كه انجام شد و جلسات كارشناسي كه تشكيل شد، ديديم اين افزايش سرانه مطالعه معلول چند عامل است. يكي اينكه به مرور رسانه ملي بخصوص ميان رسانهها تبليغات كتاب را شروع كرده است، هم كليت كتابخواني را تبليغ ميكند و هم در برنامههاي مختلف كتاب معرفي ميكند. دوم همان حركت عمومي است كه از سالها قبل شروع شده بود و به مدد اين تبليغات آمد، مثل برگزاري نمايشگاههاي مختلف. در سالهاي اخير ما نمايشگاه «ياد يار مهربان» را براي مدارس راهاندازي كرديم، نمايشگاه كتب تخصصي را برگزار كرديم و نمايشگاه كتابهاي خارجي را برگزار كرديم. اينها كمك ميكرد به اين مساله كه كتاب بيشتر در جامعه مطرح بشود.
البته اتفاق خيلي مهمي كه افتاد و تاثير شگرفي داشت عمل ارشاد در برنامه چهارم توسعه بود. در اين برنامه قرار شده بود كه يارانهها به سمت مصرفكننده نهايي برود و در اختيار او قرار بگيرد. ارشاد تا 3 سال پيش يارانه كتاب را به صورت كاغذ به ناشر ميداد. اين اقدام آسيبهاي زيادي به همراه داشت، مثلا باعث ميشد قيمت كتاب پايين بيايد و درصدي كه نصيب نويسنده يا مترجم ميشد خيلي كم بود و هم اختصاص كاغذ و حوالههاي خريد و فروش آن مشكلات اخلاقي به وجود آورده بود. وقتي ارشاد آمد اين يارانهها را قطع كرد، همان پول را كتاب خريد و به كتابخانههاي عمومي و كتابخانههاي مدارس و مساجد داد يا به صورت بن كتاب به دانشجوها، معلمان و طلاب پرداخت. اين اتفاق خيلي مهم بود. يعني يكباره در طول يك سال حدود 30 20 ميليارد تومان در جامعه كتاب خريده شد. من فكر ميكنم تغيير پرداخت يارانه ارشاد همراه تبليغات رسانهاي كتاب و توسعه فضا و تعداد نمايشگاههاي كتاب خيلي در ميزان سرانه مطالعه در ايران اثر گذاشت.
با اين تعاريف پس اگر برخي برنامهها و تسهيلات براي كتاب فراهم شود، ميتوان جامعه ايراني را به مطالعه عادت داد. يعني شما به چيزي به عنوان نداشتن فرهنگ مطالعه اعتقادي نداريد. فكر ميكنيد از سوي مسوولان وكلا نهادها كمبودهايي وجود داشته است؟
من نميخواهم بگويم كه مردم فرهنگ مطالعه دارند. من دارم براي شما اتفاقاتي را كه افتاده روايت ميكنم.
اينكه چه بايد كرد تا فرهنگ مطالعه در جامعه نهادينه بشود و آدمها همانطور كه آب ميخورند مطالعه هم بكنند. آن موقع برخي بحثهاي ديگري پيش ميآيد.
مثل چي؟
مثلا من معتقدم ما از كودكي بايد كتاب را به عنوان يكي از ضروريات زندگي در برنامههاي افراد جاي بدهيم. در خانواده برخي كارها بايد صورت بگيرد. در خانوادهها تلويزيون نقش خيلي مهمي دارد. پيشنهاد من اين است كه رسانه ملي هنگام نشان دادن همه صحنههاي خانه از اتاقپذيرايي يا اتاقنشيمن يك قفسه كتاب هم به تصوير بكشد. يعني كتاب به عنوان يك عنصر ثابت زندگي مردم در بيايد. در خانوادههايي كه پدر و مادر اهل كتاب هستند و كتاب در آن خانهها وجود دارد، ميزان كتابخواني بيشتر است.
پيشنهاد ديگر اين است كه در دانشگاهها بحث آموزش ما شكل پژوهش محوري بگيرد، يعني به جاي اينكه ما اطلاعات را در ذهن دانشآموز و دانشجو تعريف كنيم، خود آنها را به كشف حقيقت سوق بدهيم. اگر اين اتفاق بيفتد بنيان مطالعه در كشور زير و رو ميشود، يك نوع عادت مطالعه ميان افراد ايجاد ميشود و اينكه مردم متوجه ميشوند براي اطلاع از مسائل يكي از منابعي كه بايد به آن مراجعه كنند، كتاب است. شما فرض كنيد خانوادهها براي نوع غذا پختن، براي نوع تربيت فرزند و براي هم مسائل زندگيشان ميتوانند به كتاب مراجعه كنند. در حال حاضر يكسري اتفاقات افتاده و به شكل قابل توجهي تاثير گذاشته، ولي اگر قرار است تاثير بنياديتري در زمينه نهادينه شدن كتابخواني گذاشته شود، اقداماتي هم بايد در آموزش و پرورش، وزارت علوم و دانشگاههاي ما انجام شود.
توضيح جامعي بود، اما من برميگردم به پرسش قبلي. شيوه محاسبه اين سرانه به چه صورت بود؟
يك كار ميداني صورت ميگيرد. يعني پرسشنامهاي است كه در سطح شهر تهران يا كل كشور به صورت نمونهاي انتخاب ميكنند. پرسشها با استانداردهاي مربوط به خودش طراحي شده است. ميروند سراغ افراد و سوال ميكنند و چون نمونه، نمونه دقيقي است بنابراين نتيجه آن را ميتوان به كل جامعه تعميم داد.
متولي تيمي كه اين كار را انجام ميدهد كتابخانه ملي است؟
خير. صدا و سيما براي خودش اين كار را انجام ميدهد براي اين كه بداند وضعيت چگونه است و برنامههايي كه ميسازد چقدر بر ميزان سرانه مطالعه تاثير ميگذارد. وزارت ارشاد به دليل نيازهاي خودش اين كار را انجام ميدهد. دبيرخانه نهاد عمومي كتابخانههاي كشور هم براي خودش اين كار را ميكند.
اين آمار با همديگر تناقض نداشت؟
نه. جالب اينكه وقتي كار انجام شد و ديديم نتايجش خيلي به هم نزديك است، اعتمادمان به آنها بيشتر شد.
استاندارد جهاني براي ميزان سرانه مطالعه وجود دارد؟
بله. من الان حضور ذهن ندارم كه چقدر است، اما ميدانم كه وجود دارد. همه در حوزه سرانه مطالعه، هم تعداد كتاب براي هر فرد و هم فضاي مطالعه يكسري استاندارد مشخص وجود دارد.
به فكر كتابخانه ديجيتال در كتابخانه ملي هستيد؟
ما از حدود دو سه سال پيش اين مطالعه را آغاز كرديم و حتي سال گذشته، نسخه آزمايشي كوچكي از كتابخانه ديجيتال را با حدود 60 هزار كتاب چاپي و حدود 6 هزار كتاب خطي روي سايت قرار داديم. بعد برنامه 4 سالهاي براي سازمان نوشتيم كه در سال سوم به حد خوبي از ارائه ديجيتال كتاب در كتابخانه ملي رسيديم. فكر ميكنم براي سال 91 قابل بهرهبرداري باشد.
فارغ از مسائل نرمافزاري سايت براي حق كپي رايت آثار هم كاري انجام دادهايد؟
ببينيد چند تا كار را همزمان بايد انجام داد. يكي اين كه ما بايد زيرساختهاي لازم را از لحاظ امكانات فني و ابزاري كه نياز دارد، به عمل بياوريم. كار دومي كه بايد انجام دهيم اين است كه نسخههايي از كتاب و اسناد را به صورت كلي (اعم از پايان نامه و..) اسكن كنيم كه اين كارها بسرعت در حال انجام است. اما به برخي قوانين و مقررات در بخش حق ناشر، مولف و مترجم نياز داريم، يعني به هر حال وقتي مولفي زحمت ميكشد و اثري را خلق ميكند، بايد از اثرش منتفع بشود. در اين قوانين بايد حقوق صاحبان اثر رعايت بشود.
اين برنامهها تا چه اندازه به مرحله اجرايي رسيده است؟
ما بايد الان در همين مرحله ميبوديم. يعني با برنامهاي كه من 4 سال قبل شروع كرده بودم الان بايد به اينجا ميرسيديم. در اين سالها يك مقدار مشكلات منابع مالي داشتيم و البته اولويتهاي ديگري كه ضرورت بيشتري داشت، ما را از اين برنامهها عقب گذاشت. فكر ميكنم اگر مشكل منابع مالي نباشد حتما تا دو سه سال آينده به نتيجه ميرسيم.
اسناد موجود در كتابخانه ملي چه قابليتهايي بايد براي نگهداري داشته باشد؟
قانون درباره اسناد تعريفي دارد، اين كه هر چيزي در دستگاههاي حكومتي توليد ميشود يا به دستگاههاي دولتي ميرسد (البته يك ويژگيهايي هم در قانون به آن اشاره شده)، به عنوان سند دولتي محسوب ميشود، بنابراين سند ممكن است نامهاي باشد كه در ادارهاي يا جايي تايپ ميشود، شماره ميخورد و امضا ميشود. اين ميشود يك سند. حالا اين سند ممكن است شكل كاغذي داشته باشد، ممكن است شكل رقومي داشته باشد، ممكن است به صورت مهر باشد، ممكن است تمبر باشد و همه اينها سند به حساب ميآيند.
مجموع دارايي كه الان در آرشيو سازمان اسناد وجود دارد چند دسته است. يكي اسنادي كه به صورت طبيعي و به طوري كه قانون تعيين كرده به آرشيو اضافه شده، يكي اسنادي است كه مردم از گذشتههاي دور هديه ميدهند يا ميفروشند و برخي هم اسنادي هستند كه خودمان توليد ميكنيم.
مثل چي؟
مثل تاريخ شفاهي، الان يكي از برنامههايي كه سازمان در حال انجامش است، گفتگو با آدمهاي موثر در عرصههاي مختلف علمي، فرهنگي، هنري و سياسي است. در خلال گفتگو با اين افراد تاريخ شفاهي را از دل صحبتهاي آنها بيرون ميآوريم.
اينها چطور نگهداري ميشود؟
هم به صورت نوار و فيلم موجود است و هم به صورت مكتوب.
تنها مركز نگهداري اسناد اين سازمان است؟
تنها مركز نگهداري از اسناد دولتي طبق قانون اينجاست، ولي برخي اسناد در دست خود مردم است، مثلا الان مركز اسناد انقلاب اسلامي مرتب خودش تاريخ شفاهي توليد ميكند و البته خودش هم نگهداري ميكند. به صورت كلي هر شخص حقيقي يا حقوقي به طور طبيعي اسنادي در اختيار دارد، اما اسناد دولتي به آن نوعي كه عرض كردم طبق قانون بايد در اينجا نگهداري شود.
رقمي از تعداد اسناد موجود در سازمان داريد؟
اسنادي كه در سازمان موجود است مانند كتابهايي است كه وارد اين سازمان ميشود، يعني ما كتابها را به مرور فهرست نويسي ميكنيم، اطلاعاتش را وارد شبكه ميكنيم و آن تعداد اطلاعاتي را كه وارد شبكه شده است، مردم ميتوانند ببينند. اسناد هم به همين طريق است. الان فكر ميكنم در شبكه، اطلاعات يك ميليون و 800 هزار كتاب موجود باشد، در حالي كه فهرستنويسي حدود 500 هزار جلد كتاب ديگر در حال انجام است. اسناد وضع متفاوتي دارد، چون حجم اسنادي كه الان در سازمان موجود است حدود 200 ميليون نسخه تخمين زده ميشود، در حالي كه فكر ميكنم حدود 400 300 هزار نسخه از آن قابل دسترسي باشد.
چرا؟
به دليل اينكه مدتها بحث پردازش اسناد و ورود اطلاعات آن طول كشيد. در واقع دير شروع شد، چرا كه حدود 3 2 سال است كه اين بحث در سازمان ما مطرح شده است.
دوسه چندي قبل خبري از جانب شما در رسانهها مطرح شد مبني بر اينكه قصد داريد نمايندگي كتابخانه ملي را در استانها راهاندازي كنيد. برداشت من از خبر با وجود شرايط موجود در سطح استانها اين بود كه گفته بيشتر به يك شعار بزرگ شبيه بود تا طرحي كه بخواهد محقق شود. در زمينه راهاندازي اين نمايندگيها در سراسر ايران سازمان كتابخانه ملي چه كاري انجام داده است؟
اسنادي كه ما جمع آوري ميكنيم از همه استانها و سراسر كشور است. وقتي اين اسناد ميآيد در آرشيو ملي 2 گروه به صورت خاص به آنها نياز دارند. يكي دستگاههاي حكومتي كه به دليل مناسباتشان به سوي استفاده از اين اسناد سوق پيدا ميكنند. مثلا دادگاهي در دورهاي برگزار و به صدور حكمي هم منجر شده، حالا 40 سال گذشته است و يك دعواي جديد آغاز شده كه در همان دادگاه قبلي ريشه دارد. پس نياز است اسناد آن را مشاهده كنند. از طرف ديگر اين اسناد دستمايه خوبي براي پژوهشگران در انواع رشتههاي علمي و فرهنگي ميشوند تا كار تحقيقاتي انجام دهند. ديديم كه بيشترين استفادهكننده از اسناد در هر استان، ادارهها و پژوهشگران همان استانها هستند، بنابراين تصميم گرفتيم اسناد استانيمان را در خود استانها نگهداري كنيم.
ضمن اينكه ما شكل رقومياش را به صورت متمركز هم نگهداري ميكنيم، ولي به هر حال چون هم فضاي مخازن ساختمان تهران محدود است و هم استفادهكننده اصلي از اين اسناد خود استانيها هستند، تصميم گرفتيم در خود استانها يك آرشيو استاني راهاندازي كنيم؛ ولي چون اسم سازمان ما سازمان اسناد و كتابخانه ملي است و ما در كل كشور خدمات ديگري هم در حوزه كتابخانه به مردم ميدهيم، مثل فيپا، شمارههاي استاندارد بينالمللي كتابخانهها يا از اين نوع خدمات، بنابراين تصميم گرفتيم همه خدمات كتابخانه ملي مربوط به هر استان را به همان استان ارائه كنيم.
يكي از وظايف كتابخانه ملي به طور مشخص ايرانشناسي است. ما موظفيم هر آنچه را درباره ايران در هر جاي دنيا تاليف ميشود گردآوري كنيم. گفتيم بياييم در هر استان در كنار اين مجموعه كارهايي كه تا الان انجام ميدهيم يك تالار مطالعه منطقه هم راهاندازي ميكنيم، مثلا در هر جاي دنيا در مورد استان فارس نشريهاي، پايان نامهاي يا كتابي وجود دارد گردآوري ميكنيم و يك نسخهاش را در آن استان قرار ميدهيم.
تا چه اندازه اين طرح محقق شده است؟
خوشبختانه اين طرح كه قبل از من آغاز شده بود با استقبال هيات امنا مواجه شد و ما الان در 9 يا 10 استان اين كار را انجام داديم. استانهاي خراسان رضوي، يزد، كرمان، سيستان و بلوچستان، فارس، بوشهر، اصفهان، همدان و آذربايجانشرقي و الان استانهاي خوزستان و اردبيل متقاضي انجام اين كار هستند؛ بنابراين به اين دلايلي كه عرض كردم ما فكر ميكنيم معناي ايجاد اين مكان در استانها توسعه فعاليتها نيست، بلكه بردن مقداري فعاليتها از تهران به استانهاي ديگر است.
چندي پيش ميزبان كارگاه بينالمللي حافظه جهاني براي ثبت اسناد در يونسكو بوديد. بحث برپايي اين كارگاه پيشنهاد خود سازمان كتابخانه ملي بود؟
ما از سال 1384 به برنامه حافظه جهاني يونسكو پيوستيم. اين برنامه هر 2 سال يكبار 2 اثر مهمي را كه در تمدن جهاني نقشي داشته باشد، به ثبت ميرساند. ما نبايد حتما 2 اثر به ثبت برسانيم. بلكه ميتوانيم حداكثر 2 اثر را به ثبت برسانيم، حالا ممكن است 2 اثر نامزد كنيم كه هيچكدامش انتخاب نشود يا يكياش انتخاب شود يا هر دو.
انگار همه اين حالتها در اين سه سال اتفاق افتاده است؟
ما در سال 84 با كمك دوستاني از نهادهاي مختلف، آستان قدس، نهاد شوراي انقلاب فرهنگي، مجلس و دانشگاه تهران زير نظر كميسيون يونسكو كميتهاي تشكيل داديم به نام كميته جهاني حافظه جهاني. همان سال اول 2 اثر را فرستاديم به نامهاي «وقف نامه ربع رشيدي» و «شاهنامه بايسنقري» كه خوشبختانه هر دو ثبت شد. دوره دوم 2 اثر ديگر فرستاديم به نامهاي «مجموعه اسناد اداره آستان قدس رضوي در دوره صفويه» كه ثبت شد و ديگري هم «مصالح و ممالك» كه اين دومي را با ايراداتي برگرداندند. ما از همان اول براي اينكه كارشناسان ايراني با چنين بحثهايي آشنا شوند، با گفتگويي كه در يونسكو با خود آقاي ماتسورا، دبيركل يونيسف داشتيم سعي كرديم هر سال يك كارگاه آموزشي بگذاريم كه هم كارشناسان خودمان و هم دستگاههاي ديگر مثل موزهها در اين كارگاه شركت كنند و با اين برنامه آشنا بشوند.
كل فرآيند تعيين منابع مكتوب براي ثبت همين بود؟
يك گروه كارشناسي داريم همانهايي هستند كه در 2 دوره قبلي شركت كردند. اينها حدود يكسال وقت گذاشتند و جلسات متعددي برگزار شد و كتابها و اسناد را از نزديك ديدند و در نهايت به چهار پنج نسخه رسيدند كه ما به عنوان كميته ملي حافظه جهاني گفتيم كه ما اين آثار را براي ثبت جهاني پيشنهاد ميكنيم. در رفت و برگشت با كميته براي ثبت 2 اثر به نتيجه رسيديم. يكياش «خمسه نظامي» است و ديگري هم « التفهيم» ابوريحان بيروني است كه پيشنهاد امسال ما براي ثبت بود.
سرنوشت مصالح و ممالك چه شد؟
داريم ايرادات اين اثر را هم اصلاح ميكنيم كه در دورههاي بعدي بتوانيم آن را به ثبت جهاني برسانيم.
چون تاكيد شما در اين دوره روي آثار ديداري و شنيداري بوده پيشنهادي براي ثبت اين نوع آثار در اين دوره نداشتيد؟
نه. در اين دوره نداشتيم. اما به دنبال اين هستيم كه مجموعه فيلمهايي كه از امام خميني(ره) وجود دارد را يكجا به ثبت جهاني برسانيم، اين مجموعه الان در اختيار صدا و سيماست، يعني تصاوير سخنرانيهاي حضرت امام و فيلمهاي ديگري كه از آمدن ايشان به ايران وجود دارد يا فعاليتهاي مختلفي كه هست.
فكر ميكنم يكي از اهداف برگزاري به صورت بينالمللي اين بود كه شما بتوانيد با كشورهاي ديگر لابي كنيد و فرآيند ثبت را براي آثار ايراني تسريع كنيد.
بله. اينها يك گروه كارشناسي است كه حق راي دارند.
يعني اين كشورهاي دعوت شده هم جزو رايدهندگان هستند؟
خير، اينها حق راي ندارند. يك گروه كارشناسي آنجاست كه البته از نمايندگان ايران هم دعوت كرده است كه يك كارشناس براي داوري معرفي كنيم. وقتي ديدند ايران هم حضور فعالي دارد و آثاري با قابليت ثبت جهاني، سال گذشته به ما پيشنهاد كردند كه ما هم ميتوانيم با معرفي يك كارشناس در هيات داوري حضور داشته باشيم و البته ما هم به دنبال كسي هستيم كه هم با ميراث فرهنگي ايراني آشنايي داشته باشد و بتواند استدلال كند و هم به زبان مسلط باشد.
يعني علاوه بر اينكه ايران نقش رهبري در منطقه دارد، در آينده يك كارشناس داوري هم از ايران به يونسكو براي داوري حضور خواهد داشت؟
بله.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


