نبض امنيت در دستهاي پليس
با رئيس پليس آگاهي تهران
کد خبر: ۸۳۵۱۰
| | 7839 بازدید
تصورم از پليسها، آدمهاي خشك و خشني بود كه دير ميخندند، زود عصباني ميشوند و معمولا به اطرافيانشان با ديده شك مينگرند اما رئيس پليس آگاهي تهران همه باورهايم را درباره همكارانش عوض كرد. گفتگوي ما پر از خاطرههاي خوب از پليس شد، مثل زماني كه به او گفتم «همين حالا كه با شما صحبت ميكنم همراهم سلاح سرد آوردهام. چون در شهر احساس امنيت نميكنم.» و او خنديد كه «شما مسلح آمدهايد؟»! يا زماني كه او از پروندههاي آزار و اذيت زنان تعريف كرد و چهرهاش از شدت ناراحتي سرخ شد يا زماني كه از عمليات موفق پليس براي دستگيري مجرمان سابقهدار ميگفت و طوري ماجرا را تشريح ميكرد كه احساس ميكردي در عمليات حضور داري.گفتوگوي من و سرهنگ عباسعلي محمديان از مقوله احساس امنيت آغاز ميشود اما وقتي روبهروي جرمشناسي خبره نشسته باشي و او با حوصله برايت از جرايم و شيوه كار پليس آگاهي بگويد، گفتنيها و شنيدنيها فراوان ميشود و ساعتها بيطاقت.
برخي ميگويند آمار واقعي جرايم با آماري كه از سوي مسوولان در خبرها اعلام ميشود، متفاوت است و گاهي پليس براي جلوگيري از تشويش اذهان عمومي در جامعه آمار واقعي جرايم را گزارش نميدهد. اين موضوع صحت دارد؟
بين آمار ثبت نشده جرايم كه در كتابهاي جرمشناسي به آن رقم سياه جرم ميگويند و آماري كه به پليس ميرسد و مورد رسيدگي قرار ميگيرد، هميشه تفاوت وجود دارد و پليس درصدد است فاصله بين اين دو را كم كند و براي نيل به اين هدف مردم بايد به پليس و دستگاه قضايي اعتماد و جرايم را گزارش كنند، اما علاوه بر همه اينها هدف پليس فقط رسيدگي به جرم نيست، بلكه ايجاد آرامش در شهروندان هم هست. اين ايجاد آرامش و احساس امنيت در شهروندان، موضوع بسيار حساسي است كه اگر پليس يا نهادهاي ديگر به آن توجه نكنند، ممكن است اين احساس ناامني به حدي برسد كه زندگي را براي مردم دشوار كند.
منظورتان اين است كه اعلام آمارها ممكن است مردم را بترساند؟
گاهي وقتها برخي از اعلام آمارهاي بدون مقدمه و بيبرنامه يا صرفا اعلام وقوع جرم كردنها و مسائلي اينچنيني و صحبت نكردن درباره توفيقات و كشفيات پليس، باعث به وجود آمدن احساس نگراني در شهروندان ميشود.
پليس بايد از ابزارها و راهكارهاي مختلف استفاده كند تا هم تسهيلات لازم را براي شهروندان ايجاد كند و هم اعتماد لازم را در شهروندان به وجود بياورد تا اگر شهروندان شاهد وقوع جرمي بودند يا جرمي عليه آنها رخ داد، آن را به پليس اطلاع دهند.
قبول دارم كه گاهي پليس از كنار رسانهاي كردن برخي موضوعات ميگذرد و اطلاعرساني نميكند، اما اين فقط به خاطر تبعات آن در جامعه است. براساس آمارهايي كه كشورهاي عضو پليس اينترپل در اختيار اين سازمان قرار ميدهند، آمار وقوع جرم در كشورهاي پيشرفتهتر و تراز اول دنيا، نسبت به كشور ما بسيار بالاتر است.
ما در بسياري از عناوين وقوع جرم، بين 150 كشوري كه آمار را در اختيار پليس اينترپل گذاشتهاند، رتبه سيوپنجم به بعد را داريم يعني در زمينه جرايمي مانند سرقت خودرو، آدمربايي، سرقت مسلحانه و... آمارمان بسيار پايين است، اما كشورهاي پيشرفته در حوزه ايجاد احساس امنيت در شهروندان و گردشگران موفقتر از ما عمل ميكنند.
وقتي به عنوان كارشناس به فيلمهاي پليسي ساخته شده در اين كشورها نگاه ميكنيم، ميبينيم تجهيزاتي كه براي كشف جرم در اختيار دارند از ما پيشرفتهتر نيست؛ همان چيزهايي است كه امروز پليس آگاهي از آنها استفاده ميكند اما اين كشورها با صحنههايي كه در فيلمهايشان خلق ميكنند و با استفاده از گروههاي فيلمسازي حرفهاي نوعي احساس امنيت در كشورشان را به بينندگان داخلي و خارجي فيلمهايشان تلقين ميكنند.
آمار كدام جرايم از ابتدا تاكنون نسبت به مدت مشابه در سال گذشته در پايتخت رشد داشته است؟
آمار وقوع سرقت وسايل نقليه در سال جاري در تهران، افزايش يافته و متعاقب آن، شاخص كشف وقوع جرم و كشفياتمان هم در اين حوزه نسبت به سال پيش بيشتر شده است.
شيوه استفاده از خودروهاي سرقتي هم تغيير كرده است. در گذشته، خودروهايي كه سرقت ميشدند، وارد فرآيند تغيير سند و نمره ميشدند اما به دليل تدابير ناجا براي جلوگيري از اين جرم امروز سارقان كمتر به سمت اين روش ميروند و به جاي آن قطعات خودروي سرقتي را باز ميكنند و ميفروشند.
ناجا هميشه تدابيري براي جلوگيري از وقوع سرقت داشته است پس تغيير روش سارقان فقط مربوط به تدابير ناجا نيست و بايد پاي عوامل ديگري هم در ميان باشد.
بايد بررسي كنيم چرا بازارهاي خريد و فروش لوازم سرقتي رونق گرفته است. اين لوازم به نام دست دوم خريد و فروش ميشوند و از آنجا كه خريد و فروش قطعات دست دوم تقبيح نشده است و همچنين ذهنيتهايي بين مردم وجود دارد كه قطعات خودروي اروپايي از بازارچههاي مرزي به مركز كشور وارد ميشوند، مردم اين لوازم را بدون اين كه گمان كنند ممكن است دزدي باشد، خريداري ميكنند.
به منظور حل اين مشكل، علاوه بر پليس، سازمانها و دستگاههاي ديگري هم بايد كمك كنند. براي مثال در بحث پرداخت خسارت به وسيله شركتهاي بيمه، پليس چند سالي است ميكوشد شركتهاي بيمه را قانع كند به جاي پرداختن پول قطعات سرقت شده به مشتريان، قطعاتي مشابه آنها را به مالباختهها تحويل دهند. قرار نيست اين شركتها خودشان مغازه فروش قطعات اتومبيل باز كنند، اما مسلما ميتوانند با شركتهاي توليدكننده قطعات خودرو قرارداد ببندند و هر گاه پليس تاييد كرد قطعهاي واقعا سرقت شده است، مالباخته عين قطعه را از توليدكنندگان طرف قرارداد شركتهاي بيمهاي تحويل بگيرد.
در حال حاضر شركتهاي بيمهاي درصدي از قيمت روز يك قطعه را كم ميكنند به طوري كه معمولا حدود 80 درصد ارزش ريالي آن قطعه را ميپردازند و خود مالباخته براي اين كه پول دوبارهاي خرج نكند، به خريد قطعات دست دوم روي ميآورد.
چطور بايد قطعه سرقتي را تشخيص داد؟
معمولا پاتوقهايي در شهر وجود دارد كه به فروش قطعات دست دوم شهرت دارند. وقتي فردي براي خريد قطعه به آنها مراجعه ميكند، مالخر ميگويد آن قطعه را ندارد اما سفارش ميدهد برايش بياورند. چون قطعه دست دوم است، فروشنده فاكتور فروش ارائه نميدهد و در عين حال، قطعه پشت ويترين مغازه نيست و معمولا مالخر آن را در كيسههاي پلاستيكي سياه رنگ به مشتري تحويل ميدهد و ساعات خلوت را براي تحويل آن انتخاب ميكند. همه اينها، دلايلي بر سرقتي بودن يك قطعه دست دوم است.
آمار سرقت چند درصد نسبت به سال گذشته رشد داشته است؟
درباره جرايم نميتوانم آماري ارائه بدهم.
يعني آماري از جرايم نداريد؟
آمار داريم اما وظيفه پليس آگاهي كشف جرم است و پليس پيشگيري متولي ارائه آمارها و تجزيه و تحليل آنهاست.
پس دستكم بدون ارائه عدد و رقم به من بگوييد آيا در آمار وقوع جرايم ديگر هم مانند سرقت خودرو نسبت به سال گذشته رشدي وجود داشته است؟
فقط در آمار سرقت وسايل نقليه، رشد چشمگير وجود داشته است و در مورد جرايم ديگر، وضعيت متعادل بوده است.
جامعهشناسان ميگويند آسيبهاي اجتماعي سالانه حدود 15 درصد رشد ميكنند. اگر بپذيريم كه جرم و آسيب اجتماعي با هم همبستگي مثبت دارند و بيشتر آسيبها جرمزا هستند، پس رشد سالانه در وقوع جرايم، ناگزير است.
بخشي از افزايش جرم طبيعي است. مثلا اگر سرقت گوشي تلفن همراه را بررسي كنيم زماني فقط يك ميليون خط تلفن همراه در كشور در اختيار مردم بود و امروز براساس آمارهاي متفاوت حدود 20 تا 40 ميليون خط. وقتي 40 ميليون خط تلفن همراه در اختيار شهروندان است، يعني 40 ميليون سوژه وقوع سرقت وجود دارد. پس طبيعي است كه ميزان سرقت افزايش پيدا ميكند يا مثلا روزگاري دوچرخه به عنوان وسيله نقليه در دسترس همه بود و تقريبا همه خانوادهها دوچرخه داشتند. پس به عنوان يكي از سوژههاي سرقت مورد توجه پليس بود اما حالا سرقت دوچرخه از موضوعيت افتاده است. چون هم تعداد دوچرخهها كم است و هم سرقت آن بسيار نادر است.
پيش از آن كه به دفترتان بيايم، با يكي از روساي ادارات پليس آگاهي صحبت ميكردم. اين طور كه ايشان ميگفتند آنها كارشان را از 7 صبح آغاز ميكنند و معمولا تا اين وقت (حوالي غروب) مشغول رسيدگي به پروندهها هستند. مگر روزانه چند پرونده وارد اداره آگاهي ميشود؟
نبايد ساعات زياد كاري نيروهاي پليس را پاي فراواني پروندهها بگذاريد. چون نميتوان ميزان ساعت مشخصي را براي رسيدگي به پروندهها تعيين كرد. مثلا بررسي يك پرونده قتل ممكن است 3 سال طول بكشد و گاهي هم يك پرونده قتل در همان روز نخست، در صحنه با چند پرسش از مظنون به نتيجه برسد و فرد همانجا اقرار كند.
ممكن است در يك پرونده سرقت خودرو، گروه گشتزني پليس بلافاصله آن را در سطح شهر ببينند و شناسايي كنند يا احتمال دارد خودرو طوري تغيير اصالت داده شده باشد كه پليس آگاهي ساعتها و روزهاي متمادي وقت صرف پيدا كردنش كند. اگر در پليس آگاهي از 7 صبح تا 4 بعدازظهر براي يك افسر كار هست، به اين دليل است كه نوع ماموريت و نوع كار زمانبر است. حالا فرض كنيم تحقيقات ما به مرحلهاي رسيد كه مظنون مشخص شد. وقتي مظنون به اداره پليس آورده شود، تازه كار آغاز شده است. مظنون آنقدر براي خودش ذهنيت درست كرده و آنقدر دلايل و مدارك آماده كرده كه هرگونه اتهامي كه متوجهش باشد را به نفع خودش رد كند و افسر بازجو بايد براي ثابت كردن آن جرم وقت صرف كند. پس اين كه افسران پليس آگاهي از 7 صبح تا پاسي از شب كار ميكنند، دليل بر زياد بودن پروندهها نيست، بلكه دليل اين همه ساعت كاري، ماهيت كار آنهاست.
پليس آگاهي تهران سالانه به چه تعداد پرونده رسيدگي ميكند؟
هر سال حدود 80 هزار پرونده وارد اداره آگاهي ميشود، اما اين رقم نشاندهنده گستردگي كار نيست.
اين روزها، خبرهاي مربوط به كيفقاپي و زورگيري هم كم نيست. آيا در آمار اين جرمها هم افزايشي وجود داشته است؟
زورگيري و كيفقاپي انواعي از سرقت به عنف هستند و در قانون برايشان تشديد مجازات پيشبيني شده است. آمار اين جرايم هم نسبت به سال گذشته متعادل بوده است و افزايش آنچناني نداشتهايم.
دليل ثابت ماندن آمار اين جرايم چيست؟
جرايم خشني مثل زورگيري و كيفقاپي، تهديد، ارعاب توام با ضرب و شتم يا توام با سلاح سرد، قتل، تجاوز و... همه جزو جرايم خشن هستند. به واسطه تدابير فرمانده ناجا و نياز مردم، معمولا اين گونه جرايم به صورت متمركز در پليس آگاهي رسيدگي ميشوند و گاهي براي رسيدگي به آنها امكانات خاصي وجود دارد و نيروهايي كه براي اين موضوع اختصاص پيدا كردهاند هم دورههاي ويژهاي را گذراندهاند.
قتل را هم جزو جرايم خشني كه آمارشان ثابت مانده قرار داديد. اگر آمار قتل ثابت است، چرا اخبار آن در رسانهها اين همه زياد است.
معمولا با توجه به رشد جمعيت، شهرنشيني و موضوعات مرتبط با آن رشد سالانهاي در آمار قتل وجود دارد. آنچه در پليس آگاهي مورد توجه ماست، كاهش فاصله زماني وقوع تا كشف آن است.
حد استاندارد فاصله زماني وقوع تا كشف قتل از نظر شما چقدر بايد باشد؟
پروندههايي مورد تشويق واقع ميشوند كه در يك ماهه اول كشف شده باشند.
اما برخي مردم معتقدند پروندههاي آنها، بخصوص وقتي پاي قتل در ميان است طولاني ميشود. آيا رسيدگي پليس آگاهي تهران به پروندهها با استانداردهاي جهاني در اين زمينه برابري ميكند؟
بحثي را مطرح كرديد كه به چندين جلسه گفتگو نياز دارد تا هم مردم توجيه شوند و هم جايگاه ما مشخص شود، اما اگر بخواهم در قالبي كلي به شما پاسخ بدهم، بايد باز هم به آمار پليس اينترپل استناد كنم كه براساس آن علاوه بر اين كه وقوع جرم در ايران از ديگر كشورها پايينتر است، ميزان كشف جرم در آن بسيار بالاست. يعني در كشف، رتبه سوم يا چهارم را در ميان كشورهاي عضو پليس اينترپل داريم، اما اين را هم در نظر بگيريد كه هم جمعيت روبه رشدي داريم و هم برخي بانكهاي اطلاعاتيمان نقص دارند.
كدام دسته از بانكهاي اطلاعاتيمان ناقصند؟
نمي توانم به اين مقوله بپردازم. به هر حال نميشود براي كشف پرونده زمان تعيين كرد اما دستور پليس آگاهي اين است كه فاصله وقوع و كشف را كوتاه كرد. نميخواهيم كشفي داشته باشيم كه مردم وقوعش را فراموش كرده باشند.
شايد بهتر است به عواملي كه ذكر كرديد، كمي امكانات مورد استفاده پليس براي كشف جرم را هم اضافه كنيد. به نظر ميآيد ما در اين زمينه هنوز پيشرفته نيستيم.
ما از نظر تخصص و ابزارهاي آزمايشگاهي چيزي از كشورهاي ديگر كم نداريم اما از لحاظ دسترسي به بسياري از بانكهاي اطلاعاتي در كشورمان مشكل داريم يعني آنها را در دسترس نداريم.
هنوز هم نميخواهيد قضيه بانكهاي اطلاعاتي را باز كنيد؟
بهتر است به همين ميزان كه گفتم بسنده كنيد، چون ممكن است مورد سوءاستفاده مجرمان واقع شود، اما تكميل اين بانكها آغاز شده و بزودي از همه جوانب كامل ميشويم.
وقتي جرايمي مانند گروگانگيري، سرقت از بانكها و حتي قتلها را نسبت به چند سال پيش مقايسه ميكنم به نظر ميآيد استفاده از سلاح گرم بيشتر شده است و حتي برخي مجرمان مسلح به ادوات جنگي مثل نارنجك، مسلسل، كلاشينكف و... هستند. با من موافقيد؟
كاملا مخالف هستم و معتقدم جرايم مسلحانه بشدت كاهش پيدا كرده است. مگر شما در سال جاري خبري از سرقتهاي مسلحانه از بانكها شنيدهايد؟!
سال پيش چند موردي شنيدم.
سال پيش هم يكي دو فقره بيشتر نداشتيم كه همه سارقان دستگير شدند. استفاده از سلاح گرم نسبت به گذشته كمتر شده است و من اعتقاد دارم اين به دليل بازدارنده بودن مجازاتهاي جرايم مسلحانه است.
مجازات استفاده از سلاح گرم چيست؟
دو گونه مجازات در قانون پيشبيني شده است اولي حبس سنگين است و دومي در صورتي است كه مجرم به عنوان محارب تشخيص داده شود كه حكمش اعدام است. به همين سبب مجرمان از ارتكاب جرايم مسلحانه چشم پوشيدهاند و كمتر از سلاح گرم استفاده ميكنند.
پس اعتقاد داريد مجازات بازدارنده در جلوگيري از ارتكاب جرم نقش دارند؟
دقيقا! مجازاتهاي بازدارنده متناسب با جرم بشدت در جلوگيري از وقوع جرم موثرند و يكي از ابزارهاي كاهش جرم محسوب ميشوند. براي مثال مدتي در سطح جامعه مشكل پخش سيديهاي خانوادگي يا غيراخلاقي شيوع پيدا كرده بود، اما با تصويب قانوني مجازات تهيهكنندگان، تكثيركنندگان و حتي فروشندگان اين دست سيديها، يكباره تب اين جرم در جامعه فروكش كرد.
درباره وضعيت استفاده از سلاحهاي سرد در جامعه چه نظري داريد؟ لطفا نگوييد استفاده از آنها هم كاهش داشته است. من حتي پاتوقهايي را در تهران ميشناسم كه آزادانه انواع سلاحهاي سرد را ميفروشند!
امروز بيش از 40 درصد قتلهاي تهران به وسيله سلاح سرد رخ ميدهد و بيشتر آنها ناخواسته و به واسطه تحريك شدن است.
يعني قتلها برنامهريزي شده نيست؟
خير، نقشهاي براي آنها ريخته نشده است. مثلا كسي عاشق قشنگي چاقويي شده است و آن را خريده و در جيبش گذاشته و بعد در يك جر و بحث ساده بر سر محل پارك خودرو با فرد ديگري درگير شده است و او همان چاقو را برداشته و طرف مقابل را به قتل رسانده است. اين مشكل ماست.
همچنين امروز استفاده از سلاحهاي سرد نامتعارف مثل قداره، قمه و كاردهاي سنگري و حمل اين چاقوها به عنوان يك معضل در بحث قتلها و جرايم به عنف نقش تعيينكنندهاي دارند.
برخي جوانها به خاطر شكل و شمايل اين وسايل يا تقليد از فيلمهاي خارجي، آنها را حمل ميكنند و در دعواها فورا استفاده ميكنند. مثلا فلان موتورسوار زير زين موتورش يك قمه يا قداره گذاشته است و در دعوا فورا قمه ميكشد. نميداند اين اقدام چه عواقبي دارد و هر لحظه ممكن است سبب مرگ طرف مقابل شود و مجازاتش قصاص است.
آيا مجازات در نظر گرفته شده براي استفاده از سلاحهاي سرد، بازدارنده نبوده است؟
خير، ضرورت امروز جامعه، ممنوع كردن حمل سلاح سرد بخصوص چاقوهاي نامتعارف است. سلاح سرد شامل پنجه بكس هم ميشود. اگر كسي پنجه بكس خريد، آن را به صورت كسي كوبيد، اين مساوي با شكسته شدن استخوانها و پاره شدن پوست و گوشت صورت قرباني و خيلي مشكلات ديگر است و مجرم در اين موارد بايد ميليونها تومان ديه بدهد و زنداني شود. ما به دنبال غيرقانوني شدن يا غيرمجاز شدن حمل سلاح سرد بخصوص چاقوهاي غيرمتعارف هستيم. پليس دراينباره پيگيريهاي متعددي انجام داده است و ظاهرا لايحهاي براي ممنوع كردن آن تهيه شده، اما هنوز مطرح نشده است.
انواع افشانهها مثل اسپري فلفل از نظر قانون در تقسيمبندي سلاحهاي سرد قرار ميگيرد، اما وسيله دفاعي شخصي هم محسوب ميشود. آيا پليس در مواجهه با اين وسايل، مشكل قانوني دارد؟
جرم بودن يك موضوع يا نبودنش به واسطه قانون است. معمولا در تعريف جرم ميگوييم؛ جرم چيزي است كه در قانون برايش مجازات پيشبيني شده باشد. اگر حمل افشانه در قانون داراي مجازات باشد، جرم است، اگر برايش مجازات پيشبيني نشده باشد، جرم نيست، اما بعضي موضوعات هست كه غير از جرم بودن و جرم نبودن براساس بخشنامهها و دستورالعملها يا مصوبات شوراي امنيت كشور يا شوراهاي تامين استانها و شهرستانها در حيطه وظايفشان، غيرمجاز محسوب ميشود. امروز در كشور ما، حمل افشانه براي گروههاي خاصي از مردم پيشبيني شده است و مجوزهايي صادر ميشود كه به واسطه اين مجوزها، حمل و نگهداري و تامين افشانهها انجام ميشود، اما اگر همين افراد به وسيله اين افشانهها مرتكب جرمي شوند، مجازات دارد، حتي اگر مجوز داشته باشند.
... و اما كساني كه صرفا افشانهاي دارند و مجوز ندارند، اگر هنگام دستگيري يا تفتيش بدني اين افراد، افشانهاي نزد آنها پيدا شود، فقط بحث نگهداري آن مطرح است، اما اگر كسي افشانه را بيمجوز داشته باشد و از آن استفاده غيرقانوني كند، جرمش تشديد ميشود و به عنوان حمل و استفاده از سلاح سرد مطرح ميشود.
در مورد شوكر برقي هم مثل سلاح سرد رفتار ميشود؟
بله، آن هم مثل اسپري و افشانه است.
شما در بخشي از صحبتهايتان، ناآگاهي و صرفا علاقه به يك سلاح سرد يا الگوبرداري از فيلمهاي خارجي را دليل اصلي حمل سلاح به وسيله جوانها دانستيد، اما من ميخواهم تفسير ديگري از وضعيت اجتماعيمان ارائه كنم و بدانم شما چقدر موافق هستيد. دليل اصلي حمل سلاح سرد از طرف جوانها و بخصوص زنان جوان، عدم احساس امنيت است. مثلا همين حالا كه من با شما صحبت ميكنم، 3 گونه وسيله دفاع شخصي همراه دارم.
حالا من از شما سوال ميكنم. تا به حال چند بار شما را با چاقو تهديد كردهاند و مورد سرقت قرار گرفتهايد؟
پيش آمده است. مثلا در خيابان ميرداماد كه دفتر روزنامه در آن است، معتادي آمد جلوي مرا گرفت و با لحني تهديدآميز گفت: «بايد به من پول بدهي»! ممكن است براي هر فردي فقط يك بار پيش بيايد كه در خودرويي بنشيند و آن خودرو به سمت خارج شهر تغيير مسير دهد و ...
اين احتمال يك در چند ميليونيم است! اما ما سعي ميكنيم امنيت را طوري تامين كنيم كه اين حوادث براي همان تعداد محدود هم رخ ندهد. البته من فكر ميكنم چون شما در كارتان زياد با حوادث سروكار داريد، حساسيت بيشتري برايتان ايجاد شده است.
پس شما اعتقاد داريد حمل وسايل دفاع شخصي به وسيله مردم اشتباه است؟
بله، كاملا اشتباه است.
چرا؟
اين وسايل ميتواند تحريككننده باشد و كار دست طرف بدهد.
چندي پيش در يكي از شهرهاي مرزي بودم و متوجه شدم سلاح به آساني خريد و فروش ميشود، مثلا قيمت كلاشينكف 50 هزار تومان بود، كلت كمري 100 هزار تومان و شوكر برقي حدود 60 هزار تومان. اين ادوات از كجا ميآيند؟
من اطلاعي از غرب كشور ندارم. البته آنچه مسلم است قيمت يك اسلحه كلاشينكف نميتواند كمتر از قيمت يك شوكر برقي باشد. براساس قانون، حمل و نگهداري سلاح گرم بايد با مجوز باشد و بدون مجوز ممنوع و قاچاق است و مجازات دارد. قاچاق سلاح را پليس امنيت دنبال ميكند. باز هم تاكيد ميكنم در مورد جرايم مسلحانه امسال نسبت به سال گذشته كاهش شديد داشتهايم. اين ادوات هم قطعا از برخي كشورهاي همسايه كه شرايط خاص دارند، ميآيد و به شكل قاچاق در پوششهاي متعدد به مركز كشور ميرسد.
شيفتهاي طولانيمدت نيروهاي پليس، حكايت از آن دارد كه احتمالا پليس آگاهي با كمبود نيرو مواجه است، قبول داريد؟
در مجموعه پليس آگاهي، امكانات و تجهيزات و نيروهاي متناسب با نيازهاي روزانهمان است. رويكرد جديد اين است كه نيروها بيشتر از تجهيزات و امكانات علمي و اطلاعاتي استفاده كنند. اگر دقت كرده باشيد مردمي كه به كشورهاي خارجي سفر ميكنند، معمولا ميگويند ما پليس نديديم، اما امنيت برقرار بود. دليلش اين است كه آنها با تجهيزات مختلف، شهرهايشان را كنترل ميكنند. پليس ايران هم به همين سمت و سو رفته است.
هرسال تعداد زيادي پليس از دانشكده پليس فارغالتحصيل ميشوند. آيا ميزان استفاده شما از نيروهاي متخصص و استخدام آنها متناسب با تعداد فارغالتحصيلان از دانشكده پليس است؟
حتما كنار در ورودي پليس آگاهي، تابلوي دفتر جذب مديريت و استخدام پليس آگاهي را مشاهده كردهايد! پليس آگاهي براي جذب نيرو، جاذبه زيادي دارد. هميشه حداقل 10 درصد از نيروهاي ما در حال فراگيري و آموزش دورههاي تخصصي براي به روز كردن نيروهاي پليس آگاهي هستند.
در يكي دو ماه گذشته متاسفانه خبرهاي متعددي از تجاوز به زنان منتشر شده است. براي تامين امنيت زنان چه كردهايد؟
اگر جرمي عليه زنان واقع شود، كشف آن وظيفه پليس آگاهي است، اما مقوله تامين امنيت زنان مربوط به پليس پيشگيري است.
مسلما تجاوزهايي كه به وسيله پليس در چند سال اخير كشف شده است، شما را به مجموعهاي از نكتهها براي حفظ امنيت زنان رسانده است كه توجه به آنها آمار اين جرم را كاهش ميدهد.
به مردم و بخصوص خانمها توصيه ميكنم سوار ماشين شخصي نشوند و اگر واقعا مجبور بودند و چارهاي نداشتند دستكم شبها سوار نشوند. در مقابل هرگونه تغيير مسير ناگهاني يا تغيير مسير احتمالي خودرو به بهانه اين كه مسيري شلوغ يا بسته است فريب نخورند، اعتراض كنند و از خودرو پياده شوند. در صورتي كه همه مسافران يك خودرو ناگهاني و با هم سوار شوند و بعد خودرو جلوي آنها توقف كند شك كنند كه شايد مسافران ديگر كه همزمان سوار شدهاند، همدست باشد. براي مسيرهاي خارج شهر، صرفا از وسايل نقليه عمومي استفاده كنند.
شما كه نميخواهيد همه مسئوليتها را گردن ما بيندازيد؟
پليس هم بايد وظايفش را در بحث پيگيري، تشكيل بانكهاي اطلاعاتي درباره مجرمان، تشكيل پرونده و پيجويي پرونده به درستي انجام دهد و پس از ارتكاب نخستين جرم به وسيله مجرم او را شناسايي و دستگير و از تكرار جرمش جلوگيري كند. مجازاتها هم بايد بازدارنده، سريع و بموقع باشد تا خاصيت اثرگذاري پيدا كند.
البته تامين امنيت زنان فقط وظيفه پليس نيست و سازمانهاي ديگري هم در اين زمينه وظيفه دارند. براي مثال بحث ساماندهي مسافربران شخصي زماني مطرح بود و بايد از سوي سازمان تاكسيراني پيگيري ميشد.
تاكسيراني بايد براي اين افراد از پليس، گواهي سوءپيشينه بخواهد و بعد ساماندهيشان كند و به آنها كه سابقه تجاوز، آدمربايي و زورگيري دارند، مجوز كار ندهد. امروز بسياري از كارهايي كه پليس، انجام ميدهد از وظايفش نيست چون خيلي از ردههاي ديگر كوتاهي ميكنند و ما وظايفشان را انجام ميدهيم، در حالي كه برخي سازمانها وظايف قانونيشان را هم از ياد بردهاند.
نيروهاي پليس را از نظر اخلاقي چقدر تاييد ميكنيد؟
ماموران پليس آگاهي را به طور كامل از لحاظ نوع برخورد، ادبيات رفتار با ارباب رجوع و رفتار با متهمان تاييد ميكنم و عليرغم همه مشكلات و سختيهايي كه در رسيدگي به جرائم ودر مواجهه با ناملايمات از طرف مجرمان و خانوادههاي آنها دارند با سعه صدر، اقتدار كامل و اخلاق اسلامي كار ميكنند.
اگر مردم از رفتار يكي از نيروهاي پليس آگاهي شكايتي داشته باشند چگونه ميتوانند شكايت خود را اعلام كنند؟
تلفن 197 مركزي است كه شكايات، انتقادات و تقدير و تشكرهايي را كه راجع به پليس است، دريافت ميكند.
عملكرد نيروهايمان را از ديدگاه مردم آنجا رصد ميكنيم و حتي به صورت موضوعي به آن نگاه ميكنيم. يعني ميگوييم اگر نارضايتي وجود دارد راجع به چه نوع كاري است؟ آيا راجع به لحن صحبت است؟ راجع به نحوه پاسخگويي است؟ يا درباره فاصله زماني بين وقوع تا كشف است و... سپس نقاط ضعف را به نقاط قوت تبديل ميكنيم.
از شيوه اطلاعرساني رسانهها در مورد اخبار حوادث احساس رضايت ميكنيد؟
تا حدودي. پليس انتظار دارد در راستاي احساس امنيت شهروندان مطبوعات و رسانهها به جاي مجرمپروري و زدن تيتر آنچناني براي مجرمان، توانمنديهاي پليس و فاصله كوتاه كشف از وقوع را تيتر كنند، نه اسم مستعار يا كنيه مجرم را.
مجرمان پس از دستگيري مدتي كوتاه به زندان ميروند و بيرون ميآيند و بسياري از مجرماني كه ناگهان پروندهاي فجيع به نامشان ثبت ميشود، سابقه محكوميتهاي پيشين دارند. از ديدگاه شما در كشور ما فرآيند برخورد با مجرمان سابقهدار پس از دستگيري نقص ندارد؟
تكرار جرم به عوامل مختلفي مانند خانواده فرد مجرم، دوستانش و درآمدش بستگي دارد.
فراموش كرديد به مجازات اشاره كنيد.
مجازات هم يكي از آن عوامل است و مهمتر از همه اينها، بازپروري فرد در طول دوره تحمل مجازات زندان است. زندانهاي ما بايد محلي براي بازپروري مجرم باشند نه دانشگاه جرم!
عجيب است كه شما و نيروهايتان با مشاهده چرخه دستگيري مجرمان، محكومشدنشان به زندان و آزاد شدن زودهنگام و دستگيري مجدد، احساس نااميدي و خستگي نميكنيد!
ما نه از كارمان خسته ميشويم و نه نااميد. مجازاتها، آزاد شدنها و شكايتهايي كه مجرمان از ما و مامورانمان ميكنند يا گمانهاي نادرست درباره پليس برايمان فرقي ندارد و به پليس بودنمان افتخار ميكنيم.
منبع: جام جم آنلاين
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



