قطبنمای سیاست خارجی عربستان به کدامین جهت است؟
سرویس بینالملل ـ در حالی که چندین روز از اهانت مقام وهابی عربستان سعودی به ساحت مرجع بزرگ شیعیان جهان حضرت آیتالله سیستانی میگذرد، انزوای وهابیت اکنون بیش از پیش خود را در منطقه نمایان ساخته است.
به گزارش «تابناک»، پس از سقوط صدام حسین ملعون در عراق و به قدرت رسیدن شیعیان در این کشور، عربستان دو سیاست را همراه با هم در منطقه به شدت دنبال میکند:
نخست، بیاهمیت کردن موضوع فلسطین و حل و فصل آن در صورت امکان و به هر شکلی، به گونه ای که یکی از نویسندگان عرب در این باره مینویسد: مهم این است که عربستان میخواهد از پرونده فلسطین به هر شکل ممکن رهایی یابد، زیرا این پرونده برای این کشور باری سنگینی شده و میخواهد به هر بهای ارزانی آن را بفروشد.
و دوم متمرکز شدن روی موضوع ایران و مقابله با آن به وسیله ماشین جنگی اسرائیل یا آمریکا یا هر دوی آنها و همچنین در همین راستا، مبارزه با دولت و مراجع شیعی عراق و بی طرف کردن سوریه در تحولات منطقهای که ایران در آن نقش دارد.
بنا بر این گزارش، در همین راستاست که توهین به شخصیت برجسته ای همچون آیتالله سیستانی از سوی وهابیون معنا پیدا میکند؛ اما نکته جالب این که بدانیم عربستان سعودی تاکنون با هیچ یک از همسایگان خود مستقیم وارد جنگ نشده است، ولی در آتش جنگهایی میان دیگران و به صورت غیرمستقیم دمیده است، در واقع قدرت اصلی این کشور نه در توان واقعی خود، بلکه در به راه انداختن جنگ و درگیری در منطقه و حمایت از رژیمهای مورد حمایت خویش است.
بر این پایه، رژیم حاکم در عربستان در دو سطح وهابیت مذهبی و وهابیت سیاسی، تنشهایی را در سطح منطقه برای بهرهبرداری خود به راه انداخته است. وهابیت مذهبی در این بین حکم تکفیر و توهین به شخصیتهایی هم چون آیتالله سیستانی در عراق را میدهد و وهابیت سیاسی با غوغاسالاری و استفاده از ارهاب و ترور و با استفاده از فتاوی وهابیت منازعاتی را در سطح منطقه برای بهرهبرداری خاندان سعودی فراهم میکند.
اما به نظر میرسد، درایت شخص آیتالله سیستانی در تعامل و رفتار با اهل سنت عراق، نتیجه مورد دلخواه سعودیها را در اختیار آنان قرار نداده است، به گونهای که برخی از علمای اهل سنت نیز توهینهای اخیر به ایشان را محکوم کردهاند.
به هر روی، مسلمانان شیعه و اهل سنتی که بر منهج رسولالله گام برمیدارند، به خوبی میخواهند که خاندان حاکم بر عربستان آشکارا گفتهاند، این کشور پنجاه میلیارد دلار برای سقوط صدام اختصاص داده و اگر شرایط مطلوب نباشد، دو برابر این مبلغ را نیز برای سقوط حکومت شیعه در عراق اختصاص خواهند داد؛ بنابراین، سیاست وهابیت در منطقه مشخص است و این اهل سنت و شیعیان هستند که میتوانند با درایت، خود را از منجلابی که سعودیها برایشان تدارک دیدهاند، نجات دهند.
گفتنی است، وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز در حد مناسبات و روابط مرسوم وظایف خود را در این زمینه با هماهنگی مراجع بزرگوار داخل ایران و همچنین دولت شیعی عراق انجام میدهد، اما آنچه مهم است اعتراض خودجوش و مدنی شیعیان غیور ایرانی به این هتک حرمتهاست که میتواند عرصه را بر وهابیون تنگ نظر ببندد.
روشن است که ملت انقلابی ایران به صورت خود جوش میتوانند با فریادهای خود عرصه را برای توهینهای این چنینی وهابیت علیه مرجعیت شیعه تنگ کرده و از سوی دیگر، پیوند خود با اهل سنت فهیم و دغدغهمند را تحکیم ببخشند.
در عصری مدرن هستیم می آیند شیعه را با بسم الله و الله و اکبر بسان گوسفند و مانند زمان جاهلیت سر می برند. آیا این اسفناک نیست؟ ما را چه می شود؟ تا کی سکوت و تاکی باید شاهد شنیدن و دیدن این مناظر باشیم. آن علمایی که قمه زنی را وهن شیعه معرفی می کنند و مرتب در ایام محرم آن را منع می کنند (البته نه اینکه بنده با قمه زنی موافق باشم بطور مثال عرض می کنم) کجایند چرا این صحنه ها توسط علما و دیگران محکوم نمی شود. چرا جامعه شیعه در خصوص همایش تکفیر شیعیان که در عربستان برگزار شد موضعی نمی گیرند. لااقل به این سایت بروید و بطور دسته جمعی این عمل ننگین را محکوم کنید و به دیگران هم اطلاع رسانی نمایید.غیرت عباسی ما کجا رفته ای دوستداران قمر بنی هاشم.
خدایا سینه هایمان از این همه ظلم به تنگ آمده خدایا فرج مولایمان را برسان.



