صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ما می‌خواهیم این کشور بقا داشته باشد

گفتگوی "تابناک" با عماد افروغ
کد خبر: ۸۰۰۵۱
| |
11464 بازدید

دکتر عماد افروغ در گفت‌وگو با «تابناک» در تحليل اتفاقاتي که پس از انتخابات رخ داده است، گفت: رخدادهاي پس از انتخابات دلايل بعيدي دارد و تنها نبايد به علل قريب اکتفا کرد. ممکن است برخي رويکرد برشي به حوادث داشته باشند و برداشتشان اين باشد که في المثل نوع موضع‌گيري رقباي انتخاباتي در مورد نتيجه انتخابات باعث اين رخدادها شده است. يا عده‌اي مبدا اين حوادث را عقب‌تر مي‌برند و مي‌گويند ماجرا از مناظره‌هاي انتخاباتي و نوع مواجهه يکي از کانديداها برمي‌گردد و موضوع را از آن زمان ريشه‌يابي مي‌کنند و برخي اين مطلب را با رويکردي فرايندي‌تر و غير برشي به عقب‌تر برمي‌گردانند. في المثل سياست‌ها و رفتارهاي دولت مستقر را در چهار سال گذشته مورد تحليل قرار مي‌دهند و برخي حتي اين را به عقب‌تر هم بر مي‌گردانند؛ به اختلافات ريشه‌دار در مواضع برخي از گروه‌هاي هوادار کانديداهاي انتخاباتي معطوف مي‌نمايند.

به نظر بنده اگر بخواهيم تحليل خوبي از ماجراها و حوادث فعلي که به حوادث بعد از انتخابات رخ داده است داشته باشيم، بايد آن را در بستر خودش قرار دهيم و سعي کنيم ريشه‌يابي دقيقي داشته باشيم و تا حد امکان عوامل دروني و ضروري را درک کنيم و از عوامل بيروني و اصطلاحاً مشروط جدا کنيم. يعني سعي کنيم تا آنجا که امکان‌پذير است، روابط دروني و ريشه‌هاي اين حوادث کشف شود. البته اين کار بسيار سختي است و بايستي با حوصله انجام شود و واقعاً پروژه تمام عياري است که ما بتوانيم ببينيم اين حوادثي که امروزه شاهدش هستيم، در وهله نخست به کدام علل و عوامل دروني در وهله بعد علل و عوامل مشروط و بيروني برمي‌گردد.

در واقع براي تحليل نزديک به واقع نمي‌شود از اختلافات ريشه‌دار و موضع‌گيري‌هاي گذشته در طول سي ساله انقلاب غافل شد و يا از نوع موضع‌گيري‌ها و سياست‌هاي چهار ساله گذشته دولت فعلي غفلت کرد. همچنين نمي‌توان نوع و شيوه برخورد افراد در مناظره‌هاي تلويزيوني غفلت کرد و به هر حال نبايد فراموش کرد که اين مواجهه، مواجهه برنامه‌اي نبود، مواجهه شخصي و غير اخلاقي بود و حتي حکايت از رفتارهاي ناپسند و حکايت از فرافکني داشت.

به هر حال در مدت چهار سال دولت نهم، فرصت‌ها در اختيار بوده که اگر کسي متهم هست، پرونده تشکيل شود و در مراجع قضايي به تخلفات آنها رسيدگي کنند. اما ما ديديم که در اين چهار سال از اين فرصت‌ها استفاده نمي‌شود و دوباره همان مسائلي که چهار سال گذشته مطرح شده و باعث رأي آوردن عده‌اي مي‌شود ـ به خاطر اقبالي که مردم نشان مي‌دهند ـ دوباره مطرح مي‌شود و انگار فراموش شده بايد اگر کسي فساد اقتصادي دارد، به مراجع قضايي احاله شود و آنها رسيدگي کنند. اگر اطلاعاتي هست در اختيار مراجع قضايي قرار داده شود، اگر رسيدگي نکردند، در اختيار مقام معظم رهبري قرار بگيرد. اما مي‌بينيم دوباره بعد از چهار سال همان مسائل دوباره مطرح مي‌شود؛ انگار ملت فراموش کنند که به هر حال فرصتي بوده براي رسيدگي و در اختيار مدعيان قرار داشته است.

اين استاد دانشگاه در ادامه افزود: به هر صورت اين مواجهه مي‌تواند بازتاب داشته باشد. به هر حال ما در جهاني زندگي مي‌کنيم که مسائل به هم مرتبط هستند. ما توقع داشتيم يک برخورد برنامه‌اي را در مناظره‌ها شاهد باشيم که کمتر شاهد بوديم و انصافاً وقتي به اجماع عمومي رجوع مي‌کنيم، قطع نظر از وجه اخلاقي اين مناظره‌ها، تنها کانديدايي که نگاه برنامه‌اي تري داشت آقاي محسن رضايي بود. انصاف بايد داشت؛ اين را عقيده عمومي تأييد مي‌کند. به هر حال اين نگاه برنامه‌اي مطلوب اداره سالم و عقلاني کشور است. ما ديديم که ايشان به نسبه نگاه برنامه‌اي تري دارد، در کنار مولفه‌هايي که مي‌توان در مورد آنها بحث کرد. اما به نظر مي‌رسد ما برخي حوادثي را که به سراغمان مي‌آيد، به خاطر همين نوع نگاهمان ست.

اگر نگاهمان را کمي عميق‌تر مي‌کرديم و با ريشه‌يابي دقيق‌تري سراغ حوادث مي‌رفتيم، شايد شاهد حوادث بعدي هم نمي‌بوديم. وقتي يک تحليل اشتباه مي‌کنيم، اين تحليل تنها در حد يک ذهنيت باقي نمي‌ماند، آثار عيني دارد؛ يعني يک تحليل و ايده غلط آثار عيني غلط دارد و اين آثار غلط به نوبه خود ايده‌هاي غلط را به دنبال خود دارد و در نتيجه رخدادها و حوادث غلطي را رقم بزند. بايد به اين نکته توجه داشت. اين‌طور نيست که عالم ذهن از عالم عين جدا باشد. تحليل ذهني غلط بازتاب عيني غلط دارد. من احساس مي‌کنم ما با زنجيره‌اي از تحليل غلط و عينيت غلط روبه‌رو هستيم و مادامي که سعي نکنيم تحليل خوب و جامعي انجام دهيم، خواه ناخواه دلالت‌هاي غلطي در پي آن خواهد آمد و و حوادث بعدي را رقم مي‌زند.

آنچه که مي‌توانم به طور خلاصه و جمع بندي عرض کنم اين است که قطع نظر از هر ريشه‌يابي و تحليل که در فرصت ديگري به آنها مي‌پردازم، آنچه که امروز نياز ضروري جامعه ماست و مهمترين معروف ما محسوب مي‌شود، وحدت است و تمام گروه‌ها اگر واقعاً ملتزم به انقلاب اسلامي و آرمان‌ها جمهوري اسلامي هستند، بدين وسيله امتحان مي‌شوند که آيا منافع و مصالح ملي را بر منافع و مصالح شخصي و جناحي خود ترجيح مي‌دهند يا خير. آيا کماکان منافع خود را در اشتقاق و تفرقه جستجو مي‌کنند يا اينکه واقعاً نه، از آبروي خود و جانشان مايه مي‌گذارند، حتي از اينکه حدف شوند هم ناراحت نمي‌شوند که نهايتاً چيزي در کشور پاي بگيرد و احيا و تقويت و باز توليد شود، با نام وحدت ملي. واقعاً ما نيازمند وحدت ملي هستيم و فکر مي‌کنم اين مصلحت اول و برتر ماست و هر ساز مخالفي با هر نيتي و با هر دلالتي که مخالف و مغاير وحدت ملي باشد بايستي به گونه‌اي محکوم شود و مورد نقد واقع شود.

بر اساس آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامي به ويژه جايگاه متعالي و ساختاري ولايت فقيه بايستي وحدت را مستقر کرد. ما که نمي‌خواهيم وحدت برون گفتماني را شعار دهيم، بلکه به دنبال وحدت درون گفتماني هستيم. يعني کساني که التزام عملي دارند و سوابق آنها حاکي از پايبندي به جمهوري اسلامي است و هم در نظر اين را اعلام مي‌کنند و هم سابقه آنها اين را نشان مي‌دهد. گيريم که اختلاف سليقه‌اي هم هست. اينها بايد تعين بخش اين ضرورت اساسي باشند. ما نبايد اجازه دهيم اين قضيه طولاني شود.

اين فعال اصولگرا با انتقاد از شبيه‌سازي‌هاي مصداقي غلط اظهار داشت: اينکه ما فکر کنيم حوادثي در صدر اسلام رخ داده، چهره‌هايي هم مطرح شده‌اند و ما مي‌توانيم با تکيه بر اين چهره‌ها و شخصيت‌هايي که در تاريخ قرار گرفته‌اند، تاريخ بشر و تاريخ اسلام را تحليل کنيم، اشتباه است. هنگامي که در بررسي‌هاي تاريخي، رويکرد عبرتي و مفهومي به مسائل نگاه مي‌کنيم که اين نهايت ايده آل است و کاملاً مطلوب است، اما در زمان‌هايي مثل دقيقاً زمان فعلي خودمان دنبال عمروعاص، طلحه و زبير، يزيد و شمر مي‌گرديم، واقعاً با کدام وجه تسميه، با کدام سند موجه تاريخي، با کدام پشتوانه عقلي و شرعي چنين مقايسه‌هاي تاريخي را انجام مي‌گيرد؟ جاي بحث و تأمل دارد. من نمي‌خواهم بنا به مصلحت وارد اين قضايا شوم، من نمي‌دانم نخبگان ما بايد در اين مسائل ساکت باشند؟ ما يک اتفاق تازه داريم، يک شرايط ويژه داريم، شرايط خاص خودمان را داريم و بايد متناسب با شرايط خاص خودمان بتوانيم تحليل کنيم. به طور کلي مي‌توان گفت، نه کسي مي‌تواند حسين باشد، نه کسي ادعاي حسين بودن مي‌توان بکند و نه کسي را مي‌توان يزيد دانست.

لذا ما مي‌توانيم مفهومي عبرت بگيريم و بايد هم عبرت بگيريم. اما کساني هستند که بر طبل مخالفت و افتراق مي‌کوبند و با شبيه‌سازي‌هاي غير اصولي تاريخي در جهت تخريب ديگران گام بر مي‌داردند. مثلاً مي‌گويند تا نابودي معاويه فقط يک گام مانده، واقعا منظورشان چگونه تعبير مي‌شود. بايد دقت کنند، معاويه حاکم دمشق بود و ما در اينجا کسي را نداريم که در حکومت باشد و اصرار بر تصدي‌گري خود داشته باشد و کنار هم نرود. در اينجا هر کسي که مسئوليت دارد مي‌تواند توسط مسئول بالاتر برکنار شود. موردي که اينها با معاويه مقايسه مي‌کنند در کشور مسئوليتي ندارد، تنها مسئوليتي هم داشت، از وي گرفتند. مصداقي نبايد اين مقايسه‌ها انجام گيرد. در حالي که شبيه‌سازي‌ها همانند تيغ دولبه است. فردي که با يک چهره خاص تشبيه و مقايسه مي‌شود، مي‌تواند به طور متقابل، تشبيه کننده با همان چهره تاريخي يا با چهره ديگري مقايسه کند به صلاح کشور هم نيست که اين شبيه‌سازي‌هاي مصداقي و بدون وجه تسميه تداوم داشته باشد. اتفاقاً اگر پاي وجه تسميه ولو صوري به ميان آيد شبيه سازي‌ها مي‌تواند به شدت مخرب و بنياد برانداز باشد.

اين نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه اين شبيه سازي‌ها ما را به وحدت نمي‌رساند بلکه به جنگي خصمانه وارد مي‌کند، افزود: الان که برخي قدرت دارند، شايد بتوانند به اصطلاح خصم داخلي را از بين ببرند. کشور را بايد با تدبير و مشورت اداره کرد. ما نبايد دشمن تراشي کنيم، بلكه همه تلاشمان اين باشد که بر اساس يک سري محورهاي مورد اتفاق و اجماع و با توجه به سابقه عملکردي افراد به وحدت برسيم. مهم وحدت است؛ اگر وحدت و ثبات سياسي نباشد، ما نمي‌توانيم تحقق بخش برنامه‌هايمان باشيم. اين کشور بعد از سالها به سند چشم انداز و برنامه‌هاي پنج ساله رسيده است. که اين برنامه‌ها بايد در بستر آرامي پيش رود. اگر همواره آشفتگي و ابهامي در کشور باشد و مدام عده‌اي که منافعشان در تنگ نظري و اختلاف و انشقاق هست، مي‌توانند مانور دهند، مطمئن باشيد که کشور ثباتي نخواهد داشت و در معرض آسيب خواهد بود. گروه‌هاي مختلف مردم ساکت نخواهند نشست که عده‌اي مدام به آنها انگ بزنند و آنها را طرد کنند و آنها را از حقوق اجتماعي خود محروم کنند.

مردم تلاش مي‌کنند به خواسته‌ها و حقوق خود برسند و اگر بسترسازي مناسب انجام نشود، اين موضوع در قالب‌هاي غير طبيعي ظهور پيدا کند. ما نياز به وحدت داريم به نظر من زماني که آقاي موسوي بيانيه خود را منتشر کرد که‌ اي کاش زودتر منتشر مي‌شد و ايشان موضع‌گيري صريح‌تري اتخاذ مي‌کرد که حداقل به حوادث بعدي و بهانه جويي‌هاي بعدي نينجامد. اگر اين حوادث را بررسي کنيم، به کاستي‌ها و ضعف‌هاي طرفين مي‌رسيم. در نحوه برگزاري انتخابات، از حوادث پس از انتخابات و نحوه پوشش خبري و تحليلي آن گرفته تا نحوه موضع‌گيري طرفين دعوا به ويژه معترضان به همه اينها بايد توجه کنيم. به هر حال وقتي مي‌خواهيم به آرامش برسيم مي‌توان اينها را به عنوان حوادثي طبيعي تعبير و تفسير کنيم و رويه و بستر را براي تشخيص سره از ناسره را فراهم کنيم. اين مبارک و افتخار نيست که ما با حرکت ارادي و برنامه‌ريزي خودمان تمام کساني را که مثل ما فکر نمي‌کنند را در صف ضد انقلاب و اپوزيسيون خارجي و بيگانگان قرار دهيم و روز به روز از طرفداران خود کم کنيم. ما بايد سعي کنيم که روز به روز بر موفقيت و محبوبيت نظام جمهوري اسلامي بيفزاييم و تا جايي که مي‌شود سره را از ناسره جدا کنيم، صفوف دوست و دشمن را جدا کنيم.

امروز آقاياني که متاسفانه مورد تعرض غيرمنصفانه از سوي برخي افراد قرار گرفته‌اند که هم به گونه‌اي در قدرت هستند، سابقه مبارزاتي روشن دارند و مورد عنايت بوده‌اند و در بخشي از اين نظام انجام وظيفه کرده‌اند. ممکن است ما با سياست‌هايشان موافق نباشم يا با الگوهاي رفتاري آنها موافق نباشيم، اما اين کجا و تخريب شخصيت و لجن مال و بي‌آبرو کردن يک فرد کجا؟ نقد براي خودش آداب دارد. يکي از معاني «انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال» همين است که شما در نقد يک شخص به فکر او کار داريد نه با شخصيت و سابقه او و نه گذشته حتي روشن او و اين همان مسأله‌اي بود که در حين انتخابات مي‌گفتيم. نبرد برنامه‌اي و رقابت برنامه‌اي، که متأسفانه برخي حوادث بعد از انتخابات ناظر به همين مناظرات تلويزيوني است که پا را از مصاف برنامه‌اي بيرون گذاشته و به هتک حرمت و توهين شخصي و گاه اتهامات و افتراهاي ثابت نشده قضايي کشيده شد.

اين استاد دانشگاه با اشاره با بيان اينکه که هر کسي که در اين مملکت گامي براي وحدت بر مي‌دارد بايد استقبال کرد، گفت: هر کسي که گامي براي وحدت بر مي‌دارد دستش را بايد به گرمي فشرد و کمک کرد. در هر حال کشور مربوط به اشخاص نيست، بلکه مربوط به آتيه و نسل‌هاي آينده است. پس بايد آن را به سلامت از اين بحران عبور داد. بهترين راهکار آن هم دعوت به وحدت است به عنوان مهمترين معروف و تداعي اين مسأله که مهمترين منکر امروز تفرقه و اشتقاق است. اين را حفظ کرد و به نسل‌هاي بعد سپرد.

افروغ در پاسخ به اين سوال که چرا در حال حاضر بسياري از نخبگان سکوت کرده‌اند، گفت: شرايط به گونه‌اي رغم خورده است که افراد از روي ترس و مصلحت انديشي سکوت کرده‌اند و عده‌اي هم که با جهت گيري خاصي فرياد مي‌زنند. سابقه آنها نشان داده که اين فريادها از روي فرصت طلبي و قدرت طلبي است. من امروز کساني را که موازين نقد را رعايت نمي‌کنند، سراغ دارم که شخصيتي را مورد هجوم و فحاشي و هتاکي قرار مي‌دهند که در زماني که ايشان قدرت داشته و رئيس‌جمهور بوده از وي تمجيد و تعريف مي‌کردند و او را مورد ستايش و حتي تقديس قرار مي‌دادند! ما چگونه مي‌توانيم آن ستايش و تقديس را با اين فحاشي و هتاکي و تخريب جمع کنيم؟ من خودم از منتقدين زمان رياست جمهوري آقاي هاشمي بودم که سخنان و نوشته‌هايمان در همان زمان در جاهاي مختلف هم چاپ مي‌شد. و هميشه نيز منتقد سياست‌ها و رفتارها و الگوهاي رفتاري ايشان بوده و هستم، اما نبايد ادب نقد را رعايت کنيم و بين نقد يک تفکرو تخريب يک شخصيت تفاوت قائل شويم؟

دکتر عماد افروغ با بيان اينکه به نظر مي‌رسد در حال حاضر يک شرايط رواني سنگيني فراهم کرده‌اند که هر کسي ريسک صحبت کردن را نمي‌کند، افزود: من واقعاً اين را نمي‌فهمم، چرا يک کسي نتواند از باب دلسوزي و براي ارائه پيشنهاد به رهبر خود نامه بنويسد؟
من با شناختي که از ولايت فقيه و سيره نظري و عملي بزرگان دين دارم و از شناختي که از نامه نگاري‌هاي مختلف زعما و امراي اسلامي دارم، اشکالي در اين نامه‌نگاري‌ها نمي‌بينم.

پس مشورت، امر به معروف و نهي از منکر، حق متقابل و اينگونه آموزه‌هاي اسلامي چه مي‌شود؟ ممکن است ما نامه‌اي را نقد کنيم و بگوييم محتواي آن را قبول نداريم، مي‌توان نقد کرد، ولي نبايد اصل نامه‌نگاري را زير سؤال ببريم. چه اشکالي دارد؟ به هر حال اگر نامه‌نگاري بد بوده، چرا آقاي محسن رضايي در زمان امام به ايشان نامه مي‌نوشته؟ و اگر اصل اين عمل اشکال داشته چرا حضرت امام به محتواي آن نامه استناد مي‌کنند.

البته بعضي آقايان که از اين نامه هم به عنوان جام زهر ياد مي‌کنند، بايد متوجه باشند که جام زهر به اين نامه برنمي‌گردد. جام زهر به اين برمي‌گردد که چه مي‌شود و چه عواملي دست به دست هم مي‌دهد تا ما مجبور شويم از يک تصميم حقيقي که نابودي رژيم صدام است، عدول کنيم و تصميمي مصلحتي بگيريم. بايد روي عوامل بحث کرد. چرا بعد از جنگ به اين موضوع نمي‌پردازند که چرا قطعنامه پذيرفته شد؟ و امروز فرافکني مي‌کنند و فقط يک فرد يا افرادي را مقصر مي‌کنند؟ بياييد بحث کنيد و دليل بياوريد تا ما هم قانع شويم، ما هم مي‌خواهيم روشن شود و ما هم مي‌گوييم که جام زهر بوده، شهد شيرين عسل نبوده ولي نبايد در اين بازي‌هاي سياسي گريبان کسي را بگيريم و بگوييم مي‌خواهد مجدداً جام زهر بنوشاند.

وي با طرح اين سوال که، مگر فقط اين نامه مبناي پذيرش قطعنامه بوده است؟ خاطر نشان ساخت: مبناي پذيرش قطعنامه محتواي نامه و شواهد و واقعيت‌هايي است که اين نامه گواهي دهنده آنهاست. اگر غلط است يعني اگر اين نامه معرف خوبي براي پذيرش قطعنامه نبوده است، بررسي شود و ما هم بدانيم و متوجه شويم. مدام کشور را روي مسير مصلحت مي‌برند و وقتي نامه ديگري نوشته مي‌شود مي‌روند، روي بحث حقيقت. اگر واقعاً بايد با موازين حقيقي کشور را اداره کرد اين ملزوماتي دارد. بايد برويد به اين سمت که هيچ وقت دوباره اين مسائل مطرح نشود؛ نه اينکه هر وقت منافعمان اقتضا مي‌کند، باب حقيقت را به ميان مي‌کشيم، اما در شرايط عادي مي‌بينيم که قواعد مصلحتي حاکم مي‌شود.

بنابراين در نهايت کسي نامه نوشته و ايشان مي‌پذيرد يا اينکه نمي‌پذيرد، يا جواب مي‌دهد يا نمي‌دهد. اين نامه هم از قرار معلوم قبل از بيانيه آقاي موسوي آماده بوده. از سوي ديگر تا آنجا هم که خبر دارم قطع نظر از مخالفت‌هايي که در داخل با بيانيه آقاي موسوي شده در خارج هم با آن مخالفت شده بسياري از نيروهاي مخالف نظام و اپوزيسيون با اين نامه مخالفت کرده‌اند.

بنابراين بايد توجه کرد، اين نامه دستاورد داشته اين نامه در واقع آن چيزي که عده‌اي مي‌گفتند که چرا ايشان غرب را محکوم نمي‌کند؟ و چرا منافقين و چهره‌هاي بد نام را محکوم نمي‌کند؟ چرا بي حرمتي به سنن ديني ما در روز عاشورا را محکوم نمي‌کند؟ در واقع همه را که محکوم کرده. اگر قرار است که به وحدت بينديشيم بايد به اين مسائل توجه کنيم و سازوکارهاي تحقق وحدت را فراهم کنيم.

سخن نهايي من اين است که ما نياز به استقرار وحدت داريم ولو با حذف همه ما، ولو با حذف تمام اشخاص و رجال سياسي يعني اين براي ما مطلوب است. مهم افراد نيستند. چه کسي نگران افراد است؟ چه کسي براي افراد تره خورد مي‌کند؟ ما همه بايد فداي اسلام و آرمان‌ها شويم و امروز براي رسيدن به آرمان‌هاي متعاليمان نياز به وحدت داريم. مکانيسم‌ها و ساز وکارهاي وحدت را باييد تعبيه کنند ولو به قيمت حذف بسياري از افراد. به نظر من هيچ اشکالي هم ندارد و اگر کسي به نام وحدت مي‌خواهد منافع شخصي خود را دنبال کند بايد کنار زده شود. براي اينکه مصلحت اسلام ماوراي منافع شخصي و جناحي است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۲۵ - ۱۳۸۸/۱۰/۱۷
شما کی هستین که ظرف 4-5 سال گذشته پیدا شدین ومیخواهیند مملکت باقی بماند آنکه این جریان خروشان را بوجود آورد خود نگهبان است شما بروید ودنیا خودتان بپردازید
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۹:۲۱ - ۱۳۸۸/۱۰/۱۷
استاد محترم جناب آقای دکتر افروغ انشاءالله خداوند به شما طول عمر با برکت عطا کند.شما وبرادر عزیز رضایی واقای مطهری منصفانه ودلسوزانه سخن می گویید . اجرکم عندالله
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۳۹ - ۱۳۸۸/۱۰/۱۹
پس مشورت، امر به معروف و نهي از منکر، حق متقابل و اينگونه آموزه‌هاي اسلامي چه مي‌شود؟اون فقط براي مردم است
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۱۳ - ۱۳۸۸/۱۰/۲۱
انصافا تحليل بسيار جالبي بود
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۵۸ - ۱۳۸۸/۱۰/۲۱
خدا پدرت را بیامرزه مگه موسوی و طرفداراش میزارن موسوی عشق رییس جمهوریه 20 بار هم بهش گفتم جایی دیگه هم میشه خدمت کرد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۴۸ - ۱۳۸۸/۱۰/۲۱
درود بر دکتر عماد افروغ که انسان شریف و اصولگرای اخلاقی است نه سیاسی.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۵۴ - ۱۳۸۸/۱۰/۲۲
خدا پدرت را بیامرزه بالاخره یکی پیدا شد و حرف منطقی زذ.ولی مواظب باش اگر بیشتر از این جلو رفتی حسابت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۱۷ - ۱۳۸۸/۱۰/۲۳
دست مریزد . چقدر صحبت های دلنشینی . فرمایشات دکتر افروغ همه اش واقیعت است ایشان چون دارای صاحب ایده وعقیده پاک میباشند انتقادشان را دارند وکشور ما فعلا به ایشان ومطهری وامثال اینها نیاز دارد تشکر مینمایم
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۵۰ - ۱۳۸۸/۱۰/۲۷
چه حرفهای خوبی!چه تحلیل جالبی! چه مواضع قشنگی! و چه پیشنهاد های سازنده ای! آقای افروغ عزیز،شما و افرادی چون شما دلسوزانه مسائل را مطرح و پیگیری می کنید ولی ازمطلب،موضوع و نکته مصیبت باری که با حماسه حضور مردم ما در انتخابات آن کار را کرد می گذرید،چرا؟ این،آتش زیر خاکستر خواهد شد!؟ برای وحدت حتما باید عوامل و زمینه ها ی تفرقه را شناسایی و معرفی کرد. امسال در کشور عزیز ،بزرگ و مهم ایران ، در انتخابات ریاست جمهوری یک مهندسی شیطانی انجام شد ،چرا چرا چرا؟ برای کدام مصلحت و منفعت؟ برای کدام اسلام و کدام انقلاب و کدام آزادی و عدالت و کدام دموکراسی؟!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۵۶ - ۱۳۸۸/۱۰/۲۹
هميشه از نحوه بيان و تحليل هاي منصفانه آقاي افروغ راضي بودم چونكه الحق و الانصاف بي طرفانه بوده و مانند بسياري از تحليل ها رنگ و بوي قشري گري از آن استشمام نمي شود . ولي با تمام احترام ، تفكر ايدئولوژيك و آرمان گرايي مفرط را كه منجر به ايجاد فضاي سنگين اوايل انقلاب و در نتيجه ادامه هشت سال جنگ بي نتيجه و هدر رفتن سرما يه هاي مادي و معنوي بسيار بسيار زياد گرديد ، را قبول ندارم
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟