تأملات دهگانه در شمس العماره
پیش از فرارسیدن ماه مبارک رمضان چند قسمت از سریالی از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد که خانوادهها را ترغیب به پیگیری ماجرای لیلای شمس العماره کرد و با گذشت این ماه مبارک دوباره پخش این سریال از سرگرفته شد. خواستگاران زیادی به این عمارت آمدند و رفتند و ایدئولوژی پنهانی که گاه از نهان به آشکار تبدیل می شد به بینندگان تزریق میشد و سعی داشت تا به مردم آموزشهایی بدهد که بخش زیادی از آن توسط یک گروه مشخص تحت عنوان کارشناس اجتماعی و روانشناسی هدایت و مدیریت میشد.
رئیس محترم صدا و سیما در میزگردی با خبرنگاران با دفاع از حجاب بازیگر اول این سریال هدف از نمایش اینچنینی لیلا را فرهنگ سازی حجاب متنوع و صحیح مطابق مصوب قانونی بیان کرد.
شایسته است اکنون که چند روزی از پایان پخش این سریال گذشته و با توجه به فرمایش بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران که صدا و سیما را دانشگاه می دانستند نگاهی به برخی جنبههای آموزشی این سریال داشته باشیم به امید آنکه مورد توجه دست اندرکاران و مدیران محترم صدا و سیما قرار گیرد:
1 - شبکه دو سیمای جمهوری اسلامی ایران یک شبکه سراسری است. لذا سریالی که از این شبکه پخش می شود طبعاً باید با بافت غالب کشور هماهنگ باشد. نشان دادن زرق و برقهای فراوان این عمارت که حتی در لباس دختر خانهزادان این سریال هم نمود داشت چه اثری بر خانواده هایی دارد که در مناطق دور به مرکز شهرها و پایتخت کشور زندگی می کنند؟
2 - در برخی پایگاه های خبری چند روز آموزش سر کردن شال به شیوه لیلای شمس العماره منتشر می شد. از آن سو رئیس محترم صدا و سیما هم هدف از نشان دادن این نوع حجاب را فرهنگ سازی دانسته اند. آیا آرایش غلیظ بازیگر این سریال در مقابل خواستگاران و حتی افراد نامحرم خانواده هم جزئی از همین فرهنگ سازی است که دانشگاه صدا و سیما به آن روی آورده است؟! آیا کارگردان و تهیه کننده و دست اندرکاران و بخصوص مشاورین این سریال فکر کرده اند که وقتی فرد نامحرمی وارد اتاق خصوصی دریا (همسر شکور) می شود و حتی در نمی زند و دریا هم بدون هرگونه تغییر در حجاب با او روبرو می شود ناخواسته (در خوشبینترین حالت) چه آموزشی به نوجوانان منتقل می گردد؟! آیا نوجوانی که این سریال را می بیند با خود نمی اندیشد که بلوز و دامن به تن کرده بازیگر این سریال با ورود فرد نامحرم تغییر نمی کند؟! اگر فکر کنیم که مردم و بینندگان این مسائل را متوجه نمی شوند سخت در اشتباهیم!
3 - نوع گویش بازیگران این سریال هم مقاله مفصلی می طلبد که باید در آن به جنبه های مختلف این موضوع پرداخته شود. از بکاربردن کلمات بیگانه و بعضاً منافی شأن اجتماعی جامعه ما گرفته تا لحن و کلام و غیره و حتماً مدیران محترم صدا و سیما عشوه های بکاررفته در لحن و کلام و حرکات پری خانم این سریال را منافی نص صریح قرآن کریم در سوره مبارکه احزاب آیه 32 نمی دانند؟! اما آنچه در این مجال اشاره می شود نوع سخن گفتن لیلا با رحمت است. دختری جوان با پیرمردی که نظیر پدرش است با کلماتی نظیر تو سخن می گوید و آنرا حتماً به حساب صمیمیت می گذارد و از ضمیر مفرد در مخاطب قرار دادن وی استفاده می کند. آیا آموزههای اسلام هم چنین امری را تأیید می کند که دانشگاه صدا و سیما در سطحی وسیع به نشر آن می پردازد؟
4 - اینجا کشور ایران است و قید اسلامی بودن افتخاری برای همه ما است. از جمله توصیههای مهم دین اسلام نامگذاری شایسته فرزندان است. ضمن آنکه با نامگذاری ایرانی فرزندان و استفاده از اسامی پرمعنا و با محتوای ایرانی مخالفتی نداریم با نگاهی به بازیگران و شخصیتهای این سریال به راحتی متوجه می شویم که نامی از اسامی مبارک ائمه اطهار علیهم السلام و منسوبین آنها (بجز یک نام) به چشم نمی خورد. نامگذاری اکثر شخصیت ها به نامهای اسلامی همان قدر اشتباه و نشانه افراط است که عکس آن در مورد این سریال و مصداق تفریط!!! آیا آمار ثبت احوال هم در جامعه امروزی و در کل کشور برای پسران و دختران همین ترکیب نام در سریال را تداعی می کند؟!
5 - نوع مواجهه با خواستگاران در این سریال هم از آن دست مسائلی است که به نظر میرسد بسیار هنرمندانه به آن پرداخته شده است. آیا در تعالیم دینی و حتی مشاوره های روانشناسی نوین امروز توصیه شده که خواستگار در مراحل خواستگاری برای دختر هدیه روز تولد ببرد؟! نکته جالبتر آنکه در این سریال بعضاً خواستگاران بدون حضور پدر و مادرشان به این عمارت میآمدند و تعجبانگیزتر آنکه این تقاضا از سوی خانواده دختر ارائه میشد. (تقاضای رحمت از خواستگار شریفه)
6 - در این سریال که نزدیک به 50 قسمت بوده است چند بار و آنهم در حد یک یا دو کلمه از لزوم تقید به دین و مذهب خواستگار سخن به میان آمد. هر چند که شاید استدلال مشاورین سریال تکیه بر آموزشهای غیرمستقیم در این زمینه باشد (که بعید است) اما وقتی رحمت و عمه لیلا به او توصیه می کنند که به دینداری خواستگار توجه کند آیا نباید چنین مسئلهای در سخنان رد و بدل شده مابین لیلا و خواستگارانش نمود داشته باشد؟! در هیچیک از سخنان مطرح شده در این بین ، موضوع تقیدات مذهبی مطرح نمیشود و حال آنکه این توصیه در خانواده به دختر شده است! بگذریم که در این همه قسمت های سریال افضل عبادات و واجبات که ستون دین است (نماز) از سوی بازیگران به نمایش درنمی آید و عجیب است که ما خواب و خوراک خانواده ها را نشان می دهیم اما آنچه خوراک روح و دستور صریح خداوند و انجام آن سبب رستگاری و گره گشای مشکلات است را به تصویر نمی کشیم!
7 - آیا دست اندرکاران تهیه این سریال، هرمز و برخی شخصیت های دیگر بخصوص خانم های سریال را افرادی بی دین و ایمان فرض کرده و به مردم نشان داده اند؟ با دقت در برخی دیالوگها چنین مسئله ای به ذهن متبادر نمی شود. اما به وفور رژه بازیگران با کفش در منزل را میشود مشاهده کرد. امری که با طهارت و پاکی توصیه شده در اسلام کاملاً منافات دارد و البته از دیدگاه بهداشت عمومی هم مسئله ای مخاطره آمیز است. آیا شایسته نبود که به این موضوع توجه بیشتری می شد؟!
8 - بکاربردن دیالوگ های توهین آمیز از سوی دریا و خطاب آن به شکور در مقام همسرش آیا با توصیه های اسلامی سازگار و جزئی از فرهنگ سازی صدا و سیما است؟ دیالوگهایی نظیر صداتو ببُر ، همینکه من گفتم و داد زدن های مکرر بر سر شکور (فارغ از نقد وارد به شخصیت شکور) چه تصوری را از روابط زناشویی به جامعه القا می کند؟ آیا در اسلام رابطه زن و شوهر اینچنین تعریف شده است؟
9 - در این سریال و بسیاری از فیلم و سریالهای دیگر صدا و سیما مستمر دیدیم و می بینیم که پوشش بازیگران زن در اتاق خواب و تنهایی مشابه با رویارویی آنها با افراد نامحرم و مهمانان است. در اینجا منظور لزوماً چادر به سر کردن نیست. گرچه این امر بسیار خوب است. اما آیا نمی شود دراینگونه سریالها وقتی کسی به در خانه می آید ، بازیگر مانتویی به تن کند و با همان بلوز و دامن به در خانه نرود؟! فراموش نکنیم که روسری یا شالی که بر سر بازیگر زن سریال است نمی تواند ملاکی برای رعایت این مسئله باشد. دلیل آنهم روشن است. چون با همان روسری (به درستی و برای رعایت حجاب در پخش سریال) وی را در اتاق خواب نشان میدهیم و باید لاجرم برای آموزش و فرهنگ سازی تفاوتی در لباس وی در رویارویی با محارم و غیره قائل شویم.
10 - نکته پایانی هم به سرانجام سریال اختصاص دارد. به نظر می رسد قصد بر آن بوده که به بیننده القا شود ازدواج علیرغم همه مشاوره ها و صحبت های پیش از ازدواج و خواستگاریهای سنتی به نگاه و دل وابسته است. این امری خطرناک و هشداری است که امروزه نتیجه اغلب اینگونه ازدواج ها را می توان به وضوح در دادگاه خانواده جستجو کرد. البته ظواهر و نگاه و عاشق شدن دو نفر هیچ منافاتی با در نظر گرفتن معیارهای توصیه شده در اسلام که افضل آن تشابه عقیدتی و خانوادگی و فرهنگی است ندارد اما پیوند دادن بیننده به این موضوع پس از اینهمه کش و قوس و تحقیق در مورد خواستگاران امری نامعقول است.
امید که در ساخت سریالهای اینچنینی از آموزه های اسلامی و زندگانی و سیره پربار معصومین علیهم السلام بیش از پیش استفاده شود.
بسه بابا
چشم ها را باید شست
اینطور که شما می گید همه هنرپیشه ها باید یک چشمی در تلویزیون ظاهر بشوند
نه که خیلی هم تلویزیون ما جذابیت دارد اینطوری بیشتر هم می شود!
مشكل اصلي رسانه عدم تربيت عوامل ساخت برنامه هاي مناسب با فرهنگ و آئيين ماست و گر نه از كوزه همان برون تراود كه در اوست!
بخصوص با توجه به دلایلی که در بند های ۳ و ۴ و ۵ ذکر فر مودید.




