ناگفتههای مترجم برانکو از وضعیت دوپینگ در تیم ملی فوتبال ایران
در روز بيست و چهارم تير ماه سال 1387 با انتشار خبري از سوي شوراي صدور راي كنترل دوپينگ فدراسيون مبنيبر محروميت 4 ساله رضا چلنگر مترجم تيم ملي و باشگاه پاس همدان، بار ديگر بحث دوپينگ در فوتبال ايران داغ شد.
علي مولايي، افشين كمايي، سعيد دقيقي، اختياروويچ بازيكناني بودند كه با صدور راي كميته ضد دوپينگ با محروميت روبهرو شدند و در همين روز خبر محروم شدن رضا چلنگر، مترجم وينگو بگوويچ و مراد تيموري، پزشك باشگاه پاس همدان نيز خبر ساز شد چرا كه هر كدام از آنها با محروميت 4 ساله روبهرو شدند.
چلنگر كه به عنوان مترجم در همدان فعاليت ميكرد، خود را قرباني اين پديده شوم معرفي كرد و براي شكستن اين راي بار ديگر به آن اعتراض كرد اگر چه با گذشته بيش 16 ماه هنوز پاسخ شفافي بهمترجم سابق برانكو ايوانكويچ داده نشده است.
اتهام اصلي چلنگر مشاركت در دوپينگ برخي از بازيكنان پاس همدان بود كه اين مترجم كرووات چنين اتهامي را هرگز نميپذيرد و مدعي است مباشرت در اين رفتار غير جوانمردانه اصلا منطقي نيست زيرا كادر پزشكي هر تيم موظف است كه در مسايل اين چنيني بايد دخالت داشته باشند.
براي شفاف سازي اين موضوع ناگفتههاي چلنگر با مثلث را ميخوانيم:
بهعنوان كسي كه پرونده دوپينگي دارد و در دوران محروميت به سر ميبريد، چه تعريفي از دوپينگ در ورزش چيست؟
استفاده غير مجاز از دارويهاي خاص و محركه كه به ورزشكار امكان ميدهد تمركز و قدرتش را در حد غير طبيعي بالا ميبرد.
داروهايي كه به ورزشكار قدرت كاذبي ميدهد را ميتوان در موقله دوپينگ جاي داد.
در ورزش يا فوتبال ايران چند در صد ورزشكاران از اين داروها استفاده ميكنند؟
بيشتر اطلاعات من به شنيدهها مربوط ميشود و آن چيزهايي كه من شنيدهام، آمار خوشايندي براي ورزش كشور ندارد. شايعات و شنيدهها در اين زمينه به حدي بالا است كه اكر اين حرفها صحت داشته باشند، همه را نگران ميكند.
اما شما در باشگاه پاس همدان دوپيبنگ را از نزديك تجربه كردهايد؟
بله.تنها موردي كه خودم از نزديك شاهد مقوله دوپينگ بودم به دوپينگ برخي بازيكنان در همدان مربوط ميشود اگر چه در بروز اين رفتار غير ورزشي تعمدي در كار نبود و بازيكنان ناخواسته و بدون اطلاعات در گراب اين پديده شوم گرفتار شدند.
من در اين زمينه با صداقت ميتوانم قضاوت كنم. دوپينگ بازيكنان پاس دهاني بود و هيچ تزريقي در آن موارد وجود نداشت كه بازيكنان بهدليل بياطلاعي برخي مكملها را استفاده كردند.
چرا بحث دوپينگ بر خلاف ردههاي ملي در باشگاههاي و مسابقات ليگ كمتر كنترل ميشود؟
من سالها در تيم ملي بهعنوان مترجم كار كردهام و اعتراف ميكنم كه كنترل دوپينگ در مسابقات ملي بسيار جديتر از تورنمنتهاي باشگاهي است.
نظارت در عرصه ملي خيلي جدي است به عنوان مسابقات قبل از شروع مسابقات آسيايي بوسان كادر فني داوطلبانه از كميته دوپينگ خواست كه از همه ملي پوشان تست دوپينگ گرفت شود و آزمايشها صورت گرفت.
قبل از مسابقات جام جهاني 2006 نيز دكتر شريف به اردو آمد و از ملي پوشان تست دوپينگ گرفت كه از ميان همه نفرات فقط آزمايش مهدي واعظي، دروازهبان تيم ملي مثبت اعلام شد و تيم ملي پاك راهي آلمان شد.
دلايل اصلي براي بالا رفتن آمار دوپينگيها در فوتبال ايران چيست؟
علت اصلي توسعه اين پديده شوم به غير تخصصي بودن پزشك تيمها مربوط ميشود و به جرات ميتوانم ادعا كنم كه بسياري از پزشكان تيمها فيزيوتراپ هستند و خود را پزشك معرفي ميكنند و اين موضوع به فوتبال ايران لطمات بسيار زيادي را وارد كرده است.
احمدهاشميان، رئيس كميته ضد دوپينگ فدراسيون فوتبال ايران برنامه خيلي خوبي را براي تخصصي كردن پزشك تيمها آغاز كرده بود، اما نميدانم به چه علت ادامه اين روند متوقف شده است و بهتر است كه رسانهها براي پاك كردن فوتبال كشور اين مساله را پيگيري كنند.
در باشگاههاي بزرگ ايران بزرگ ايران از جمله پرسپوليس، استقلال و بيشتر تيمها فيزيوتراپها به عنوان پزشك فعاليت ميكنند بنابراين نميتوان از فيزيوتراپها در امور تخصصي پزشكي انتظار بالايي داشت.
طبيعي است كه يك فييوتراپ نميتواند مسايل تخصصي پزشكي را بداند بنابراين اميدوارم كههاشميان با جديت بيشتري اين مساله را پيگيري كند تا فيزيوتراپها بهعنوان پزشك به جامعه ورزش ايران معرفي نشوند.
بنابراين ميتوان ضعف دانش را علت اصلي توسعه دوپينگ در فوتبال ايران دانست؟
تخصصي بودن مسايل پزشكي يكي از دلايل اصلي توسعه آن است، اما مديرعامل باشگاه و مربيان نيز بايد در اين زمينه كمك كنند و كوتاهي آنها نيز از دلايل بالا رفتن آمار دوپينگي بودن ورزشكاران است.
طبق مصوبه مجلس جمهورياسلامي ما آئين نامه پزشكي و ضد دوپينگ داريم و اين مقوله تخصصي باحضور پزشكان متخصص بايد در باشگاهها اجرايي شود و درصورت كوتاهي بايد مديران عامل پاسخگو باشند.
آيا در محروميت چلنگر هم نبودن پزشك متخصص عامل اصلي بود؟
بله. راي صادر براي من اين است در دوپينگ بازيكنان مشاركت كردهاند در حالي كه اين موقله كاملا برعهده پزشك تيم است در حالي كه من بهعنوان مترجم در باشگاه پاس فعاليت ميكردم.
در اويل سال 87 پاس همدان پزشك داشت، اما با گذشت زمان پزشك تيم را ترك كرد و بدون حضور يك فرد تخصصي مسايل پزشكي در اين باشگاه همداني پيگيري ميشد.
نبود يك پزشك متخصص در باشگاه پاس همدان عامل اصلي محروميت من است و من قرباني اين سهلانگاري شدهام. تيم پاس كادر پزشكي نداشت و هيچ مسئولي از كاظم اوليايي، مديرعامل سوال نكرد كه پزشك تيم كجا هستند و چگونه فعاليت ميكنند. به دليل مسايل مالي پزشك تيم با اوليايي درگير شد و اين مشكل براي من بهوجود آمد.
عدهاي معقتدند كه كميته ضد دوپينگ در خصوص برخي بازيكنان كه محبوييت بيشتري دارند، براي گرفتن آزمايش اغماض ميكند. تا چه اين ادعا را ميپذيريد؟
بهطور دقيق نميتوان در اين زمينه اظهار نظر كرد،اما طبق مشاهدات عيني بايد بگويم زمان برانكو، دكتر شريف براي گرفتن آزمايش از چند بازيكن سرشناس ايران از جمله رحمان رضايي، جواد كاظميان و به نظرم علي كريمي به اردو آمد كه آنها براي دادن آزمايش امتناع كردند. پس از ترك اردو من نميدانم كه چرا دكتر شريف اين رفتار بازيكنان را گزارش نكرد؟!
البته فكر نميكنم كه آنها دوپينگ كرده بودند چون همه نفرات نامبرده در اروپا و خارج از ايران بازي ميكردند و اگر دوپينگي بودند، حتما از سوي باشگاههاي خود معرفي ميشدند چون جديت براي كنترل دوپينگ در ليگهاي اروپايي بسيار جديتر پيگيري ميشود و تعارفي در اين زمينه وجود ندارد. مثلا حامد كاويانپور با حضور در ليگ تركيه خيلي زود از سوي كميته ضددوپينگ شناسايي شده و محروم شد.
احمدزاده، جلالي يا محمد مايليكهن بارها معتقدند كه فوتبال ايران با دوپينگ برخي بازيكنان ناپاك است، آيا شما با نظرات آنها همعقيدهاي؟
بله. دوپينگ در فوتبال ايران وجود ندارد و نميتوان آن را كتمان كرد، اما با مسئوليتپذيري و وضع قوانين جدي ميتوان اين پديده شوم را كنترل كرد.
براي كنترل دوپينگ فدراسيون چه نقشي ميتواند ايفا كند؟
با كنترل و نظارت دقيقتر مسئولان فدراسيون ميتوان دوپينگ را كنترل كرد. فدراسيون بايد اختيار تام بههاشميان و كميته ضددوپينگ بدهد تا آنها بتوانند راحتتر تخلفها را كنترل كرد. دوباره تاكيد ميكنم كه يك فيزيوتراپ نبايد در باشگاههاي ايراني دكتر خوانده شوند، اما متاسفانه شاهد هستم كه علاوه فيزيوتراپها اشخاصي كه دلاك هستند و در كادر پزشكي تيمهاي ايراني فعاليت ميكنند و هاشميان نيز اشراف كامل به موضع دارد كه بهدليل اعمال فشار از مقامات بالا وي نميتواند آزادانهتر تصميمات خود را عملي كند.
ضعفهاي كادر پزشكي فقط به زمان مديريت علي كفاشيان ختم نميشود، بلكه در زمان مديريت مصطفوي، دادكان و صفاييفراهاني دوپينگ وجود داشته و تيمها بدون پزشك به كار خود ادامه دهند.


