قدم در راه ناصر حجازي!
صمد مرفاوي، سرمربي تيمي شد که در يارگيري موفق بود. استقلال بهتر از همه سالهاي اخير در فصل نقل و انتقالات فعاليت کرد اما مصدوميت جباري و روانخواه و محروميت عمران زاده اتفاقهاي غافلگيرکننده اي بود.
به نوشته قدس؛ خط دفاعي استقلال بدون عمران زاده هم گليم خود را از آب مي کشيد اما خط مياني استقلال بدون جباري و روانخواه و با کشدار شدن بازگشت محسن يوسفي، فلج شد. رينالدو در قواره هافبکي که بتواند مشکلات خط مياني را حل کند، ظاهر نشد و همه اين موارد دست مرفاوي را بست. مرفاوي ماند و يک خط مياني ناقص.
خسرو حيدري و جانواريو البته ستاره هاي خط مياني استقلال بودند. در چندين بازي، فرهاد مجيدي نيز درخشيد و جاي خالي جباري احساس نشد. اما روزهاي بد هم از راه رسيدند، روزهايي که فرهاد مجيدي نمي درخشيد، روزهايي که جانواريو در اوج نبود و روزهايي که خسرو حيدري يک تنه نمي توانست با ارسالهاي بلندش فرشته نجات باشد. استقلال در اين فصل گرفتار اين روزها نيز شد.
بازي با راه آهن، از همين روزها بود، روزي که خسرو حيدري غايب بود، جانواريو نيز غايب بود و خط مياني استقلال ديگر تواني نداشت. زنيدپور و نورمحمدي چه فرصت بزرگي يافتند براي مانور مقابل استقلال.
همه مشکلات خط مياني استقلال اما توجيهي براي اشتباههاي صمد مرفاوي نيست.
مرفاوي اگرچه با استفاده از فرهاد مجيدي به عنوان طراح خط مياني جاي جباري را در تيمش پر کرد و اين تصميمي خلاقانه بود، اما در ارنج خط مياني اش به جز اين مورد، چندان مربي خلاقي نبود. به همين بازي با راه آهن توجه مي کنيم. محسن يوسفي چرا نيمکت نشين شد؟ استقلال چرا با 3 مهاجم بازي کرد؟
اگر فرهاد مجيدي را نيز مهاجمي بدانيم که در خط مياني به کار گرفته مي شود، استقلال در واقع با 4 مهاجم مقابل راه آهن به ميدان رفت. با 4 مهاجم و 2 هافبک!
به ياد ناصر حجازي مي افتيم، در استقلال سالهاي دور، يادتان هست که حجازي نيز هرگاه در تيمش گرهي ايجاد مي شد، همه مهاجمانش از جمله فرد ملکيان و علي موسوي و بقيه را روانه ميدان مي کرد و گاه با 4 يا حتي 5 مهاجم بازي مي کرد و توجيه اش اين بود که يک مربي هجومي است.
اما هر تيمي که همه مهاجمانش را به ميدان بفرستد، تيمي هجومي نيست بلکه چنين تيمهايي اغلب طرح حمله، فکر حمله و خلاقيت حمله ندارند و از حمله اين را فهميده اند که به تعداد مهاجمان خود بيفزايند.
مرفاوي قدم در اين راه برداشته است. او در تيمش 5 مهاجم دارد و تنها راهي که در دقايق نخست هر بازي به ذهن اش مي رسد، ميدان دادن به همه اين مهاجمان است و همين! غافل از اينکه او همواره با اين تصميم در جريان هر بازي، از قدرت خط مياني اش مي کاهد و مهاجمانش به بيکاره اي تبديل مي شوند و يا در خوشبينانه ترين حالت اگر گلي هم بزنند، فرصت گل زدن براي حريف نيز ايجاد مي کنند.
استقلال مقابل راه آهن 2 گل زد اما 3 گل خورد. خط مياني استقلال قدرت اداره بازي را نداشته و اگر چه مقابل راه آهن اشتباههاي طالب لو نيز در شکست تأثير مستقيم داشت اما انگشت اتهام را بايد به سوي هافبکها گرفت.
صمد مرفاوي در ارنج خط مياني اش در اين فصل مربي موفقي نبوده و نيست. از او تصميمات موفقيت آميزي را در روزهاي نخست براي خط مياني نديده ايم و اين بزرگترين مشکل استقلال است.
مقابل راه آهن اگر يک نفر از بين يوسفي يا بيک زاده به خط مياني مي آمد (مثلاً اگر بيک زاده راست پا که هميشه در جناح چپ بازي مي کند به سمت راست خط مياني مي آمد و جانشين خسرو حيدري مي شد) بسياري از مشکلات استقلال حل شده بود و ديگر نيازي نبود که در ترکيب استقلال 4 مهاجم حضور داشته باشد.
استقلال روزي به تيمي بهتر تبديل مي شود که صمد مرفاوي اين باور غلط را فراموش کند که با افزودن مهاجمان نمي توان حمله کرد. مهاجمان بيشتر به حملات تيم نمي افزايند. خط مياني استقلال گاه براي اين همه مهاجم هيچ ارمغاني ندارد و صمد مرفاوي در چنين شرايطي آخرين مهاجم روي نيمکت را نيز راهي ميدان مي کند تا خط مياني بيشتر فلج شود.


