صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
90 دقيقه بازي با اعصاب تماشاگر؛

تفاوت شان فقط در يک نام بود

روزي که کرانچار ملتمسانه در پي پيروزي مي دويد، کريم باقري باز هم فرشته نجات پرسپوليس شد. سوت پايان مسابقه و تمام سردردي که از قبال اين نمايش کسالت بار به دست آمده، ذهن را مشغول يک پرسش مي کند: «پنچ شنبه تفاوت پرسپوليس و ابومسلم براي پيروزي در چه بود؟» و بعد وقتي مي گرديم به يک نام مي رسيم: «کريم باقري» اگر پيراهن سفيد و سياه ابومسلم بر تن باقري بود و او در مرکز خط مياني پرسپوليس نمي دويد، آيا ابومسلم پيروز ميدان نمي شد؟
کد خبر: ۷۱۷۲۸
| |
1899 بازدید

آنچه پنج شنبه شب مقابل ديدگان ميليونها ايراني که براي ديدن بازي ويژه آخرين هفته نيم فصل اول بي تابي مي کردند، هيچ ارزش فني نداشت. آنچه ديده مي شد، هواداراني بودند که دو بار براي شادي از روي سکوها برخاستند، پرچمي تکان دادند و بعد دوباره سرجاي خود آرام گرفتند.

به نوشته قدس؛ هوداراني که بي ترديد وقت عمده خود را در بازي پرسپوليس و ابومسلم، وقت گپ زدن و شکستن تخمه ها و بحث کردن گذراندند، تا تماشاي مسابقه! آنچه پيش روي شان به اکران درآمده بود، ارزش تماشا نداشت، چه رسد به هيجان واداشتن آنها!

پنج شنبه پرسپوليس بسان شير بي يال و اشکم و کوپال بود و ابومسلم، گربه اي بي دندان و دم! نه اين به هويت خود نزديک بود و نه آن. پرسپوليس و در حقيقت بايد گفت زلاتکو کرانچار از اصل خود خسته شده بودند و ابومسلم با فرهاد کاظمي در پي هويتي جديد مي گشت.

کرانچار بازي زيبايي که در اکثر بازي هاي تيمش ارائه مي کرد را فداي نتيجه اي ساخت که مثل نان شب يا بهتر است بگوييم براي به دست آوردن همان نان شب به آن محتاج بود. ابومسلم اما سعي مي کرد در روياپردازي ها و امواج مثبت روحي رواني که فرهاد کاظمي مي کوشيد، به رگهاي کم خون بازيکنانش تزريق کند غرق شود.

نه اين مي توانست با هويت تازه خود کنار بيايد و نه آن ديگري توانايي جهشي ناگهاني را داشت. پرسپوليس هيچ عادتي به بازي نتيجه گرا و قراردادن هدفي به نام پيروزي در خود نمي ديد و ابومسلم، تيمي که تا روز بازي در آزادي، ستون پيروزي هاي خود را با يک خط افقي پر کرده بود، براي برداشتن سنگ بزرگ تواني در بازوان خود نمي ديد.

روي اسکوربرد، نتيجه اي به ثبت مي رسد که گواه بر پيروزي پرسپوليس دارد، اما بيرون زمين، نه کرانچار پيروز شده است و نه فرهاد کاظمي! زلاتکو، تمام؛ آرمانگرايي خود را فداي باقي ماندنش روي نيمکت پرسپوليس کرد و فرهاد کاظمي که شايد دستش براي بازيکناني که وصف او را در تعاريف اوليه و تفرقه هاي ثانويه عمر مربيگري اش در هر تيم شنيده اند رو شده بود. همين تضادها، همين بي اثر ماندن فريادهاي پشت تلفن همراه کاظمي، همين تغيير هويت مربيان، همين فنا کردن 90 دقيقه وقت و زمان بازي و هواداران، صرفاً براي ثبت نتيجه پاياني، بازي را به نمايشي بي ارزش تبديل کرد. نمايشي که حتي برنده، نيز قابل تقدير نيست.

روزي که کرانچار ملتمسانه در پي پيروزي مي دويد، کريم باقري باز هم فرشته نجات پرسپوليس شد. سوت پايان مسابقه و تمام سردردي که از قبال اين نمايش کسالت بار به دست آمده، ذهن را مشغول يک پرسش مي کند: «پنچ شنبه تفاوت پرسپوليس و ابومسلم براي پيروزي در چه بود؟» و بعد وقتي مي گرديم به يک نام مي رسيم: «کريم باقري» اگر پيراهن سفيد و سياه ابومسلم بر تن باقري بود و او در مرکز خط مياني پرسپوليس نمي دويد، آيا ابومسلم پيروز ميدان نمي شد؟

همين سؤال را چند بار در هنگام مروز بازي و اتفاقاتي که بر جريان مسابقه گذشته در ذهن خود مرور مي کنيم و هر بار بيشتر از دفعه قبل به مثبت بودن جواب آن پي مي بريم. تفاوت پرسپوليس و ابومسلم، در روزي که سرخ پوشان تهراني داشتند، تمامي توان خود را براي اجراي فوتبالي کاملاً نتيجه گرا ارائه مي کردند، فقط در نام باقري خلاصه مي شد. کرانچار حتي توان اجراي فوتبالي که مي خواست را براساس داشته هاي فکري اش نداشت. اين باقري بود که او را از سه امتياز محروم نکرد.
او تا کجا مي تواند ناجي پرسپوليس باشد؟

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟