کريمي مهمتر از کل ليگ
در فوتبال اروپا يک واژه خاص براي مهره هاي تکنيکي که سرنوشت بازي را تغيير مي دهند وجود دارد. به بازيکناني مثل کريس رونالدو و مسي و روني،صفت «تغيير دهنده» را نسبت مي دهند. يعني آنها مي توانند وقتي تيمشان دارد بد بازي مي کند يا تحت فشار قرار دارد،با قدرت خلاقه خود، سرنوشت بازي را در يک لحظه تغيير دهند.فوتبال ايران در دهه 70 مهره هاي ويژه از اين جنس زياد توليد مي کرد که البته درصد کمي از آنها مي توانستند خود را به سطح تيم ملي برسانند.
به نوشته قدس؛ خداداد عزيزي نمونه شاخص اين جور بازيکنان بود؛ بازيکناني که با وجود پيچيدگيهاي فوتبال، هنوز با غريزه حساسشان بازي مي کنند و حتي براي مربي و تيم خودشان هم غيرقابل پيش بيني هستند.
علي کريمي هم اواخر دهه 70 چهره شد و هنوز فوتبال ايران دارد نان غريزه عجيب و پاهاي هنرمند او را مي خورد.
در دهه 80 اما روز به روز از تعداد اين مهره هاي نخبه کم شد و اگر در زمينه هاي فني پيشرفتي نداشته ايم، فوتباليستهاي هنرمند غريزي هم ديگر نداريم.
شايد مهمترين دليل اين پسرفت خطرناک، کمرنگ شدن فوتبال خياباني باشد. فوتبال ايران، فوتبالي تکنيکي و شکننده است، اما کم کم داريم شاخصه اصلي خود را هم از دست مي دهيم. اصلاً در همين ليگ برتر چند نيروي تهاجمي هستند که در مواقع خاص، سرنوشت بازي را به سود تيم خود تغيير دهند؟
ستاره، به تأثيرگذاري لحظه اي اش،چهره شده و ستاره است. مثل ضربه کاشته اي که علي کريمي در دقيقه 90 به پرسپوليس زد و از يک زاويه بسته، باعث باز شدن دروازه اين تيم شد.
فوتبال ايران در دوران رکود شديد و بحران همه جانبه خود، هنوز يک ستاره از دهه 70 را کنار خود دارد؛ بازيکني که از خود ليگ و تمام فوتبال ايران جذابتر شده است. حتي کساني که ليگ برتر را دنبال نمي کنند، هر هفته سراغ کريمي را مي گيرند و سعي مي کنند گزيده بازي او در هر هفته را تماشا کنند.
اين اتفاق جالب و غريبي است؛ اينکه يک بازيکن، از فوتبال يک کشور جلو بزند و مرجع نگاه همه شود.
علي کريمي محصول آکادمي هاي فوتبال ايران نبود؛ آکادمي هابي که در ايران وجود خارجي ندارند. کريمي يک فوتباليست غريزي بود که خودش رشد کرد و در قالب فوتبال ايران قرار گرفت. اين جور بازيکنان را بخصوص در فوتبال کم امکانات و بي استراتژي ايران، نمي توان تربيت کرد.
بايد پاي درخت نشست و اميدوار بود به رشد يک ميوه شيرين و درست و حسابي؛ ميوه اي که شايد تا سالها، نظيرش در فوتبال بي حساب و کتاب ايران،در نيايد. راستي اين ليگ بدون کريمي چه چيزي و چه جاذبه اي داشت براي دنبال کردن؟


