چرا دستور رييس جمهور اجرا نشد؟
«خصوصي سازي» يكي از مباحثي است كه مدتهاست توجه جامعه ورزش را به خود جلب كرده، بحثي كه گاه در تحولات سياسي و اجتماعي مورد توجه دولتمردان قرار ميگيرد و گاه به دست فراموشي سپرده ميشود. اصلا آيا ورزش بايد خصوصي شود؟ خصوصي شدن چه منافع و مزايايي دارد؟ چرا بايد به سمت خصوصي سازي پيش برويم؟ چه موانعي بر سر راه اين كار وجود دارد؟
از طرف ديگر رييس جمهور اواخر كار دولت نهم در نامهاي به محمد عليآبادي، رييس پيشين سازمان تربيت بدني از او خواست «به منظور ارج نهادن به علاقه و احساسات پرشور و ارزشمند مردم و توسعه و پيشرفت هرچه بيشتر اين باشگاهها» سهام دو باشگاه استقلال و پرسپوليس به مردم واگذار شود و علي آبادي نيز قول داد تا ابتداي ليگ دهم اين دوباشگاه خصوصي شوند. اما اين بار هم اين موضوع عليرغم يك دستور شفاف و واضح رييسجمهوري به دست فراموشي سپرده شد! براستي چرا؟!
با توجه به اهميت خصوصيسازي ايسنا، نشستي را با حضور محمد احساني عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس و مصطفي آجرلو رييس اتحاديه باشگاههاي فوتبال برگزار كرد.
البته در اين نشست قرار بود معاونين سازمان خصوصيسازي نيز حضور داشته باشند كه عليرغم هماهنگي هاي صورت گرفته آنها به علت مشغلهكاري! نتوانستند در اين نشست حاضر شوند.
در نشست "موانع و چالشهاي خصوصيسازي در ورزش" از همه چيز صحبت شد. آجرلو همزمان شدن برگزاري نشست را با هفته دفاع مقدس بهانهاي خوب دانست كه به بيان مطالبي پيرامون جنگ و مقايسه آن با ورزش بپردازد. از ديدگاه او بعد از گذشت 30 سال از انقلاب و پشت سر گذاشتن دوران جنگ و اختلافات داخلي و ... ديگر زمان تجربه كردن سر رسيده است. همان طور كه ما يك روز از جنگ چيزي نمي دانستيم اما با گذشت زمان جنگ را ياد گرفته و پيروز شديم، حالا هم بايد اداره كردن ورزش را ياد گرفته باشيم. او تاكيد داشت كه اين مطالب حتما منتشر شوند.
در ابتداي اين نشست آجرلو گفت: ما در ابتدا جنگ را بلد نبوديم، آن روز صدام سازماندهي شده بود اما مردم ما به صورت جمع مردمي از شهرستانهاي مختلف با دست خالي به جبهه رفتند. مردم ما دور هم جمع شدند، تجربه كردند و جنگ را ياد گرفتند. وقتي بعد از 20 سال در مورد جنگ صحبت ميكنيم، ميگويم موفق عمل كرديم. حالا ما ورزش را هم پشت سر گذاشتيم. مسوولين ما هم ورزش را پشت سر گذاشتند. ما 30 سال ورزش كشور را اداره كرديم. ورزش را در بد شرايطي تحويل گرفتيم و حالا هم در شرايط خوبي نيستيم.
وي با بيان اينكه قبل از انقلاب محمدرضا پهلوي سالها تربيت بدني را به علت ناتوانياش منحل كرد، خاطر نشان كرد: روزي هم كه انقلاب شد ما در شرايطي وارد بحث ورزش شديم كه كشور به بحث ورزش اقبال نداشت و ورزش را به عنوان يك بحث "معروف" نميشناخت و خيلي از كساني كه نگاه ديني داشتند، ورزش را لهو و لعب ميدانستند تا آن كه يك اتفاق بزرگ روي داد و امام (ره) جمله معروف "من ورزشكار نيستم اما ورزشكاران را دوست دارم" به زبان آوردند. اين جمله خيلي كوتاه بود، اما اين صدا خيلي بلند بود و اين معني را ميداد كه نظام با ورزش مخالف نيست و وقتي جلوتر آمده و به فرمايشات رهبر ميرسيم ميبينيم دريچههاي ديگري باز ميشود و ورزش ميشود دروازه صدور معنويت براي جوانترها. هزينه كردن در بحث ورزش ديگر اسراف نيست. سرمايهگذاري است. بنابراين با اين ديدگاهها چرا بحث ورزش به سامان نرسيده و هنوز داريم بحث ميكنيم كه چه كار كنيم تا ورزش در شاخههاي مختلف به سامان برسد.
وي تاكيد كرد: ميخواهم با شجاعت حرف بزنم، اميدوارم شجاعت انعكاسش هم باشد. من فكر ميكنم نگاه مسوولان اجرايي كشور در گذشته تا به امروز به ورزش يك نگاه مثبت نبوده و در واقع ورزش را يك امر جانبي قلمداد كردند و آنهايي هم كه ورزش را به كار گرفتهاند به عنوان يك كالا و ابزار و وسيله سياسي به آن نگاه كردهاند.
ريس اتحاديه باشگاههاي فوتبال تصريح كرد: درست است كه ورزش هدف نيست و امام (ره) فرمودهاند كه ورزش وسيلهاي است براي رسيدن به يك هدف والا اما امام (ره) هرگز نگفتهاند كه ورزش كالاي سياسي است كه ميشود از آن به عنوان يك ابزار سياسي استفاده كرد. در دهه اول چون ساختار حكومت بحث ورزش را در دل نهاد حكومتي قرار داده بود، ميشود گفت كه انتخاب كارشناسي از جهت مديران نخبه ورزش صورت نگرفت. در اين مقطع مديران مورد اعتماد نظام كه كمي هم با ورزش آشنا بودند به كار گرفته شدند و شايد بتوان اين دوران را دوران ركود ناميد.
وي همچنين گفت: در واقع در دهه اول انقلاب ما بحث ورزش را به طور جدي مطرح نكرديم، شايد اوايل انقلاب با توجه به بحث جنگ تحميلي و درگيريهاي داخلي و حوادث كردستان كاملا وقت حكومت صرف موضوع مهم حراست از انقلاب شد. اما دهه دوم و سوم در يك شرايط ثبات ميتوانستيم در اين 20 سال بحث ورزش را به سرانجام برسانيم و اگر يك خرابهاي هم در بحث ورزش داشتيم بايد بعد از 20 سال به يك شكوفايي ميرسيدم. اما متاسفانه كساني را در ورزش مشغول كرديم كه شايد نگاه آنها به يك پست و جايگاه ديگري بود - پست ديگري كه به آن دست نيافتند - و به اين علت كه آنها در دولتهاي گذشته به كار گرفته شوند در بحث ورزش جا داده شدند.
آجرلو ادامه داد: با نگاه اجماع كارشناسان ورزش هم اين بحث امكانپذير نشد و يك مديريت آمرانه و از بالا به پايين (كه مديريت آمريكايي است) بر ورزش حاكم شده و نتوانستيم از نگاه كارشناسان استفاده كنيم. امام (ره) در سال 59 ـ 60 فرمودند كار مردم را به خودشان واگذار كنيد. حالا چطور ما بعد از 30 سال هنوز كاري كه مردم ميتوانستند انجام دهند را به آنها واگذار نكرديم؟!
محمد احساني نيز در اين نشست با تاكيد بر اينكه همه ورزش بايد خصوصي شود به ايسنا گفت: ورزش 4 ركن اصلي پرورشي، همگاني، قهرماني و حرفهاي دارد. ركن اول آن بخش آموزش بوده كه دولت متولي درصد بالايي از اين بخش است، به طوري كه در قانون اساسي نيز ذكر شده كه ورزش بايد براي همه بخصوص براي دانشآموزان دبستاني تا دبيرستاني رايگان باشد و ما بايد حداقل حركتهاي پايه و آموزشهاي ورزش را برنامهريزي و طبق آنچه در برنامه تحصيلي تربيت بدني در تمام دنيا و كشورهاي پيشرفته وجود دارد، داشته باشيم و نياز اوليه كشور را در ورزش بر اساس اين برنامه تامين كنيم. يعني ما بايد ورزش را براي كودكان نهادينه كنيم.
وي افزود: ورزش امروزه يكي از اركان توسعه پايدار است. در اين بخش ميتوان درصد كوچكي را به بخش خصوصي داد ولي باز هم نظارت دولت در اين بخش خيلي مهم است.
بخش بعدي بحث ورزش همگاني است كه در آنجا هم نظارت دولت كمتر شده و بخش خصوصي را ميشود فعال تر كرد. در اين بخش به عنوان مثال ميتوان احداث زيرساختها را به دولت داد يا از طريق شهرداري پاركها و محلات را تجهيز كرد تا مردم علاقهمند شوند در اوقات فراغت به ورزش بپردازند. در بخش همگاني هم به طور گسترده ميتوان دولت را براي دادن سوبسيد به بخش كمدرآمد جامعه و خصوصي براي ساير افراد فعال كرد.
عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس تاكيد كرد: دربخش قهرماني مسووليت اصلي اين بخش به عهده كميته ملي المپيك و با همكاري فدراسيونهاست، در اين بخش فدراسيونها بر اساس ساختاري كه دارند و ارتباطي كه با فدراسيونهاي آسيايي و جهاني خودشان دارند ميتوانند آموزشهاي لازم را ارائه داده و براي مسابقات آماده شوند.
وي همچنين گفت: بخش بعدي، بحث ورزش حرفهاي است كه تاكيد بسياري مبني بر خصوصي شدن اين بخش وجود دارد. دولت براي شروع ورزشي حرفهاي بايد يك برنامه زمانبندي داشته باشد و يك سري امتيازات تشويقي در اين قسمت به بخش خصوصي ارائه دهد و بسترهاي حقوقي و قانوني را هم تامين كند كه بخش خصوصي ترغيب شود كه در ورزش سرمايهگذاري كند.
آجرلو نيز با اشاره به طرح جامع و بخش هاي عنوان شده در اين طرح مسير رسيدن به قله ورزش را بازگشت به اين طرح و اجراي آن دانست و گفت: در زمان مهرعليزاده دو، سه سال وقت كشور با سرمايه بيتالمال صرف طرح جامع شد تا طرح جامع روي ميز مديريتي كشور قرار بگيرد و آن را اجرا كند. نظر من اين است كه طرح جامع ترجمهاي از يك طرح خارجي است كه بوميسازي شده، نميشود گفت كه اين طرح به درد ما نميخورد. علوم ترجمه شده در دنيا براي ما قابل استفاده است و ميتوان به طرح جامع راي قطعي داد. در طرح جامع چهار پايه پيشبيني شده است. در اين طرح مسوول ورزش حرفهاي بنگاه اقتصادي است. در گذشته (دهه اول) يا دانايي نداشتيم يا اگر داشتيم شرايط اجرايش را نداشتيم. اما حالا به دانايي لزوم خصوصيسازي رسيدهايم، پس چرا به آن عمل نميكنيم؟ ما بايد بپذيريم كه طرح جامع را اجرا كرده و طبق ركن چهارم بحث ورزش حرفهيي را به افرادي بدهيم كه توانايي اداره آن را دارند.
آجرلو ادامه داد: اين امر - سپردن ورزش به دست بخش خصوصي - چند بار در كشور اتفاق افتاد و ما نتوانستيم آن را با موفقيت پشت سر بگذاريم. به عنوان مثال فردي به نام مداحي پولي را به ورزش آورده و باشگاه بهمن را تاسيس كرد، اما، بعد از مدتي ورشكسته شد و به امارت فرار كرد. در باشگاه استقلال اهواز هم يك فرد دلسوز از مردم خوزستاني به فوتبال آمد اما باز هم ورشكسته شده و حالا در امارات زندگي ميكند.
وي ادامه داد: چرا امروز با وجود اين كه افراد خصوصي باشگاه ابومسلم را ـ كه شاهد حوادث تلخي در آنجا هستم ـ اداره مي كنند اما موفق نميشويم، به عنوان مثال بنياسد ميگفت من بيش از دو ميليارد پول دادم و حالا ميخواهم ابومسلم را اداره كنم چرا فردي كه اين مقدار پول به ورزش ميآورد بعد از مدتي دچار مشكل شده و خانه خودش را هم براي فروش به تاراج ميگذارد.
آجرلو افزود: در باشگاه پيام خراسان هم يك فرد خصوصي سرمايهگذاري كرده و با تلخي باشگاه را به استان واگذار ميكند. اين حوادث زماني رخ دادهاند كه ما طرح جامعي را كه به تصويب رسيده در شرايط اجراي منطقي قرار نداده و آن را بايگاني ميكنيم و آنچه در ورزش كشور اتفاق ميافتد را به دست حوادث ميسپاريم.
ريس اتحاديه باشگاههاي فوتبال تصريح كرد: طبق ركن چهارم طرح جامع بايد دولت لوايحي را به مجلس فرستاده، مجلس تصويب ميكرد و به صورت قانون در كشور نهادينه ميشد و سرمايهگذار وقتي به اين عرصه ميآمد سرمايه خودش را بر باد رفته نميديد. ما هنوز به صورت يك رفتار دولتي حمايتگر ورزش حرفهاي نشدهايم.
به گزارش ايسنا، در ادامه احساني خاطر نشان كرد: در بخش خصوصي بايد منفعت سرمايهگذار را در نظر بگيريم (از نظر اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي)، از سوي ديگر دولت بايد سود و منفعت اجتماع را در نظر بگيرد. به اين حالت در اصطلاح مديريت "برد ـ برد" ميگويند. اما وقتي هر دو طرف اشتباه كنند " باخت ـ باخت " ميشود. هم دولت ميبازد همه بخش خصوصي. خصوصي سازي يك شبه انجام نميشود، يك فرآيند است اگر اين فرآيند را به طور صحيح انجام دهيم هم طرف دولت و هم طرف بخش خصوصي برنده ميشوند و به برد - برد ميرسيم و اگر درست انجام ندهيم باخت ـ باخت ميشود. مثل حالا كه مثلا يك بخش را واگذار ميكنيم و دولت امكاناتي را كه براي مردم است و بايد در بخش همگاني يا آموزشي استفاده شود به بخش خصوصي واگذار ميشود و بخش خصوصي هم نميتواند درآمد لازم را به دست بياورد و در اين حالت هر دو طرف باختهاند.
وي افزود: من فكر ميكنم زيربناي اصلي خصوصي كه بايد مورد دقت قرار بگيرد اين است كه بايد نگاه كلان و برنامهريزي استراتژي در اين رابطه داشته باشيم و براي اين برنامهريزي استراتژيك نيازمنديم كه افراد متخصص و متبحر داشته باشيم تا برنامه را به سرانجام برسانند. اين فرآيند مهم است. اگر ما يك ساختار نداشته باشيم و قانون را در مجلس تصويب نكنيم به سمت سليقه شخصي حركت خواهيم كرد. وقتي به سمت سليقه شخصي رفتيم به انحراف كشيده خواهيم شد. از سوي ديگر ما نبايد اين كار را سخت كنيم. اكنون در دنيا در ارتباط با خصوصي سازي يك سري كارها انجام شده و علمي هم هست، ما ميتوانيم از آنها الگوبرداري كنيم و آن را با مسائل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و مذهبي خودمان بوميسازي كرده و جلو برويم. اين چندان كار شاقي نيست! چيز سختي نيست كه ما داريم پيچيدهاش ميكنيم، همه چيز مشخص است. ساختار تعريف شده است.
آجرلو با تاكيد بر لزوم قانونمند شدن خصوصي سازي در ورزش گفت: متاسفانه روند ورزش از مجراي قانوني طي نشد و هنوز بخش خصوصي كه مايل به سرمايهگذاري در ورزش است نميداند با چه قانون و ضوابطي بايد اين كار را انجام دهد. يك كندي در مديريت ورزش كشور رخ داد. خصوصي سازي به عنوان يك اولويت موضوعيت نداشت و مورد توجه قرار نگرفت. در اين 30 سال انقلاب هيچ دولتمردي حاضر نبوده استقلال و پيروزي را به كسي بدهد. آنها ميخواهند اين دو تيم را در اختيار داشته و از آن استفاده ابزاري ببرند. اگر به دنبال فوت كوزهگري هستيم بايد گفت كه لازم است مسوولان ورزش كشور بپذيرند كه متولي ورزشاند نه متصدي ورزش. يعني اينكه اگر ورزش فوتبال در ايران معنيدار است تيم هاي صنعت نفت آبادان، ملوان، ابومسلم و برق هم كه هوادار دارند (هواداران آن هم جواناني مشتاق فوتبالي هستند كه دور از مركز كشورند و هرچه داد بزنند صدايشان به جايي نميرسد) حقي كمتر از يك تيم پايتختنشين ندارند. مديريت ورزش كشور مسوول و متولي ورزش كشورر در بخش حرفهاي است و بايد براي همه به طور يكسان دلسوزي ميكرد.
وي ادامه داد: هميشه نزديكترين افراد دولت رييس مجمع پيروزي و استقلال شده اند. در يكي دو سال گذشته باشگاههاي استقلال و پيروزي هيچ گاه دغدغه پول نداشته اند. اين پولي كه به اين باشگاهها تزريق ميشود از كجا ميآيد؟ اگر از بودجه سازمان تربيت بدني است- كه مجلس آن را مصوب كرده است- در كجا آمده كه اين پول را به استقلال و پيروزي بدهيد. چند وقت پيش انصاري فرد گفت ما 11 ـ 12 ميليارد هزينه كرديم كه 8 ميليارد را خودم آوردم. اين پول را از كجا آورده است، كدام سرمايهگذار به او كمك كرده؟ كدام مرجع خصوصي اسپانسر ايشان شده است؟ ما ميپذيريم كه حداقل هزينه استقلال و پيروزي حداقل 10 ميليارد است. اين 10 ميليارد در كجاي بودجه اين كشور وجود داشته كه امروز به اين دو تيم تزريق ميشود؟
رييس اتحاديه باشگاه هاي فوتبال تصريح كرد: چرا امروز بازيكنان ابومسلم خراسان و تماشاچيان اين تيم (وقتي 5 گل از استقلال ميخورند) گريه مي كنند اما متوليان ورزش گريه نميكنند، دلسوزي نميكنند و خوشحالند از اين كه استقلال 5 گل به اين تيم زده است؟ امروز دولت در يك طرف قرار گرفته ـ در سمت تيم استقلال و پيروزي ـ و مردم در يك طرف! هرگاه استقلال و پيروزي ميبرند دولت، دولتمردان و افراد نزديك به دولت بردهاند و هرگاه باختند مردم باختند و گريه كردند. آيا اين تولي ورزش كشور است يا تصدي آن؟
وي به خبرنگار ايسنا گفت: من فكر ميكنم اگر خدا را در نظر بگيريم و قضاوت عادلانه داشته باشيم بايد بگويم اين رفتار متعلق به 30 سال گذشته است نه فقط اين دولت. يك خشت كج در گذشته گذاشته شده و حالا ثمره آن اين است كه ما در يك بلندايي قرار داديم كه ما را به سقوط ميبرد. به طور طبيعي رشد نكرديم. كار به جايي رسيده كه فوتبال كشور ما بعد از 9 سال فوتبال حرفهاي از تيمهاي آماتور آسيا ـ از نظر امكانات ـ آماتورتر است. ما به عنوان شهرداري يك زمين استاندارد را در استاديوم درفشي فر به مديرعامل وقت پيروزي داديم كه آنجا تمرين كنند اما اولين كاري كه كردند اين بود كه زمين را 5 سال اجاره دادند، درباره استقلال نيز اوضاع به همين صورت است. امروز پرسپوليس و استقلال كجا تمرين ميكنند؟
آجرلو تاكيد كرد: دست مسوولين ورزش كشور را ميبوسم و به عنوان يك آدم ورزشي به آنها احترام ميگذارم و موافق نيستم كه يك اتفاق را سياهنمايي كنيم، اما سوال من اين است كه آيا بايد سياهنمايي را رنگ بزنيم و بگوييم زيباست؟ چرا باشگاه پاس بايد به همدان منتقل شود. با كدام قانون حرفهاي شما تصويب كرديد؟! مگر هيات تهران مجوز اين كار را داده است؟ يا مثلا چرا بايد صبا باتري به قم برود و پشت درهاي بسته قرار بگيرد؟ آيا اين فوتبال حرفهاي است؟ شبانه بدون رعايت قانون يك اتفاق بزرگ را در كشور رقم زديم و صداي كسي درنيامد و بيتالمال مسلمين كه حوزه تصميم آن هم در اختيار دولت نيست ـ دولت ميتواند امكان خود را به صورت هبه واگذار كند ـ امكان نيروي مسلح در اختيار مقام معظم رهبري است. چگونه بدون اجازه رهبري و رضايت رييس هيات فوتبال تهران شبانه و بدون رعايت مقررات، چيزي كه متعلق به شهرباني بوده، 50 سال سابقه داشته و حدودا 10 ـ 15 ميليارد تومان قيمت دارد را به همدان واگذار كرديم. من همدان را دوست دارم و خيلي خوشحال مي شوم وقتي ميبينم كه جوانان همداني طرفدار پاساند.
وي ادامه داد: در 10 سال اول انقلاب ما دانايي نداشتيم اما حالا 30 سال گذشته است. امروز آمريكاييها و صدام كجا هستند كه ما بخواهيم تقصير را گردن آنها بيندازيم. ما به دنبال باشگاههاي استقلال و پيروزي هستيم و دولت متصدي اين دو باشگاه شده است نه متولي ورزش، ورزش پرورشي (ورزش دانشجويي و دانش آموزي) را رها كرديم. ورزش همگاني فراموش شده است. چند روز پيش به عليآبادي گفتم شما در زمان تصدي پست رياست سازمان تربيت بدني ميتوانستيد ورزش همگاني را به شهرداريها بسپاريد اما اين كار را نكرديد و او در پاسخ گفت: "فقط سه، چهار شهرداري ميتوانند اين كار را انجام دهند" گفتم ايرادي ندارد شما هم از بقيه حمايت كنيد. در بحث ورزش قهرماني به كجا رسيدهايم. آيا واقعا آوردهي ورزش قهرماني ما بعد از 30 سال اين است؟ نه نيست! آيا جايگاه ورزش حرفهاي ما اين است؟ ما كدام يك از موارد ورزش حرفهاي را رعايت كرديم.
آجرلو با خوش آمد گويي به سعيدلو خطاب به وي گفت: در ارتباط با حضور شما يك اتفاق افتاده و آن اينكه در ارتباط با شما اينگونه نيست كه شما قرار نبود وزير يا مسوول جايي بشوي نشدي و روي دست دولت ماندي و به ورزش آمدي. شما يك فردي هستيد كه نزديك دولت و رييس جمهور هستيد و احمدي نژاد ميتوانست شما را به عنوان وزير صنايع به كار بگيرد اما رويكرد خوبي كه اين جا اتفاق افتاده اين است كه رييس جمهور در اين مقطع توجه جدي به بحث ورزش دارد، يعني يكي از نزديكان خود در بخش اجرايي را آورده است و به اين اتفاق با ديد خوب نگاه ميكنم. به عنوان يك آدم انقلابي كه نيامدهام پست بگيريم توصيه ميكنم كه تجربه تلخ گذشته را تكرار نكنيد و به چهار شاخصه توجه كنيد. يك نفر به عنوان مسوول ورزش پرورشي انتخاب كرده تا بتواند به ورزش پرورشي ما كمك كند، دوم اينكه ورزش همگاني را به ورزش شهرداري بسپاريد. سوم، بحث ورزش قهرماني را به نخبگان و خبرگان بدهيد نه به توصيه شدهها و لايههاي نزديك و نه به تشكلهاي سياسي. در بخش چهارم دولت دست از سر ورزش حرفهاي بردارد و براي اولين اقدام شما بزرگواري كنيد دست از سر استقلال و پيروزي برداريد و اين دو باشگاه را به افرادي بدهيد كه ميتوانند آن را اداره كنند. بگذاريد با قانون بحث ورزش حرفهاي شكل بگيرد.
احساني در پاسخ به اين سوال كه چرا دستور رييس جمهور اجرا نشد، به ايسنا گفت: رييس جمهور رييس قوه مجريه است و دستورات او بايد اجرا شود. بايد از افرادي كه دستور خصوصي شدن سريع دو باشگاه مطرح كشور را اجرا نكردند پرسيد كه چرا اين كار را نكردند. اما من فكر ميكنم اين مساله بايد كارشناسي شود. يعني بايد لزوم اين موضوع به صورت قانوني به مجلس برود و كارشناسان ورزش و بخش خصوصي قوانين ورزش حرفهاي را تعريف كنند و در راستاي قانون اساسي كشور تصويب شود، وقتي اين امور انجام گرفت طرح جامع قابل اجرا خواهد شد. اكنون در ورزش حرفهاي ما فقط پول وجود دارد.
آجرلو نيز در اين باره تاكيد كرد: رييس جمهور گفت كه باشگاههاي استقلال و پيروزي خصوصي شوند و عليآبادي هم قبل از انتخابات قول داد كه قبل از شروع ليگ اين اتفاق خواهد افتاد. براي اينكه استقلال و پيروزي خصوصي شده و وارد بورس شوند اول بايد درآمد باشگاه نشان دهد كه سودآور است اما حالا حسابهاي باشگاه شفاف نيست. به عنوان مثال ما چرا باشگاه مردمي ابومسلم را به بخش خصوصي داديم. حساب مالي شفاف ابومسلم كجاست؟ آيا حالا ميدانيم كه باشگاه ابومسلم سودآور است كه بتوانيم سهام آن را به مردم ورزشدوست خراسان بدهيم؟
احساني نيز بيان كرد: نهاد ورزش حرفهاي باشگاه است و بنگاههاي اقتصادي در وزش در حال حاضر همان باشگاهها هستند، يك سري شرايط بايد تعريف شود. پولي كه قرار است به ورزش تزريق شود بايد از مجراي قانوني وارد شود و به فرد وابسته نباشد.
احساني در خصوص راهكارهاي رفع موانع خصوصي سازي بيان كرد: حالا بيشتر مشكلات ما قانوني است و متخصصين بايد به دستور دولت اين مشكل قانوني را برطرف كنند، دولت حالا خواستار اين كار شده است بايد سازمان ورزش كشور بخش ورزش حرفهاي را تشكيل دهد، متخصصان قوانين را بنويسند و به مجلس ارائه دهند، بايد در ورزش حرفهاي مجراي قانوني وارد شد.
وي افزود: ما هنوز در ورزش سرمايهگذاري نكردهايم و فقط داريم پول خرج ميكنيم، هنوز نميدانيم 10 سال آينده به كجا خواهيم رسيد. دولت بايد يك سري امتيازات تشويقي مثل وام كمبهره يا بدون بهره، معافيت مالياتي و... را به بخش خصوصي بدهد. حالا سازمان يكسري زمين را واگذار كرده اما بايد در قانون تصويب شود كه تغيير كاربري داده نشود. پول زيادي در ورزش ما خرج ميشود اما جهت آن درست نبوده و به سمت سرمايهگذاري نيست و به سمت هزينه كردن است.
احساني بيان كرد: سازمان ورزش هم متولي اصلي خصوصي سازي است و فدراسيونها هم بايد نهاد غير دولتي باشند. در اساسنامه فدراسيون آمده و فيفا هم تاكيد بر عدم دخالت دولت دارد، فدراسيون دو نقش دارد؛ يك نقش براي توسعه ورزش و يك نقش نظارتي. ورزش حرفهاي قانون خاص خودش را دارد و بايد با فدراسيونها و دولت تعامل كند. دولت بايد نظارت و حمايت كند.
وي ادامه داد: بايد بدنه خصوصي سازي، سازمانهاي خصوصي سازي و متخصصان ورزشي طي يك جلسه در كوتاهترين مدت قوانين و مقررات را درست كرده و آن را در مجلس تصويب كنند. سازمان خصوصي سازي در اين باره بايد با توجه به قانون اساسي كشور و قانون تجارت كمك كند. وظيفه مجلس دخالت در قوانين است. مجلس و دولت به عنوان يك نهاد نظارتي بر فعاليتهاي سازمان ورزش عمل كنند، ما تا اين نهاد نظارتي را نداشته باشيم هر كس ميآيد و ميگويد من بهترين كار را كردم و ديگري بد بود اما فقط با داشتن برنامه استراتژيك معلوم ميشود افراد زماني كه متصدي امور بودند از كجا به كجا رسيده و چقدر به اهداف برنامه رسيدهاند. حالا مديران سياسي ما برنامه را دوست ندارند تا جوابگو نباشند.
اين استاد دانشگاه در پايان گفت: من فكر ميكنم ميتوان اين كار - خصوصي كردن ورزش- را انجام داد. خوشبختانه ما پتانسيل لازم را داريم. نيروي انساني قوي و منابع مالي خوبي داريم و من شرايط را مثبت ميبينم اگر اراده و عظم ملي و نگاه مديريت كلان مملكت وجود داشته باشد من اين نگاه را از بالا مهمتر ميبينم. اگر از بالا نگاه قوي باشد در پايين هم ميشود كار كرد. اما اگر نگاه كلان قوي نباشد در ردههاي پايين نيز قطعا اين كار اجرا نخواهد شد.



