بازگشت پروين؛ همگرايي يا وهمگرايي؟!
1 - صبح ديروز عدهاي از ناطقان مخالف كابينه دهم پشت تريبون مجلس شوراي اسلامي رفتند و تركيب وزيران پيشنهادي احمدينژاد را به چالش كشيدند.
به نوشته گل؛ آنچه از فحواي كلام برخي از اين منتقدان به خوبي فهميده ميشد، ايرادي بود كه آنان از اتكاي بيش از حد رييس دولت به فاكتور «همگرايي» در انتخاب همكارانش ميگرفتند.
نفر اول قوه مجريه، چنان كه خود نيز از اعلامش اجتناب نكرده و نميكند، علاقه خاصي به گزينش همكاران خود از بين همفكرانش دارد و بر همين اساس تعداد زيادي از افرادي كه او را در رقابتهاي انتخاباتي ياري كردند، اين روزها توقع به بازي گرفته شدن در مناصب دولتي را دارند. شايد باور كردنش كمي دشوار باشد، اما «علي پروين» نيز يكي از همين آدمهاست.
2 - براي همه كساني كه سلطان فوتبال ايران را با هوش غريزياش ميشناختند، هيچچيز عجيبي نبود كه زمزمههاي مربوط به بازگشت وي به پرسپوليس از سوي خودش و البته اطرافيانش را در چنين ايامي بشنوند؛ روزهايي كه دولت دهم به تدريج استارت كار خودش را ميزند علي پروين كه تنها ساعاتي پس از انتشار خبر حمايتش از موسوي در انتخابات دهم، طي چرخشي استثنايي به سمت رييس دولت نهم تمايل پيدا كرد، مقطع فعلي را برهه مناسبي براي از سر گيري بحث پيرامون بازگشتش به صحنه فوتبال و البته باشگاه «دولتي» پرسپوليس مييابد.
چنان كه از شواهد و قراين نيز برميآيد، سلطان سنتي سرخها، حالا در ازاي تكاپوي تبليغاتياش به سود كانديداي به قدرت رسيده، «سهم» ميخواهد و البته چه سهمي براي پروين مطلوبتر از پرسپوليس؟! اينچنين است كه او به سعيدلو تبريك ميگويد - چنان كه مطلقا هر كس ديگري هم به اين سمت منصوب ميشد، مورد لطف مشابه عليآقا قرار ميگرفت! - و از رييس جديد سازمان ميخواهد فوتبال را به فوتباليها بسپارد...!
48 ساعت بعد ازپايان هياهوي هفته چهارم ليگ نهم، بار ديگر نيم صفحه نخست روزنامههاي متعدد ورزشي به جولانگاه ادعاهاي پروين در مورد دوباره پرسپوليسي شدنش اختصاص مييابد تا باور كنيم «آقاي سلطان» يك مرتبه ديگر و با تمام قوا اسبش را براي برگشتن زين كرده است.
3 - شايد در مورد بسياري از همكاران رييسجمهور، نزديكي فكري به بدنه جناح حاكم به منزله شانسي براي گزينش آنان تلقي شده باشد، اما به طور قطع در مورد يكي مثل علي پروين نبايد اينطور باشد.
چنان كه خود احمدينژاد نيز هنگام معرفي كابينهاش ادعا كرد، تلاش او بر اين بوده كه در كنار قرابت انديشه، «كارآمدي» را نيز محور انتخابهايش قرار بدهد و البته واضح است كه زير مجموعههاي او نيز چنين خلق و خويي را به كار خواهند گرفت.
از اين حيث، بدون تعارف علي پروين را گزينه مناسبي براي اضافه شدن به گروه جديد مديريتي كشور در حوزههاي مختلف، از جمله ورزش نميدانيم. اين ديگر حقيقتي عريان است كه عمر كاري امثال پروين در اين فوتبال - بهرغم ارج و قرب بالايشان - به پايان رسيده و متاسفانه ديگر آبي به لحاظ فني و حتي مديريتي از جانب آنان گرم نخواهد شد.
دورخيز علي آقا نشان ميدهد كه او كماكان خودش را براي فعاليت در حوزه فني نامزد كرده و ما البته برخلاف او كه به قهرمانيهاي پياپياش در دهه 60 ميانديشد، ياد روزهاي ملالتبار پرسپوليس در اواسط دهه 80 ميافتيم و به خداوند پناه ميبريم!
4 - اينكه هنوز علي پروين به فكر بازگشت است و هنوز ميخواهد به قول خودش «دكور» نباشد و ريز مسايل را در دست بگيرد، نشان ميدهد او برخلاف هواداران بيشمارش، ترسي از تخريب بيشتر شخصيت خود ندارد.
در اين مورد غير از افسوس خوردن كاري از دست ما برنميآيد، اما فقط ميتوانيم به اطلاع سلطان عزيز كه در پي سهمخواهي از دولت جديد است برسانيم دوباره بازگرداندن او به مسلخ فوتبال، بيشتر محتاج «وهمگرايي» است تا «همگرايي»!


