ذبح خدمت به پای قدرت
آرش میراسماعیلی
جودو به عنوان یک ورزش رزمی پرطرفدار از جایگاه ویژهای نزد عم
وم مردم برخوردار بوده و همواره مورد حمایت اقشار مختلف بوده تا جایی که روزی در زمره رشتههای مدالآور برای ورزش کشور قرار داشته و افتخارآفرینان فراوانی با سربلندی در دامان آن پرورش مییافتند.
در این مسیر با نیمنگاهی به گذشته و حال در مییابیم هرگاه به خواستگاه کارشناسان و دلسوزان توجه نکرده و برخلاف جریان عمومی حرکت نموده و این سرمایه ملی را به پای منفعت قربانی کردیم، محصولی جز ناکامی و شکست عاید نگردیده و در نهایت سرافکنده برای ادامه مسیر واماندهایم.
با آسیبشناسی این فرآیند از منظر مدیریت ساختاری به این حقیقت درمییابیم که متاسفانه نگاه غیرکارشناسانه و منفعتطلبانه در جودو رسوخ نموده و فضای حاکم بر آن را مسموم ساخته است.
بدیهی است در این فضا قواعد بازی بر اساس شگردهای سیاسی طراحی گردیده و لاجرم نفاق، دورویی، تزویر، معامله، تطمیع، تساهل، تسامع و ... شیوه سیاسگونهای است که متاسفانه از حاشیه به متن آمده و آرام آرام در حال فلج کردن سیستم حرکتی بدنه جودو کشور میباشد.
در این وانفسا اخیراً جودو ایران از کوران حوادث بینصیب نمانده و هر از گاهی به سوژه داغ رسانههای گروهی مبدل گردیده که آثار زیانبارش تا مدتهای مدیدی گریبان این رشته المپیکی را فشرده است.
متاسفانه تصمیمسازان و تصمیمگیران در این بخش، طرحریزی برنامههای بنیادی برای تقویت این رشته را به فراموشی سپرده و فراهم آوردن شرایط برای ورود نخبگان و کارشناسان به بخشهای مختلف این مجموعه را ناممکن ساختند تا بدنه این ساختار قهرمانپرور هر روز تهیتر از گذشته شود و چهرههای نامدار جای خود را به قهرمانانی بدهند که در رویدادهای بزرگ نقش توریست را برای کشورمان ایفا کنند.
در چنین فضایی برخی در تلاش هستند تا شکستهای پیاپی و نزول مداوم در رنکینگ جهانی و حذف بهتبرانگیز تمامی نمایندگان ایران در مسابقات قهرمانی جهان، عدم صداقت در موضوع جعل هویت ملیپوشان جودو به قصد صغرسنی، اعزام داور قضاوتکننده برای ورزشکار رژیم غاصب صهیونیستی در المپیک به مسابقات قهرمانی جهان و دست آخر برخورد حذفی با منتقدین و کارشناسان از جمله بنیانگذاران و صاحبین جودو را با فرافکنی همراه سازند و با توجیه رفتاری همه را جز خود مسئول و پاسخگو بدانند.
در این موقعیت است که خدمت را به پای قدرت ذبح میکنند و تهمت و تخریب را نقل محافلشان؛ چرا که اصل "یا با من یا بر من"، فصلالخطاب تعاملات فردی و گروهیشان گردیده و از این رویه ناثواب علیرغم ارشاد و نصحیت نگارنده عدول نکرده و در این مسیر کمر به نابودی این رشته بستهاند.
امروز به یمن تغییر و تحول در راس سازمان تربیتبدنی، چشم امید به اصلاح در جودو داریم، چرا که با استمرار این روند، امید به آینده جودو کشور توهمی بیش نیست و باید از هماکنون قید مدالآوری در مسابقات قهرمانی جهان و المپیک را با حفظ همین سیاستهای کاری در این رشته حداقل تا المپیک 2016 زد.
آنچه حقیر را به نگارش این مرقومه واداشت ذکر کوتاهی از چنین فضای است که بر جودو حاکم بوده و امید آنکه زمینه بهبود شرایط فعلی برای آینده جودو فراهم آید، زیرا تنها راه نجات جودو رهایی از این سیستم موروثی است. شرمسار ملت شریف و قهرمانپرور ایران هستم که تنها در این اوضاع اسفبار میتوانم پند و اندرزی از سوز دل برای اهالی جان خسته جودو بنویسم، شاید فرجی شود.
وم مردم برخوردار بوده و همواره مورد حمایت اقشار مختلف بوده تا جایی که روزی در زمره رشتههای مدالآور برای ورزش کشور قرار داشته و افتخارآفرینان فراوانی با سربلندی در دامان آن پرورش مییافتند.در این مسیر با نیمنگاهی به گذشته و حال در مییابیم هرگاه به خواستگاه کارشناسان و دلسوزان توجه نکرده و برخلاف جریان عمومی حرکت نموده و این سرمایه ملی را به پای منفعت قربانی کردیم، محصولی جز ناکامی و شکست عاید نگردیده و در نهایت سرافکنده برای ادامه مسیر واماندهایم.
با آسیبشناسی این فرآیند از منظر مدیریت ساختاری به این حقیقت درمییابیم که متاسفانه نگاه غیرکارشناسانه و منفعتطلبانه در جودو رسوخ نموده و فضای حاکم بر آن را مسموم ساخته است.
بدیهی است در این فضا قواعد بازی بر اساس شگردهای سیاسی طراحی گردیده و لاجرم نفاق، دورویی، تزویر، معامله، تطمیع، تساهل، تسامع و ... شیوه سیاسگونهای است که متاسفانه از حاشیه به متن آمده و آرام آرام در حال فلج کردن سیستم حرکتی بدنه جودو کشور میباشد.
در این وانفسا اخیراً جودو ایران از کوران حوادث بینصیب نمانده و هر از گاهی به سوژه داغ رسانههای گروهی مبدل گردیده که آثار زیانبارش تا مدتهای مدیدی گریبان این رشته المپیکی را فشرده است.
متاسفانه تصمیمسازان و تصمیمگیران در این بخش، طرحریزی برنامههای بنیادی برای تقویت این رشته را به فراموشی سپرده و فراهم آوردن شرایط برای ورود نخبگان و کارشناسان به بخشهای مختلف این مجموعه را ناممکن ساختند تا بدنه این ساختار قهرمانپرور هر روز تهیتر از گذشته شود و چهرههای نامدار جای خود را به قهرمانانی بدهند که در رویدادهای بزرگ نقش توریست را برای کشورمان ایفا کنند.
در چنین فضایی برخی در تلاش هستند تا شکستهای پیاپی و نزول مداوم در رنکینگ جهانی و حذف بهتبرانگیز تمامی نمایندگان ایران در مسابقات قهرمانی جهان، عدم صداقت در موضوع جعل هویت ملیپوشان جودو به قصد صغرسنی، اعزام داور قضاوتکننده برای ورزشکار رژیم غاصب صهیونیستی در المپیک به مسابقات قهرمانی جهان و دست آخر برخورد حذفی با منتقدین و کارشناسان از جمله بنیانگذاران و صاحبین جودو را با فرافکنی همراه سازند و با توجیه رفتاری همه را جز خود مسئول و پاسخگو بدانند.
در این موقعیت است که خدمت را به پای قدرت ذبح میکنند و تهمت و تخریب را نقل محافلشان؛ چرا که اصل "یا با من یا بر من"، فصلالخطاب تعاملات فردی و گروهیشان گردیده و از این رویه ناثواب علیرغم ارشاد و نصحیت نگارنده عدول نکرده و در این مسیر کمر به نابودی این رشته بستهاند.
امروز به یمن تغییر و تحول در راس سازمان تربیتبدنی، چشم امید به اصلاح در جودو داریم، چرا که با استمرار این روند، امید به آینده جودو کشور توهمی بیش نیست و باید از هماکنون قید مدالآوری در مسابقات قهرمانی جهان و المپیک را با حفظ همین سیاستهای کاری در این رشته حداقل تا المپیک 2016 زد.
آنچه حقیر را به نگارش این مرقومه واداشت ذکر کوتاهی از چنین فضای است که بر جودو حاکم بوده و امید آنکه زمینه بهبود شرایط فعلی برای آینده جودو فراهم آید، زیرا تنها راه نجات جودو رهایی از این سیستم موروثی است. شرمسار ملت شریف و قهرمانپرور ایران هستم که تنها در این اوضاع اسفبار میتوانم پند و اندرزی از سوز دل برای اهالی جان خسته جودو بنویسم، شاید فرجی شود.
قهرمان جودو جهان و آسیا
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




