کرانچار: اين دو، كجايشان برزيلي است؟
وقتی وارد لابی هتل سیمرغ میشویم تلألوی رنگهای گوناگون گیجمان میکند؛ یک گوشه بنفش، یک گوشه زرشکی، یک گوشه قرمز و بسیاری رنگهای دیگر که حتی نامشان را نمیدانیم. در این وضع و حال اگر یک مرد خوشبرخورد و خندان از جایش بلند نمیشد و به استقبالمان نمیآمد شاید هیچ وقت او را در آن حال و هوا پیدا نمیکردیم.
به گزارش گل؛ زلاتکو کرانچار خیلی سریع با آدم دوست میشود و چون برعکس بیشتر مربیان کروات که دیدهایم انگلیسیاش بدون لهجه و به قول معروف «OK» است خیلی راحت میتواند بدون نیاز به همراه، گلیمش را از آب بیرون بکشد.
به همین دلیل ما نه مترجمش را میبینیم و نه دستیار کرواتش را که گویا در طبقات فوقانی در خواب ناز فرورفتهاند. حال مردی که در قراردادش با پرسپولیس بندی وجود دارد که او را از حال غیرعادی برحذر میدارد، کاملا روبهراه است و فرض را بر این میگیریم که گونههای همیشه پرخونش هم به خاطر سلامت مزاج او در ششمین دهه زندگیاش است.
به محض اینکه کنارش مینشینیم شروع به سوال کردن میکند ولی نه از بازیکنان و تیمها بلکه درباره اخلاق و عادات مردم تهران، محلات مختلف پایتخت و جاهای دیدنی آن. کمی بعد میفهمیم که همسرش در راه ایران است و کرانچار که چند بار به حالتی خندهدار تلفظ درست نامش را برایمان ادا میکند در به در به دنبال خانه و فرار از هتلنشینی.
*گفته بودید قصد پیاده کردن سیستم 1-3-2-4 را دارید و این کار را هم در مقابل مس با موفقیت نسبی انجام دادید، اما چرا 1-3-2-4؟
به خاطر اینکه به آنچه در فوتبال روز اروپا انجام میشود بسیار نزدیک است. 1-3-2-4 از نظر من یک سیستم ماشینی بسیار موفق است که تمام نقایص تیم شما را پوشش میدهد. تکلیف بیشتر بازیکنان با پستهایشان روشن است. هم امکان استفاده از فضاهای کناری حریف را فراهم میکند و هم فضاهای میانی زمین را از حریف میگیرد. اینها چیزهایی هستند که من در 1-3-2-4 پرسپولیس به دنبالش هستم. دوست دارم بازیکنانم چه در تمرین و چه در زمان بازی کاملا دیسیپلین تیمی را حفظ کنند و همدیگر را بخوبی درک کنند. از بازیکنانی خوشم میآید که با یک یا دو ضرب توپ را به بازیکنان کناری میرسانند نه آنهایی که توپ را بیشتر از تاکتیک دوست دارند
*واقعیت این است که 1-3-2-4 طرفداران ایرانی را به یاد فوتبال کسلکننده برانکو میاندازد.
برانکو؟ 1-3-2-4 ؟ اما او قبل از جام جهانی 2006 جلوی ما 1-3-6 بازی کرد. ضمن اینکه خواهش میکنم مرا با کس دیگری مقایسه نکنید. حالا برانکو ایوانکوویچ یا هر کس دیگر بویژه که او هیچوقت سرمربی تیم ملی کرواسی نبوده است. من نمیدانم چرا شما اینقدر با روش 1-3-2-4 مشکل دارید. من 1-3-2-4 را در کرواسی پیاده کردم و حالا دیگر کمتر کسی به روشهای گذشته روی میآورد. اینکه شما میگویید برانکو را در کشورتان با 1-3-2-4 میشناسند برایم کمی نامفهوم است چون او در دیناموزاگرب با سوئیپر به جام یوفا رفت.
*در 2 بازی رسمی 5 گل زدید و 5 گل خوردید. این یعنی ما با یک مربی شجاع طرف هستیم اما آیا قرار است اوضاع دفاع پرسپولیس به همین شکل ادامه پیدا کند؟
من تیم را همین طوری تحویل گرفتهام. هیچ شانسی برای اینکه بازیکنی را کم یا اضافه کنم نداشتم، مثلا من دوست داشتم شیث رضایی را در دفاع راست به جای محمد به بازی بگیرم اما در دفاع وسط فقط یک بازیکن کاملا آماده داشتم که مجتبی شیری بود که او هم خودش را روز اول دفاع چپ معرفی کرده بود. برای همین در بازی اول تمام سعیمان این بود که مس کرمان را طوری در وسط زمین پرس کنیم که نتوانند از عمق به ما حمله کنند ضمنا به محمد گفته بودم که با مسؤولیت بیشتری بازی کند. امیدوارم در بازیهای بعدی او به قولش عمل کند.
*اسمی از سپهر حیدری و نبی باقریها نبردید آیا بیتوجهی شما به اینها باعث نمیشود که عدهای فکر کنند عبدی، ارنج پرسپولیس را میچیند نه شما؟
شما روزنامهنگارها هرچه که دوست دارید مینویسید. من نمیتوانم جلویتان را بگیرم اما در همین چند روزی که به ایران آمدهام دلخوشی از روزنامهها ندارم. اینکه درباره رابطه من و عبدی میگویید هم یکی دیگر از همان حرفهای عجیب است. مثل آن روزنامهای که به دروغ از قول من نوشته بود که آمدهام تا 6 سال در ایران بمانم. حتی میخواستند مرا با برانکو مقایسه کنند. به هر حال اگر فکر میکنید که من چشم و گوش بسته به ایران آمدهام سخت در اشتباهید. من دوستان ایرانی زیادی دارم که مدام شرایط را برایم تحلیل میکنند. یکی، دو تایشان از اروپا و بقیه از تهران هستند. آنها هر روز با من در تماس هستند البته حسین (عبدی) هم هست اما او فقط یکی از آنهاست.
*منظورتان رضا چلنگر است که مترجم برانکو بود یا مدیربرنامه ایرانیتان؟
هیچکدام. هیچکس نباید مشاوران مرا بشناسد. آنها چشمها و گوشهای من چه در پرسپولیس، چه در تهران و چه در تمام شهرهایی هستند که تیمهایشان در لیگ برتر حضور دارند. شاید باورتان نشود اما سه، چهار روز پیش از بازی با مس یک ویدئو آنالیز کامل از بازی دوستانه مس مقابل پیکان داشتم با چندین برگ اطلاعات درباره روش بازی بازیکنان مس، تمام بازیکنان پرسپولیس را هم با اسم کوچک، جنس بازی، پست تخصصی و سابقه بازیشان میشناسم.
*میگویند اعتقادی به برازیلیا و فراگو، هافبک و مهاجم برزیلی پرسپولیس ندارید. خب، آنها قبل از من خریداری شده بودند.
راستش را بخواهید ما کرواتها عاشق بازیکنان برزیلی هستیم. حتی من ادواردو داسیلوا، مهاجم برزیلیالاصل را وقتی 21 ساله بود به تیم ملی کرواسی دعوت کردم، اما هرچه نگاه میکنم هیچ نشانهای از فوتبال برزیل در این 2 بازیکن نمیبینم. شاید پاسپورت آنها از کشور دیگری صادر شده باشد!
*از روزی که به تهران آمدهاید مدام به دنبال بازیکنان کناری و گوشهای کلاسیک هستید. حتی میگویند هوار ملامحمد چپپای عراقی به اصرار شما با پرسپولیس امضا کرده.
بله، برای من مهم است که پشت مهاجم نوک 3 بازیکن با قدرت نفوذ بالا داشته باشم ولی نه بازیکنانی که بیش از حد تکروی کنند.
*منظورتان بازیکنی مثل کریمی است؟
نه اصلا، کریمی بازیکن بزرگی است و خوشحال میشدم اگر او را داشته باشم. منظورم این است که بازیکنی در کنارهها داشته باشم که بتواند دفاع حریف را از راست و از چپ دور بزند. آنوقت ما ابتکار عمل را در حمله به دست میگیریم. الان هم از بادامکی و زارعی در کنارهها راضیام بویژه که گاهی با هم سوئیچ میکنند (جایشان را با هم عوض میکنند) که این تیم ما را غیرقابل پیشبینی میکند. هنوز منتظرم که ببینم این چپپای عراقی کی به ما میپیوندد ولی اگر هم نیاید برنامههای دیگری دارم. مثلا میشود از محمدپروین، اگر کمی آمادهتر شود در سمت راست همان بازی دلخواه را گرفت.
*و علی عسگر...؟
میدانم چه منظوری دارید. این سؤال را خیلیها از من پرسیدهاند اما آنها نمیدانند که من در کرواسی بهخاطر کشف بازیکنان جوان و گمنام و تبدیل آنها به مهرههای فیکس شهرت دارم.
*نیکو، پسرتان هم جزو همین کشفیات بود؟
بله، چرا که نه، خیلیها به خاطر آنکه پسر خودم را در سن 20 سالگی به تیم ملی دعوت کردم از من بد گفتند و بد نوشتند ولی حالا همهشان به اینکه نیکو فوقستاره فوتبال کرواسی است و در پورتسموث در لیگ برتر انگلستان بازی میکند به او و من حسادت میکنند.


