صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

يوآخيم لو: جوانان کشور را ترک نکنند

وظیفه ما این است که تمام بازیکنان را 2 یا 3 بار در هفته زیر نظر داشته باشیم. باید روی بسیاری مسائل تمرکز داشت. ما 30 بازیکن داریم که هر هفته با تمام آنها در ارتباط هستیم. اگر من مربی یک تیم باشگاهی هم بودم که در لیگ قهرمانان اروپا هم حضور داشت، مطمئن نیستم می‌توانستم همه بازیکنان را زیر نظر داشته باشم. درباره من این کار ممکن نیست، اما هیدینک در این زمینه به موفقیت رسید.
کد خبر: ۵۸۹۱۰
| |
1548 بازدید
وطن امروز به نقل از فوتبال جهان گفت و گویی از یوآخیم لو سرمربی تیم ملی فوتبال آلمان منتشر کرد که دغدغه‏های فعلی لو در آن گنجانده شده است.

آیا بر این باور هستید که عدم وجود تعداد کافی بازیکنان ملی‌پوش آلمانی در باشگاه‌های سطح بالا که حضور مداومی در لیگ قهرمانان اروپا دارند یک مشکل به شمار می‌رود؟

ما در این زمینه با کمی مشکل روبه‌رو هستیم. برزیل و آرژانتین 40 بازیکن در این رقابت‌ها دارند و اسپانیا 35؛ آلمان گاهی 10 بازیکن یا تا ماه دسامبر بیش از این تعداد را در لیگ قهرمانان اروپا حاضر دارد.

میشائیل بالاک و یک یا 2 بازیکن دیگر از بایرن مونیخ هستند که در دور دوم لیگ قهرمانان اروپا بازی کرده‌اند. لیگ قهرمانان اروپا بهترین فرصت برای بازیکنان جوان است اما، ما با این مشکل که بسیاری از بازیکنان آلمانی تجربه حضور در لیگ قهرمانان اروپا را ندارند مواجه هستیم. سال گذشته زمانی که ما در فینال 2008 مقابل اسپانیا به میدان رفتیم، بازیکنان حاضر در ترکیب اصلی اسپانیا روی هم رفته 80 بار در رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا به میدان رفته بودند، در حالی که بازیکنان ما 20 بار در طول فصل این تجربه را داشتند که این رقم معادل 25 درصد اسپانیایی‌ها بود.

آیا این مساله باعث افزایش اهمیت رقابت‌های جام یوفا می‌شود؟

برای فوتبال آلمان حضور در دیدار نهایی این رقابت‌ها از اهمیت بسیاری برخوردار است، چرا که مدت‌هاست هیچکدام از تیم‌های ما در فینال به میدان نرفته‌اند. بایرن مونیخ آخرین تیمی بود که در لیگ قهرمانان اروپا به قهرمانی دست یافت (سال 2001). ما در جام یوفا هم موفقیت‌های چندانی نداشته‌ایم اما کسب مقام در این رقابت‌ها هنوز هم برای مان حائز اهمیت است.

در حالی که بازیکنان شما در لیگ قهرمانان توپ نمی‌زنند تیم ملی آلمان چگونه خود را در سطوح بالا حفظ می‌کند؟

تیم ملی طی 5-4 سال گذشته عملکرد موفقی داشته است. ما در رقابت‌های جام جهانی و جام کنفدراسیون‌ها به مقام سوم دست یافتیم. سپس در یورو 2008 نایب قهرمانی را از آن خود کردیم. در حال حاضر در صدر گروه خود در چارچوب رقابت‌های مقدماتی جام‌جهانی هستیم، بنابراین عملکرد موفقیت‌آمیزی داشته‌ایم، اما من دیگر از اینکه باید در آلمان به همه بگویم ما به پرورش استعدادها نیاز داریم خسته شده‌ام. ما باید در این زمینه دست به یک کار بزرگ بزنیم و این مساله بسیار مهم است. وقتی نگاهی به تیم‌های رده بالای حاضر در لیگ‌های انگلیس و اسپانیا می‌اندازم به کیفیت بالای بازی آنها پی می‌برم. من پیش از این مدتی را صرف تماشای تمرین‌های آرسن ونگر و سرالکس فرگوسن با تیم‌های‌شان کرده‌ام. همه چیز به عامل سرعت ختم می‌شد. مبنای طرز فکر آنها همواره سرعت بود. حرف من مربوط به تمرین است. در جریان بازی می‌توان به سرعت آنها پی برد اما من در تمرین‌ها هم سرعتی باورنکردنی از آنها دیدم.

اما شما باید تصویر روشنی هم از آنچه در فوتبال انگلیس می‌گذرد داشته باشید، اینطور نیست؟ مساله تنها به توانایی در کارهای سرعتی مربوط نمی‌شود.

سال گذشته ما بررسی‌هایی درباره لیگ‌های مختلف اروپایی انجام دادیم، چرا که امروز استفاده از دوربین شما می‌توانید همه جزئیات را دنبال کنید. آن وقت است که می‌توانید سرعت واقعی بازی را مشاهده کنید. برخی باشگاه‌ها روی سطح بسیار بالا در این زمینه کار می‌کنند چرا که این فلسفه کلی آنهاست. من در بارسلونا از نزدیک نظاره‌گر مسابقه تمرینی تیم زیر 17 ساله‌های این باشگاه برابر تیم بزرگسالان آنها بودم و هیچ تفاوتی بین این دو ندیدم. بازیکنان 17 ساله بارسلونا با تکنیک بی‌نقص، جاگیری بی‌نقص و سرعت بی‌نقصی بازی می‌کردند. البته شکی نیست که شاید آنها 100 درصد انگیزه یک تیم حرفه‌ای را نداشتند، اما من آنها را فوق‌العاده دیدم. آنها از سن 12، 13 یا 14 سالگی تمرین‌های خود را آغاز می‌کردند بنابراین زمانی که وارد تیم اصلی می‌شدند نسبت به آنچه باید انجام می‌دادند آگاه بودند.

در آلمان این کار انجام نمی‌شود؟

نه، ما باشگاه‌هایی همانند اشتوتگارت داریم که در زمینه پرورش بازیکنان خوب کار می‌کنند، اما برخی باشگاه‌ها این بازیکنان را خریداری کرده، پس از مدتی آنها را می‌فروشند تا از این طریق بازیکنان بیشتری جذب کنند. برخی باشگاه ها در طول یک سال 3 بار مربی خود را عوض می‌کنند. برخی از آنها طی 2 یا 3 سال گذشته 60 بازیکن به خدمت گرفته‌اند.

فلسفه و استخوان‌بندی این نوع اندیشه در چیست؟

در آلمان، برخی شرایط خوب است اما ما باید رشد کرده و بهتر از اینها باشیم. اگر به وضعیت کنونی قانع باشیم هیچ شانسی نخواهیم داشت. ما همواره باید آنچه در فوتبال انگلیس، اسپانیا، ایتالیا یا فرانسه می‌گذرد را دنبال کنیم. باید ببینیم چه چیز خوبی در فوتبال این کشورها وجود دارد و ما چه چیزی می‌توانیم از آنها یاد بگیریم. همه باید در اندیشه چگونه بهبود بخشیدن به این وضعیت باشند.

آیا روند رو به رشد حضور بازیکنان خارجی در لیگ فوتبال آلمان یک مشکل محسوب می‌شود؟

بله، گاهی این مساله برای تیم ملی مشکل‌ساز می‌شود و بازیکنان جوان کمتر فرصت بازی کردن به دست می‌آورند. بازیکنان خارجی نقش عمده‌ای در بازی‌های لیگ ایفا می‌کنند و بازیکنان خارجی سطح بالایی در بوندس‌لیگا حضور دارند، اما بازیکنان متوسط هم کم نیستند. گاهی برخی تیم‌ها را می‌بینم که 10 بازیکن خارجی در اختیار دارند، اما نمی‌توانم چهره و هویت آنها را دریابم. برخی بازیکنان متوسط را می‌بینم که مبالغ هنگفتی دریافت می‌کنند. گاهی بهتر است به جوانان بیشتر بها داده شود.
شما بازی‌های تمام اروپا را تماشا می‌کنید؛ آیا تاکتیک‌های نوینی در میان آنها به چشم می‌خورد؟ گویا این روزها همه به یک سبک بازی می‌کنند.

مساله تاکتیک با سیستم متفاوت است. برخی تدافعی و برخی دیگر تهاجمی‌تر بازی می‌کنند. برخی با شیوه 2-4-4 و برخی دیگر با شیوه 1-5-4 بازی می‌کنند. مهم‌ترین مساله در این میان سرعت و تکنیک است. با سرعت بالا می‌توان هرکاری انجام داد. بدون سرعت شما قادر به انجام هیچ کاری نیستید. سرعت ذهنی، سرعت تکنیکی و همچنین تمرکز کامل روی تاکتیک‌ها همگی حائز اهمیت هستند. من دیدار نیمه نهایی جام حذفی انگلیس بین آرسنال و چلسی را تماشا کردم. بازی بسیار سرعتی و قدرتی ای بود.

بنابراین شما بازیکنان جوان آلمانی را به حضور در لیگ انگلیس و اسپانیا دعوت می‌کنید؟

این موضوع به بازیکن بستگی دارد. به عنوان مثال، لوکاس پودولسکی در بایرن‌مونیخ بازی می‌کرد و پیشنهادهایی از باشگاه‌های خارجی و آلمانی داشت، اما می‌دانم که تا 2 یا 3 سال آینده او بهتر است در آلمان توپ بزند چرا که او به خانواده‌اش نیاز دارد، به تماشاچی و اطمینان از حضور در ترکیب اصلی تیم نیاز دارد. برای دیگر بازیکنان حضور در لیگ‌های خارجی تجربه خوبی خواهد بود. برای بالاک جدایی از بایرن و پیوستن به چلسی بسیار خوب بود چرا که او در آلمان به همه موفقیت‌ها دست یافته بود. ما بازیکنان جوان بسیاری در تیم ملی داریم که سن آنها بین 20 تا 22 سال است. رفتن به یک کشور خارجی برای آنها خوب نخواهد بود. شاید در سن 25، 26 یا 27 سالگی آنها قادر به انجام این کار باشند.

آیا شما همانند گاس هیدینک قادر به مربیگری همزمان در تیم ملی و باشگاه هستید؟

نه، این کار برای من غیرممکن است. کار بسیار مشکلی است چرا که ذهن شما درگیر یک تیم است. وظیفه ما این است که تمام بازیکنان را 2 یا 3 بار در هفته زیر نظر داشته باشیم. باید روی بسیاری مسائل تمرکز داشت. ما 30 بازیکن داریم که هر هفته با تمام آنها در ارتباط هستیم. اگر من مربی یک تیم باشگاهی هم بودم که در لیگ قهرمانان اروپا هم حضور داشت، مطمئن نیستم می‌توانستم همه بازیکنان را زیر نظر داشته باشم. درباره من این کار ممکن نیست، اما هیدینک در این زمینه به موفقیت رسید. من نمی‌توانستم مانند لوئیس آراگونس پس از قهرمانی در جام ملت‌های اروپا تیم ملی کشورم را رها کنم و سپس دو روز بعد کارم را در فنرباغچه آغاز کنم. شما باید خودتان را برای کار آماده کنید.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟