صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
گزارشي از آخرين وضعيت بازيكن ايراني بوخوم؛

آيا هاشميان بايد به ايران برگردد؟

هاشميان شخصيتي قوي دارد و از صحبت کردن در مورد مشکلاتي که فوتبال ايران با آن دست به گريبان است، ابايي ندارد. برخلاف بسياري که علاقه اي به صحبت کردن در اين باره ندارند، او از علاقه اش به مربي گري گفته که براي يک بازيکن آسيايي پيش از آويختن کفش ها کمي غيرمعمول است.
کد خبر: ۵۸۲۷۷
| |
1621 بازدید

سايت گل در گزارشي به قلم "جان دردن" سردبير بخش آسيايي‌اش، آخرين وضعيت وحيد هاشميان را مورد بررسي قرار داده و با طرح اين پرسش كه "آيا هاشميان بايد به ايران برگردد" آينده اين بازيكن ايراني تيم بوخوم را پيش بيني كرده است.

در اين گزارش آمده است: "حتي آنهايي که با وحيد هاشميان آشنا نيستند مي توانند حدس بزنند که او لقبش را چگونه به دست آورده است. قابليت او در ماندن در هوا براي زدن ضربه سر موجب شد تا هواداران بوخوم به او لقب هليکوپتر بدهند و هم تيمي سابقش در بايرن مونيخ، سباستين دايسلر، او را به عنوان يکي از بهترين سرزن هايي که در طول فوتبالش ديده، معرفي کند.

اين هليکوپتر همچنين به خوبي توانست براي چندين سال متوالي در آسمان بوندس ليگا به پرواز ادامه دهد و اکنون يکي از موفق ترين لژيونرهاي تاريخ فوتبال آسياست.

نه تنها حضور او در 33 سالگي در يکي از بهترين ليگ هاي اروپايي جلب توجه مي کند بلکه شيوه و نگرش او به فوتبال و نوع ادبياتي که در مورد فوتبال صحبت مي کند موجب شده تا همگان علاقمند شوند که بدانند که او پس از بازنشستگي چه خواهد کرد.

هاشميان فوتبال را در تيم پاس آغاز کرد و در سال 1999 بود که به هامبورگ پيوست. يک دهه پيش، پيوستن بازيکنان آسيايي به ليگ هاي اروپايي چندان متداول نبود و به ندرت صورت مي گرفت؛ و به همين دليل او را مي توان يکي از پيشگامان دانست. هاشميان مهاجمي است که هرگز، چه در داخل و چه خارج از زمين بازي، از مبارزه نترسيد.

برخاستن هليکوپتر

در هامبورگ فرصت بازي به ندرت به او مي رسيد و همين مسئله موجب شد تا او در سال 2001 به بوخوم بپيوندد که اقدامي درست به نظر مي رسيد؛ هرچند بوخوم در آن زمان در بوندس ليگاي 2 حضور داشت. گل هاي او کمک کرد تا بوخوم به بوندس ليگاي 1 صعود کند و او نيز جايش را در قلب هواداران باز کرد.

پس از آن و در سال 2002، هاشميان به آنچه استحقاقش را داشت رسيد و توجه رسانه ها را به خود جلب کرد. در همان ايام بود که هواداران به او لقب هليکوپتر دادند. گل هاي او در فصل 03-2002 باعث شد تا تيم در جايگاه قابل قبول نهم قرار گيرد. در فصل بعد نيز با گل هاي او تيم به رتبه پنجم و جام يوفا رسيد.

هواداران او را نه تنها به دليل گل هايش بلکه به خاطر تعصب و سخت کوشي اش در زمين دوست داشتند. بعضي اعتقاد دارند که آن روزها، بهترين روزهاي دوران حرفه اي وحيد بود. مربي به او اعتقاد داشت، هم تيمي ها به توانايي گلزني او اطمينان داشتند و قهرمان هواداران بود. 26

گل در دو فصل باعث شد تا شاخک هاي تيم هاي بزرگتر بوندس ليگا حساس شود و سرانجام در سال 2005 به بايرن مونيخ پيوست. او اولين بازيکن ايراني نبود که پيراهن غول باواريايي را به تن مي کرد و البته آخرين شان نيز نيست. حضور در مونيخ براي هاشميان موفقيتي به همراه نداشت. او سراسر فصل را روي نيمکت نشست و حتي يک گل نيز به ثمر نرساند. دورنماي يک فصل نيمکت نشيني ديگر در بايرن باعث شد تا او به هانوفر بپيوندد. مسئله قابل درک اينکه او ديگر اعتماد به نفس قبل را نداشت. خونسردي اش در مقابل دروازه حريف که پيش از اين در بوخوم بسيار کارساز بود، در هانوفر چندان به چشم نمي آمد.

بازگشت به بوخوم

پيش از بازگشت به بوخوم، در طول سه فصل تنها 9 گل براي هانوفر به ثمر رساند. طرفداران از ديدن هاشميان سابق نااميد شده بودند.

او همچنان يک مهاجم باهوش بود که مي توانست براي هم تيمي هايش موقعيت هاي زيادي ايجاد کند و مدافعان حريف را به زحمت بيندازد اما براي اين کار نياز به فضا داشت. او هنوز در بازي هوايي خوب بود اما ديگر مدافعان از او ترسي نداشتند.

او همچنان پرتلاش بود و به همين دليل و همين طور سابقه درخشانش، مورد توجه هواداران بود. فصل پيش به دليل يک مصاحبه با نشريه بيلد که در آن به مربي تيم انتقاد کرده بود، مدتي از تيم دور بود؛ ضمن اينکه با مصدوميت نيز دست وپنجه نرم مي کرد.

بازنشستگي از بازيهاي ملي

از زمان جام جهاني نااميد کننده قبل، هاشميان ديگر به طور مرتب به تيم ملي دعوت نمي شد؛ گاهي بود و گاهي هم نه. و همچنان جرقه هايي از کلاس بالايش را نشان مي داد مانند گلي که در سپتامبر 2006 در سئول به کره جنوبي زد که آميزه اي از خونسردي و پختگي بود.

روزهاي او با تيم ملي همواره شاد نبود و پس از چندين بار نيمکت نشيني و بازي کردن در دقايق اندک، علي رغم سفرهاي طولاني از آلمان، ديگر به دعوت نامه هاي رسمي تيم ملي پاسخن داد و صادقانه گفت که مي خواهد به گل هايش در بوندس ليگا بيفزايد.

هاشميان شخصيتي قوي دارد و از صحبت کردن در مورد مشکلاتي که فوتبال ايران با آن دست به گريبان است، ابايي ندارد. برخلاف بسياري که علاقه اي به صحبت کردن در اين باره ندارند، او از علاقه اش به مربي گري گفته که براي يک بازيکن آسيايي پيش از آويختن کفش ها کمي غيرمعمول است.

البته او تنها در اين مورد صحبت نکرده بلکه کلاس هاي مربيگري B بوندس ليگا را گذرانده و البته قصد ندارد به همين مقدار اکتفا کند.

"من نتوانستم به عنوان بازيکن با ايران به جام جهاني راه پيدا کنم اما اميدوارم بتوانم به عنوان مربي به اين افتخار دست پيدا کنم. قصد دارم به دوران بازي ام در تيم ملي پايان دهم و راه را براي بازيکنان جوان تر هموارکنم تا به تيم ملي کمک کنند تا در بازي هاي آينده به موفقيت برسد."

به عنوان يک بازيکن باتجربه، او نياز به آموزش بيشتر دارد. او مي تواند ابتدا به ليگ ايران بازگردد، قابليت هايش را نشان دهد و خود را به عنوان چهره برتر ليگ معرفي کند.

اين مي تواند مسيري درست براي هاشميان و فوتبال ايران باشد."

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟