گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
رسالت
«به بهانه تنفيذ و تحليف رياست جمهوري» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
موضوع تنفيذ راي رئيس جمهور و پس از آن برگزاري مراسم تحليف در پيشگاه نمايندگان ملت، همواره طي 30 سال گذشته پس از انتخاب رئيس جمهور از مسائل مورد بحث مرتبط به فلسفه سياسي امام ونظام بوده است.
اين موضوع ربط وثيق با مفهوم «مشروعيت» و «مقبوليت» دارد. برخي معتقدند مشروعيت و مقبوليت نظام بستگي به راي ملت و آراي اكثريت دارد . برخي نيز بين اين دو مفهوم تفاوت قائل هستند و مشروعيت را به نصب الهي حاكم و مقبوليت را به انتخاب مردم ميدانند.
آفتاب يزد
«و اين روزگار عجيب ما!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
قرار بود ما الگويي باشيم براي مسلمانان، بلكه همه حق خواهان جهان. قرار بود با دست در دست هم گذاشتن، نام ايران و اسلام را اعتلاببخشيم. قرار بود من را كنار بگذاريم تا فتح قلههاي اخلاق، سياست و پيشرفت به دست ما امكانپذير باشد. انصافا عدهاي نيز براي رسيدن به اين قلهها، همه كار كردند؛ همانها كه براي پيشگامي در ايثار مسابقه مـيگـذاشـتـند و اگر جدالي داشتند تنها بر سر اول بــودن در جـانـفشاني بود. پس از آنها قرار بود بازماندگان آن حسينيها، راه زينب در پيش بگيرند تا پيام حسينهاي زمان به خوبي بر گوش و دل نسلهاي جديد بنشيند. اما زمان زيادي لازم نبود تا مشخص شود گذشتن از من اگر آسان بود خدا به خاطر خويشتنداري يوسف تا اين حد او را ستايش نميكرد و اولياء او، ايثارگران از خود گذشته را براي هميشه تاريخ نميستودند.
كيهان
«نامداران به صف!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان است كه در آن ميخوانيد:
نامها را رديف ميكنم از نخبگان و صاحب منصبان و رؤسا و علما و خبرگان و شهرگان و بزرگان. و ميشمارم يكايك. از صاحب منصبان ديروز و امروز و علما تا صاحبان رسانه و تريبون. تك تك نامشان را مينويسم. به ترديد مي افتم. نامها را خط مي زنم. فكر مي كنم حق مطلب ادا نمي شود. باز نامها را مينويسم و... باز خط ميزنم. اول مطلب و اين همه خط خوردگي؟! باز برمي گردم اول مطلب و دوباره نام رجال را يكايك رديف ميكنم، اين بار در خلوت ذهن. يك... دو... سه... ده... بيست... صد... دويست... هزار... دو هزار. مي پرسم از خود: كدام اينها از ياران خاص حضرت بقيه الله الاعظم(عج) هستند و كدام نه؟ كدام حق خبرگي و نخبگي را به جاي مي آورند و كدام توفيق پيدا نمي كنند؟ شما هم در دفتر دل خود يا روي كاغذي نام اين نخبهها و رجال و خبرهها را رديف كنيد تا پرسش خويش را به غايت برسانيم. زاد روز ذخيره بزرگ الهي(عج) در پيش است و حق داريم از همديگر بپرسيم كه چه قدر مهيا و چابكيم براي روز موعود. حق است بپرسيم كه چرا آن روز آخرالزماني اين قدر به تأخير افتاده است؟ گريبان نخبگان در اين هزاره دور و درازي كه گذشت، گير است. كه چه كردند و چه نكردند. چه گفتند و چه نگفتند كه نجات مستضعفان اين قدر دير و دور شد؟ ماجرا؟ چه گذشت؟ ماجرا چه بود كه آفتاب امامت و سبب اتصال آسمان و زمين- اين تبعيدگاه نسل آدم- در پس ابر غيبت نهان شد و نهان ماند؟ حق مستضعفان جهان است كه گريبان نخبگان هزاره اخير را بگيرند و بپرسند چه كرديد كه وعده «ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض» هزار سال به تأخير افتاد؟ با كدام جواز و حجت؟
اعتماد ملي
«جدالي براي حل يك چالش تاريخي» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم سرگه بارسقيان است كه در آن ميخوانيد:
آنچه با عزل وزيران در روزهاي پاياني عمر کابينه نهم رخ داده، آغاز بحران قانوني بودن دولت است يا بحران قانون در دولت؟ آنچه رخ داده بحران در دولت است يا بحران دولت؟ آنچه پيش روست صورت مساله چند مجهولي دولت است يا صورتحساب چند نفره اعضاي دولت؟ هر رخدادي در روزهاي آتي چه از ناحيه دولت و چه مجلس، جدال زيرپوستي واقعي را آشکارتر خواهد کرد و وقايع را يا در سطح يک صورت حساب سياسي پرهزينه بر سر اختلاف در جلسه کابينه محدود خواهد کرد- چنانکه امروز همين وجه آن پيداست- و يا به شکل صورت مسالهاي ارتقا خواهد داد که در آن رئيس دولت در نهايت جدال چند ساله برسر اختيارات و اقتدارات خود را در «آرماگدون» (نبرد نهايي) اعتقاد به نظام رياستي يا پارلماني به فرجام خواهد رساند.
جمهوري اسلامي
«بازگشت طالبان با چراغ سبز اشغالگران» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
تقريبا همزمان با اظهار تمايل رسمي «ديويد ميليبند»، وزير خارجه انگليس براي مذاكره و تفاهم با گروهك طالبان دولت افغانستان در ولايت «بادغيس» در شمال غرب اين كشور با طالبان قرارداد آتش بس امضا كرد. دولت مركزي مي كوشد اين توافق را به ساير ولايات افغانستان هم تعميم و گسترش دهد.
طالبان هنوز اين آتش بس را رسما تاييد نكرده ولي بموجب آن متعهد شده پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري آتش بس برقرار كند و به مراكز راي گيري و دولتي حمله نكند و مناطق كليدي را به دولت واگذار نمايد و در عمليات راه سازي دولت اختلال نكند. اگرچه از ابعاد تعهدات دولت در قبال اين همكاري طالبان سخن به ميان نيامده است ولي اميدواري دولت براي گسترش ابعاد توافق به ساير استانها در واقع به منزله قبول « حاكميت نسبي طالبان » براين ايالات محسوب مي شود و نوعي مشاركت ضمني در حاكميت دولت مركزي را براي طالبان به همراه دارد.
اعتماد
«دغدغه سبز» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم سيدعلي ميرباقري است كه در آن ميخوانيد:
دغدغه توسعه، پيشرفت، عدالت و ثبات سياسي ايران همچنان ادامه دارد. در حالي که خيلي از کشورهاي هم رديف ما، راه و افق توسعه خود را پيدا کرده اند و به سرعت تمام به پيش مي تازند، ما هنوز در نزاعهاي سياسي و يخه گيريهاي باندي و حزبي، غوطه وريم و جالب تر اينکه ما مباحثي مثل پيشرفت و توسعه را خيلي زودتر از کشورهايي مثل مالزي، کره جنوبي و حتي چين آغاز کرديم. در حالي که منابع مالي، وقت و انرژي فکري نخبگان و هيات حاکمه کشورهاي فوق صرف سامان سياسي و اقتصادي و اجتماعي جامعه خود مي شود، ما مرتب مشغول حذف يکديگر، اتهام زني و خودي و ناخودي کردن جامعه ايم. به نظر مي رسد اگر از گذشته تاريخ خودمان و کشورهاي هم رديف، درسي نمي گيريم و اگر حوادث و تحولات ريز و درشت درون جامعه و منطقه، هيچ تاثير موثري بر ضمير و وجدان جمعي ما نمي گذارد و اگر کوچک ترين حرکت و تپش و تکاني به فکر و انديشه خود نمي دهيم، شايد به اين علت است که اصلاً خيلي فکر نمي کنيم، شايد صحيح و علمي فکر نمي کنيم، شايد توليد فکري مان هم مثل خيلي از توليدات ديگرمان، غيراستاندارد و غيرکيفي است، اگر صحيح هم فکر مي کنيم، جمعي فکر نمي کنيم و در تشخيص مسائل کلان جامعه عاجزيم، تجربه نشان مي دهد در تصميم گيريها، عجول و احساسي هستيم.
دنياي اقتصاد
«سرنوشت حساب ذخيره ارزي در برنامه پنجم» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم حميد زمانزاده است كه در آن ميخوانيد:
سالهاي برنامه چهارم توسعه، دوران رونق درآمدهاي نفتي بود.
به منظور مقابله با نوسانات درآمدهاي نفتي ناشي از بيثباتي بازار نفت و کاهش وابستگي بودجه کشور به درآمدهاي نفتي، در قانون برنامه پنجساله سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، ذخيرهسازي درآمدهاي مازاد حاصل از صادرات نفتخام به عنوان يکي از اهداف سياستگذاران مطرح شد و به موجب اين قانون، دولت مکلف به افتتاح حسابي به نام حساب ذخيره ارزي گرديد و اين حساب در برنامه پنجساله چهارم نيز تداوم يافت.
اما از برنامه سوم که بگذريم، در طول سالهاي برنامه چهارم با وجود درآمدهاي سرشار نفتي، برداشتهاي مکرر دولت از حساب ذخيره ارزي موجب تنزل مداوم نقش و کارکرد حساب ذخيره ارزي در مديريت درآمدهاي نفتي گرديد. اين فرآيند به آنجا انجاميد که در حالي که کارشناسان اقتصادي خواستار تغيير در ترکيب هيات امناي صندوق ذخيره ارزي براي کاهش قدرت دولت در برداشت از آن بودند، هيات امناي حساب ذخيره ارزي منحل و اختيارات آن به کميسيون اقتصادي دولت واگذار شد. در نهايت سرنوشت حساب ذخيره ارزي در برنامه چهارم و عملکرد ضعيف آن در مديريت درآمدهاي نفتي و تأمين اهداف مورد نظر، کارشناسان را به اين نتيجه رساند که تجربه حساب ذخيره ارزي در ايران به عنوان تجربه شکست راهبرد صندوق نفتي در مديريت بهينه درآمدهاي نفتي قابل تفسير و ارزيابي است.
سرمايه
«شرط اجراي عدالت درباره متهمان» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم محمد مصطفايي است كه در آن ميخوانيد:
در پروندههاي کيفري، حق دفاع متهم يکي از موضوعاتي است که توسط مرجع قضايي بايد رعايت شود. قانونگذار در مجموع قوانين جاري کشورمان به خصوص در قانون آيين دادرسي کيفري، قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي، مقرراتي را به نفع متهم وضع کرده تا با اجراي اين مقررات دستگاه قضايي بتواند رسالت خود را بر اساس اصل 156 قانون اساسي به انجام رساند.چنانچه يکي از موارد مربوط به حقوق متهمان که ريشه در حقوق بشر دارد، رعايت نشود، حقوق بشر نقض شده است. براي آنکه خوانندگان روزنامه بيش از پيش نسبت به اين حقوق اطلاع کسب کنند به صورت تيتروار عمده حقوق متهمان را در تحقيقات مقدماتي به شرح زير مطرح ميکنم.


