صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

مهدى دادرس: لطفاً «تو» باور نكن اما حال ورزش ما خوب است!

جامعه ما بيمار است و مردم هم در ورزشگاه ها، بيمارگونه رفتار مى كنند. رفتار ترافيكى ما، رفتار مردم در ورزشگاه ها، رفتار مردم در صف هاى اتوبوس و مترو و... نشان مى دهد كه مردم ما با چند هزار سال سابقه تمدن، الان مشكل فرهنگى دارند! اميدوارم مسئولان از اين خودشيفتگى بيرون بيايند.
کد خبر: ۵۵۵۸۴
| |
3048 بازدید
سوابق مديريتى
• آقاى دادرس! شما كه اين همه انتقاد مى كنيد كارنامه خودتان را بيان كنيد .
- ما كه هنوز انتقاد نكرديم! اين همش درد دل بود، ضمن اينكه من آدمى هستم كه هميشه در كنار انتقاد، راه حل هم نشان مى دهم. حالا اگر آقايان نمى خواهند از اين راه حل استفاده كنند كه مشكل من نيست!

اما سوابق مديريتى من:
۱- من تيم گسترش را پايه گذارى كردم كه از تيم هاى خوب تهران شد. يكى از مديران با نفوذ آن زمان كه حالا سفير ما در فرانسه است چون از من خوشش نمى آمد و من هم زياد حرف گوش كن نبودم، تيم را به نام پارس خودرو سند زد! تيم هم بعد از يك سال ۵ تا از سايپاى من خورد و بعد هم منحل شد.
۲- من تيم سايپا را با تشكيلات جديد پايه گذارى كردم. مرتضى قنبرپور و زحماتش را هم در اين راه نمى توان از ياد برد.
۳- تيم سايپا را در اولين سال حضور بدون حتى يك ملى پوش تشكيل داديم. من و بدنساز تيم آقاى دارستانى نفر جمع مى كرديم. اين تيم بسته شد و بعد از يك ماه هم سرمربى را انتخاب كردم. حميد عليدوستى را با۳۹ سال سن به تيم آوردم كه بهترين بازيكن ما بود. اين تيم
۲ سال پى در پى قهرمان ليگ و جام حذفى شد كه سال اول آن در زمان رياست آقاى « مهندس صفى زاده» در فدراسيون فوتبال رقم خورد. جا دارد يادآورى كنيم كه ليگ سال ۷۳- ۷۲ در دوران رياست حاج آقاى صفى زاده يكى از منظم ترين ليگ هاى فوتبال ايران بود كه سر ساعت شروع مى شد و سرساعت خاتمه مى يافت. جا دارد از آقاى كاظمى كه آن موقع هم مسئول مسابقات بود تشكر كنم. او با برنامه ريزى خوب خود بازوى قوتى براى آقاى حاج سيد محمد صفى زاده و بقيه رؤساى فدراسيون ها بوده و هست.
۴- بعد از سايپا به ايران خودرو آمدم. اداره ساده ورزشى را به باشگاه تبديل كردم. رشته هاى ورزشى زيادى مثل واترپلو، دووميدانى، بسكتبال، واليبال، دوچرخه سوارى، اتومبيلرانى و ... را براى اين باشگاه پايه گذارى كردم. در واليبال هم قهرمان ايران بوديم و هم قهرمان آسيا. سرپرست تيم ملى واليبال در بازى هاى آسيايى پوسان هم بودم كه بعد از ۴۴ سال مقام نايب قهرمانى قاره را كسب كرد.
۵- با تيم واليبال نوجوانان، نايب قهرمان جهان در مصر شديم كه اين اتفاق در تاريخ سابقه نداشت. مسئولان از من حداكثر مقام هشتمى را مى خواستند.
۶- ۲ سال بعد با همان تيم سوم دنيا شديم. مقام هاى داخلى زياد هم دارم كه مطرح كردن آن از حوصله خارج است. مثلاً در پارس خودرو اولين تيم دووميدانى باشگاهى ايران را پايه گذارى كردم كه در جام جواهر لعل نهرو شركت كرد. كارل لوييس قهرمان ۴ دوره المپيك در آن مسابقات حضور داشت. همين آقاى حميد سجادى مدير عامل سايپا، ركورد۲۳ ساله دووميدانى ايران را در همان مسابقات شكست يا دوستان ديگر كه ركورد زدند. بيشتر از اين ديگر يادم نمى آيد. پير شدم (مى‏خندد)

• قرار هست دوباره شما را در ورزش ببينيم؟
- بايد ببينيم سليقه آقايان چى هست! من كه سربازم و آماده خدمت اما اگر بخواهم صادق باشم بايد بگويم زمان ما گذشته و دليل آن هم اين است كه؛
۱- پول نداريم يعنى ثروتمند عاشق شهرت نيستيم.
۲- با سياسيون ارتباط نداريم يعنى پارتى مان كلفت نيست.
۳- روزنامه و خبرگزارى نداريم كه هر روز براى خودمان تبليغ كنيم.
۴- از همه مهمتر گردن ما آرتروز دارد و نمى توانيم سر خم كنيم!
۵- زبانمان هم خيلى رك و برنده است. با در نظر گرفتن همه اين موارد فكر كنم پاسخ منفى باشد! در حقيقت ۵۰ درصد ما حل است. اميدوارم سليقه آقايان در مورد مديران پولدار يا سياسى حل شود! (مى خندد) من روزنامه ندارم و نمى توانم هر روز براى خودم «تيتر» بزنم يا عكسم روى جلد باشد!
دوستانى دارم مثل شما كه گاهى اوقات هواى ما را دارند. وقتى تماس مى گيريد احساس مى كنم كه هنوز كارگران ورزش فراموش نشده اند.

• به نظر شما حال ورزش ما خوب است؟
- بايد «خوب» را تعريف كنيم. يك مترى داشته باشيم براى اندازه گرفتن اين واژه. من آدم منفى بافى نيستم. از نظر بودجه اى خيلى بهتر از قبل هستيم. در دولت هاى قبل يك تيم از خانم ها نداشتيم اما الان فعاليت تيم هاى بانوان در اين دولت و در اين سازمان، خيلى بهتر شده. اين هم يك نقطه قوت است براى اين دولت و براى اين سازمان. البته برخى از آقايانى كه قبلاً بر سر فعاليت هر تيم بانوان فرياد «وااسلاما» سر مى دادند حالا تشريف برده اند مرخصى! نقاط منفى ورزش ما اما بيشتر از قبل شده است. اصلى ترين نقطه ضعف ورزش ما اين است كه ورزش ما سياسى شده. سياسى ها آمده اند داخل ورزش و ورزشى شده اند و ورزشى هاى ما هم متأسفانه سياسى شده اند! نكته جالب اينجاست كه سياسى هايى كه آمده اند داخل ورزش يكدفعه خودشان را علامه دهر فرض كرده اند و اصلاً ما ورزشى ها را قبول ندارند! خودشان را تافته جدا بافته مى دانند در حالى كه ما كه مى دانيم اگر پشتشان به امثال رئيس جمهور و معاون رئيس جمهور و ديگر نهادهاى قدرت وصل نبود، هرگز محلى از اعراب نداشتند! نكته ديگر اينكه متأسفانه ما ورزشى ها از همه نظر ضعيف شده  ايم. چه از نظر قدرت، چه از نظر رفتار و كردار و چه از نظر شخصيت و تفكر. ما سيطره سياست بر ورزش را پذيرفته ايم و اين يعنى تير خلاص در پيشانى مديريت مستقل ورزشى. اجازه بدهيد ريزتر به اين قضيه نگاه كنيم. كارنامه را پس از امتحانات آخر سال مى دهند دست هر آدمى. يكى از اين كارنامه ها المپيك بود كه به زعم آقايان پيروزى و به زعم عقلاى ورزش و مردم، شكست بود. در جام جهانى هم ديديم كه دوره قبل چقدر راحت صعود كرديم و حالا چقدر راحت حذف شديم! انتخاب سرمربيان مختلف براى تيم ملى حكايت از شتابزدگى بسيار عجولانه اى داشت كه سودى نرساند. با اين متر و معيار يا همان كارنامه ما موفقيتى نمى بينيم، پس حال ورزش خوب نيست. ورزش ما كمى تب دارد.

• مشكلش با مسكن حل مى شود؟
- مسكن، اين تب را نيم ساعت آرام مى كند. مثل فدراسيون بسكتبال كه عملكرد خوبى داشت. اين فدراسيون همان مسكن است در حالى كه درد در فدراسيون هايى است كه رئيس ندارند، اختيار ندارند و يك سرپرست غيرقانونى دارند چون فدراسيون نبايد بيش از ۶ ماه بدون رئيس باشد. برخى فدراسيون ها بيش از ۲ سال با سرپرست اداره شده اند كه اين عين تخلف از قانون و نشانه يك بيمارى جدى است. دليلش هم اين است كه اهالى ورزش مشغول مقاومت مقابل رؤساى فرمايشى و دستورى هستند و همين قضيه باعث مى شود تا سازمان تربيت بدنى از برگزارى جلسه مجمع خوددارى كند چون مى داند كه انتخابات را خواهد باخت. درد ديگر حاكم شده بر ذهن مسئولان سازمان تربيت بدنى «عدم نقدپذيرى» است. آقايان خودشان را تافته جدا بافته مى دانند و مقابل كوچكترين نقدى عكس العمل نشان مى دهند. نمونه بارز اين ادعا برنامه ۹۰ بود و آن اتفاق در ظاهر ناخوشايند اما خوشايند! ناخوشايند براى مسئولان ورزش كه طاقت نقد نداشتند و خوشايند براى جامعه ورزش كه مردم با مظلوميت آن آشنا شدند. مردمى كه نشان دادند از مسئولان ورزشى خود خيلى جلوتر هستند. بعضى از مديران باشگاه ها را مى بينيم كه مقابل هر نقدى، با تهديد صحبت مى كنند در حالى كه مى شود نقد را با مهربانى بيشترى جواب داد. از ما هم انتقاد مى كردند و ناراحت هم مى شديم اما هيچ وقت شكايت نكرديم، تهديد نكرديم و با صحبت قضيه را حل كرديم. با لحن خوب مى شود به چيزهايى رسيد كه با تهديد نه. كسى از تهديد استفاده مى كند كه به نهادهاى سياسى وصل است وگرنه آدم ورزشى از ادبيات ورزشى و عرف ورزشى استفاده مى كند.

• از عرف  ورزشى حرف زديد. الان چيزى به نام عرف ورزشى وجود دارد؟
- (مى خندد) نه. الان عرف سياسى حاكم است. باور كنيد كسانى هستند كه پارتى ندارند و حرفشان هم اندكى تند است اما صادق تر از فعلى ها هستند. خيانت نمى كنند، خدمت مى كنند. يك داستان تعريف كنم و يك مقدار هم از خودم (مى خندد) بين ۲ آقا نشسته بودم. يكى از اين ۲ نفر ۲۴ سال است ما را مى شناسد و دومى ۱۷ سال. شروع كردند به تعريف كردن از من. اولى گفت: ۲۴ سال است مى شناسمش و عوض نشده. دومى هم گفت: من خوب مى شناسمش. او آدم صادق و ركى است. من هم به هر ۲ عزيز گفتم: با اين خصوصيات اما هيچ كدام از شما ۲ نفر حاضر نيستيد با من كار كنيد! ديگر هيچ حرفى نزدند! (مى خندد) ديگر عرف ورزشى چه صيغه اى است؟

• اگر اجازه بدهيد برگرديم به فوتبال كه عشق شماست.
- عشق اولم چون رشته هاى ديگر را هم دوست دارم.

• حال فوتبال ما خوب است؟
- (مى خندد ) اگر خوشبين باشم و بخواهم سر مردم را كلاه بگذارم بايد بگويم بله! تيم جوانان كه اوت شد، بزرگسالان كه با اين قرعه و شرايط عالى بايد مى رفت به جام جهانى كه نرفت! عدم استقلال فدراسيون و نوع برگزارى انتخاباتش كه به دور از شأن اخلاقى و جوانمردى بود هم كه مشخص است. من با آقاى آجرلو بسيار اختلاف نظر دارم و ايشان هم در زمان مديريتش خيلى در رسانه هايش اذيتم كرد اما در اين انتخابات به آجرلو ظلم شد.

آقايان طاقت يك مخالف افكار خود را نداشتند كه حتى به پاى ميز انتخابات برسد! ديديم كه در دور اول همه يك شبه خواب نما شدند و استعفا دادند كه انتخابات دوباره ثبت نام شود!  بعد آجرلو را كنار زدند و آمدند جلو تا در دور دوم ثبت نام كنند. آيا اين اخلاقى بود؟ اگر اين بلا را بر سر خودتان مى آوردند تحمل مى كرديد؟ با چنين فدراسيونى، فوتبال «آسيب پذير» و «دستورى» اداره مى شود.

ادعاى آقايان اين است كه استقلال دارند اما من خداى آنها را شاهد مى گيرم كه اينگونه نيست و دستورات از بالا مى آيد. نمونه اش تحميل مسئول روابط عمومى به فدراسيون بود كه جاى اين آدم همه  جا هست جز روابط عمومى. يا در روابط بين الملل جاى دكتر غفارى كس ديگرى را تحميل كردند كه حداقل روش مؤدبانه و انسانى خوبى دارد و مردمدار است اما كارش اين نيست. انتصابات ديگر هم به همچنين.

با چنين فدراسيونى آيا وضع فوتبال ما بايد خوب باشد؟ مثلاً انتخاب سرمربى. دايى، مايلى كهن و قطبى با چه شرايطى براى تيم ملى انتخاب شدند؟ از على دايى از اين به بعد خوشم مى آيد كه اجازه نداد فدراسيون يك كلام به او حرف بزند و اصلاً به فدراسيون دستور مى داد.

دليلش هم اين بود كه جاى ديگرى انتخاب شده بود. خصلت او هم به گونه اى است كه زير بار هر حرفى نمى رفت. مصاحبه هاى آقايان هم اين بود كه حتى اگر با دايى به جام جهانى هم نرويم او مى ماند اما ديديد كه با يك شكست و با يك فشار بركنار شد! داستان حاجى مايلى كهن و بعد هم باب شدن بيانيه ها در فوتبال. بعد آن اتفاقات علم شد. به او قول حمايت دادند و بعد هم كنار رفت! مايلى كهن تنها سرمربى دنياست كه حتى يك بازى هم سرمربى تيمش نشد! بعد پرنده خوشبختى بر سر قطبى نشست كه قرار بود از اول و قبل از دايى سرمربى شود. و تيم ملى ... حذف شد!

خداحافظ جام جهانى! هنوز هم معلوم نشد كه چه كسى مقصر حذف تيم ملى است! كى بود، كى بود، من نبودم، دستم بود، تقصير آستينم بود! اگر كسان ديگرى بودند و استعفا نمى دادند، همين آقايان چه قضاوتى مى كردند؟ باز هم بگوييم حال فوتبال ما خوب است! حالا چون آقايان را دوست دارم و با آنها دوستم، من مى گويم حال فوتبال ما خوب است اما لطفاً شما باور نكنيد. (مى خندد) يادى هم از گذشتگان بكنيم.

از صفايى فراهانى كه يك فوتبال تشكيلاتى را در جامعه جا انداخت يا دادكان كه با قدرت فوتبال را به جام جهانى برد. هميشه اعتقاد دارم كسانى كه خدمتى كرده اند بايد از آنها ياد شود. پهلوان زنده را نبايد فقط عشق باشد. اين عادت من است. برخلاف جريان آب شنا مى كنم. اين روزها هر كس به اين ۲ نفر بد بگويد «مقرب درگاه» مى شود اما من از اين ارج و قرب ها نمى خواهم.

• اما شما كه هميشه منتقد اين ۲ نفر بوديد.
- درست است اما انتقاد من دوستانه و ورزشى بود نه سياسى. جاى اين ۲ نفر حالا در فوتبال ما چقدر خالى است! به همين دليل است كه جاى امثال ما در فوتبال نيست چون ورزشى نگاه مى كنيم نه سياسى.

در مورد خود پيكان يك مثال بزنم. اين قضيه را هم باز نمى كنم. ۸ سال آنجا بودم و رشته هاى ورزشى زيادى را در حد قهرمانى ايران و آسيا تربيت كردم. هرگز حاضر نشدم زير بار حرف غيرمنطقى رئيس بالادست بروم. هميشه هم گفتم: ايستاده مردن بهتر از خميده زيستن است.بعد از من چه شد؟ پيكان در ۵ سال ۸ بار مدير عوض كرده.

• نكند نفرين شماست كه گريبان مديران را گرفته؟
- (مى خندد) بعيد هم نيست. مدير ارشد من بدون تفكر مرا كنار گذاشت و بدون تفكر هم جانشين مرا انتخاب كرد. با اين حال از آن مدير هم تشكر مى كنم چون باعث شد همكاران و دوستان قدر مرا بيشتر بدانند.

• در مورد ليگ برتر صحبت كنيم. آيا تيم هاى ما هم اكنون مشغول خوب كاشتن هستند كه اميدوار باشيم خوب برداشت كنند؟
- خوب كاشتن به تيم هاى پايه مربوط است. به نظر من تيم ها بسيار كم از محصولات تيم هاى پايه استفاده مى كنند. يارگيرى ها را هم داريم مى بينيم. سفر به خارج هم كه مد شده. من هم اردوى خارج رفته ام و مى دانم كه «خيلى خوب» است. احساس مى كنم ليگ ما در حال ارتقاى كيفيت است. رو به رشد است. ظلم اما جاى ديگر است.

بر سر حق  پخش تلويزيونى. حق پخشى كه ۱۰۰ ميليارد تومان مى ارزد، با ۴ ، ۵ ميليارد تومان كه آن هم تا به حال پرداخت نشده، سر و تهش هم آمد! اينجاست كه فوتبال حرفه اى معناى اصلى خود را از دست مى دهد. «كپى رايت» كه نداريم. «تى وى رايت» كه گفتم در حداقل قرار دارد. بليت فروشى كه صفر است. تبليغات ورزشگاه ها كه مال باشگاه نيست! پس كجاى اين تيمدارى حرفه اى است؟

• به ليگ نهم خوشبين هستيد؟
- من به فوتبال خوشبين هستم به شرط آنكه خوب برنامه ريزى شود.

• ليگ هشتم، ليگ بى اخلاق يا اخلاق گريزى بود. چرا؟
- چند سال است كه به اين قضيه اعتقاد دارم. ما مشكل فرهنگى داريم . فرهنگ جامعه ما تهى از اخلاق يا فرهنگ پهلوانى شده. در جامعه اى كه پر از دشنام، بد اخلاقى، بى حرمتى و... است، در اين جامعه پرتنش نمى توانى يك فوتبال اخلاق گرا، نظم گرا و پهلوان محور داشته باشى. اين تماشاگران، همان آدم هاى جامعه هستند. چند سال قبل هم گفته بودم تماشاگر فوتبال،  تماشاچى «اپرا» نيست. ورزشگاه جاى تخليه انرژى است اما اين انرژى در ورزشگاه ها بيش از حد در حال تخليه است و اين بد شده.

متأسفانه در برنامه شوك ديدم كه يكى از اين كارشناسان اين بداخلاقى ها را در ايران كمرنگ مى كرد و به تقبيح فوتبال اروپا مى پرداخت در حالى كه فاصله تماشاگران آنها با زمين بسيار كم است و ما شاهد هيچ حركت خشنى نيستيم. اگر در ورزشگاه آزادى هم فاصله زمين تا جايگاه يك متر باشد، هيچ اتفاقى نمى افتد؟

جامعه ما بيمار است و مردم هم در ورزشگاه ها، بيمارگونه رفتار مى كنند. رفتار ترافيكى ما، رفتار مردم در ورزشگاه ها، رفتار مردم در صف هاى اتوبوس و مترو و... نشان مى دهد كه مردم ما با چند هزار سال سابقه تمدن، الان مشكل فرهنگى دارند! اميدوارم مسئولان از اين خودشيفتگى بيرون بيايند.

• منشور اخلاقى را چطور ارزيابى مى كنيد؟
- من زياد درگير نبودم اما مطالعه سردستى انجام دادم. منشور، هم نكات مثبت دارد و هم نكات منفى اما كار كارشناسى آن را قوى نمى بينم. بايد بيشتر روى آن كار شود و اين كار شدن هم بايد توسط كسانى باشد كه با فوتبال درگير هستند. منشور را فوتبالى ها ننوشته اند كه اگر مى نوشتند، اين منشور قوى تر هم مى شد. فوتبالى ها درگير اين قضيه نشدند و اين بد است.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟