جنگ سرد در اضلاع مربع!
چند سالی است که جنگ سرد در فوتبال ایران جا افتاده بویژه در فصل نقل و انتقالات و البته در آخرین روزهای لیگ این جنگ کلامی و حمله به اردوی حریف کاملا باب شده است.
به نوشته وطن امروز؛ این روزها هم این جنگ غیرمستقیم در جریان است، جنگهایی که دیده نمیشوند و فقط شنیداریاند و خارج از مستطیل سبز در جریان هستند.
جنگهای سرد امسال را شاید باید در چهار بخش جستوجو کرد. جنگهایی بین استقلال و سپاهان، بین استقلال و پرسپولیس، بین پرسپولیس و استیلآذین و البته بین تیمهای خصوصی و تیمهای صنعتی!
اول: جنگ کلامی بین استقلال و سپاهان شاید به قید قرعه لیگ خیلی زودتر از آنچه تصور میرفت شروع شد. واعظی آشتیانی شروع کننده این جنگ بود. او آنقدر با نیش و کنایه علیه قلعهنویی حرف زد تا صدای ساکت درآمد! سپاهان بیانیهای علیه واعظی منتشر کرد و در پی آن آشتیانی در مقام پاسخگویی برآمد تا اینکه حتی اعلام کرد که سپاهان بحران مدیریتی دارد!
کشمکش سپاهان با استقلال از استعفای امیر قلعهنویی و پیوستن او به سپاهان شروع شد و این مهم جرقه این جنگ را زد! امیر قلعهنویی البته سعی کرد از استقلال بازیکنی نگیرد اما این سعی در خاموش کردن شعلههای جنگ موثر نبود تا جایی که حتی بود و نبود تماشاگران هم عاملی برای سکوت در آزادی نشد! جنگ واعظی با ساکت و امیر همچنان ادامه دارد و پیشبینی میشود که تا روز آخر لیگ ادامه یابد چون طرفین کاملا مدعی هستند و قصد ندارند در جنگ سرد و لفظی از طرف دیگر کم بیاورند!
دوم: استقلال و پرسپولیس؛ این جنگ حتی شنیداری هم نیست و طبق سنت فقط احساس میشود! جنگ در یارگیری و آمادهسازی همچنان ادامه دارد و قیاس این دو تیم با یکدیگر این جنگ را عیان میسازد.
در واقع جنگ سرد سرخابیها بیشتر در میان هوادارانشان ادامه یافته است و البته شاید به دلیل فونداسیون بهتر سال گذشته استقلال امسال و تا این لحظه باید استقلال را جلوتر از پرسپولیس دانست که ریزش نیروی زیادی داشته و تاکنون هم در به خدمت گرفتن یک دروازهبان قدرتمند ششدانگ موفق نبوده و در بحث سرمربیگری هم زمان بسیاری را از دست داده است!
سوم: جنگ بین پرسپولیس و استیل آذین از اواسط سال گذشته آغاز شد. یعنی در روزهایی که هدایتی رئیس هیات مدیره پرسپولیس بود و انصاریفرد مدیرعامل آن! اختلاف این دو در همان روزها شکل گرفت و با یارکشیهای بعدی وارد فاز جدیدی شد. یارکشیهایی که به سرمربی شدن استیلی در استیلآذین و حضور کاشانی در بین مدیران این باشگاه انجامید و کشمکش درباره علی کریمی و علی پروین را به اوج رساند.
این جنگ هم بسته به قدرت استیلآذین میتواند تا روز آخر لیگ ادامه یابد. حضور حسین کعبی، غلامرضا رضایی و کاظم برجلو در استیلآذین خط حمله این تیم را قدرتمند کرده اما شاکله اصلی استیل، ریشه در لیگ یک دارد و این مساله از آنها تیمی بیتجربه و غیرقابل پیشبینی میسازد و به همین دلیل است که نمیتوان پایان این جنگ را حدس زد، ضمن اینکه خود پرسپولیس هم بشدت غیرقابل پیشبینی است، چون اسکلت آن در بسیاری از بخشها دستخوش تغییر شده و نمیتوان قدرت یا ضعف این تیم را حداقل تا آغاز لیگ حدس زد.
چهارم: در میان نامداران البته جنگهای دیگری هم دیده میشود. بهعنوان مثال شفیعزاده استقلال اهواز هم علیه برهانینژاد مس موضع گرفته که این مساله ریشه در نوع پول خرج کردن تیمهای صنعتی و خصوصی دارد. آقای شفیعزاده سعی دارد تیمهای صنعتی را محکوم کند تا به این شکل از بازیکنگیری و تقویت آنها جلوگیری کند.
البته ایشان تا حدودی هم موفق شد نظر برخی مسؤولان را به خود جلب کند تا جایی که وزیر صنایع هم به تیمهای صنعتی هشدار داد اما نگارنده تصور میکند نباید تیمهای صنعتی را تضعیف کرد بلکه باید تیمهای غیرصنعتی را تقویت کرد تا اینها هم مثل آنها توان بیشتری در حفظ مهرههایشان داشته باشند نه اینکه اینها را به امان خدا رها کرد تا قارونها در این میدان پول به پای فوتبال بریزند و بریزند و پس از اتمام پولهایشان تیمهایشان را در معرض نابودی قرار دهند.
به هر حال تیمهای صنعتی چون مس، سپاهان و ذوبآهن امسال نمایندگان ایران در آسیا هستند و تضعیف آنها تضعیف فوتبال ایران در آسیا خواهد بود که میتواند منجر به کم شدن و کاهش سهمیه ایران در لیگ قهرمانان آسیا شود.
اگر راه را درست برویم قطعا به نتیجه میرسیم اما اگر خشت اول را کج بگذاریم تا ثریا این دیوار کج میرود. به هر حال جنگ سرد هم جزئی از فوتبال است و فوتبال بدون جنگهای کلامی و کرکریها شبیه به منچ و مارپله میشود.
به همین دلیل تصور میکنیم این جنگهای مقطعی و رقابتهای درونی برای فوتبال لازم است البته به شرط آنکه از
حد و حدود خارج نشود.


