بسكتبال ايران بال پریدن ندارد
بسكتبال ايران در روزهاي گذشته 4 تيم خود را به خارج از مرزها فرستاده بود. تيم بسكتبال جوانان در نيوزيلند و دانشجويان بسكتبال به بلگراد رفتند.
به نوشته جام جم؛ در بلگراد به پرتغال و تركيه باختيم تا اصلا اميدي برايمان باقي نماند. وقتي مقتدرانه در آسيا اول ميشويم اما در بازيهاي جهاني در جمع 16 تيم جايي نداريم پس خيلي از كارهاي اين ورزش دانشگاهي در بازيهاي جهاني عيب دارد.
در سويي ديگر تيمهاي ملي و 3 نفره در قطر و سنگاپور با آسياييها جنگيدند. در بعد آسيايي همچنان موفقيتها ادامه دارد. در بسكتبال 3 به 3 آسيا يك قهرماني در كارنامه داريم اما امسال دوم شديم. دو سال پيش در ماكائو بازيكنان ايران از سد چين در فينال عبور كرده بودند. تيم دو سال قبل بدون باخت اول شد در حالي كه اين تيم دو بازي را باخت و در جاي دوم قرار گرفت كه باز در نوع خود ارزشمند است. در مورد تيم3 نفره ايران بعضيها معتقدند نفرات بهتري هم داشتيم.
به هر حال اين روزها همه انتظار قهرماني دارند. تيم ملي بسكتبال در جام چهار جانبه قطر به قهرماني رسيد. ايران در بازيهاي چند شب پيش قطر، لبنان را برد در حالي كه جكسون ورومن بازيكن آمريكايي كه تابعيت لبناني گرفته، بازي كرده بود. به هر حال تيم لبنان هم مثل تيم ما جمعي از بازيكنان شاخص خود را در اختيار نداشت مثل فادي خطيب. لبنان جوانگرايي كرده است.
شايد تنها تيميكه با قدرت بازيهاي قطر را برگزار كرد همان تيم ميزبان بود. جكسون و حضورش از اين بابت براي ما مهم است كه اين بازيكن را خوب ديدهايم و خوب ميشناسيمش. او در ليگ قبل، در ايران براي صبامهر بازي كرد و در آسيا براي قهرماني مهرام گامهاي محكمي برداشت. تمامي اين بازيها براي ما به پايان رسيده اما بررسيها بايد آغاز شود. اينكه براي جهاني شدن و جهاني ماندن چه بايد كرد؟
نتايج جوانان بسكتبال در ابعاد جهاني بايد بسكتبال ايران را به انديشه بيشتر وادارد. اينكه ما راحت از فرصت تاريخي كه در بازي با مصر ايجاد شد گذشتيم، خيلي ناراحت كننده است. ما اگر به جمع تيمهاي مرحله دوم ميرفتيم و در آنجا دوازدهم هم ميشديم بهتر از شكست برابر قهرمان آفريقا و بازي كردن براي عناوين 13 تا 16 بود.
در بلگراد تيم دانشجويان ايران باختن به تيمهايي در اندازه نسبتا جهاني را به عادت تبديل كرد تا ثابت شود بسكتبال ايران هنوز در كلاس جهاني موقعيت و اعتباري ندارد. براي ساختن بسكتبال جهاني چه بايد كرد؟ پز دادن براي بردن تيمهاي آسيايي تا كي؟ چگونه بايد از آسيا عبور كرد؟
پاسخ به اين سوالها ساده است، اما در عمل و با توجه به وضعيت كلي ورزش كشور، مشكلات زيادي داريم. در يك نگاه بايد به مشكلات سختافزاري و نرمافزاري كه معمولا به عادت طبيعي در بيان دلايل ناكاميها تبديل شده است و در شرايط فعلي گريزي از آن نيست، اشاره كنيم.
مسايل نژادي در آسيا و نه فقط در ايران، كار بازيكنان اين قاره را مقابل تيمهاي جهاني سخت ميكند. در نيوزيلند، آسياييها بجز قزاقها بايد در بازيهاي سيزدهم تا شانزدهم شركت كنند در حالي كه هر 3 تيم در قاره كهن مقامهاي اول تا سوم را در اختيار دارند.
مشكلات اقتصادي و تحولات سياسي از ديگر مسايلي است كه در ورزش آسياييها تاثير مستقيم دارد بنابراين بسكتبال ايران منفك از شعاع حركت كلي بسكتبال آسيا نيست و در همين دايره قرار ميگيرد. جايي كه چين قدرت بلامنازع آن، سالهاست در المپيكها و رقابتهاي جهاني نتيجهاي كه از قهرمان پهناورترين قاره دنيا انتظار ميرود، نميگيرد.
بسكتبال ايران 6 5 سالي است كه نگاهي روبهجهان افكنده اما شرايط براي حضور توامان و پيگيرانه بسيار سخت است. ما به منابع انساني و جمعيت مستعدي كه در اين ورزش داريم ميباليم. مربياني كه رمز و راز كار با جوانان را به درستي ميدانند و بازيكناني كه در عرصههاي متعدد آبديده شده و با انگيزه فتح سكوهاي آسيايي گام در ميدان رقابتها ميگذارند.
آري! براي جهاني شدن ديديم فقط همينها كافي نيست. بسكتبال ايران ميخواهد از دايره كوچك آسيا خارج شود اما بال پريدن در عرصههاي جهاني را ندارد.


