مهاجمي انفجاري به نام فرناندو تورس
پسربچه مرد شده است!
گزارشگر بخش اسپانيايي شبكه معتبر ESPN ميگويد: تورس نماد اسپانياست و نه يك باشگاه. او كسي است كه پرچم اسپانيا را آن سوي آبها به اهتزاز درآورده و يك قهرمان ملي است و همه به او افتخار ميكنيم. تكرار گلهاي او در شبكههاي تلويزيوني و انتشار اخبار موفقيتهايش در ميادين مختلف باعث غرور اسپانياييهاست.
کد خبر: ۵۴۶۷۴
| | 2900 بازدید
دوران سرافكندگي اسپانياييها به پايان رسيده است. آنها هميشه از عدم موفقيت در رده ملي ناراحت بودند، ولي حالا ميتوانند به تيم و بازيكنانشان افتخار كنند. دليل اصلي موفقيت اسپانيا در سالهاي اخير توجه ويژه به پرورش صحيح بازيكنان از ردههاي سني پايين است. فرناندو تورس، ستاره گلزن تيم ملي اسپانيا و ليورپول نمونه كاملي از بازيكناني است كه از ردههاي سني پايين مليپوش بوده و بعد از كسب افتخار در ردههاي نوجوانان و جوانان، اكنون به مرد كليدي و سرنوشتساز اسپانياييها تبديل شده است.به نوشته جام جام و به نقل از فوتبال جهان؛ النينو يا پسربچه لقبي است كه به دليل درخشش در سن پايين براي فرناندو تورس در نظر گرفتهاند. او دومين فصل موفقيتآميز خود را در آنفيلد پشت سر گذاشت و با درخشش در جام كنفدراسيونها فصل خوبش را تكميل كرد.
داستان تبديل شدن فرناندو تورس به يكي از بهترين مهاجمان كنوني جهان، داستاني باور نكردني است. او در يك مقطع چند ساله جهشي خيرهكننده داشته و بسياري را متعجب كرده است. تورس از تابستان 2007 كه از اتلتيكو مادريد به ليورپول پيوست، روزهاي باشكوهي را پشت سر گذا شته است.
24 گلي كه او در فصل اول حضورش در ليورپول به ثمر رساند، بيشترين تعداد گلي بوده كه يك تازهوارد به ليگ جزيره تاكنون به ثبت رسانده است. در ضمن اين نخستين بار در يك دهه اخير بوده كه يك بازيكن ليورپولي مرز 20 گل در يك فصل را پشت سر گذارده است.
در پي اين توفيق جالب توجه، فرناندو تورس در رقابتهاي يورو 2008 گل قهرماني اسپانيا در برابر آلمان زد و تيمش را بعد از 44 سال به قهرماني جام ملتهاي اروپا رساند. او در انتخاب مرد سال فوتبال 2008 كه توسط مجله ورلد ساكر برگزار شد، سومين بازيكن برتر سال 2008 جهان لقب گرفت.
دومين فصل حضور تورس در ورزشگاه آنفيلد با وجود مصدوميت شديدي كه نصيبش شد، روزهاي خاطرهانگيزي براي وي داشت. او طي 24 بازي كه در ليگ به زمين رفت، زننده 14 گل شد. نكته بارز فصل براي او، زدن گلهاي باارزش به تيمهاي رئالمادريد و منچستريونايتد بلافاصله بعد از پايان دوران مصدوميتش بود. هواداران ليورپول معتقدند اگر تورس آسيب نميديد، ليورپول ميتوانست جلوتر از منچستريونايتد به قهرماني ليگ برتر برسد.
نبايد فراموش كنيم كه فرناندو تورس در لاليگا هم روزهاي خوبي را پشت سر گذاشت. وقتي او در پيراهن اتلتيكو مادريد بازي ميكرد، تنها مهاجماني چون ساموئل اتوئو و داويد ويا او را در صدر جدول گلزنها به خطر ميانداختند. او 2 بار عنوان آقاي گلي لاليگا را به خود اختصاص داد و در همه فصولي كه براي اتلتيكو مادريد بازي كرد، بهترين گلزن تيمش لقب گرفت. محبوبيت تورس تا به آنجاست كه در آخرين دور تمرينات تيم ملي اسپانيا در دور انتخابي رقابتهاي جام جهاني، او با اسكورت ويژه پليس به محل تمرين آمد. حقيقت اين است ما معمولا خيلي زود فراموش ميكنيم كه اوضاع قبلا چگونه بوده است.
ترديد
زماني كه رافائل بنيتس، مربي والنسيا بود از اين موضوع ناراحت بود كه به قول خودش دستور خريد كاناپه ميداد، آنها برايش لامپ ميخريدند! اين جمله اشاره به اين موضوع دارد كه به رافا بنيتس در والنسيا آزادي عمل داده نميشد تا بازيكنان مورد نظرش را بخرد. او در آنفيلد همواره بر سر اين موضوع كه همه كاره ليورپول باشد، با روساي باشگاه جنگيده است و توانسته همه امور باشگاه را شخصا به عهده بگيرد.
در مقابل خريدهايي نظير خوسمي، فرناندو مورينتس، مارك گونسالس و رابيكين كه همگي ضعيف و بدون كيفيت لازم براي درخشش در ليورپول از آب درآمدند، رافابينتس يك جواب محكم در آستين دارد: فرناندوتورس. ديگر همه به اين موضوع معترف هستند كه تورس يك استثناست. اويك قهرمان ذاتي است.
در زمان خريد تورس از اتلتيكو مادريد، سرالكس فرگوسن از كساني بود كه به درخشش اين اسپانيايي در ليگ برتر اطمينان نداشت. جان توشاك، مربي كهنهكار ولزي كه خود زماني از ستارگان گلزن ليورپول بود هم، نظري مشابه فرگوسن داشت: اگر ليورپول نظر مرا بخواهد، ميگويم به هيچ وجه خريد تورس را توصيه نميكنم.
انفجار
اهالي مطبوعات هم نظري شبيه فرگوسن و توشاك داشتند؛ آنها معتقد بودند كه تورس از آن دست مهاجماني نيست كه بشود از او انتظار حدود20 گل در هر فصل داشت. تيترهاي آنها را در زمان ورود تورس به آنفيلد، كلماتي چون اسفناك، شكست و فاجعه تشكيل ميداد.
تورس قبلا هرگز نتوانسته بود در يك فصل 20 گل به ثمر برساند. بهترين ركورد شخصي او 19 گل در فصل 2004 - 2003 بود كه 6 گل از مجموع گلهايش از روي نقطه پنالتي حاصل شده بود. البته در حقيقت او توانايي زدن گلهاي فوقالعاده را داشت، اما رسانهها بيشتر روي موقعيتهايي كه او از دست ميداد، مانور ميدادند. اين كه او در تيمي مثل اتلتيكو مادريد بازي ميكرد هم موضوع ديگري بود كه باعث ميشد چندان مورد علاقه رسانههاي اسپانيايي نباشد. اين رسانهها بارسلونا و رئالمادريد را دوست دارند.
اظهارات قبلي جان توشاك را از نظرگذرانديد. بد نيست ببينيم حالا نظر اين مرد كار كشته كه در اسپانيا هم مربيگري كرده راجع به تورس چيست، او ميگويد: وقتي او را در پيراهن اتلتيكو مادريد ميديدم، هرگز گلزن متبحر كنوني ليورپول را نميديدم. تورس مبدل به يك گلزن بزرگ شده است. اكنون هواداران اتلتيكو هم بيش از گذشته افسوس ميخورند، چون آنها ميدانستند تورس بازيكن خوبي است، اما ديگر نه اينقدر خوب! ژابي آلونسو، هم باشگاهي تورس در ليورپول ميگويد: او در ليورپول به يكباره منفجر شد! بايد اعتراف كنم تورس مرا متعجب كرده است.
اينطور به نظر ميرسد فوتبالي كه در ليگ برتر اجرا ميشود نسبت به آنچه در لاليگا به نمايش در ميآيد، بيشتر به سبك بازي او ميخورد. او سريع، بيپروا و پر قدرت است و در ليگ برتر راحتتر فعاليت ميكند. تورس به وضوح از بازي در فضاي ليگ برتر لذت ميبرد.
تورس در حال حاضر كمي جلوتر از گذشته بازي ميكند. او كاملا نزديك به آخرين مدافع حريف ميجنگد و يك شماره 9 واقعي را به تصوير ميكشد. گل اول او به رئالمادريد در ليگ قهرمانان باشگاههاي اروپا نشان كاملي از يك مهاجم كامل داشت. زماني كه او با گامهايي سريع و بلند در پي يك توپ بلند دويد و بعد با كنار زدن بازيكن تنومندي چون پهپه وارد محوطه جريمه و بعد منطقه شش قدم شد و گل زد، كسي نبود كه تورس را يك مهاجم استثنايي نداند. مثالي ديگر در تاييد اين موضوع گلي بود كه تورس بتازگي در مرحله انتخابي رقابتهاي جام جهاني به تيم ملي تركيه زد. تاثيرگذاري تورس در آن بازي بسيار كم بود تا اين كه ويسنته دل بوسكه به بازيكنانش گفت توپ را سريعتر ردوبدل كنند و پاسهاي كوتاه را بيشتر به كار گيرند. با اين تغيير تاكتيكي به يكباره تورس به يك خطر دائمي تبديل شد. ماركوس سنا، هافبك دفاعي ويارئال و تيم ملي اسپانيا ميگويد: مربي از ما خواسته بود در نيمه اول بيشتر بازي مستقيم را در دستور كار قرار دهيم و اين نوع بازي موجب شد تورس از جريان بازي خارج شود. در ادامه بازي وضعيت تغيير كرد و تورس ستاره ما شد. بعضي بازيكنان كه اسپانيا را به مقصد انگليس ترك ميكنند، شكست ميخورند، اما تورس كاملا با محيط ليگ برتر تطبيق پيدا كرده است.
پيشرفت
با مربيگري رافائل بنيتس كه تورس او را بهترين مربي دوران ورزشياش ميداند، اين اسپانيايي هدفگيري دقيقتري پيدا كرده است. شايد او را كمتر در بازي ببينيد، اما كاملا موثر بازي ميكند. خود تورس هم به تغيير نوع بازياش در ليورپول نسبت به زمان حضورش در اتلتيكومادريد اعتقاد دارد: در اتلتيكو من بيشتر از روي غريزهام بازي ميكردم و براساس آنچه به نظرم ميرسيد جلو ميرفتم، اما در ليورپول چيزهاي زيادي راجع به حركتهايم و وضعيت قرار گرفتنم در زمين آموختهام.
تورس در اتلتيكو شرايطي متفاوت داشت. او در 19 سالگي كاپيتان اتلتيكومادريد شد و وقتي تيم نتيجه نميگرفت، او كسي بود كه وظيفه داشت تيمش را به مسير موفقيت برگرداند. در واقع مسووليتهاي او در اتلتيكومادريد بسيار زياد بود. كايتانو روس، فوتبالنويس مجله الپائيس ميگويد: بنيتس با برداشتن فشار مسووليت از دوش تورس به او كمك بزرگي كرد. اكنون او با آرامش خاطر، بهتر از گذشته دروازهها را باز ميكند.
ژابي آلونسو با اين موضوع موافق است و اضافه ميكند: فرناندو به يك يا دو شانس احتياج دارد تا كار را تمام كند. قبلا او به موقعيتهاي بيشتري نياز داشت. اكنون همه در كنار او هستند. او اطمينان و ياري ديگر بازيكنان را به خوبي حس ميكند.
محبوبيت
در پي اين تغييرات در نوع بازي تورس، وضعيت او در تيم ملي هم تغيير كرده است. در زمان برگزاري جام جهاني 2006 نظرسنجي نشريه ماركا نتيجهاي حيرتآور داشت: 80 درصد مردم معتقد بودند تورس نبايد در تركيب اصلي قرار گيرد. الان او نسبت به 3 سال پيش بسيار محبوبتر شده است. خوان كاسترو، نويسنده ماركا ميگويد: در اتلتيكو، تورس آنچنان محبوب عام نبود. او تنها محبوب هواداران اتلتيكو بود، اما در ليورپول او شخصيتي جديد پيدا كرده است.
تغيير نگرش
تورس در كودكي تحت تاثير پدربزرگش همراه او به ورزشگاه ويسنته كالدرون ميرفت. او هر روز با پيراهن اتلتيكومادريد به مدرسه ميرفت و با وجود صداي اعتراض دوستانش كه هوادار رئالمادريد بودند، به كارش ادامه ميداد.
او در 16 سالگي اولين بازياش را براي اتلتيكومادريد انجام داد و 3 سال بعد كاپيتان اين تيم شد. تورس از بسياري جهات خود اتلتيكومادريد بود. به همين دليل انتقاد كردن از تورس راحتترين كار ممكن بود. رئالمادريديها به او پوزخند ميزدند، او را دست ميانداختند و سعي ميكردند تا آنجا كه ميتوانند او را كوچك بشمارند. اگر او كارهايي را كه در اتلتيكومادريد انجام داد، در رئالمادريد هم به انجام ميرساند، به يك بازيكن بينظير مبدل ميشد. بعد از گلي كه تورس در جام جهاني 2006 به اكراين زد يك ستوننويس مادريدي نوشت: من ديگر هرگز به او نخواهم خنديد. با اين حال وقتي تورس در اتلتيكو به مشكل خورد، اين قول شكسته شد.
در 10 باري كه او با پيراهن اتلتيكومادريد مقابل رئال ايستاد، هيچ گاه در سمت پيروز ميدان نبود. او در اين بازيها فقط يك گل زد و هرگز در سانتياگو برنابئو توپ را به تور حريف سفيدپوش نرساند. وقتي او در اين فصل با پيراهن ليورپول دروازه رئال را گشود، هيچ كس به اندازه هواداران اتلتيكومادريد شادمان نشدند. با وجود موفقيتهاي تورس هيچ گاه مطبوعات بارسلونا و مادريد او را مستحق دريافت جايزه مرد سال اروپا ندانستند. روزنامههاي مادريدي ايكر كاسياس و روزنامههاي بارسلونا، ژاوي را نامزد اين جايزه معرفي كردند.
در 2 سال اخير نوع نگرش رسانههاي اسپانيايي به تورس تغيير كرده است. اين صحيح كه آنها دوست ندارند تورس را بالاتر از ستارگان رئال و بارسلونا بدانند، اما با نگاه ملي به قضيه نگاه ميكنند. مارتين آينستين، گزارشگر بخش اسپانيايي شبكه معتبر ESPN ميگويد: تورس نماد اسپانياست و نه يك باشگاه. او كسي است كه پرچم اسپانيا را آن سوي آبها به اهتزاز درآورده و يك قهرمان ملي است و همه به او افتخار ميكنيم. تكرار گلهاي او در شبكههاي تلويزيوني و انتشار اخبار موفقيتهايش در ميادين مختلف باعث غرور اسپانياييهاست.
اكنون ديگر او را به خاطر رنگ پيراهنش مسخره نميكنند. گلي كه او در فينال يورو 2008 به ينس لمن زد، در آرم بسياري از برنامههاي ورزشي اسپانيا جايي ويژه دارد. اسپانياييها اين گل را مهمترين گل تاريخ فوتبال كشورشان ميدانند. بعد از اين قهرماني، زماني كه ميليونها نفر در مادريد جمع شده بودند تا در جشن قهرماني اسپانيا شركت كنند، پهپهرينا ميكروفون را گرفت و بازيكنان را يك به يك معرفي كرد. وقتي نوبت به معرفي فرناندو تورس رسيد، گفت: شماره 9 ميپوشد، پسربچه، پسر اسپانيا، فرناندو تورس!
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


