سقوط سیستم لبخند درمانی فدراسیون!
بارها گفتهایم، نوشتن و گفتن از گذشته اگر هیچ نتیجهای هم در بر نداشته باشد، دستکم میتواند چراغ راهی برای آینده باشد؛ این رسالت اصلی ما مطبوعاتیها به شمار میرود.
به نوشته نود؛ با همین پیش فرض است که میخواهیم برای نسل آینده فوتبال ایران متقاضی تغییرات اساسی در ساختار فدراسیون باشیم.
کسب 11 امتیاز از 8 بازی ـ بخوانید 24 امتیاز ممکن ـ! و حذف از جام جهانی تراژدی بزرگی بود که فوتبال کشورمان حالا حالاها باید برای آن غم و غصه بخورد. این در حالی است که سیستم «لبخند درمانی» حاکم بر فدراسیون فوتبال کماکان بر سر کار است و به تمام اتفاقات گذشته ریشخند میزند! سیستمی که به رغم سقوط با کمال تأسف میگوید: «چه خوشتان بیاید و چه نیاید باید دو سال و نیم دیگر ما را تحمل کنید و ...!».
چند سالی میشود فوتبال ایران در خارج از کشور هر روز با داستانی تازه مواجه بوده و با وضعی غیر استاندارد از صعود به جام جهانی نیز بازماند.
به داخل هم که نگاه کردیم، وضع را بسیار بدتر یافتیم؛ حذف هر 4 نماینده ایران از لیگ قهرمانان آسیا به نوعی بذر یاس و نومیدی را در دل مردم و اهالی فوتبال پاشید و ثمرهاش آن شد که نباید، میشد.
به عبارت دیگر، زنگ خطر همان روزهایی به صدا درآمد که هر چهار نماینده ایران، یکی یکی اوت شدند و ....
آن روزها هر چه فریاد کشیدیم، نه گوش شنوایی پیدا شد و نه پاسخی شنیدیم و نه اعتنایی دیدیم. سیستم لبخند درمانی و به استهزا گرفتن مسایل جدی همان زمان نیز بر فدراسیون حاکم بود و فوتبال ایران روز به روز دچار نوسان و سقوط بیشتر شد، اما این تمام داستان فوتبال ما نیست؛ یک سال و نیم عملکرد آقایان در فدراسیون فوتبال، بزرگترین آرزوی مردم را به باد داد و آب هم از آب تکان نخود.
نه کسی شهامت استعفا داشت و نه پاسخی منطقی به مردم داده شد و عجیب هم نیست وقتی یک دونده در رأس فدراسیون فوتبال قرار بگیرد و بگوید: «خوب میشد یه جام جهانی رفته و زنگ تفریح تیمهای بزرگ میشدیم!!».
همه واقعیت را نگفتیم چون مجال، خیلی نیست و بیش از این هم نمیتوانیم بر سر قبر خالی این فوتبال گریه کنیم. پس یک بار دیگر نقطه سر خط؛ بیرودربایستی فوتبال ایران نیاز به تغییرات اساسی در ساختار مدیریتی خود دارد و سقوط سیستم لبخند درمانی در فدراسیون را باید باور کرد.


